۰

نزاع هر دوسوی مذاکره درباره پروتکل الحاقی برسرچیست؟

  • ۱۵بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
پروتکل الحاقی, حمید ابوطالبی

اين روزها "پروتكل الحاقي" دشمنان بسياري دارد؛ ازمخالفين روند مذاكرات درايران تا جناح هاي تندرو درآمريكا، هريك ازمنظري وديدگاهي.

1) اين روزها "پروتكل الحاقي" دشمنان بسياري دارد؛ ازمخالفين روند مذاكرات درايران تا جناح هاي تندرو درآمريكا، هريك ازمنظري وديدگاهي. يكي نگران ازاين كه مبادا پروتكل اجرا شود، وديگري هراسان ازآنكه مبادا اجراي آن كفايت نكند. اولي براين باور است كه اجراي پروتكل يعني نابودي اسرارنظامي وازبين رفتن امنيت ملي كشور وايراد خساراتي جبران ناپذير، تاآنجا كه ايران شبيه عراق شود؛ و دومي براين باوراست كه مبادا به جهت ضعف هاي اين پروتكل وامكانات فراوان گريزازاجراي آن واشكالات مجري يعني آژانس بين المللي انرژي اتمي وزيركي ها و هشياري هاي طرف مقابل وعدم وجود بودجه واطلاعات کافی، عدم كفايت پروتكل به گريزهسته اي بينجامد. لذا هردو تصميم گرفته اند با مذاكره كنندگان به چالشي باورناكردني بپردازند؛ تا سرانجام يكي عقب نشيني كند ومذاكرات شكست بخورد. مذاكره كنندگان هر دوسو هم، تنها راه گريز ازاين جدال دروني را اجراي همين پروتكل ظاهرا مشکل دار ومشکل زا دانسته و برآن پاي مي فشرند.

2) درمقابله با جناح های تندرو درآمریکا، آقاي اوباما به زیاده نمایی ووحشت آفرینی روی آورده و مي گويد:" بر اساس توافق اقدام مشترک، ایران با بازرسی هایی روبرو خواهد شد که نظیر نداشته اند. بنابراین می توانیم اطمینان حاصل کنیم که ایران نمی تواند به سلاح هسته ای دست یابد. این حصول اطمینان تا ۱۰ یا ۱۵ سال نخواهد بود بلکه تا مدتی طولانی ادامه خواهد یافت. مرحله اول تا ۱۰ سال است که طی آن به شدت ایران تحت نظارت خواهد بود تا به سلاح هسته ای دست نیابد. پس ازآن هم دایما بازرسی خواهیم داشت تا جایی که ایران به سوی فعالیت کاملا صلح آمیزحرکت کند واعتماد جامعه بین المللی را جلب نماید..."

3) دربرابرمخالفین روند مذاکرات درایران هم، دكترروحاني باتکیه برمتن اصلی پروتکل مي گويد:" مدیریت اجرای پروتکل الحاقی با ما وبرمبنای رعایت خطوط قرمزخواهد بود... همه کشورهایی که به مقررات بین‌المللی می‌پیوندند، عاقلانه تصمیم می‌گیرند و به دنبال حفظ منافع کشورخود هستند واین مقررات را درچارچوب می‌پذیرند، زیرا هیچ‌کس نمی‌خواهد امنیت کشورش را به خطر بیندازد..."

4) اما نزاع درهردوسو وسخن درخصوص پروتكل الحاقي برسرچيست؟ ماده 5 مخاصمه آفرین این پروتكل مي گويد:
Article 5: C. Any location specified by the Agency, other than locations referred to in paragraphs a. and b. above, to carry out location-specific environmental sampling, provided that if .......... is unable to provide such access, .......... shall make every reasonable effort to satisfy Agency requirements, without delay, at adjacent locations or through other means.
ماده ٥: ج - هر مکان تعیین شده توسط آژانس به غیر از مکان‌های اشاره شده در بندهای الف و ب این ماده جهت انجام نمونه برداری‌های محیطی مختص آن مکان، چنانچه کشور عضو نتواند امکان دسترسی به این مکان‌ها را فراهم آورد ... باید فورا هر تلاش معقولي را جهت برآوردن خواسته‌های آژانس از مناطق مجاور یا از طریق روش‌های دیگر به کار بندد." لذا متن پروتكل ومفهوم این ماده كاملا روشن است که درصورت مخالفت كشورها بااجازه دسترسی به مکانهای خاص، آنان حتي مي توانند درمناطق همجوار، اين دسترسي را فراهم كرده ويا روش هاي ديگررا بكاربندند.
لیکن مهم اين است كه درآن سو، آقاي اوباما مي خواهد اين باورغلط راايجاد كند كه بااين پذيرش، من مي توانم به هر جا كه مي خواهم رفته وبازجويي وبازپرسي كنم؛ اين يعني همان زياده خواهی و وحشت آفريني. اين پروتكل آقاي اوباما است، ونه پروتكل الحاقي آژانس بين المللي انرژي اتمی.

