۰

بیانات مقام معظم رهبری در سی و چهارمین سالروز شهادت شهدای حزب موتلفه

  • ۴۰بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
حزب موتلفه اسلامی,آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب

رهبر معظم انقلاب در 26خرداد 1378 در جمع اعضای حزب موتلفه بیاناتی را در باره عامان اعدام انقلابی حسنعلی منصور بیان کردند.

مشروح سخنان معظم له را میخوانید:

بسم الله الرحمن الرحیم

برادران عزیز خیلی کار بجایی کردند که این مناسبت را  مناسب گردهمایی و اجتماع و تجدید خاطرات و تصمیم های خودشان در زمینه اجتماع کاری و سیاسی و اسلامی قرار دادند. هر حرکتی که مبتنی بر چنین خاطره ها و حوادثی مثل شهادت این عزیزان باشد، مبارک است و برکات الهی بر آن نازل می شود. 

این شهدای چهارگانه ا ی که جناب آقای عسکراولادی از این بزرگواران یاد کردند، شاید این تعبیر درباره آنان درست باشد که بگوییم «نورالله فی ظلمات الارض»! حقیقتا در دوران ظلمات، نور خدا بودند که درخشیدند و فضا و دل ها را روشن کردند و راه را به خیلی ها نشان دادند.

کشته شدن هم گاهی سخت و گاهی سخت تر است. وقتی انسان تن به مرگ می دهد، فرق می کند. مثلا شهدای عزیزی که ما در دوران انقلاب و جنگ تحمیلی - در جبهه – داشتیم با شور، با حماسه، با افتخار و با حضور کسی مثل امام که در واقع بالای سر آنها بود، مرتب پیام ها و دلگرمی های امام به این رزمنده های عزیز ما می رسید و آنها را دلگرم و شاداب می کرد. ملت ایران هم پشت سرشان مثل کوهی ایستاده بودند. البته در همین شرایط هم آدم های از خود گذشته و شجاع هستند که به استقبال ایثار و مجاهدت فی سبیل الله می روند که باز هم کار هرکسی نیست.

شهدا شجاع ترین و برترین انسان ها هستند؛ اما این شهادت با آن شهادتی که در انزوا، در عزلت، در حالت رعب، در حالت تنهایی و فشار و هجوم وسوسه های دشمن و انواع و اقسام موانع و روادع راه خدا اتفاق می افتد، پیش خدای متعال فرق دارد. شباهت آن شهادت به شهادت اصحاب امام حسین(ع)، بیشتر است.

به هر حال، اینها ستارگان و برجستگانی بودند که در راه خدا رفتند، راهی را انتخاب کردند و نتیجه، این شد که مشاهده می کنید؛ یعنی حاکمیت اسلام در دوران سیطره کفر و استکبار بر عالم، چیزی است که به افسانه شبیه است. واقعا اگر ما چنین حادثه ای را که در زمان ما اتفاق افتاد – امام بزرگوار ما آمد این قضیه بزرگ و این مسئله باور نکردنی را مطرح و دنبال کرد، یک عده انسان های از خود گذشته هم با او همراهی و زحماتش را تحمل کردند و آن قدر ادامه دادند تا این شعله، همه گیر شد و ملتی مثل اقیانوسی که بر طوفان بیفتد، به طوفان افتاد و این حرکت عظیم را انجام داد – ندیده بودیم و برای ما نقل می کردند، حتی باورکردنش خیلی سخت بود! اما این چیز باورنکردنی، به قدرت الهی و درست منطبق با سنت های آفرینش و همان چیزی که قرآن گفته – همان «ولینصرن الله من ینصره» - در زمان ما اتفاق افتاد.

همین وعده الهی که در قرآن هست و خدای متعال که اصدق القائلین است، بر آن تاکید کرده و سوگند خورده و با قاطعیت بیان کرده است، دل های دچار ریب وسوسه و تزلزل، حاضر نیستند آن را باور کنند. خوب، این اتفاق و این وعده، در زمان ما اتفاق افتاد. فرموده است: «ولینصرن الله من ینصره»، «من کان لله کان الله له»، «الذین جاهدو فینا لنهدینهم سبلنا» همه بالام قسم، با نون تاکید ثقیله، با اصرار و با تاکید در قرآن آمده است. الان هم همان قضایا و عین همان مسائل است.

