محمدعلی پیوند: سعودی سالانه 10 میلیارد دلار برای تروریسم رسانه ای هزینه می کند

سیاسی

دکتر محمدعلی پیوند با توجه به وضعیت آشفته منطه خاورمیانه و رشد و توسعه گروه های تکفیری می گوید خطر تروریسم رسانه ای و اهداف صاحبان آن بسیار جدی است.

فاجعه امروز بشری نژادپرستی رسانه‌ای است/ تروریسم رسانه ای به دنبال نسل کشی فرهنگی است

کارشناس علوم ارتباطات و رسانه می گوید در دنیای شبکه ای که ماهواره ها آن را هدایت می کنند دیگرنیاز نیست یک منطقه را با بمب اتمی هدف قرار داد.امروز نژادپرستی رسانه ای فاجعه ای برای بشریت است که صاحبان امپریالیسم رسانه به آن دامن می زنند تا بیداری انسانی و اسلامی را خاموش کنند.


افسانه شیپوری: «تروریسم رسانه ای» اصطلاحی است که همزمان با پیدایش و گسترش پدیده شبکه‌های ماهواره‌ای در ادبیات سیاسی جهان رواج یافت. امروزه یکی از مهیج‌ترین اخبار و تحلیل‌های رسانه‌ها و مطبوعات، مربوط به اقدامات گروه‌های تروریستی است و این موارد، سطح قابل توجهی از پوشش‌های خبری را به خود اختصاص داده‌اند. تروریسم سلاحی روانی است که برای منتقل کردن یک تهدید به جمع وسیع تری نیاز دارد. در واقع به همین دلیل است که تروریسم و رسانه رابطه‌ای متقابل دارند. هدف تروریسم گسترش فضای وحشت ،ترس و بی‌اعتمادی در جامعه است و نیل به این هدف، بدون پوشش رسانه‌ای و تأثیر گسترده آن بر افکار عمومی ممکن نیست. پس روشن است که تروریست‌ها دربرنامه‌ریزی‌های خود، رسانه ها را به عنوان یک عامل اصلى در نظر مى گیرند تا به ابعاد عملکرد هراس انگیز خود وسعت بیشتری ببخشند. طبق آمار، در منطقه خاورمیانه عربستان سعودی سالانه 10 میلیارد دلار برای گسترش تروریسم رسانه ای هزینه می کند که این رقم بالاترین رقم در سطح جهان به شمار می رود. در گفت وگو با دکتر محمد علی پیوند ، جدی بودن خطر تروریسم رسانه و اهداف صاحبان آن و راه کارها برای جلوگیری از گسترش این پدیده شوم را مورد بررسی قرار داده‌ایم که مشروح آن را از نظر می گذرانید:

کارشناسان معتقدند در عصر انفجار اطلاعاتی رسانه ها کارائی بالاتری از بمب‌های کشتار جمعی دارند، ارزیابی شما در این رابطه چیست؟

عصر حاضررا عصرارتباطات وانفجاراطلاعات نامیده اند . درجهان امروز کمتر کسی را می توان یافت که با یکی از رسانه ها بخصوص رسانه های الکترونیکی، شبکه های اجتماعی وسایت های مختلف  ارتباط نداشته باشد. دراین دنیای شبکه ای؛ که ماهواره ها نیز آن راهدایت می کنند، دیگر لازم نیست همچون گذشته یک منطقه برای مثال(هیروشیما) رابا بمب اتمی هدف گرفت، بلکه این اطلاعات وانفجارآن باوسایل ارتباطی وهم چنین تبلیغات ناهنجار وانعکاس آن، جهانی را دربرمی گیرد وتنش آن همه نسل بشررا درگیر می نماید. شاید کشتارجمعی بوسیله سلاح گرم صورت گیرد اما امروز رسانه ها فرهنگها را نشانه رفته‌اند. همانطورکه می دانید «هنگامیکه فرهنگی ازبین برود نسلی ازمیان رفته است». نسل کشی بیش ازآنکه درمیادین جنگ اتفاق افتد درایجاد جنگ روانی وجنگ نرم صورت می گیرد که درمان آن ناممکن است .

