گزیده بیانات؛

امام خمینی(ره) در بیانات رهبر انقلاب اسلامی

امام خميني ره ,بيست و ششمين سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی ره

«... چرا صدها میلیون مسلمان در سرتاسر عالم، به خاطر درگذشت یک انسان، این‏‌طور عزادار و داغدار شدند؟ محبوبیت امام ما به خاطر چه بود؟ جواب، یک کلمه است: به خاطر اسلام.»

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) این بخشی از بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در ارتباط با حضرت امام خمینی(ره) است. ایشان در مناسبت‌های مختلف در ارتباط با بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی مطالبی را بیان کرده‌اند که گزیده‌ای از این بیانات به شرح زیر است:

امام ، علمدار اسلام ناب محمدی(ص)

امروز هم در دنیا اسلامی که با ظلم و زورگویی درافتد و چپاولگری و فساد را محکوم کند، وجود دارد. این اسلام باید در انتظار دشمنی ابرقدرت‌ها و امریکا و صهیونیست‌ها و کمپانی‌های غارتگر عالم و سلاطین فاسد و رؤسای مفسد امروز دنیا باشد.

روزی که ما پشت سر امام عزیز و علمدار اسلام ناب، شعارهای اسلام واقعی را مطرح می‏‌کردیم، می‏‌دانستیم که دشمن‌ها و قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها در مقابل ما صف‏‌آرایی می‏‌کنند. در صدر اسلام هم همین‏‌گونه بود. آن روزی که یهودی‌ها و منافقان و کفار و مشرکان، اطراف مدینه‏ پیامبر را محاصره کردند و جنگ احزاب و خندق را به وجود آوردند، مؤمنین واقعی گفتند: «هذا ما وعدنااللَّه و رسوله»؛ این، چیزی تازه‏ نیست. خدا و رسولش به ما گفته بودند که بدها و شریرها و فاسدها علیه شما همدست خواهند شد؛ بنابراین، آن‌ها چون صدق وعده‏ الهی را دیدند، ایمان‌شان قویتر شد.

هرجا که اسلام واقعی آشکار شد، اگرچه قدرت‌های خبیث و پلید در مقابل آن صف‏‌آرایی کردند، اما انسان‌های پاک و دل‌های مطهر و روح‌های صاف و فطرت‌های پاک و ناآلوده، با همه‏ توان و وجود از آن حمایت کردند. چرا ده میلیون انسان عزادار در ایام رحلت امام(ره) گرد پیکر مطهر آن بزرگوار جمع شدند و آن‏‌گونه بر سر و سینه‏ خود می‏‌زدند؟ چرا صدها میلیون مسلمان در سرتاسر عالم، به خاطر درگذشت یک انسان، این‏‌طور عزادار و داغدار شدند؟ محبوبیت امام ما به خاطر چه بود؟ جواب، یک کلمه است: به خاطر اسلام. خود آن بزرگوار این نکته را به ما یاد داد و خود او به ما فهماند و تأکید کرد که به خاطر اسلام، خدا دل‌ها را متوجه انقلاب و رهبر و ملت ایران کرد.

آن چیزی که به پاها و دل‌های شما قوّت داد، تا بتوانید راه‌های طولانی را طی کنید و به این‏‌جا بیایید، اسلام ناب و مدافع مظلوم و ناسازگار با ظالم بود. این اسلام است که دل‌ها را جذب و جمع می‏‌کند و نیرویی عظیم و شکست‏‌ناپذیر بوجود می‏‌آورد. راز اصلی همین نکته است، که ما باید آن را درست درک کنیم و همیشه به یاد داشته باشیم.

(فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت روحانیون و مسئولان و مردم استانهای فارس، هرمزگان، شهرهای قزوی، تاکستان و .... 21 /4 /1368 )

آرمان های بزرگ امام

آرمان‌های بزرگی که امام(ره) بیان می‏‌کردند، عبارت بود از: مبارزه با استکبار جهانی، حفظ اعتدال قاطع در خط «نه شرقی و نه غربی»، اصرار فراوان بر استقلال حقیقی و همه‏‌جانبه‏ ملت - خودکفایی به معنای کامل - پافشاری فراوان و تمام‏ نشدنی بر حفظ اصول دینی و شرع و فقه اسلامی، ایجاد وحدت و همبستگی، توجه به ملت‌های مسلمان و مظلوم دنیا، عزت بخشیدن به اسلام و ملت‌های اسلامی و مرعوب نشدن در مقابل قدرت‌های جهانی، ایجاد قسط و عدل در جامعه‏ اسلامی، حمایت بی‏‌دریغ و همیشگی از مستضعفان و محرومان و قشرهای پایین جامعه و لزوم پرداختن به آن‌ها. همه‏ ما شاهد بودیم که امام در این خطوط، مصرانه و بدون تعلل، حرکتش را ادامه داد. ما باید راه و اعمال صالح و حرکت مداوم او را دنبال کنیم.

(فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت نخست وزیر، هیئت وزیران 17 /3 /1368 )

نتایج و برکات حرکت و راه امام

او، آن روح‏‌اللَّه بود که با عصا و ید بیضای موسوی و بیان و فرقان مصطفوی، به نجات مظلومان کمر بست؛ تخت فرعون‌های زمان را لرزاند و دل مستضعفان را به نور امید روشن ساخت. او به انسان‌ها کرامت، و به مؤمنان عزت، و به مسلمانان قوّت و شوکت، و به دنیای مادّی و بی‏روح معنویت، و به جهان اسلام حرکت، و به مبارزان و مجاهدان فی‏‌سبیل‏‌اللَّه شهامت و شهادت داد.