می خواهید پرچم اسلام و حاکمیت اسلامی در دنیا سیطره پیدا بکند – این است دیگر؛ یعنی هدف و آرزوی هر مسلمانی این است – می خواهید بتوانید ظلم مسلط بر عالم را از بین ببرید، می خواهید کاری کنید که قبل از ظهور بقیه الله(اروحنافداه) که شمشیر قاطع و برنده الهی است، زمینه را آماده کنید؛ یعنی دل های مردم دنیا را متوجه کنید و معجزه الهی در حاکمیت دین خدا را در دنیا مکرر کنید؛ می خواهید شبهات گوناگونی را که دارد بر اساس دین، از طراحان متخصص شبهه افکنی به طرف ذهن ها پرتاب می شود، رد کنید.

فکر می کنید نمی شود؟! فکر می کنید دشمن، مسلط تر از این حرف هاست!؟ فکر می کنید در مقابل این جبهه عظیم کفر و نفاق نمی شود ایستاد؟! خدای متعال می گوید نخیر، می شود ایستاد: «ولینصرن الله من ینصره» اگرکسانی پیدا بشوند که خدای متعال و دین خدا را نصرت کنند، لینصرن – لام سوگند، و نون آخر ینصرن هم تاکید است – یعنی قسم که قطعا این کار خواهد شد.

خیلی خوب، یعنی ما هیچ حالت منتظره نداریم، این را یک روز تجربه نکرده بودیم، امروز تجربه هم کرده ایم. راه باز و هدف روشن است و تجربه گذشته ما پیش روی ماست همین حرکتی که با حرکت امام در سال 41 و سال 42 و پانزده خرداد و این مجاهدت های گوناگون – از قبیل همین جوان های شهیدی که اسم آوردند (2) و کارهای گوناگونی که بعد از آن انجام گرفته – آغاز شد و بعد به نظام جمهوری اسلامی و حاکمیت اسلام رسید.

در این بیست سالی هم که گذشته، این ملت تجربه های گوناگونی را گذرانده است. این حرکت، حرکت مستمر و دنباله داری است و مردمان، مؤمن و انسان های پاک نهاد هستند و فطرت های پاک، فراوان اند برای فداکاری و نصرت الهی و برای پاسخگویی به دعوت الهی حاضرند؛ همین امروز هم هستند، کم هم نیستند، فراوان اند. لذا هم هدف روشن است، هم راه روشن است، هم نتیجه قطعی است، شک در این نداشته باشید. هر کسی سستی کند، به ضرر خودش حرکت کرده؛ یعنی خودش را از این کاروان، کنار و از این قطار بیرون انداخته است، خودش جا خواهد ماند. این قطار راه افتاد و خواهد رفت.

خدا را شکر می کنیم که شما دوستان قدیمی و عزیز را مجددا زیارت کردیم. ما جوانی هایمان را با هم گذراندیم؛ حالا هم همگی به پیری رسیده ایم. الحمدالله بعضی از ما زودتر و بهتر از ما رفتند و شهید شدند شهید اسلامی، شهید درخشان، شهید لاجوردی و شهید عراقی و خیلی از دوستانی که همیشه با هم بودیم – در آن جلسات، در آن گفتگوها – رفتند؛ آن کاروان همین طور ادامه پیدا کرده و این خون ها هم موتور آن را تندتر و تیزتر کرده است. بحمدالله عده ایی هم زنده هستید و مرزوق و موفق و مشمول الطاف الهی. خدا کند که عاقبت ما و شما هم مثل همان رفیق هایمان باشد.

جوان هایمان هم حالا وسط میدان آمده اند، باز هم مؤمن، با اخلاص و با صفا هستند و بدانید – به خصوص جوان ها بدانند – صرفه حقیقی در راه خداست. سود و برد حقیقی در پیمودن راه خداست، آن هم با مجاهدت، هر چه مجاهدت بیشتر و سخت تر، هرچه دستاوردهای مادی کمتر و از هیاهو و خودنمایی دورتر باشد، سودش بیشتر است.

آن کسانی که خیال می کنند سهم آنها به این است که یک وزنه مادی را در کفه خودشان بیندازند، در خطا و اشتباه هستند؛ اشتباه می کنند. در واقع، کفه را سبک می کنند. این کفه، این میزان، این موازنه و معامله و این سودا، از آن سوداهایی است که هرچه در آن جنبه مادی، مغفول عنه تر باشد و «خود» - آن من شخص – در آن کمتر محسوس باشد و «خدا» جای «خود»ها باشد، سود بیشتر است.