 اشاره کردید به جنگ روانی، فرقه گرایی و ایجاد ناامنی آمیزه ای خطرناک را در خاورمیانه به وجود آورده است،کشورهایی همچون عربستان سعودی که سعی در گسترش تروریسم رسانه ای و ترویج خشونتهای دینی و افکار وهابیت دارند، چه اهدافی را دنبال می کنند؟

ترویج تفکر خاص عقیدتی- سیاسی آن هم از نوع سلفی- وهابی از سوی عربستان سعودی موضوع تازه ای نیست. از گذشته های دور تا کنون سیاستمداران و دولتمردان سعودی با بهره گیری از وسیله‌های ابتدایی تا تکنولوژی های نوین، برای پیشبرد سیاستها، نشروتبلیغ افکار ضد شیعی خود همواره تلاش کرده اند. حاکمان عربستان همیشه کوشیده اند خود را سردمدار وپرچمداراسلام بنا به عقیده خود معرفی نمایند، نه دربرابر شیعه که درمیان کشورهای اهل سنت نیز دایه رهبری داشته ودارند وبرای اثبات این ادعا ازهیچ کوششی فروگذارنبوده ونیستند . حکام سعودی با درآمد سرشارازفروش نفت درجهان برای رسیدن به اهدافشان ازهیچ راهی فروگذار نیستند. امروزوسایل ارتباط جمعی زمان وفضا رااز بین برده وبهترین راه برای نشرافکاروانتقال آن به عموم است.عربستان هم این را دریافته که باوسایل یادشده بهترمی تواند درراستای مقاصد خود حرکت نموده و افراد را به خود جلب نماید .
جای بسی تأسف است که کشورهای غربی نیز دراین وادی به اهداف این کشورکمک می نمایند، آنها یا با تبلیغات غیرمستقیم و مستقیم و یا با کمک های آشکار وپنهان حمایت های لازم (بوجود آوردن گروههای ضدبشری مثل القاعده ، طالبان ،داعش و...) رامی نمایند، هرچند این هم پیمانی گاهاٌ به ضررغرب (ترور در دفتر مجله طنز شارلی ابدو درفرانسه ،استرالیا و...) وحتی بشریت تمام شده است؛ بازهم دراین مسیر با آزمون وخطا به پیش می روند . حکام عربستان درشرایط جدید جهانی وتغییر وتحولات بوجودآمده وبیداری انسان ها یا همان بیداری اسلامی می کوشند برای حفظ بقاء خود مسیر اصلی اصلاحات را مختل نموده در همان سنت خود باقی بمانند هرچند هزینه آن را جهانیان پرداخت کنند.

در عصری که به گفته شما در آن نسل کشی فرهنگی صورت می گیرد، ایران چه راه‌کارهایی برای مبارزه با هجوم رسانه‌‌ای باید در پیش گیرد؟