او بتها را شکست و باورهای شرک‏‌آلود را زدود. او به همه فهماند که انسان کامل شدن، علی‏‌وار زیستن و تا نزدیکی مرزهای عصمت پیش رفتن، افسانه نیست. او به ملت‌ها نیز فهماند که قوی شدن و بند اسارت گسستن و پنجه در پنجه‏ سلطه‏‌گران انداختن، ممکن است. لمعات قرب حق را صاحبان بصیرت در چهره‏ منور او دیدند و طعم برّ الهی را که در حیات و ممات بر او می‏‌بارید، همه چشیدند. دعای او مستجاب شد که می‏‌گفت: «الهی لم یزل برّک علیّ ایام حیاتی، فلاتقطع برّک عنّی فی ممات .»

(پیام به ملت شریف ایران در پایان چهلمین روز ارتحال امام خمینی (ره) 23 /4 /1368 )

کار بزرگ امام(ره)

اولین کار بزرگ او، احیای اسلام بود. دویست سال است که دستگاه‌های استعماری سعی کردند تا اسلام به دست فراموشی سپرده شود. یکی از نخست‏ وزیرهای انگلیس در جمع سیاستمداران استعماری دنیا اعلام کرده بود که ما باید اسلام را در کشورهای اسلامی منزوی کنیم! قبل و بعد از آن نیز پول‌های گزافی خرج شد تا اسلام در درجه‏ی اول از صحنه‏ زندگی، و در درجه‏ دوم از ذهن و عمل فردی انسان‌ها خارج شود؛ چون می‏‌دانستند این دین، بزرگترین مانع در راه چپاول قدرت‌های بزرگ و استکباری است. امام ما اسلام را دوباره زنده کرد و به ذهن و عمل انسان‌ها و صحنه‏ سیاسی جهان برگرداند.

دومین کار بزرگ او، اعاده‏ روح عزت به مسلمین بود. این‏‌گونه نبود که اسلام صرفاً در بحث‌ها و تحلیل‌ها و دانشگاه‌ها و صحن جامعه و زندگی مردم مطرح شود؛ بلکه بر اثر نهضت امام ما، مسلمان‌ها در همه جای عالم احساس عزت کردند.

یک نفر مسلمان از کشوری بزرگ که مسلمین در آن در اقلیت قرار دارند، به من می‏‌گفت: قبل از انقلاب اسلامی، مسلمان بودن خود را هرگز اظهار نمی‏‌کردیم. طبق فرهنگ آن کشور، همه اسم محلی داشتند، و هرچند خانواده‏‌های مسلمان روی بچه‏‌های خود اسم اسلامی می‏‌گذاشتند، اما جرأت نمی‏‌کردند آن اسم را اظهار کنند و از بیان آن خجالت می‏‌کشیدند! اما بعد از انقلاب شما، مردم ما با افتخار اسم اسلامی خود را می‏گویند، و اگر از آنها بپرسند که شما چه کسی هستید، اول آن اسم اسلامی را با افتخار بر زبان می‏‌آورند. بنابراین، با کار بزرگی که امام(ره) انجام داد، مسلمانها در همه جای دنیا احساس عزت می‏کنند و به مسلمانی و اسلام خود می‏بالند.

سومین کار بزرگ او این بود که به مسلمانها احساس درک امت اسلامی داد. قبل از این، مسلمانها در هر جای دنیا که بودند، چیزی به نام امت اسلامی برایشان مطرح نبود و یا اصلاً جدی تلقی نمی‏شد. امروز همه‏ مسلمانها در اقصای آسیا تا قلب آفریقا و تمام خاورمیانه و در اروپا و امریکا، احساس می‏کنند که جزو یک جامعه‏ جهانیِ بزرگ به نام امت اسلامی هستند. امام احساس شعور نسبت به امت اسلامی را ایجاد کرد، که بزرگترین حربه برای دفاع از جوامع اسلامی در مقابل استکبار است.

چهارمین کار بزرگ او، ازاله‏ی یکی از مرتجع‌ترین و پلیدترین و وابسته‏‌ترین رژیمهای منطقه و جهان بود. ازاله‏ی حکومت پادشاهی در ایران، یکی از بزرگترین کارهایی بود که کسی می‏توانست آن را تصور کند. ایران مهمترین دژ استعمار در منطقه‏ خلیج‏ فارس و خاورمیانه بود. این دژ، به دست امام ما در هم فرو ریخته شد.

کار پنجم او، ایجاد حکومتی بر مبنای اسلام بود؛ چیزی که به ذهن مسلمانها و غیرمسلمان‌ها خطور نمی‏کرد، و خواب خوشی بود که مسلمان‌های ساده‏ لوح هم هرگز آن را با خود تصور نمی‏‌کردند و نمی‏‌دیدند. امام(ره) در حد یک معجزه، به این خیال افسانه‏‌آمیز لباس واقعیت پوشاند.

کار ششم او، ایجاد نهضت اسلامی در عالم بود. قبل از انقلاب اسلامی، در بسیاری از کشورها و از جمله کشورهای اسلامی، گروه‌ها و جوان‌ها و ناراضی‌ها و آزادی‏‌طلب‌ها، با ایدئولوژی‌های چپ وارد میدان می‏‌شدند؛ اما بعد از انقلاب اسلامی، پایه و مبنای حرکت‌ها و نهضت‌های آزادیبخش، اسلام شد. امروز در هر نقطه‏ از دنیای وسیع اسلام که جمعیت یا گروهی به انگیزه‏ آزادیخواهی و ضدیت با استکبار حرکت می‏کنند، مبنا و قاعده‏ کار و امید و رکن‌شان، تفکر اسلامی است.

هفتمین کار بزرگ او، نگرشی جدید در فقه شیعه بود. فقاهت ما پایه‏‌های بسیار مستحکمی داشته و دارد. فقاهت شیعه، یکی از محکمترین فقاهت‌ها و متکی به قواعد و اصول و مبانی بسیار مستحکمی است. امام عزیزمان این فقه مستحکم را در گستره‏ وسیع و با نگرشی جهانی و حکومتی مورد توجه قرار داد و ابعادی از فقه را برای ما روشن کرد که قبل از آن روشن نبود.

