۰

آیتی: آمریکا رمادی را برای تنبیه عبادی به داعش داد/ عبادی زیر پرچم قاسم سلیمانی مطلوب آمریکا نیست

  • ۷۵بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
داعش,ایران و عراق,عراق,خاورمیانه

یک کارشناس عراق می‌گوید: میزان پذیرش داعش در مناطق سنی نشین بسیار حیاتی است و اگر اهل تسنن فکر کنند با داعش می توانند به منافعی در عراق دست یابند این بسیار خطرناک است.

زهره نوروزپور: شهر رمادی مرکز سنی نشین استان الانبار هفته پیش به تصرف کامل داعش درآمد، سقوط رمادی با واکنش های بسیاری مواجه شد زیرا این شهر از اهمیت استراتژیک بالایی برخوردار است و  برای گروههای تروریستی شاهراهی هست به سمت کربلا و بغداد به این دلیل این شهر حائز اهمیت است.  وزیر دفاع آمریکا اشتون کارتر ارتش عراق را مقصر اصلی سقوط رمادی اعلام کرد و آنها را متهم به عقب نشینی از رمادی و اینکه عراقی ها اساسا میل و علاقه به شکست داعش ندارند، متهم کرد؛ به باور او ضعف و کاستی‌هایی از جنس فرار از زیر بار مسولیت و اینکه سردمداران ببیشتر به دنبال مقصر بوده و به دنبال پاک کردن صورت مساله هستند تا حل مساله.

خبرگزاری خبرآنلاین در گقتگو با علیرضا آیتی، کارشناس مسائل غرب آسیا که از نزدیک با مسائل عراق آشنا است، به جزئیات و تبعات سقوط رمادی پرداخته است که در ادامه می‌خوانید: 


اخبار پشرفت های نسبی داعش در عراق خصوصا تصرف شهر رمادی نگرانی هایی را در میان مردم عراق و خصوصا شیعیان پدید آورده است. ارزیابی شما از این رویداد چیست؟

جنگ در عراق جنگ پیچیده، فرسایشی و خشنی شده است. البته عراق طی دوران بعد از اشغال تاکنون وضعیت امنیتی مناسبی نداشته و دلیل آن هم بهره برداری تروریست ها از چندین امتیاز بوده است که هر یک بعنوان مکمل و لجستیک برای آنها عمل کرده است.

در بعد سیاسی که برخی آقایان در مجلس با مواضع و حرکت های خود پوشش سیاسی شده بودند برای بعثی ها و تروریست های تکفیری. در بعد جغرافیائی، برخی از ساکنین سه استان سنی نشین عراق هنوز شرایط بعد از صدام را باور نداشتند و به جمع بندی نرسیده بودند که شرایط را بپذیرند یا نپذیرند. این عدم تصمیم گیری دلائلی داشت. اولا بعثی های ساقط شده نفوذ بسیار وسیعی بر این مناطق داشتند و روابط عشیره ای و قبیله ای بعثی ها که بعدا هم تروریست ها به آن اضافه شدند، اجازه تصمیم گیری نهائی به خانواده های اهل تسنن را نمی داد.

ثانیاً القا کردند که دولت جدید عراق با آمریکا یک هم پیمان جدی بوده و باید با هر دوی اینها مبارزه کرد.

ثالثا کشورهای عربی منطقه مرتب مباحث طائفی و فتنه مذهبی را به این سه استان تزریق می کردند. سازمان های مخابراتی غربی و عربی و موساد هم به گونه ای طراحی کرده بودند که عراق در ابعاد امنیتی کاملا ناکام و در ابعاد سیاسی هم کژ دار و مریز حرکت کند. این کژدار و مریز هم بدلیل نیاز آمریکا بود که به جهان بگوید صدام را حذف کردم و جایش روند سیاسی دموکراتیکی را جایگزین کردم.

نقش جامعه عراق در شکل گیری این بحران چقدر بود؟

خانواده ها و قبائل سنی این مناطق یک دهه درگیر این ماجرا بودند. تحولات سوریه نیز رخ داد و تقریبا روند امنیتی این دو منطقه به هم گره خورد و خوراک خوبی شد برای دشمنان محور مقاومت. به این پازل، آمریکا هم اضافه شد که از 2011 مجبور شد عراق را ترک کند. این مجموعه اجازه ندادند که دولت و مجلس عراق، مملکت را بنا کند، داعش را نیز تولید کردند.