٥) مورد ديگري نيز كه مهم وقابل توجه است ماده ١٥ است؛ كه مي گويد:
Article 15: A. The Agency shall maintain a stringent regime to ensure effective protection against disclosure of commercial, technological and industrial secrets and other confidential information coming to its knowledge, including such information coming to the Agency's knowledge in the implementation of this Protocol.
B. The regime referred to in paragraph a. above shall include, among others, provisions relating to: (i) General principles and associated measures for the handling of confidential information; (ii) Conditions of staff employment relating to the protection of confidential information; 12 (iii) Procedures in cases of breaches or alleged breaches of confidentiality.
ماده ١٥: الف- آژانس باید نظام دقیقی را جهت تضمین حفاظت مؤثر در برابر افشای اسرار بازرگانی، تکنولوژیکی و صنعتی و سایر اطلاعات محرمانه، شامل اطلاعاتی که حین اجرای این پروتکل از آنها آگاه می‌شود، برقرار سازد.
ب- نظام اشاره شده در بند الف فوق باید علاوه بر سایر مقررات، شامل مقرراتی راجع به موارد زیر باشد:
(1) اصول کلی و اقدامات مرتبط با جابجایی اطلاعات محرمانه؛
(2) شرایط استخدام کارکنان در رابطه با حفاظت از اطلاعات محرمانه؛
(3) دستورالعمل‌هایی برای موارد نقض یا ادعای نقض محرمانه بودن.
اينجا هم دكترروحاني در تبريز، هشدار مي دهد كه:" باید درحفظ اسرار نظامی کشورمان دقت کنیم و دسترسی بازرسان آژانس براساس پروتکل، باید مدیریت‌شده باشد...اصول و خط قرمزهای نظام را باید مدنظر قراردهیم. مذاکرات ما در چارچوب خطوط قرمز است... امروز ۱۲۴ کشور دنیا این پروتکل را امضا کرده اند زیرا پروتکل‌ها شامل مقررات بین‌المللی هستند..." لذااین هوشمندی مااست که چگونه دست به دست هم دهیم واقدام نماییم.

6) اما واقعيت اين است كه اين پروتكل دووجه دارد: وجه اصلي بازدارنده؛ ووجه فرعي دسترسی قانونمند. اما آنچه آمريكا مي گوید وحشت آفريني است ازمنظروجه دسترسی قانونمند، براي حل مشكلات داخلي اش ازطريق زياده خواهي هاي غيرقانونمند، وشکستن قدرت اراده سیاسی وتوان ملی طرف مقابل باایجاد شکاف داخلی؛ وآنچه ايران مي گويد تاكيد است برماهيت ووجه اصلي بازدارنده آن. واين سخن قاطع مقام معظم رهبري كه: "در دنیا هیچ عاقلی اجازه نمیدهد، هیچ دولتی اجازه نمیدهد؛ دشمن پُررو و وقیح توقّع دارد اجازه بدهند"؛ که پاسخی است به این زیاده خواهی. زیرا به واقع پروتكل مي گويد:
AWARE OF the desire of the international community to further enhance nuclear non-proliferation by strengthening the effectiveness and improving the efficiency of the Agency's safeguards system;
WHEREAS the frequency and intensity of activities described in this Protocol shall be kept to the minimum consistent with the objective of strengthening the effectiveness and improving the efficiency of Agency safeguards;
بدین معنا که اين پروتكل، بازدارنده وپيشگيرانه و روبه آینده است تا كشورها به سمت وسويي مغايربااهداف اشاعه سير نكنند، وبه همين جهت ١٢٤كشور آنراپذيرفته اند؛ پيش ازآنكه غیرقانونمند باشد ووحشت آفرين.