کار هشتم او، ابطال باورهای غلط در باب اخلاق فردی حکام بود. در دنیا پذیرفته شده است که کسانی که در رأس اجتماعات قرار می‏گیرند، اخلاق فردیِ خاصی داشته باشند! تکبر ورزیدن، برخوردار بودن از زندگی راحت و مسرفانه، تجمل‏گرایی، خودرأیی و خودخواهی و امثال اینها، چیزهایی است که مردم دنیا قبول کردند که کسانی که در رأس حکومت‌ها قرار می‏گیرند، این اخلاق را داشته باشند. حتّی در کشورهای انقلابی، انقلابیونی که تا دیروز زیر چادرها زندگی می‏کردند و در دخمه‏‌ها مخفی می‏شدند، به مجرد این‏که به حکومت می‏رسند، وضع زندگیشان عوض می‏شود و اخلاق حکومتیشان تغییر می‏کند و همان وضعیتی را به خود می‏گیرند که بقیه‏ سلاطین و رؤسای عالم داشتند! ما از نزدیک چنین چیزی را دیده‏‌ایم؛ برای مردم هم مایه‏ تعجب نیست.

امام ما این باور غلط را عوض کرد و نشان داد که رهبر محبوب و معشوق یک ملت و دیگر مسلمانان عالم، می‏تواند زندگی زاهدانه‏ داشته باشد و به جای کاخهای مجلل، در یک حسینیه از دیدارکنندگان پذیرایی کند و با لباس و زبان و اخلاق انبیا با مردم برخورد کند.

اگر دلهای حکام و زمامداران به نور معرفت و حقیقت روشن شده باشد، تجمل و تشریفات و اسراف و برخورداریهای زیاد و خودرأیی و تکبر و استکبار، جزو لوازم حتمی زمامداری آنها محسوب نمی‏شود. از معجزات بزرگ آن بزرگوار این بود که هم در زندگی خود و هم در آن دستگاهی که به وجود آورده بود، نور معرفت و حقیقت تجلی یافته بود.

کار نهم او، احیای روحیه‏ غرور و خودباوری در ملت ایران بود. برادران عزیز! حکومتهای استبدادی و فردی، سالهای متمادی ملت ما را به صورت ملتی ضعیف و مستضعف و توسری‏‌خور درآورده بودند؛ ملتی که از استعداد جوشان و خصلتهای جمعیِ فوق‏‌العاده ممتاز برخوردار است و در طول تاریخ بعد از اسلام، این‏ همه افتخارات علمی و سیاسی دارد.

قدرتهای خارجی - مدتی انگلیسی‌ها و مدتی هم روسها و دیگر دولتهای اروپایی، و پس از آن امریکاییها - ملت ما را تحقیر کرده بودند. ملت ما هم باور کرده بود که قابلیت و لیاقت کارهای بزرگ را ندارد، سازندگی از او برنمی‏‌آید، ابتکار از او ساخته نیست و دیگران باید بر او آقایی کنند و به او زور بگویند! بنابراین، روح غرور و افتخار ملی را در ملت ما کشته بودند؛ ولی امام عزیز ما، روح غرور و افتخار ملی را در ملت ایران بیدار و زنده کردند.

در همان حال که ملت ما از احساسات و نخوت‌های بیجای ناسیونالیستی - که استکبار عامل آن، و رژیم منحوس پهلوی مروجش بود - مبرا هستند، اما احساس عزت و قدرت می‏کنند. امروز ملت ما از دست به دست هم دادن و توطئه‏ مشترک شرق و غرب و ارتجاع نمی‏ترسند و احساس ضعف هم نمی‏کنند. جوانهای ما احساس می‏کنند که خودشان می‏توانند کشورشان را بسازند. مردم ما احساس می‏کنند که قدرت و توان آن را دارند که در مقابل تحمیلها و زورگویی‌های شرق و غرب بایستند. این روح عزت و خودباوری و غرور ملی و افتخارات حقیقی و اصیل را امام(ره) در ملت ما زنده کرد.

و بالاخره دهمین کار بزرگ او، اثبات این نکته بود که «نه شرقی و نه غربی»، یک اصل عملی و ممکن است. دیگران خیال می‏کردند که یا باید به شرق متکی بود و یا به غرب، یا باید نان این قدرت را خورد و ستایشش کرد و یا آن قدرت را ! فکر نمی‏کردند که یک ملت بتواند هم به شرق و هم به غرب «نه» بگوید و بایستد و بماند و خود را روزبه‏ روز ریشه‏ دارتر کند؛ اما امام(ره) این نکته را ثابت کرد. (فرازی از خطبه‌های نماز جمعه 23 /4 /1368)

امام(ره) قوّت و عزّت مسلمین

من امروز چند حقیقت بدیهی و روشن را عرض می‏کنم و بعد از آن، یک نتیجه‏ گیری برای ملت ایران، و یک نتیجه‏ گیری برای همه‏ ملتهای مسلمان جهان خواهم کرد.

حقیقت اول که کسی منکر آن نیست و هیچ منصفی نمی‏تواند آن را انکار کند، این است که امام بزرگوار ما به اسلام و مسلمین قوّت و عزت بخشید. دشمنان اسلام، اسلام را ضعیف می‏خواستند. آنها تلاش کرده بودند تا اسلام را از صحنه‏ عمل، بلکه از ذهن ملتهای مسلمان - چه برسد به غیر آنها - خارج کنند؛ متأسفانه تا حدود زیادی هم موفق شده بودند. در این سیاست پلید، حکومت‌های فاسد و وابسته، با استکبار و شبکه‏ جهانی دشمنان اسلام هماهنگی کامل داشتند.

امام بزرگوار با این انقلاب، مسلمانان را نشاط بخشید و اسلام را زنده کرد. امروز در کشورهای بسیاری، اسلام آرزو و آرمان نسلهای جوان و به‏پاخاسته و روشنفکر است. یک نمونه، فلسطین عزیز است. سالها به نام فلسطین حرف زده شد و مبارزه گردید؛ اما ناکام و ناموفق. امروز ملت فلسطین، به نام اسلام مبارزه و مقاومت می‏کند؛ لذا مبارزه از شکل سازمانها و گروهها و شخصیتها و سردمدارها، به میان توده‏ی مردم کشیده شده است. چنین مبارزه‏، هرگز ناکام نخواهد شد. مبارزه‏ی مردمی اگر باقی بماند، بی‏شک در نهایت به پیروزی خواهد رسید. این، به برکت اسلامی بود که امام نام آن را زنده کرد و وجدان اسلامی را در مسلمین بیدار نمود.

