مسأله افغانی؛ راه حل ایرانی/ آیا ایران مطالبه خسارت می‌کند؟

ایران و روسیه,ایران و آمریکا,روسیه,افغانستان

سی و هفت سال است که افغانستان از زمان وقوع انقلاب ثور (آوریل) سال 1978 برای تمام جامعه بین المللی در حکم «درد سر» باقی مانده است. طی پانزده سال قرن 21 نهایتاً دو برخورد با این دولت ستم دیده و مردم آن شکل گرفته است.

 نیکلای یگوروف

سی و هفت سال است که افغانستان از زمان وقوع انقلاب ثور (آوریل) سال 1978 برای تمام جامعه بین المللی در حکم «درد سر» باقی مانده است. طی پانزده سال قرن 21 نهایتاً دو برخورد با این دولت ستم دیده و مردم آن شکل گرفته است. ایالات متحده و ناتو، کابل را نقطه تحقق طرح های جهانی ژئوپلیتیکی خود می دانند. ولی برای ایران و کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای، همسایه ای است که ثبات تمام منطقه به سامان گرفتن آن وابسته است.

بدون تردید، ایران همراه با ایالات متحده و شوروی سابق، یکی از سه کشور اصلی جهان از نظر تقبل هزینه های عظیم بلاعوض اقتصادی و تلاش های سیاسی در جهت حل مسأله افغانستان طی بیش از سی سال اخیر بوده است. ادعاهایی که این هزینه ها و تلاش ها، بی شایبه نبوده و بر یک نوع سود جویی استوار است، با آمار و مستندات موجود منطبق نیست.

آری، تجار ایرانی چند سال است که در طرح های معتبر اقتصادی همسایه شرقی خود سرمایه گذاری فعالی می کنند که این فعالیت ها شامل ایجاد زیرساخت جاده ای، بخش کشاورزی، تولید نیروی برق و ارتباطات است. ولی اگر مسأله با دقت بیشتری مطالعه شود، بزودی معلوم می شود که به علت بی ثباتی سیاسی میانگین مدت بازگشت هزینه های طرح های افغانی برای کارآفرینان و تجار ایرانی معادل 4 الی 6 سال است. اکثریت آنها برای این گونه سرمایه گذاری های بلندمدت پول ندارند و لذا 60 الی 70 درصد طرح های بزرگی که بخش تجاری ایران در افغانستان اجرا می کند، به طور مستقیم یا غیرمستقیم از محل بودجه دولتی توسط تهران پشتیبانی می شود.

افزون بر آن، طی چهار سال اخیر کمک مالی بی شایبه به کابل در چارچوب تعهدات بین المللی ایران بالغ بر 500 میلیون دلار شده است. قرار است تا پایان سال 2016 چهارصد میلیون دلار دیگر پرداخت شود. ولی بهای مسأله افغانی برای تهران به اینجا هم ختم نمی شود زیرا ایران از سال 2003 به بعد بابت مبارزه با سیل قاچاق مواد مخدری که در افغانستان کشت و صادر می شود، حدود 50 میلیون دلار در سال هزینه می کند. تهران مجبور است به منظور کنترل مرزهای خود با افغانستان، حدود 50 هزار نفر از نظامیان، مرزبانان و نیروهای مسلح و انتظامی خود را در حالت آماده باش نگه دارد، چه رسد به هزینه های ساخت سامانه استحکامات مهندسی و استقرار سامانه های دیده بانی فنی در مرز با افغانستان که طی ده سال اخیر قریب به 7 میلیارد دلار بابت این فعالیت خرج شده است. در عمل، برآوردها نشان می دهد که طی 12 سال اخیر، هزینه افغانستان برای تهران اعم از سرمایه گذاری ها و تلاش برای حفظ امنیت مرزها و ثبات دولت همسایه شامل 0.9 تا 1.2 درصد بودجه سالانه دولت بوده است.
بنا به برآوردهای مختلف، تنها هزینه های مستقیم ایران در رابطه با مسأله افغانستان طی سی سال اخیر از حد یک هزار میلیارد دلار گذشته است. محافل اجتماعی ایرانی به دفعات بر شکایت به مراجع قضایی بین المللی در جهت دریافت جبران خسارات ناشی از تجاوزات خارجی به افغانستان تأکید نموده اند. به نظر می آید که ایران دیر یا زود مطالبات مالی خود را از کشورهای متجاوز خواهد ستاند.