«امپریالیسم فرهنگی» یا «امپریالیسم رسانه‌ای» نه تنها برای ایران بلکه برای همه دنیا دغدغه است. هربرت شیلر و اعضای مکتب انتقادی فرانکفورت معتقدند؛ آمریکا در تهاجم فرهنگی ید طولایی دارد و با تهاجم رسانه ای وفرهنگی که به وجود آورده، فرهنگ های دیگر را به چالش کشیده و آنها را تهدید می کند. پس تهاجم رسانه ای موضوع جدیدی نیست. در ایران بعد از انقلاب اسلامی موضوع تهاجم فرهنگی بسیار مورد توجه قرار گرفت. اینجا این سوال مطرح می شود که چگونه می توان جلوی تهاجم فرهنگی را گرفت؟ در پاسخ باید گفت برای مبارزه با آن نمی توانیم سرباز بگذاریم. بهترین راه کار این است که فرهنگ خود را تقویت کنیم و قدرت خود را در برابر تهاجمات بیگانگان بالا ببریم و این شدنی نیست مگر اینکه مردم با فرهنگ خود آشنا باشند تا بتوانند در برابرفرهنگ های دیگر مقاومت کنند. چندی پیش مقام معظم رهبری نیز در سخنانی تأکید کردند که اگر فرهنگ خوب وصحیح را از فرهنگ های دیگر بگیریم اشکالی ندارد، به شرطی که فرهنگ صحیح باشد.
«تهاجم رسانه ای» به فرهنگ بد وناصحیح می گوییم؛ و بیشترین جنبه تهاجمی را امپریالیسم رسانه وامپراطوری آمریکا می سازد که باید جلوی آن بایستیم. برای ایستادگی و مقابله با این تهاجم فرهنگی باید چه کرد؟ باید فرهنگ خود را از کودکی تقویت کنیم و آن را ادامه دهیم و به نسل های دیگر انتقال وآموزش دهیم . وقتی مردم از فرهنگ خود مطلع باشند می توانند جلوی تهاجمات فرهنگی بیگانه بایستند.یکی از ویژگی های فرهنگ آموختنی بودن آن است. فرهنگ با ژن انتقال نمی یابد و تزریق شدنی نیست، بلکه یک میراث است که باید آموزش داده شود. فرهنگ ماندگار نیست وفراموش می‌شود. به همین دلیل باید آن را بیاموزیم و تقویت کنیم. وقتی فرهنگ یک کشور از بین برود همراه با آن نسل‌ها از بین می روند. زمانی که مغولها، تیموریان و یا اعراب به کشورمان حمله کردند، نتوانستند فرهنگ ما را به چالش بکشند، چرا؟ چون ما هنوز فارسی صحبت می کنیم، یعنی زبان یکی از موضوعات مهم در فرهنگ است و ایرانیان زبان خود را حفظ کردند. اکنون نیز باید این فرهنگ را آموزش داده تا مردم بدانند که فرهنگ خوبی داریم و بتوانند جلوی تهاجم بیگانگان ایستادگی کنند. 

پس حفظ و تقویت فرهنگ، مقاومت ما را در برابر تهاجم رسانه ای افزایش می دهد.

بله قطعا. وقتی فرهنگ تقویت شد خود به خود جلوی تمام تهاجمات فرهنگی و همچنین «تروریسم رسانه ای» گرفته می‌شود. در دنیای شبکه ای که ماهواره ها آن را هدایت می کنند امپریالیسم رسانه سعی دارد فرهنگ خود را به سایر کشورها انتقال دهد، اما مردم آشنا به فرهنگ ،خود به خود تهاجم بیگانه را طرد می کنند. مردم کشور ما نیز وقتی با فرهنگ خود آشنا باشند می توانند فرهنگ خود را تسری دهند و با فرهنگ های بد مقابله می کنند.

 در ابتدا اشاره داشتید به بیداری اسلامی و انسانی که امپریالیسم رسانه‌ مخالف آن است اما چرا نتوانسته مانع گسترش آن شود؟

موضوع اسلام ومذهب در فلسفه مردم وجود داشته ودارد. پس با هر هجومی که علیه دین و مذهب آنها صورت گیرد، مقابله کرده وخواهند کرد. درکشور ما مردم شیعه هستند وذاتا شیعه بودن و اهل بیت را دوست دارند و هر کسی به اعتقادات آنها توهین کند، با آن مقابله می کنند .تروریسم رسانه ای تحت سلطه سلفی - وهابیت در سایر کشورها نیز نمی تواند مانعی برای این بیداری باشد. همان طور که در حال حاضر می بینیم اغلب کشورها به پا خاسته اند تا در برابر ظلم و زورگویی بایستند. 