در مرحله دوم، روی روند سیاسی تمرکز کردند تا دولت و مجلس را روی اینکه چه کسی نخست وزیر شود، این باشد و آن نباشد مشغول کنند. امنیت که خراب، روند سیاسی نیز درگیر، داعش و بعثی ها با هدایت سازمان های مخابراتی موصل را اشغال کردند. پیوند جغرافیائی با رقه و سوریه هم برقرار بود.

خوب برای از بین بردن این مدل جدید ناامنی که من عراق بعد از سقوط موصل به آن می گویم که نتیجه ده سال سرمایه گذاری جبهه غربی عربی و صهیونیستی می باشد، شما مجاهدت و درایت فوق العاده ای نیاز دارید. اولا باید عتبات مقدسه را حفظ کنید که دشمنان فتنه گری نکنند. ثانیا عراقی ها را بسیج نمائید، آموزش دهید و توجیهشان کنید که این جبهه جنگ، ساده نیست. یعنی از عراقی ها باید عناصری مثل حزب الله بسازید که سی سال سابقه جنگ با اسرائیل در پرونده جهادی خود دارند. ثالثا فتنه های داخلی که در عراق بسیار زیادند را خنثی کنید، رابعا مسخره بازی ها و کلک های آمریکائی ها را نیز بتوانید مدیریت کنید. طرفتان کیست؟ مجموعه ای از جنگجویان که هر کدام با اهداف خاصی می جنگند ولی روی شکست دادن و فلج کردن عراق جدید کاملا متحد هستند.

این شرایط عراقی هاست. نقطه قوت عراقی ها در خارج، حمایت های ایران و روسیه و بخشی از جامعه بین المللی است و در داخل مرجعیت و نیروهای مردمی مومن و نفت این کشور است.
بعد از سقوط موصل، کمی زمان برد تا عراقی ها خود را پیدا کردند. اکراد، شیعیان و عشائر اهل تسنن با تلاشهائی که شد خود را در وضعیت آماده باش و جهاد قرار دادند و داعشی ها را به سمت مرزهای سوریه تعقیب کردند. تکریت آزاد شد و برنامه ریزی این بود که کار موصل هم نهائی شود ولی چند اتفاق افتاد که روند مبارزه با داعش را تحت تاثیر قرار داد. اولا آمریکائی ها با مدیریت اطلاعاتی و سیاسی که در عراق داشتند روند شکست های داعش را متاثر ساختند. سردار سلیمانی اخیرا گفت به اوباما که فاصله پایگاه شما با الرمادی چقدر بود که هیچ غلطی نکردید؟

یعنی آمریکائی ها مستقر شده اند بجای اینکه با داعش بجنگند، دارند مردم عراق و دولت را سرکار می گذارند. بعد آقای اوباما می گوید که العبادی آدم مخلصی است. مزخرفترین و مسخره ترین صحبتی که من اخیرا شنیدم همین بود. نگذاشتند نیروهای مردمی که تکریت را گرفتند کار را ادامه دهند. آمریکا نمی خواهد داعش کامل از بین برود، مرتب تلقین می کند که نیروهای مردمی ممکن است سنی ها را بکشند و فتنه مذهبی در عراق ایجاد شود. نمی گویند داعش چقدر عراقی سربرید؟ دائم دولت و مردم را می ترسانند و سرعت و انرژی بسیج مردمی را هدر دهند. به عراقی ها سلاح نمی دهند، مرتب به عربستان و کشورهای خلیج فارس سلاح می فروشند ولی جبهه اصلی مبارزه با تروریسم را رها کرده اند و می خواهند مثل سوریه، دولت و ارتش عراق را نیز خسته کنند. آمریکائی ها جریان رسانه ای قوی براه انداختند که تلقین کردند ارتش و نیروهای مردمی عراق بی عرضه هستند و سردار سلیمانی یک تنه دارد می جنگد. البته برخی رسانه ها در داخل هم به آن دامن زدند که نیت رسانه های داخل خیر بود چون نقش سپاه در کمک به مستضعفین و اسلام ناب محمدی امری است که باید همواره برجسته شود و رسانه ها نیز خوب برجسته کردند ولی با اهداف رسانه ای آمریکائی ها تداخل پیدا کرد. خارجی ها بدنبال فتنه مذهبی وتحریک سنی ها علیه سپاه و همچنین تحریک ارتش عراق علیه ایرانی ها بودند. داخلی ها هم بدنبال تمجید از نقش سپاه در حمایت از مردم مظلوم منطقه.