7) لیکن مهم اين است كه مخالفين توافق، بويژه درآمريكا، با پروتكل الحاقي، وحشت نيافرينند وبرفونكسيون واقعي آن تاكيد کنند، كه امري بازدارنده وپیشگیرانه است؛ درغيراين صورت مسئوليت رجزخواني براي حل مشكلات داخلي وتاثير آن در تخريب مذاكرات به دوش آنان خواهدبود. آنها بايد بپذيرند كه جمهوري اسلامي ايران اجازه نخواهد داد يك پروتكل بازدارنده و روبه آینده، به حربه اي وحشت آفرين و بازپرسانه غيرقانونمند تبديل گردد؛ وبا اين انحراف مقابله خواهد كرد. اين مقابله را مقام معظم رهبري هوشمندانه و قاطعانه آغاز و دكترروحاني سياستمدارانه درمذاکرات پي گرفت؛ ليكن مسئوليت اصلي مقابله با انحراف درحوزه بین الملل، بر دوش جامعه جهاني وبيش ازهرچيز برعهده ديگر اعضاء ٥+١است، كه جلوي اين انحراف زايي وحشت افزايانه و زياده خواهانه براي مقاصد داخلي را بگيرند.

8) ازمنظری دیگر، درایران وآمریکا، این مذاکره چون امری ملی است صرفا توان مذاکراتی دیپلمات ها را نمی طلبد بلکه برقدرت اراده واستواری سیاستمداران آنان نیز متکی است؛ لذا هردوکشور می کوشند تادرصحنه نبرد، علیرغم اختلافات فراوان داخلی، میان "توان دیپلماسی وقدرت سیاست" شکافی غیرقابل ترمیم رخ ندهد. درآمریکا این اختلاف - که برخی دوستان درایران آن راجنگ زرگری می خواندند- با تکیه بررئالیسم سیاسی-حقوقی به سامان رسید، وآنها با وجود اختلافاتشان، برسر این موضوع به یکپارچگی رسیدند؛ لیکن دراین سو، مشاجره هنوز ادامه دارد، و دین باوری خردمندانه واخوت اسلامی هنوز نتوانسته میان ما یکپارچگی ووحدت لازم را ایجاد نماید. این آزمونی دشواروچندسویه است؛ زیرا مهم اين است كه درمیدان مبارزه ايران وآمريكا، كدام یک دراثر فشاردروني، مذاکرات را مي شكند؛ وكدام مذاكره كننده است كه نخست ازاين ميدان مبارزه سخت خارج شده وآن را به دشمن وا مي نهد؛ تا درتالارِ تعاملات سیاست بين الملل، بار ديگرسخن از ناکامی مذاكره رانده شده و بر سردرِ آن، ضرورت حل معضلات با زور، ولو آنكه هردو طرف به نوعی در این نبرد پيروز شوند! آويخته شود.

9) دوستان گرامی: مهم اين است كه دراين كارزار، وحدت وانسجام ملي در ايران عزیزبايد براي هميشه وتحت اشراف ورهنمودهاي رهبرمعظم انقلاب پايدار بماند. دوستان مهربان: مشاجرات درحال رسيدن به نقطه اوج آن است، مفروض بگيريم كه عقلاي قوم شنيده اند آنچه را كه بايد بشنوند و ديده اند آنچه را كه بايد ببينند؛ مفروض بگيريم مخاصمه بيش ازاين به معناي تخريب وجهه وچهره ايران وتضعيف مذاكره كنندگان درمذاكرات است؛ قبول كنيم كه اگر قرار است پروتكل الحاقی را بپذيريم ويا با آن مخالفت كنيم اكنون تمام زواياي آن روشن است؛ پس آن را از مشاجره پارلماني ودعواي خياباني وكشمكش رسانه اي به حوزه بزرگان وعقلاي قوم وانهيم، تا هرآنچه به صلاح اين ملت است را به تيم مذاكره گوشزد كنند.
دوستان عزیز: ازاول امسال وگفتگوی لوزان تا اين زمان، مشاجره ومخاصمه به اوج رسيده است؛ اکنون روشنگري كفايت مي كند؛ قبول كنيم جامعه به مفاهمه نيازمند است، و مذاكره به آرامش روان وخاطرجمع وحمايت ملي و پشتگرمي ازسوی رهبري و يكپارچگي وانسجام. بياييم اول كسي نباشيم كه مخاصمه ومشاجره، ما را ازميدان مذاكره خارج می كند؛ بياييم اول كسي نباشيم كه سياستِ "شكست دروني براثر فشارهاي بيروني" بر ما اثرکرده ومشكلات عديده برايمان دراين امر ملي پديد می آورد.
اين راي سديد نيست كه درميانه ي نبرد، براصل نبرد ترديد كنيم؛ واسب راهوار از زير پاي سواركار بكشيم؛ و ازقفا به ناگاه تیری برافکنیم؛ و...؛ وبرما آن برود كه نبايد.

دکتر حمید ابوطالبی

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.