منافع ایران در افغانستان: اهداف و روش ها

داستان های باراک اوباما، این برنده جایزه نوبل در ردیف « نبرد بی امان در راه صلحی که برای آمریکا در مابقی جهان لازم است»، درباره عقب نشینی از افغانستان چیزی جز حرف و شعار باقی نمانده است. این مکان برای واشنگتن بیش از حد راحت و مناسب است تا آمریکا آن را ترک کند. تازه همه موجبات حقوقی برای باقی ماندن در این کشور فراهم شده است. در ماه نوامبر سال 2014 مجلس افغانستان با اکثریت قریب به اتفاق آرا قطعنامه ای را صادر کرد که از ایالات متحده و ناتو به نگه داشتن حدود 12 هزار نظامی که 9800 نفر از آنها سرباران و افسران آمریکایی هستند، برای مدت نامشخص یعنی «تا تثبیت نهایی اوضاع» دعوت می کند.

واشنگتن از این طریق حضور نظامی خود را در نزدیکی مرزهای ایران حفظ کرده است که این امر ناگزیر موجب نگرانی های جدی تهران می شود. افزون بر آن، سعودی هایی که حامیان فعال وهابیون دیوبندی، این دشمنان پیکارجوی شیعیان هستند و «مراکز اندیشه اسلامی» وابسته به ریاض را ایجاد می کنند، با تأیید آمریکایی ها مشغول گسترش جدی حضور خود در افغانستان هستند. همین دو عامل یعنی حضور آمریکایی و توسعه طلبی سعودی دستور روز سیاسی منافع ایران در افغانستان را تشکیل می دهند. افراد فزاینده تولید مواد افیونی، ظهور سلول های داعش در کشور و شکل گیری ستاد هماهنگی جنبش جدایی طلبان بلوچ در خاک افغانستان، به این دستور روز اضافه می شوند.

در حال حاضر منافع اساسی ایران در افعانستان به قرار ذیل است:

- ثبات قدرت مرکزی در کابل و رعایت الزامی موازنه بین پشتون ها و گروه های قومی دیگر در میان نخبگان حاکم؛

- عقب نشینی کامل نیروهای آمریکایی از افغانستان؛

- پیشگیری از نفوذ سعودی ها و خنثی کردن نفوذ فزاینده ریاض در کابل؛

- توسعه اقتصادی و سیاسی تاجیک ها و هزاره های مقیم افغانستان؛

- تأمین امنیت شیعیان افغان و پیشگیری از دامنه دار شدن رویارویی شیعه و سنی در این کشور؛

- مقابله با رشد افراطی گری و حمایت کنشگران خارجی از جدایی طلبی بلوچ ها که عمدتا ریشه در بلوچستان پاکستان دارد؛

- کاهش تولید مواد افیونی و ترانزیت مواد مخدر؛

- توسعه زیرساخت حمل و نقل در کشور برای ایجاد کریدور ترانزیتی تا بندر ایرانی چابهار همراه با هند،

جامعه ایرانی و مهاجران افغان

کارآیی و موفقیت آمیز بودن سیاست ایرانی حفاظت از ثبات در افغانستان و اعتبار ایران نزد شیعیان این کشور تنها از ارقام کمک های مالی و شمار واحدهای ایرانی بخش های مختلف اعم از آبیاری و بخش کشاورزی تا تجارت، ارتباطات و راه سازی در خاک افغانستان، روشن نمی شود. آمادگی بخشی از شیعیان افغانستان برای شرکت در مبارزه مسلحانه با تجاوز «جهاد بین المللی» به سوریه و مراجعه گروه قابل توجه دیگر آنها به تهران با درخواست حمایت از تشکیل دسته های دفاع از خود علیه سلول های داعش که در افغانستان ظاهر می شوند، همگی نشانه مراتب امتنان و وفاداری شیعیان افغان بوده است.

این امر در حد زیادی پی آمد سیاست سنجیده تهران است که بیش از سی سال پیش نسبت به جمعیت بزرگ مهاجر افغان که در سال های 1980 و در پی حمله شوروی سابق به این کشور وارد ایران شدند، اتخاذ کرد.

بدیهی است در این زمینه همه چیز بی عیب و نقص نیست و در داخل جامعه ایرانی بحث ها و مخالفت هایی جدی درباره موقعیت جاری و به خصوص چشم انداز حضور این جمعیت مهاجر جریان دارد. ولی در مجموع تجربه ایرانی حمایت از آوارگان افغان که برای تهران به مبلغ قابل توجهی تمام شده است، شایان دقیق ترین توجه است.

به گزارش دفتر اتباع خارجی ایران، شمار جمعیت افغان های مقیم ایران تا سال 2014 نزدیک به 3 میلیون نفر بوده است. 1.4 الی 2 میلیون نفر از آنها در واقع به صورت غیرقانونی در ایران زندگی کرده و از محل درآمدهای فصلی یا کارهایی که به تخصص نیاز ندارد، امرار معاش می کنند.

ابعاد این پدیده جدیداً در جریان مسابقه فوتبال جام آسیا بین تیم های ملی ایران و افغانستان در ورزشگاه آزادی تهران روشن شد چرا که آمارها بیانگر حضور حدود 80 هزار افغان در این ورزشگاه 100 هزار نفری بود حال آنکه منابع خبری دولتی اعلام کرده بود فقط حدود 50 هزار شهروند افغان به طور قانونی از مرز عبودر کرده بودند تا در این مسابقه حضور یابند.