اینکه می گویم وضعیت جنگ با تروریسم در عراق و سوریه در همه ابعاد میدانی و تبلیغی اش پیچیده است به همین دلیل است. شما حرکتی می کنید، برخی امتیازات را نصیب خود می کنید ولی برخی عوارض هم دارد. شما در میدان مثلا تکریت را می گیرید، چند روز بعد داعش با حمایت های عربی و آمریکائی ها خود را در الرمادی تثبیت می کند. یا در سوریه هم روال بهمین شکل است. حزب الله قلمون را فتح می کند، تروریست ها در شمال و شرق و جنوب سوریه، خود را به دمشق نزدیک می کنند. این همان مدلی است که آمریکا و اسرائیل دنبال می کنند. گرفتن انرژی محور مقاومت و مشغول ساختن تروریست ها به حوزه منافع ملی جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت.


وضعیت خانواده های اهل تسنن هم بسیار وخیم است. آنها تصمیم که نمی توانستند بگیرند هیچ الان آواره شده اند بخشی هم باید به داعش سرویس بدهند. بسیاری از داعشی ها جا و مکان و خانواده ندارند و باید خانواده های سنی، زنان و دختران و خانه های خود را در اختیار ایشان بگذارند. این مصیبت بدتر از مصائب اکراد و شیعیان است. اکراد وشیعیان ذبح می شوند ولی اهل تسنن عزت و کرامت خود را از دست دادند. آن گاه عربستان و ترکیه و قطر مرتب دم از حقوق اهل تسنن می زنند. پول و سلاح داده اند و اراذل و اوباش را وارد خانه های اهل تسنن کرده اند. آیا این حقوق اهل تسنن است که شما تامین کرده اید؟ بلحاظ تبلیغاتی هم خیلی عجیب کارمی کنند. کلیپ هائی که می سازند بسیار تحریک کنند و جعلی است و باید واقعا مراقب بود که شیعیان با اهل تسنن بی جهت درگیر نشوند.

مبارزه اصلی با تکفیری های صهیونیستی است نه اهل تسنن. مثلا در یک نمونه از این کلیپ ها، الرمادی را داعش می گیرد، مردم هم در خیابان ها سرگردان شده اند، برخی متحیر مانده اند و می ترسند که مخالفتی کنند و ذبح شوند و برخی هم از جوانان که با پول و سلاح هیجان زده شده اند بنفع داعش کف و سوت می زنند. این صحنه ها بخاطر بی نظمی در شهر طبیعی است. خوشحالی هم بواسطه نارضایتی از شیعیان است. این هم طبیعی است چون وضعیت عراق الان رنگ و بوی مذهبی دارد. اما مهم اینجاست که این خوشحالی ها را در کلیپ با متن صوتی نامعلومی میکس می کنند که دارد کربلا و نجف و عتبات را تهدید می کند و بدترین توهین ها را به عتبات دارد.

در حالی که این جوانی که در خیابان الرمادی در حال شادیست یا خانواده های متحیر مانده وسط الرمادی اصلا در دلشان این مباحث مطرح نیست. اهل تسنن عراق به عتبات ارادت دارند، ممکن است نسبت به دولت و مجلس عراق و سیاستمداران شیعه نارضایتی داشته باشند ولی ربطی به عتبات و کربلا و نجف ندارد. نوع تبلیغات بشدت مسموم کننده و خطرناک است و باید ما هوشیار باشیم. مطمئن باشید همین جوانهای خوشحال وسط الرمادی بعد از چند هفته حضور داعش و چند ضربه شلاق و قطع دست و پا و تجاوز و . . . که از داعش نصیب شان می شود برای آزادی الرمادی دست به دعا می شوند و برای ارتش عراق و نیروهای مردمی کف و سوت می زنند.