امروز در کشورهای اسلامی شمال آفریقا، گروههایی به نام اسلام و با هدف ایجاد حکومت و نظام اسلامی مبارزه می‏کنند؛ پیشرفت هم کرده‏اند. قبل از نهضت امام بزرگوار ما، چه کسی چنین چیزی را حتّی به خاطر می‏گذرانید؟ در شرق و غرب جهان اسلام، مسلمانان بیدار شده‏ اند. اقلیتهای مسلمان در کشورهای اروپایی و غیر اروپاییِ دارای حاکمیت کفر و الحاد، احساس شخصیت می‏کنند. هویت و شخصیت اسلامی، در میان مسلمانان زنده شد. این، به برکت امام و حرکت عظیم امام بود.

عامل موفقیت امام(ره) و امت

حقیقت دوم این است که آنچه امام بزرگوار و ملت شجاع ما را در راه این مبارزه‏ی بزرگ موفق کرد، بصیرت و صبر بود - مقاومتی همراه با بصیرت - همان‏طور که امیرالمؤمنین (علیه‏‌الصّلاةوالسّلام) فرمود: «و لا یحمل هذا العلم الّا اهل البصر والصّبر»(9). علت آن هم این است که امروز مبارزه با کفر خالص و شرک خالص نیست، تا مطلب روشن، و صف‏‌بندیها مجزا و جدای از هم باشد؛ بلکه امروز مبارزه با نفاق و دورویی و تزویر و شعارهای توخالی و دروغ‌زنیها و لاف‌زنیهایی است که بلندگوهای استکبار را در همه‏ انحای عالم پُر کرده است. بسیاری دم از طرفداری از حقوق بشر می‏زنند و دروغ می‏گویند. بسیاری دم از اسلام می‏زنند و دروغ می‏گویند. اسلام آنها، اسلام باب طبع و میل سردمداران استکبار است. بسیاری دم از مساوات و برابری انسان‌ها می‏زدند و می‏زنند و دروغ می‏گفتند و می‏گویند؛ بنابراین، مبارزه در دوران کنونی، مبارزه‏ دشوار است؛ هم به خاطر قدرت زر و زور استکبار، و هم به خاطر قدرت تبلیغاتی و توجیه‏‌گر دروغگوییها و نفاق‌های استکبار و ایادیش.

انسانهای بی‏‌بصیرت، زود فریب می‏خورند. همین امروز هم در دنیا آدمهای دلسوزی هستند که فریب خورده‏‌اند؛ دشمن را نشناخته‏‌اند و صف را تشخیص نداده‏‌اند. در ایران، امام عظیم‏‌الشأن ما، به برکت بصیرت مردم - که با صبر و مقاومت آنها همراه بود - این راه را طی کرد و به موفقیت رسید. خود او، در ایجاد این بصیرت و صبر در مردم، بزرگترین مؤثر بود. هرجا در انحای عالم مبارزه‏ صورت می‏گیرد، حرکتی می‏شود، انسان دلسوزی در پی نجات توده‏‌های مردم حرکت می‏کند، باید بداند که این راه، با هوشمندی و بصیرت و نیز با صبر و مقاومت طی‏‌شدنی است، و لاغیر.

حقیقت سوم این است که همه‏ دنیا - هم توده‏‌های مسلمان و مستضعف و محروم عالم، و هم اردوگاه استکبار - تشخیص داده و فهمیده‏‌اند که کانون و محور و مرکز این حرکتی که امروز در جهت آرمان‌های اسلامی در دنیا مشاهده می‏‌شود، جمهوری اسلامی است؛ لذا در درجه‏ی اول، همه‏ دشمنی‌های عالم متوجه ماست. ما در لابلای سخنان گرم و به‏ ظاهر دوستانه، همواره نشانه‏‌های خصومت و کینه را می‏شناسیم. ما می‏دانیم که استکبار نسبت به جمهوری اسلامی و شما ملت و این امام بزرگوار، چه‏قدر دشمن است. دشمن چون او را زنده می‏داند، یک سر سوزن از دشمنیش با او کم نشده است. اگر بوق‌های استکباری و اردوگاه استکبار و دشمنان امام فکر می‏کردند که او مرده و تمام شده است، بعد از گذشت دو سال از رحلت جانسوز او، این‏قدر با شخص او و با نام او دشمنی نمی‏‌کردند، که امروز می‏کنند.

ایران اسلامی، ایران امام، ایران انقلاب، مرکز و محور حرکت عظیم جهانی مسلمانان است، و به همین نسبت محور دشمنی‌هاست. این، به‏ جای آن‏که ما را غمگین کند، خوشحال می‏کند؛ و به‏ جای آن‏که ما را وحشت‏‌زده کند، امیدوار می‏کند؛ چون نشان می‏دهد که ما قدرتمندیم و علیه منافع استکبار و منافع دزدان و غارتگران، همچنان تهدید بزرگی به شمار می‏رویم. دشمنی استکبار، ما را مطمئن‌تر می‏کند که راهی را که در حرکت پیشرونده‏ انقلاب و سازنده‏ی کشور و جامعه انتخاب کرده‏ایم، درست و موفق و صائب بوده است. اگر ما در حرکتمان علیه منافع دشمنان بشریت و در جهت مصالح انقلاب و کشور، راه خطا را پیموده بودیم، دشمن این‏قدر با ما دشمنی نمی‏کرد.