این جوان هایی که سال 43 شهید شدند – الان سی و پنج سال است که شهید شده اند – آنها بعد از سی و پنج سال، زنده اند؛ مثل اینکه همین دیروز بودند، خاطره هایشان نقل می شود، ذکر می شود و در بین ما حضور دارند. اینها همان کسانی هستند که راز و لم کارشان در این است که از خودشان صرف نظر کردند. خدا آنها را ماندگار کرد؛ کما اینکه لم کار امام ما هم همین بود.

امام در قدم اول، خودش را کنار گذاشت. او در حوزه علمیه، یک ملا، یک مدرس و یک مجتهد معروف، با این همه شاگرد بود. راه زندگی این نبود که او انتخاب کرد؛ همه اش دعوا، همه اش جنگ! نه درس و نه بحث و نه علی الظاهر شاگرد؛ همه اش صرف وقت به چیزهایی که معمولا علما حاضر نیستند به این چیزها صرف وقت بکنند. از اول خودش را کنار گذاشت؛ در همه مراحل، احساس کرد که تکلیفش چیست.

من یک وقت از امام پرسیدم که شما از چه زمانی به فکر تشکیل حکومت اسلامی افتادید. چون از سال 41 که امام شروع کرد، اسم حکومت اسلامی مطرح نبود؛ بحث مواد ششگانه و دعواهای فصلی و موسمی بود – ایشان تأمل کردند و گفتند درست یادم نیست که از چه زمانی بوده؛ اما همین را می دانم هر وقت هر چه را که احساس کردم تکلیف است، عمل کردم.

سر موفقیت امام، این است؛ هر وقت هرچه را احساس کرد که تکلیف است و می تواند بی محابا انجام داد. البته ایشان ذهن باز و فکر بزرگ و روح عظیمی داشت؛ میدان های بازی را که دیگران نمی دیدند، او می دید. دیگران خیال می کردند نمی توانند بپرند، او می دید که می تواند بپرد، این هم کمک و دستگیری الهی در حق او بود؛ به تکلیف عمل کرد. تکلیف عمل کردن، این جوری است. هر وقت هر چه احساس کردید تکلیف الهی است، باید آن را عمل کنید؛ خدای متعال دست ما را می گیرد و می برد، «اهدنا الصراط المستقیم».

این راه پرپیچ و خم – راه خدا – انشعابات خیلی زیادی دارد. بعضی از این انشعابات، انشعابات کوچک است، انسان از جاده بیرون می رود و باز به جاده برمی گردد، خیلی ضرر و خطری ندارد. بعضی هم نه، انشعابات خطرناک است؛ می رود که می رود! اولش یک زاویه کوچک است، بعد ناگهان می بینید که صد و هشتاد درجه از آن طرف ها دور زده است. خیلی ها در دین تلاش می کنند برای اینکه – به خیال خودشان – با ذهن خودشان راه را پیدا بکنند؛ در این کوچه پس کوچه ها گم می شوند؛ اما وقتی که دین خدا حاکم و شاخص بود و این تابلوها را گذاشتند – این جا دست چپ بپیچید، این جا دست راست بپیچید – وقتی این جوری حرکت کردید، یک وقتی می بینید به مقصد رسیدید. مقصد همان است که از این میانه، با این شاخص ها طی می شود. اگر این جور حرکت بکنیم، خطا نمی کنیم – و اگر خطا هم بکنیم، خطای ما معذور است – هم رسیدن به هدف، قطعی است – هم رسیدن به هدف، قطعی است. اگر وسط راه هم انسان بمیرد، به هدف رسیده، اگر به هدف هم برسد، رسیده و خدای متعال را از خودش راضی کرده است.

ان شاءالله خدای متعال همه شما را موفق و مؤید بدارد و کمک کند که بتوانید موقعیت ها و تکلیف شرعی را درست بشناسید و آنچه را که موجب رضای خداست، انجام بدهید و برای همه مسلمان ها، همه مؤمنین و همه کسانی که دارند در این راه حرکت می کنند، دعا کنید که خداوند همه را ان شاءالله دستگیری و هدایت کند و لطف حضرت بقیه الله (ارواحنافداه) را شامل حل ما قرار بدهد. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.