تحلیل های متناقضی در رسانه های نزدیک به داعش و مخالف داعش در خصوص سقوط رمادی ارائه شده است از این تحلیل که سقوط این شهر یک عقب نشینی تاکتیکی از سوی نیروهای نظامی عراق بوده است تا تحلیل هایی که معتقندند این شکست ناشی از یک توطئه خارجی ـ داخلی بوده است و ممکن است آمریکایی ها نیز در آن نقش داشته باشند واین تحلیل نزدیک به داعش که این تصرف، ناشی از قوت گرفتن نیروهای سلفی تکفیری در همه محورها از جمله عراق و سوریه است.
بحث الرمادی و صحنه عملیاتی غرب و شمال بغداد به سمت مرزهای سوریه بحث کلاسیک نظامی و مشخص و روشن نیست. آنچه روشن است این است که ارتش و نیروهای مردمی در وضعیت آماده و منسجم به سمت مناطق بحرانی حرکت کرده اند. بخشی از عشائر اهل تسنن هم همراهی می کنند. بخشی از عشائر منطقه هم از ترس داعش ساکت هستند و برخی هم بواسطه مرتبط بودن با بعثی ها و صدام و تروریست ها و کشورهای خارجی سلاح بدست گرفته اند و با داعش همکاری می کنند. شهر به شهر جنگیدن با داعش فرمول و دردسر خود را دارد.

اولا عقبه ارتش و نیروهای مردمی باید بسیار قوی باشد که هر جا آزاد شد تثبیت شود. نباید هر جا را که گرفتند چند روز بعد داعش به آن سرک بکشد. البته در تکریت و جنگ اخیر هرجا را گرفتند تثبیت کردند و داعش را به سمت غرب حرکت دادند. نگذاشتند داعش دور بزند. ثانیا مردم دارند در شهر و روستاهای جنگی زندگی می کنند و نمی شود آنجا را با خاک یکسان کرد. قرار نیست دولت و ارتش عراق و نیروهای مردمی کشتار راه بیاندازند.

ثالثا کل شهر را داعش بمب گذاری می کند که پاکسازی آن زمان ببرد و داعش در مناطق بعدی بتواند خود را تثبیت نماید. رابعا تونل ها و تجهیزات پیشرفته جنگی در اختیار داعش هست که البته ارتباطات اطلاعاتی با بیرون دارند که حتی بعضا سرویس های مخابراتی هم به داد آنها می رسند که از عملیات های ارتش عراق جان سالم به در ببرند. صحنه بسیار پیچیده است. می گویند در الرمادی، طوفان شن هم رخ داد. انتحاری های مهیبی هم عملیات کردند. منطقه اداری را گرفتند و شهر را در اختیار دارند. شما وقتی منطقه اداری را نداشته باشید چگونه می خواهید شهر را اداره کنید. همکاری بخشی از عشائر بی تاثیر نیست. آمریکائی ها هم سر زمان مقرر که باید بمباران کنند، نمی کنند. می گذارند شهر سقوط کند بعد  می آیند و چند بمب می اندازند و می روند که گفته باشند ما هم داریم با داعش می جنگیم. اهل تسنن اگر به جمع بندی می رسیدند خیلی مشکلات حل می شد.

میزان پذیرش داعش در مناطق سنی نشین بسیار حیاتیست. اگر اهل تسنن فکر کنند با داعش می توانند به منافعی در عراق دست یابند این بسیار خطرناک است. اهل تسنن باید در سایه زندگی با اکرادو شیعیان به حقوق خود برسند نه در زیر چکمه های داعش. این باید روشن شود. تشکیل امارت اسلامی بر اساس معیارهای داعش در قرن 21 آیا برازنده اهل تسنن عراق و سوریه است؟ من خودم فکر نمی کنم جوانان اهل تسنن مناطق الانبار و نینوا و صلاح الدین زیر بار این اراذل بی دین بروند. اینها از اسلامی که تعریف کرده اند برای اخاذی از اهل تسنن استفاده می کنند و لذا خیلی نمی توانند در مناطق سنی نشین عراق دوام بیاورند.