در سال های اول حمله شوروی سابق به افغانستان شمار پناه جویان افغان در ایران برابر 8 الی 10 میلیون نفر بود. از سال 1985 تا سال 2010 در ایران 5 الی 7 میلیون افغان به طور غیر رسمی زندگی می کردند. هیچ کشور دیگری نمی توانست از پس این همه مهاجر غیرقانونی برآید. «غرب صلح جو»، «کشورهای دلسوز عربی» و در واقع تمام جامعه جهانی از این فاجعه انسانی کناره گیری کرده و تمام بار سنگین حل و فصل این مسأله را بر دوش اقتصاد ایرانی گذاشتند که بر اثر جنگ چندین ساله متزلزل شده بود.

این امر مشکلات عظیمی را به وجود آورد که شامل هم خطرات امنیتی و هم بروز فاجعه انسانی عظیم در خاک ایران بود. این وضع برای کشوری که زیر بار تحریم های اقتصادی قرار داشت و از امکانات مالی برای ایجاد شرایط کاملا مطلوب برای این جمعیت انبوه مهاجران برخودار نبود تا از گرایش بخشی از آنها به جرم و جنایت جلوگیری بعمل آورد.

از این رو ایران تا اندازه زیادی از این ناحیه نیز مورد آسیب قرار گرفت. بنا به آمار رسمی، تا کنون 228 هزار افغان در ازای جنایات مختلفی که در ایران مرتکب شده اند به حبس محکوم شده اند.

عامل دیگری که بر تنش جامعه ایرانی در برخورد با مهاجران افغان می افزاید، این است که در شرایط بیکاری بخشی از مردم فکر می کنند که افغان هایی که حاضرند با دریافت حقوق کمتر کار کنند، فرصت های شغلی را از مردم بومی می گیرند. این روحیات تا حدی گسترش یافت که نمایندگان مجلس ایران در ماه می سال جاری طی درخواست ویژه ای از وزارت کشور خواستند اوضاع را مورد مطالعه قرار دهد. دولت ایران در گرماگرم تحریم ها مجبور شد هزینه های دولتی حمایت از آوارگان افغان را کاهش دهد. کودکان مهاجران غیرقانونی از تحصیل رایگان و خدمات پزشکی رایگان محروم شدند. در ماه می سال جاری آیت الله خامنه ای رهبر معظم ایران لغو این شیوه عمل را درخواست کرد. با این همه سطح تحصیل در خانواده های آوارگان از شاخص های مربوطه افغانستان بالاتر است و نرخ مرگ و میر کودکان افغان ده برابر کمتر شده است که این نشانه بارز موفقیت های مقامات ایران در رفتار با جمعیت بزرگ و مشکل ساز مهاجر افغان است. تهران اعلام کرده است اکثر افغان ها باید به میهن خود باز گردند. ولی مقامات ایران با عنایت به اینکه کابل نمی تواند برای مهاجران سابق فرصت های شغلی، دسترسی به آموزش و خدمات پزشکی و امنیت را تضمین کند، از سرعت بخشیدن روند اخراج مهاجران غیرقانونی خودداری کرده و در زمینه حمایت از افغانستان و مردم آن تعهدات جدید انسانی و بودجه ای را تقبل نموده است.

******

میانجی گری در مذاکرات مقامات رسمی کابل با جنبش طالبان یکی از ابتکارات پر سر و صدای اخیر ایران در زمینه حل و فصل اوضاع داخلی افغانستان بوده است. برگزاری ملاقات های غیر علنی نمایندگان جمهوری اسلامی با طالبان که غیر علنی نمایندگان جمهوری اسلامی با طالبان که یک نمونه آن چند وقت پیش در تهران بازتاب پیدا کرد، بدان معنی نیست که تهران طالبان را متحد خود تلقی می کند. بهتر است گفته شود که ایران به طالبان به چشم شریک روند مذاکرات می نگرند زیرا اولاً مسأله افغانستان نمی تواند بدون گفتگوی فعال با طالبان حل شود. ثانیاً، طالبان به عنوان حد اقل شریک موقت از سلول های داعش که به طور گسترده در افغانستان ظاهر می شوند، بهتر است. تهران اعتقاد دارد که بی ثباتی افغانستان و سراسر منطقه می تواند هر آن بر اثر ظهور جهادیون شدت یابد. به همین علت تهران امیدوار است علاوه بر تلاش های یکجانبه ایرانی در جهت حل و فصل «مسأله افغانی»، ابتکارات صلح کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای هم مطرح شوند زیرا این امر جوابگوی منافع همه کشورهای منطقه است.

منبع: وب سایت ایران رو

49261

کد N858907

وبگردی