۰

امکان ظهور یک معجزه هزاره سوم دیگر

  • ۱۲بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

هر آدم نیمه عاقلی هم می داند مشکلات بنیادین این سرزمین نه کنسرت است، نه رفتن خانم ها به ورزشگاه ها، نه توقیف چند نشریه که به زحمت تیراژ همه آن ها به ده هزار نسخه می رسد و نه دستگیری فلان خبرنگار.

البته همه این مسائل در سرزمینی که همه چیزش بر قرار و قاعده و سامان باشد مسائل مهمی به شمار می آید اما در کشوری که آمار طلاق و اعتیاد و ...روبه فزونی گذاشته، فقر و فساد بیداد می کند، گرانی و بیکاری کمر طبقه مستضعف را خرد کرده و طبق آمارهای رسمی بیش از ده میلیون حاشیه نشین دارد و فعلا تحریم ها شده است یکی از مسائل اساسی آن و کشوری که اصل و اساسش بر اساس نفت اداره می شده این روزها به زحمت دارد فروشش را از یک میلیون بشکه بالاتر می برد مسائلی از این دست هرچه قدر هم مهم باشند جزو مسائل بنیادین به شمار نمی آیند. این را هر آدم منصفی می فهمد و بر سر آن چند و چون نمی کند. حتی آن جوانی که همه زندگی اش را بر سر موسیقی گذاشته و کنسرت دادن یا ندادن می تواند سرنوشت و آینده او را رقم بزند خوب می داند کنسرت مسئله حیاتی کشور نیست. با این حال چرا مخالفان دولت این قدر بر سر مسائلِ غیرحیاتی داد و هوار راه انداخته اند و برای همین چیزهای بسیار به زعم خودشان پیش پا افتاده تا جایی که توان دارند مانع تراشی می کنند؟

درک و فهم این نکته چندان دشوار نیست. آن ها از یک طرف می خواهند به دیگران بقبولانند که دولت با آن همه شعارهایی که درباره تدبیر و امید سرمی داد کاری به جز اندیشیدن به همین مسائل به ظاهر پیش پاافتاده ندارد. آن ها می خواهند به همگان القا کنند که دولت نه تنها هیچ توجهی به مشکلات عامه مردم ندارد بلکه همه وقت خود را مصروف مشتی آدم مرفه از خدا بی خبر می کند و بام تا شام به فکر مطربان و خانم های بی حجاب و چند روزنامه نگار سکولار است. البته این یک طرف ماجراست، آن ها پس از این که دولت را یک دولت بی تعهد و بی اعتنا به دردهای مردم معرفی کردند با کارشکنی و مانع ایجاد کردن در مقابل همین مسائل به زعم خودشان پیش پاافتاده می خواهند به افکار عمومی این نکته را بباورانند که دولت در مقابل همین چیزهایی که دغدغه اوست هم ناتوان است. نه می تواند کنسرت های قانونی و دارای مجوزش را برگزار کند، نه می تواند خانم های محدود و علاقه مند را به ورزشگاه بفرستد، نه می تواند از فشار بر مطبوعات بکاهد، نه می تواند فیلم هایی را که مراتب قانونی را برای اکران طی کرده اند از توقیف درآورد و نه جرئت و جسارت ایستادن درمقابل مشتی نیروی به اصطلاح خودسر را دارد.

نتیجه پیشاپیش مشخص است، وَعده ای که مخالفان دولت به دوستان و آشنایشان می دهند: این دولت اولین دولت چهارساله در تاریخ جمهوری اسلامی است. به همین راحتی. وقتی مطالباتِ از دولت را افزایش دهید و در مقابل بتوانید وقت دولت را با چیزهای به ظاهر جزئی و بی اهمیت بگیرید خود به خود دولت در یک جنگ فرسایشی وارد خواهد شد و مردم از شعارها و عملکردهایش ناامید. بدون شک دولتیان نیز دست طرف مقابل را خوانده اند اما چه می توانند کرد؟ نه می توانند در مقابل هجمه هایی که بر سر چنین مسائلی در می گیرد خاموش بنشینند و نه می توانند میدان را به تمامی به حریف واگذار کنند تا هر چه می خواهد بر سر هنرمندان و ورزش دوستان و روزنامه نگاران بیاورند. مخالفان دولت پیش تر این شیوه را در دولت های دیگر آزموده اند منتهی با این تفاوت که این بار، هم حرفه ای تر شده اند و هم دارای قدرت بیشتری. ابزار بیشتری نیز برای پیشبرد اهداف خود در اختیار دارند. در مقابل، دولت نیز به نسبت روزگاران پیشین هواخواهان کم تری دارد. هواخواهانی که چندان آرمان گرا نیستند و نمی خواهند برای پیروزی دولت هزینه چندانی بپردازند. وضعیت غریبی است و برون شد از آن نیاز به تدبیر و خرد بسیار. امیدوارم چنین کسانی در دولت تدبیر و امید یافت شوند واگرنه ظهور یک معجزه هزاره سوم دیگر چندان دور از انتظار نخواهد بود. چنین مباد!

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.