امروز همه‏ تبلیغات جهانی با شیوه‏‌های مختلف علیه ماست. ممکن است بعضی از رادیوها و بعضی از دستگاه‌های خبری و تبلیغاتی به ما صریحاً دشنام ندهند، اما این دلیل دوستی آن‌ها نیست. آنها می‏دانند که دشنام صریحشان به ما، دل ملتهای عالم را به ما بیشتر نزدیک می‏کند. به همین خاطر، به جای دشنام صریح، تهمت می‏زنند؛ خودشان را به ما نزدیک، و ما را به خودشان خوشبین نشان می‏دهند! این هم از همان ترفندها و خباثتهاست.

(فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم دومین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) 14 /3 /1370 )

امام(ره) معلم انقلاب

بعد از انقلاب، انقلاب و معلم انقلاب - که امام بزرگوار ما بود - به ما ملت تفهیم کردند که ما می‏توانیم خودمان کار کنیم؛ خودمان تلاش کنیم؛ خودمان بسازیم؛ خودمان قاعده‏ سازندگی و تولید و مصرف را - که همان فرهنگ ماست - بنیانگذاری کنیم. ما باید این را در همین دوران سازندگی هم به کار بگیریم. ما هرگز به داشته‏‌های دیگران پشت نمی‏کنیم. هر کسی هرچه دارد؛ چه علم، چه امکانات، چه تکنولوژی و موجودی فنی او - وقتی که ناگزیر باشیم - اگر بتوانیم همه‏ی آنها را در خدمت هدفهای خودمان قرار بدهیم، لحظه‏یی دریغ نخواهیم کرد. ما همه‏ اینها را بایستی وسیله و پلی برای جوشیدن استعداد سازندگی از درون کشور قرار بدهیم. هرجا که می‏توانیم در داخل کشور تولید کنیم، بایستی این را بر استفاده‏ی از مصنوعات خارجی ترجیح بدهیم. هر چیزی که در داخل کشور تولید می‏شود، برای ما مبارک‌تر از مشابه خارجی آن است؛ حتّی اندکی بهتر از آن که از دست دیگری و دروازه‏‌ای از دروازه‏‌های کشور وارد بشود.

(فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با وزیر، جمعی از مسئولان و کارشناسان وزارت نفت و ... 12 /9 /1370 )

هنر بزرگ امام(ره)

هنر بزرگ و خدمت بی‏بدیل امام بزرگوارمان این بود که اسلام را از غربت درآورد. مسلمانان، حتّی در خانه‏‌ها و شهرهای خودشان غریب بودند. اسلام، حتّی در مواطن اصلی خود غریب بود. دشمنان اسلام، با فرهنگ الحاد و فساد و نظام‌های طاغوتی، فرصت به‏ خوداندیشیدن را هم از مسلمانان گرفته بودند. در چنین شرایطی، امام بزرگوار ما، آن سلاله‏‌ پیامبران و دست قدرت خدا در این روزگار، این گرد غربت را از چهره‏ی اسلام زدود و سترد.

(از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اولین گروه از میهمانان خارجی مراسم دومین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) 15 /3 /1370)

استقلال توأم با معنویت

هنر بزرگِ امام بزرگوار ما این بود که چارچوب محکمی را برای این انقلاب به وجود آورد و نگذاشت این انقلاب در هاضمه قدرت‌ها و جریانه‌ای سیاسیِ مسلّط هضم شود. شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی»، یا شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» که تعالیم امام و خطّ اشاره انگشت ایشان در دهان مردم انداخت، معنایش این بود که این انقلاب متّکی به اصول ثابت و مستحکمی است که نه به اصول سوسیالیزمِ اردوگاه آن روز شرق ارتباطی دارد، نه به اصول سرمایه‏داریِ لیبرال اردوگاه غرب. علّت این‏که شرق و غرب با این انقلاب دشمنی کرده‏‌اند و سرسختی نشان داده‏‌اند، همین بود.

این انقلاب بر پایه اصول مستحکمی بنا شد؛ هم اجرای عدالت را مورد نظر قرار داد، هم آزادی و استقلال را - که برای ملتها از مهمترین ارزشهاست - مورد توجّه قرار داد، هم معنویت و اخلاق را. این انقلاب، ترکیبی از عدالتخواهی و آزادیخواهی و مردم‏سالاری و معنویت و اخلاق است.

(فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع بزرگ زائران حرم امام خمینی (ره)14 /3 /1381 )

وظیفه ما در قبال راه امام

دشمنان زخم ‏خورده و کمین‏‌ کرده‏ انقلاب، سالها انتظار چنین روزهایی را کشیده‏‌اند و اکنون همچون خفاشانی که غروب خورشید را انتظار می‏‌برند، در صدد تحرکات خبیث و پلید خود می‏‌باشند. اگرچه طوفان احساسات مقدس ملت، که این روزها همچون آتشفشانی فضای کشور را گداخته، به بدخواهان و فتنه‏‌انگیزان داخلی و نیز به دشمنان کینه‏‌ورز خارجی، مجال هیچ‏گونه شرارت نخواهد داد و هر حرکتی بر علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی را، که ارزنده‏‌ترین میراث رهبرکبیر و فقید ماست، به آتش خواهد کشید، ولی حفظ آمادگی و هشیاری و حضور در صحنه و حساس بودن در برابر تحرکات مشکوک، امروز از جمله‏ فرایض عمومی است.

استکبار جهانی از لحظه‏ پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، هرگز سودای تضعیف، بلکه محو جمهوری اسلامی را از سر بیرون نکرده؛ همچنان که از هیچ اقدام ممکن و مقرون‏ به‏ صرفه نیز در این راه خودداری نورزیده است، و تا آنگاه که ملت و مسؤولان جمهوری اسلامی، پایبند به استقلال و عزت ملی و اصول اسلامی خود می‏‌باشند، این انگیزه را در خود نگاه خواهد داشت؛ منتها به فضل و مدد الهی و بنابر قوانین خلقت و تاریخ، در برابر عزم و اراده و آمادگی ملت، کاری از او ساخته نبوده و کید و مکر او به جایی نرسیده است و به خواست خداوند، همواره نیز همین‏گونه خواهد بود؛ ان‏شاءاللَّه.