ارزیابی شما از بازپس گیری رمادی از داعش چیست؟ آیا خطر حمله داعش به بغداد و عتبات خیلی محتمل و نزدیک است یا داعش مرز بندی های مشخصی برای خود تعریف کرده و در همان مناطق سنی نشین متوقف خواهد شد.
ببینید فرمولی که آمریکائی ها دنبال می کنند مثل بحث دولت اسلامی در افغانستان است. آنها نمی خواهند امارت اسلامی در منطقه شکل بگیرد. اگر احساس کنند چند صد نفر داعشی جمع شده اند و دارند در وسط الرمادی طرحی پیاده می کنند، آمریکائی ها بمباران می کنند. تجمعات را می زنند و اجازه تثبیت را نمی دهند. چرا؟ چون اگر داعش خودش را تثبیت کند یعنی غرب عراق و شرق سوریه به سمت امارت اسلامی می رود و آمریکا و اروپا آن را بصلاح منافع خود نمی دانند. این امارت اگر تثبیت شود با لیبی و شمال آفریقا پیوند می خورد و بزرگترین تهدید تثبیت شده جهانی می شود که فقط اسرائیل از آن بهره می برد. چون آنها هم می گویند ما هم دولت یهود باید داشته باشیم که خود را حفظ کنیم. آمریکا معیارهایش با اسرائیل در اینجا کمی متفاوت است.

آمریکا می گوید عناصر داعش در منطقه پخش باشند و در هسته های بی خاصیت ولی عملیاتی علیه محور مقاومت و ایران بجنگند. در همین حد. نباید به حدی از قوت برسند که عربستان تهدید شود. یا اردن تهدید شود. و . . . لذا می گذارند داعش خود را تقویت کند به حدی برسد که تکریت را مثلا بازپس گیرد یا الرمادی را بگیرد. یک ضربه پرستیژی به مرجعیت و نیروهای مردمی و ارتش عراق بزند، بعد آمریکا می آید وسط و شروع می کند داعشی ها را بمباران کند. دست به دست شدن شهرها فرمولی است که آمریکا می پسندد. یک روز تکریت اشغال یک روز آزاد و الرمادی و . ..  هم همینطور. این قدرت داعش نیست این بازی آمریکاست. داعش اگر قدرت داشت بغداد یا دمشق را می گرفت. قلمون را می گرفت.

سامرا را می گرفت. داعش قدرتی ندارد. داعش در زمینی که آمریکا ایجاد کرده بازی می کند و بهره اش را می برد. کشته هم می دهد و آمریکا و سعودی از دست تروریست ها خلاص می شوند. تهدید کربلا و نجف هم امری جدیست چون داعش سیل انتحاری ها را روانه این شهرها می کند. نمی تواند بر شهرها و عتبات مسلط شود ولی ناامنی و تخریب ایجاد می کند. شیعه کشی می کند. عتبات را آزار می دهد. مسلط نخواهد شد چون داعش توان مسلط شدن بر چنین مراکزی را ندارد.

صرفا تهدید روانی و عملیات ایذائی خواهد داشت. لذا نباید بلحاظ جغرافیائی اجازه داد که داعش به عتبات نزدیک شود. تکنولوژی آنها خطرناک است و باید از عتبات دور نگه داشته شوند. الرمادی از همین نقاط حساس است که باید سریعا بازپس گیری شود. البته داعش اگر مرتب از سوی نیروهای مردمی و ارتش عراق تحت حمله قرار گیرد توان و اجازه پرداختن به عتبات را نخواهد داشت. باید همواره داعش را در موضع دفاعی قرار داد تا مجبور شود شهرها را تخلیه کند و به سمت صحرای الانبار کوچ نماید و در مرز سوریه محاصره گردد.


 آیا جنابعالی با این ایده موافقید که عراق عملا تجزیه شده و حرکت داعش و تحرکات آنها صرفا جهت تکمیل این فرایند و تشکیل یک قلمرو تکفیری سلفی از پشت دروازه های بغداد تا پشت دروازه های دمشق است؟ خصوصا اینکه در همین حین کردها نیز داعیه های استقلال خود را قوت بخشیده اند.