وظیفه رسانه های کشورهای اسلامی در این میان چیست؟

متأسفانه سازمان کنفرانس اسلامی ورسانه های کشورهای اسلامی بیش ازآنکه درقبال اسلام وبشریت وظلم وبیداد تلاش کنند سیاستهای خودرا درراستای سیاست های عربستان تنظیم می کنند یا نسبت به این موضوع بی تفاوت هستند .آنطورکه تصورو توقع ازرسانه های اسلامی داریم تاکنون نتوانسته‌اند در حمایت از مظلوم به درستی عمل کنند. عملکرد آنها بیشتر افکار ایدئولوژی مدنظراست تا فلسفه اسلامی واسلام خواهی. در حالی که اگرجهان اسلام وحدت خود را حفظ کند واز تفرقه مذهبی که خواست امپریالیسم رسانه ای است، دور بماند هیچ قدرتی نمی تواند به اسلام ضربه بزند .رسانه های وابسته به جهان اسلام باید با فرهنگ سازی آرمانهای اسلامی را برای افکار عمومی جهان تبیین کنند.


در عصری که صاحبان امپریالیسم رسانه ای سعی درجلب و نگهداری افکارعمومی در جاهلیت مدرن دارند، چگونه می توان به مسیر دموکراسی حقیقی دست یافت؟

برداشت از دموکراسی در افراد، گروه ها وایدئولوژی برداشتی سلیقه ای است و همه افراد راستای عملکرد خویش را با دموکراسی تعریف می نمایند.اما اینکه تصویر آنها درست است یا خیر به گونه ای انتزاعی است. اگر قرار بود صاحبان رسانه ها در مسیر حق وحقیقت حرکت نمایند وراستی ودرستی را مد نظر گیرند آیا دنیای کنونی اینقدر گسسته و گسیخته بود؟ وظیفه رسانه ها شفاف سازی و بازگو کردن حقیقت است اما اینکه عملکردشان چگونه است ما را به یاد فرهنگ حقیقی و فرهنگ آرمانی می اندازد؛ اصطلاحی که بیشتر در موضوع فرهنگی مورد مداقه قرار می گیرد( درآنجا می گویند فرهنگ آرمانی در راستای درستی است و همه خوبی ها را بیان می کند مثل اینکه دزدی بد است به مال و حریم دیگران تجاوز کردن منع شده است اما در فرهنگ حقیقی خلاف آن را می بینیم). صاحبان رسانه ها عنوان می کنند که ما در مسیر دموکراسی گام برمی داریم ولی در عمل مشاهده می شود که تمام تکنیک‌ها و شیوه ها را به کارمی‌برند تا اذهان مخاطبان را آن طور که خود می‌خواهند بازسازی نمایند و پیوسته در انتقال و تبلیغ ایدئولوژی خود هستند. امروزه امپریالسم رسانه، امپریالیسم اطلاعاتی در صدد است تا آن طور که می خواهد افکار عمومی انسانها را در چنبره قدرت خود محصور نمایند، آنها سفید را سیاه وسیاه را سفید نشان می دهند .

«نژادپرستی رسانه ای» امروزه فاجعه ای است که صاحبان امپریالیسم رسانه‌ ای به آن دامن می‌زنند . درنقاط مختلف جهان این روند در حال اجرا است، آمریکای شمالی، آمریکای جنوبی، اروپا، آفریقا، آسیا به خصوص در منطقه خاورمیانه و سرزمین های اسلامی. به نظر می رسد؛ گفتمان آقای هانتینگتون در کتاب «برخورد تمدن ها» واینکه غرب نمی تواند با اخلاق اسلامی برخورد نماید، آنها را به این فکر و مسیر هدایت کرده است که؛ حالا که نمی توانیم با اخلاق اسلامی مبارزه کنیم بهتر است آن را مورد حمله قرار دهیم . امروزه سرزمین های یمن، سوریه، بحرین،عراق، لیبی، سودان و... دستخوش تجاوزات گاه بی گاه قرار گرفته. چنانچه در این راستا عملکرد رسانه ها را مورد مطالعه قرار دهیم به این نتیجه می رسیم که یا آنها از شگرد سکوت استفاده می کنند و یا اینکه سلطه رسانه ای خود را آنطور که سلیقه‌شان هست اعمال می نمایند.

4949

 

کد N849758

وبگردی