لذا این‏جانب، از همه‏ آحاد ملت و اقشار گوناگون می‏خواهم که حفظ آمادگی و هشیاری و توجه به توطئه‏‌های دشمنان را فریضه‏ انقلابی خود بدانند و نیات پلید دشمنان را از موضع‌گیریهای سیاسی و تبلیغاتی جهانی آنان و نیز از شایعه‏‌پردازیها و ایجاد مضیقه‏‌های اقتصادی کشف کنند و بدانند که در صورت آمادگی و هشیاری، همه‏ی توطئه‏‌های دشمن خنثی می‏گردد و پیروزی از آنِ ملت ایران خواهد بود.

همان‏طور که رهبر کبیر و عزیز ما بارها تکرار می‏کردند و در وصیت‏نامه‏ سیاسی، الهی خود نیز بر آن تأکید ورزیده‏‌اند، وحدت کلمه و وحدت صفوف ملت ما که رمز پیروزی انقلاب بود، رمز بقا و سلامت و تداوم آن نیز هست. تقسیم شدن ملت به گروهها و دسته‏‌های متعارض و عمده کردن اختلافات کم‏ اهمیت و احساسات غیرمنطقی و به فراموشی سپردن اصول مهمی که میان همه‏ ملت ما و لااقل میان اکثریت عظیمی از آنان مشترک است، و به فراموشی سپردن حضور دشمن و خطرات جبران‏ ناپذیر ناشی از آن، بزرگترین فاجعه برای ملتی است که می‏خواهد حق تضییع‏ شده‏ خود را احیا کند و خود را از وابستگی به بیگانگان برهاند....

(فرازی از پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به ملت شریف ایران در تجلیل از امام خمینی(ره) 18 /3 /1368 )

وفاداری به امام

اگر ما امام را دوست داریم - که واقعاً همین‏گونه است و هیچ‏کس نمی‏تواند تردید کند که ملت ایران در عشق و محبت به امام صادق نیست - باید راه و درس او را زنده نگهداریم و هدفهایش را، هدفهای حقیقی و اصلی انقلاب به حساب آوریم و به سمت آنها حرکت کنیم و هدف دیگری از خودمان درست نکنیم. هدفهای امام(ره) مشخص و روشن است و احتیاج به کار زیاد ندارد.

حال که خدای متعال این‏طور مقدر کرد که بنده‏ صالحش در نیمه‏ی این راه بار را به دیگران بسپارد و به ملکوت اعلی‏ بپیوندد و در جوار او آرام بگیرد، ما نخواهیم گذاشت این بار روی زمین بماند. باید همه‏ آحاد ملت - کوچک و بزرگ - مسؤولان در سطوح مختلف و هرکس که کاری در دستش است، این نکته را حدیث نفس خود کند و پیمان ببندد که راه امام را ادامه دهد و به سمت هدفهای او حرکت کند. در این صورت، عشق و محبت و ارادت و شاگردی ما نسبت به او صادق خواهد بود؛ والّا اگر در فراق او گریه کنیم و بر سر و سینه‏ خود بزنیم، ولی راه او را از سمت دیگر ادامه دهیم، محبت و احترام و وفاداری ما صادقانه نخواهد بود. وفاداری این است که عیناً در همان خط و هدف او حرکت کنیم و به بیراهه نرویم.

( از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت با فرماندهان و اعضای کمیته‌های انقلاب اسلامی 18 /3 /1368 )

پیمان ما با راه امام

ما با خدا پیمان بسته‏‌ایم راه امام خمینی(اعلی‏‌اللَّه‏‌قدره) را که راه اسلام و قرآن و راه عزت مسلمین است، دنبال کنیم. سیاست «نه شرقی و نه غربی»، حمایت از مستضعفان و مظلومان، دفاع از وحدت و حرکت امت بزرگ اسلامی و فایق آمدن بر عوامل اختلاف و دوگانگی مسلمین در سطح جهان، و مجاهدت برای ایجاد مدینه‏ فاضله‏ اسلامی، و تکیه بر جانبداری از قشرهای محروم و کوخ‏‌نشین، و به کار گرفتن همه‏ عوامل و امکانات برای بازسازی کشور در سطح داخلی کشور، خطوط اصلی برنامه‏‌های ماست. هدف اصلی از این‏همه، زنده کردن دوباره‏ اسلام و بازگشت به ارزش‌های قرآن است و ما یک سر مو از این هدف عقب نخواهیم نشست.

(فرازی از پیام مقام معظم رهبری به حجاج بیت‌الله الحرام 14 /4 /1368 )

درس امام به امت

جمله‏‌ای در وصیت‏نامه‏ امام عزیزمان هست که هرگز نباید آن را فراموش کنیم. ایشان فرمودند: آن عاملی که انقلاب را به پیروزی رساند، همان عامل، انقلاب را تداوم خواهد داد. یعنی اتکال به خدا و ایمان مردم به اسلام و تصمیم قاطع بر انجام وظیفه‏ الهی و اسلامی و وحدت کلمه، رمز پیروزی و تداوم انقلاب است. این، یک درس همیشگی برای همه‏ ماست.

امروز شاهدیم که بر کشور ما، وحدت و صمیمیت و صفای همگانی حاکم است. این، حادثه‏‌ای بسیار عظیم و از برکات روح مطهر امام بزرگوار ماست. اخلاص آن مرد بزرگ الهی، بعد از رحلت او هم در فضای این جامعه اثر گذاشت و دل‌ها را به هم انس داد و پیوندها را محکم کرد. اتحاد کلمه و همراهی شما مردم با هم و پیوند محکمی که بین شما و مسؤولان ابراز شد، همه‏ دنیا آن را دیدند و باعث یأس دشمنان گردید.