ادعای استقلال اکراد همیشه بوده است. الان هم وسط معرکه برای این مطرح می کنند که قضیه فراموش نشود. وگرنه اهل تسنن بشدت با استقلال اکراد مخالفند و کشورهای منطقه از جمله ترکیه نیز هنوز به جمع بندی در خصوص اکراد نرسیده است. اکراد گفته اند اگر فقط یک کشور موافقت کند، که منظورشان ترکیه بوده است، استقلال خود را اعلام می کنند. البته ترکیه هنوز موافقت نکرده است. حرکت داعش هم قطعا برای تشکیل امارت اسلامی است ولی این توهم است چون هیچ بازیگری در منطقه و فرامنطقه نمی پذیرد چنین امارتی تشکیل شود. اصلا ائتلاف مبارزه با داعش که عربستان و اردن و امارات و کشورهای غربی هم در آن هستند برای مبارزه با تشکیل امارت اسلامی است.

توجه داشته باشید برای مبارزه با داعش نیست چون داعش باید بر علیه محور مقاومت و ایران همواره زنده باشد، ولی اجازه ندارد امارت اسلامی تشکیل دهد چون بعد از تشکیل امارت اسلامی اولین کشورهائی که تهدید می شوند عربستان و اردن و امارات هستند. حتی کویت که جامعه آن طرفدار داعش می باشند. اینکه عراق عملا تجزیه شده خیلی دقیق نیست. تجزیه شدن هنوز در عراق دیده نمی شود چون در تجزیه دولت مرکزی کاملا ناکام است. دولت مرکزی و مجلسی نیست. عراق این فاکتورها را دارد دموکراتیک آن را هم دارد. آمریکا طی مدتی که عراق را در اشغال داشت، به هیچ وجه به این سمت نرفت چون اگر بغداد فلج شود آبروی خودش می رود. صدام را بردند تا دولت مردم سالار در عراق بنا کنند آنگاه اگر عراق تجزیه شود که خودشان بی حیثیت می شوند. لذا در آن مقطع بحث تجزیه عراق مطرح نبود. بحث حل مشکل عراق مطرح بود. آمریکا می خواست مشکل عراق را در چارچوب قانون اساسی و فدرالیته حل کند.

این بمعنای تجزیه نبود. یک دولت مرکزی قوی می خواست باشد که این دولت همسو با آمریکا در منطقه حرکت کند و بصورت مترقی ایالت ها را اداره کند. اما مراکز فکری و موسسات استراتژیک آمریکا و حتی برخی عناصر در سنا و کنگره که با صهیونیست ها مرتبط می باشند، مرتب طرح تجزیه عراق به سه کشور را ارائه می دادند. بعد هم سوریه و یمن هم مطرح گردید که تجزیه شود. البته جمع بندی نهائی من نمی بینم. چون واقعا تجزیه شدن هر قسمتی در خاورمیانه بسیار هزینه درست می کند به ویژه اینکه داعش برای تقویت خود یکی از راهبردهایش همین است که دولت ها به هم مشغول باشند و کشورها تجزیه شوند و آنها سودش را ببرند.


الان آمریکائی ها بحث تقسیم عراق به سه کشور را بررسی می کنند ولی اینکه واقعا در عمل بتوانند محقق کنند خیلی سخت و نامعلوم است. آمریکا اگر بدنبال این طرح باشد، هدفش این است که اکراد کاملا در حوزه نفوذ اسرائیل و غرب قرار گیرد. سه استان سنی نشین عراق خودش تکلیفش را با داعش مشخص کند و بجای اینکه امارت اسلامی تشکیل شود یک کشور کوچک سنی نزدیک به عربستان و آمریکا تشکیل شود. مناطق شیعه نشین هم جدا شوند. حسن این طرح برای آمریکا این است که دولت شیعی قوی بنام دولت عراق همسو با جمهوری اسلامی ایران دیگر وجود ندارد. عراقی که در سازمان ملل یک حق رای داشت به سه حق رای تبدیل می شود. که دو رای آن برای غرب باشد و یک رای آن برای ایران. خطر این طرح وقوع ناامنی و جنگ مذهبی و قومی در منطقه و بی ثباتی فراگیر است.


باراک اوباما در مصاحبه اخیر خود با نشریه اتلانتیک گفته است که داعش شکست خواهد خورد و پیروزی آنها در رمادی را کم اهمیت جلوه داده است. او همچنین به انتقاد شدید از نوری مالکی پرداخته و از حیدرالعبادی به عنوان یک فرد مخلص که بهتر از نوری مالکی عمل می کند نام برده است. به نظر شما در ذهن اوباما چه می گذرد؟ چه تفاوت هایی واقعا میان نوری مالکی وعبادی وجود دارد که اوباما را به او اینگونه معطوف کرده است و آیا ارزیابی اوباما از داعش صحیح است؟
اشاره کردم که اوباما از العبادی تمجید کرده است. اوباما فعلا از العبادی می خواهد که عراق را به همین شکلش مدیریت کند. یعنی العبادی یک عراق ناکام و درگیر را مدیریت کند. مبارزه با داعش و عدم تحریک اهل تسنن و تعامل با اکراد. اگر العبادی به سمتی برود که با کمک ایران و مرجعیت و نیروهای مردمی، قوام و استحکام یابد، اوباما عصبانی شده و بدنبال فرد دیگری می گردد. با مالکی هم همین برخورد را کردند. نخست وزیر در عراق همواره شیعه خواهد بود ولی اوباما شیعه ای می خواهد که در چارچوب غرب حرکت کند. مثل ایاد علاوی. البته به این راحتی نیست که دیگر عناصر آمریکائی در عراق نخست وزیر شوند. عناصر مومن و نزدیک به مرجعیت و ایران نخست وزیر می شوند و لذا آمریکا هم مرتب برای آنها توطئه می کند. اگر العبادی بر داعش بخواهد بصورت نهائی چیره شود، کاخ سفید او را تحمل نمی کند. از دید آمریکائی ها، العبادی به شرطی می تواند بر داعش غلبه کند که زیر چتر پنتاگون باشد نه قاسم سلیمانی.

 اینکه اوباما پیروزی داعش در الرمادی را کم اهمیت جلوه داده به این دلیل است که آبروی ائتلاف مبارزه با داعش را حفظ کند. جهان می گوید این ائتلاف چه غلطی می کند که داعش بر الرمادی چیره شد. جهان می گوید که ایران تکریت را آزاد کرد چرا ائتلاف نتوانست جلوی داعش را در الرمادی بگیرد؟ آبروی اوباما در خطر است، لذا القا می کند که ائتلاف مبارزه با داعش توان ضربه زدن به تروریست ها را دارد. اشاره کردم که آمریکا نیاز داشت الرمادی را به داعش بدهد چون می بایست العبادی را که با قاسم سلیمانی شریک شده را تنبیه کند ولی از طرفی نیز خودش تحقیر شد و لذا می آید می گوید که خیلی که این پیروزی داعش مهم نیست.


البته آمریکا توان آن را دارد که الرمادی را با خاک یکسان کند و شهر را کاملا بسوزاند و داعش را فراری دهد. ولی برای دولت عراق، کمی دشوار است. اوباما مطمئن باشید اگر موعد انتخاباتش برسد و نیاز داشته باشد داعش را از عراق بیرون کند، با پیشرفته ترین تکنولوژی داعش را سرکوب می کند. البته داعش را نمی تواند و نمی خواهد نابود کند بلکه بشدت تضعیف می کند. داعش که بشدت تضعیف شود براحتی از سوی ارتش عراق نابود می شود. بستگی دارد اوباما چه موقعی به پیروزی در عراق و در مبارزه با داعش نیاز داشته باشد. ابومصعب زرقاوی و بن لادن را در همین مواقع حساس کشتند. برای داعش هم زمان مقتضی برنامه دارند. البته بنده این مدل کار را خطای استراتژیک می نامم. یعنی بازی با برگه های خطرناک که منطقه را به آتش می کشد.