با ورود امام به صحنه‏ داخلی کشور در سال 57، انقلاب طراوت دیگری یافت و برگ و باری پیدا کرد و ثمربخش شد. لطف خدا بر امام بود که در وجودش این برکات را قرار داد. روح مطهر او در هنگام وفات و عروج ملکوتیش نیز مشمول برکات و لطف الهی شد و موجب گردید تا انقلاب در ایام رحلت آن بزرگوار هم مثل روزهای اول پیروزی، برگ و بار تازه‏‌تر پیدا کند و از هیمنه و هیبت برخوردار بشود و دشمنان را مأیوس کند.

ما امروز به برکت امام(ره) می‏توانیم از موضع قدرت و قوّت با دنیا حرف بزنیم. هیچ‏کس در دنیا نباید تصور کند که جمهوری اسلامی اندکی در خود احساس ضعف می‏کند. به فضل پروردگار، ما امور داخلی خودمان را با قوّت و اعتماد به‏ نفسِ کامل پیش خواهیم برد و ارتباطات خارجی را تا آن‏جا که با اصول ما منطبق باشد و برای اسلام و مسلمین و ملت ایران و انقلاب و جمهوری اسلامی مقرون به صلاح و صرفه باشد، با قوّت و قدرت و از موضع بالا گسترش خواهیم داد.

این جمله را که امام بزرگوارمان بارها و بارها روی آن تاکید می‏ کردند، به یاد داشته باشید که: رمز همه‏ پیروزی ها، وحدت کلمه و حضور در صحنه است. اگر وحدت کلمه و حضور مردم در صحنه نباشد، ملت ایران نخواهد توانست گامی به جلو بگذارد؛ ولی اگر همه‏ مردم این رمز را شناختند و حفظ کردند، البته خداوند به آنها کمک خواهد کرد. این وعده‏ الهی است که: «والّذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا»، «من‏کان للَّه‏کان‏اللَّه له». اینها وعده‏ حق و صدق و قطعی الهی است.

بحمداللَّه خدا با ملت ایران است و وجود بزرگوار آن رهبر عالی‏قدر و انسان والا و بی‏نظیر، واقعاً بزرگترین نعمتها برای ما بوده است. امروز هم کلمات و نصایح او که برای ما باقی مانده، بزرگترین نعمت برای ماست؛ چون کلمات خدا و انبیاست و باید قدرشان را بدانیم و ان‏ شاءاللَّه به آنها عمل کنیم.

( فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت روحانیون، مسئولان و مردم استان خوزستان 21 /4 /1368 )

لزوم تدبر درسهای امام

امروز بزرگترین وظیفه‏ ما ملت ایران که مریدان قدیم و اولین یاران امام‏ خمینی(ره) بودیم، این است که درس های آن امام بزرگوار را مرور کنیم. شخصیت عظیم رهبر کبیر انقلاب و جوهر درخشانی که همه‏ دنیا را تحت تأثیر قرار داد، در درس ها و بیانات و رهنمودهای او آشکار شده است. البته همه‏ ما با شناخت کامل آن شخصیت عظیم خیلی فاصله داریم و بدون مبالغه و اغراق باید گفت که هنوز ابعاد بسیاری ازشخصیت آن روح ملکوتی و انسان بزرگ و والا برای ما شناخته‏ شده نیست.

ما از نزدیک قضایا را می‏دیدیم و همه‏ کسانی که از چنین فاصله‏‌ای در کنار وقایع قرار می‏گیرند، به آسانی قدرت جمع‏بندی ندارند. جمع‏بندی آن شخصیت و تحلیل ابعاد گوناگون آن انسان بزرگ و والا، قدری تدبر و تأمل لازم دارد، که به این زودی‌ها برای ما که در عصر امام و نزدیک به او بودیم، میسر نخواهد شد؛ ولی بیانات آن بزرگوار برای ما درس است، و درس چیزی است که در دسترس و اختیار ماست.

تدبر در درسهای آن بزرگوار، خواهد توانست ما را با ابعاد شخصیت آن راحل عظیم‏‌الشأن آشنا کند و راه را بر ما بنمایاند. این درسها را نمی‏شود در چند جمله خلاصه کرد. در هر بخشی از زمان و در هر حادثه‏‌ای از حوادث، یکی از آن درسها می‏تواند به عنوان رهنمود راهگشای ما باشد.

با توجه به شرایطی که امروز در جهان برای کشور ما و موقعیت عظیم ملت ایران در اذهان عالم بوجود آمده است، درس بزرگ امام عزیزمان عبارت است از قدردانی از وحدت و انسجامی که به اراده‏ الهی برای ما پیش آمد. امروز دلهای ملت ایران از غالب اوقاتِ دوران ده‌ساله‏ انقلاب به هم نزدیکتر است؛ این هم از برکات روح ملکوتی امام بزرگوارمان بود.

( از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت با روحانیون، مسئولان و مردم استان زنجان و نهاوند و کاشمر و ... 15 /4 /1368 )

شاخصهای مکتب سیاسی امام

من می‏خواهم روی مکتب سیاسی امام تکیه کنم. مکتب سیاسی امام نمی‏تواند از شخصیت پُرجاذبه‏ امام جدا شود. راز موفقیت امام در مکتبی است که عرضه کرد و توانست آن را به‏ طور مجسم و به‏ صورت یک نظام، در مقابل چشم مردم جهان قرار دهد. البته انقلاب عظیم اسلامی ما به‏ دست مردم به پیروزی رسید و ملت ایران عمق توانایی‏‌ها و ظرفیت فراوان خود را نشان داد؛ اما این ملت بدون امام و مکتب سیاسی او قادر به چنین کار بزرگی نبود. مکتب سیاسی امام میدانی را باز می‏کند که گستره‏ی آن حتّی از تشکیل نظام اسلامی هم وسیع‏تر است. مکتب سیاسی‏ که امام آن را مطرح و برای آن مجاهدت کرد و آن را تجسم و عینیت بخشید، برای بشریت و برای دنیا حرف تازه دارد و راه تازه پیشنهاد می‏کند. چیزهایی در این مکتب وجود دارد که بشریت تشنه‏ آنهاست؛ لذا کهنه نمی‏شود. کسانی که سعی می‏کنند امام بزرگوار ما را به عنوان یک شخصیت متعلق به تاریخ و متعلق به گذشته معرفی کنند، در تلاشِ خود موفق نخواهند شد. امام در مکتب سیاسی خود زنده است، و تا این مکتب سیاسی زنده است، حضور و وجود امام در میان امت اسلامی، بلکه در میان بشریت، منشأ آثار بزرگ و ماندگار است.