ارزیابی شما از فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی بر تلاش برخی از حکام سفیه خلیج فارس برای نزدیک کردن جنگ های نیابتی به سمت مرزهای کشورمان، چیست ؟ آیا ایشان منظورشان به نفوذ و گسترش داعش تا مرزهای ایران بوده یا منظور دیگری داشته اند؟
ببینید، کل طراحی غرب از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون مشغول ساختن ما به چالش های مختلف بوده است. همه نوع توطئه ای را ایرانی ها تجربه کردند. آخرین آن هم ریگی و بعدا جماعت های تروریستی در مرزها و ترور دانشمندان هسته ای و انفجار مساجد و تولد داعش و النصره و معارضه سوریه و . . . می باشد که جالب است منافقین هم به آنها پیوسته اند. یعنی اگر منافقین به این ها نپیوندند باید به خودمان شک می کردیم. یعنی دشمن کاملا عناصرش و ابزارش و راهبردش معلوم است. خاکستری نداریم. جبهه سفید و سیاه یعنی حق و باطلی که ما می گوئیم یعنی همان خیر و شری که بوش هم می گفت.

بوش هم درست گفت. خط وسط نداریم. بوش می گفت هرکسی با ما نیست با تروریست هاست یعنی ایران. ما هم می گوئیم هر کسی با ماست حق است. جبهه مقاومت یک طرف و جبهه صهیونیستی طرف دیگر. در هر دو طرف هم از همه طوائف و قومیت ها داریم چه شیعه و چه سنی و کرد و . . . ما در جبهه مقاومت سنی و کرد هم داریم که خدماتش به اسلام ناب خیلی بیشتر از برخی عناصر شیعه است. در تحقق و تثبیت اسلام ناب محمدی، مهم تفکر و انسانیت ناب است نه قومیت و مذهب. خدماتی که میشل عون مسیحی در لبنان یا  جلال طالبانی و فواد معصوم کرد در عراق یا شیخ حسون سنی در سوریه به محور مقاومت کردند واقعا عظیم بود. من شنیدم سید حسن نصرالله گفته بود اگر بتواند در قیامت کسانی را شفاعت کند یکی از آنها میشل عون خواهد بود.

علی‌ای‌حال، جبهه صهیونیستی می خواهد با ابزارش و عناصرش مبانی و ارزشهای محور مقاومت را ساقط کند. ایران قلب معرکه است. اگر ایران را بلرزانند که البته خیلی سخت است کارشان راحت می شود. در لبنان بعد از اینکه نتوانستند حزب الله را در میدان شکست دهند وارد فازهای سیاسی و جنگ نرم شدند. در عراق وقتی دیدند مالکی نخست وزیر عراق اجازه نداد بشار اسد ساقط شود، داعش را به جانش انداختند. در روسیه علیه پوتین توطئه کردند چرا چون پوتین با بشار اسد بود. در ایران هم بهمین شکل وارد شدند. فتنه شیعه و سنی و اقدامات تروریستی و تبلیغات مسموم علیه قومیت ها و همزمان تحریک اهل تسنن در مرزها و یارگیری و آموزش آنان در محیط پیرامونی برای ضربه زدن به ایران. برای مشغول کردن ایران به داخل.

البته ظرفیت های ایران بسیار است و ایران توانائی مدیریت بحران ها همزمان در چندین جبهه را دارد به دلیل رهبری مقتدر و معنوی، هوش و بصیرت ایرانی و آمادگی جهاد و شهادت که این عناصر قدرت ملی هستند. بحث مقام معظم رهبری متوجه داعش نیست چون داعش خیلی کوچک است. داعش برگه ایست که در وقت مقتضی تضعیف خواهد شد.

بحث مقام معظم رهبری خطای فکری و استراتژیک جبهه صهیونیستی است که با پول و نفت جهان اسلام، ماری را  پرورش می دهند که بلای جان جهان عرب و اسلام شده است. این مار همه را نیش می زند جز اسرائیل. هشدار مقام معظم رهبری این است که ایرانی ها و محور مقاومت که از دستاوردهایش نمی گذرد، علیه هم توطئه ها هم ایستاده و از شهادت و جهاد هم باکی ندارد، چرا بیهوده جبهه مقابل خودش را به دردسر می اندازد و هزینه می کند. این پول و هزینه ها باید صرف نابودی اسرائیل شود نه ایجاد فتنه بین مسلمانان. همان هشدارهائی که حضرت امام ره از ابتدای انقلاب می دادند.

49310

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.