مکتب سیاسی امام دارای شاخصه‌ای است. من امروز چند خط از خطوط برجسته‏ این مکتب را در این‏جا بیان می‏کنم. یکی از این خطوط این است که در مکتب سیاسی امام، معنویت با سیاست در هم تنیده است. در مکتب سیاسی امام، معنویت از سیاست جدا نیست؛ سیاست و عرفان، سیاست و اخلاق. امام که تجسم مکتب سیاسیِ خود بود، سیاست و معنویت را با هم داشت و همین را دنبال می‏کرد؛ حتّی در مبارزات سیاسی، کانون اصلی در رفتار امام، معنویت او بود. همه‏ی رفتارها و همه‏ی مواضع امام حول محور خدا و معنویت دور می‏زد. امام به اراده‏ی تشریعی پروردگار اعتقاد و به اراده‏ی تکوینیِ او اعتماد داشت و می‏دانست کسی که در راه تحقق شریعت الهی حرکت می‏کند، قوانین و سنت‏های آفرینش کمک گار اوست. او معتقد بود که: «وللَّه جنود السّماوات و الأرض و کان اللَّه عزیزاً حکیما». امام قوانین شریعت را بستر حرکت خود می‏دانست و علائم راهنمای حرکت خود به‏شمار می‏آورد. حرکت امام برای سعادت کشور و ملت، بر مبنای هدایت شریعت اسلامی بود؛ لذا «تکلیف الهی» برای امام کلید سعادت به‏حساب می‏آمد و او را به هدفهای بزرگِ آرمانی خود می‏رساند...

شاخص دوم، اعتقاد راسخ و صادقانه به نقش مردم است؛ هم کرامت انسان، هم تعیین‏کننده بودن اراده‏ انسان. در مکتب سیاسی امام، هویت انسانی، هم ارزشمند و دارای کرامت است، هم قدرتمند و کارساز است. نتیجه‏ ارزشمندی و کرامت داشتن این است که در اداره‏ی سرنوشت بشر و یک جامعه، آراء مردم باید نقش اساسی ایفا کند. لذا مردم‏سالاری در مکتب سیاسی امام بزرگوار ما - که از متن اسلام گرفته شده است - مردم‏سالاریِ حقیقی است؛ مثل مردم‏سالاری امریکایی و امثال آن، شعار و فریب و اغواگریِ ذهن‌های مردم نیست.

شاخص سوم از شاخص‌های مکتب سیاسی امام، نگاه بین‏‌المللی و جهانیِ این مکتب است. مخاطب امام در سخن و ایده‏ سیاسی خود، بشریت است؛ نه فقط ملت ایران. ملت ایران این پیام را به گوش جان شنید، پایش ایستاد، برایش مبارزه کرد و توانست عزت و استقلال خود را به‏ دست آورد؛ اما مخاطب این پیام، همه‏ی بشریت است. مکتب سیاسی امام این خیر و استقلال و عزت و ایمان را برای همه‏ امت اسلامی و همه‏ بشریت می‏خواهد؛ این رسالتی است بر دوش یک انسان مسلمان. البته تفاوت امام با کسانی که برای خود رسالت جهانی قائلند، این است که مکتب سیاسی امام با توپ و تانک و اسلحه و شکنجه نمی‏‌خواهد ملتی را به فکر و به راه خود معتقد کند. امریکایی‏ها هم می‏گویند ما رسالت داریم در دنیا حقوق بشر و دمکراسی را توسعه دهیم. راه گسترش دمکراسی، کاربرد بمب اتم در هیروشیماست؟! توپ و تانک و جنگ‏افروزی و کودتاگری در امریکای لاتین و آفریقاست؟! امروز هم در خاورمیانه این همه دغل بازی و فریبگری و ظلم و جنایت به چشم می‏خورد. با این وسایل می‏خواهند حقوق بشر و رسالت جهانی‏شان را گسترش دهند! مکتب سیاسی اسلام فکر درست و سخن نوی خود را با تبیین در فضای ذهن بشریت رها می‏کند و مثل نسیم بهاری و عطر گلها در همه‏جا می‏پیچد...

شاخص مهم دیگر مکتب سیاسی امام بزرگوار ما پاسداری از ارزشهاست، که مظهر آن را امام بزرگوار در تبیین مسأله‏ی ولایت‏ فقیه روشن کردند. از اول انقلاب اسلامی و پیروزی انقلاب و تشکیل نظام اسلامی، بسیاری سعی کرده‏ اند مسأله‏ ولایت‏ فقیه را نادرست، بد و برخلاف واقع معرفی کنند؛ برداشتهای خلاف واقع و دروغ و خواسته‏‌ها و توقعات غیرمنطبق با متن نظام سیاسی اسلام و فکر سیاسی امام بزرگوار. این‏که گاهی می‏شنوید تبلیغات‌چی‏‌های مجذوب دشمنان این حرفها را می‏‌پراکنند، مربوط به امروز نیست؛ از اول، همین جریانات و دست‏‌آموزها و تبلیغاتِ دیگران این حرفها را مطرح می‏کردند....

آخرین نکته ‌ای که به عنوان شاخصه ی مکتب سیاسی امام عرض می کنم مسئله عدالت اجتماعی است عدالت اجتماعی یکی از مهمترین و اصلی ترین خطوط در مکتب سیاسی امام بزرگوار ماست. در همه برنامه‌های حکومت –در قانونگذاری و در اجرا و در قضا-باید عدالت اجتماعی و پرکردن شکاف‌های طبقاتی- مورد نظر و هدف باشد.

(فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم پانزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) 14 /3 /1383 )

انتهای پیام

کد N841192

وبگردی