۰
گفتگوی مهر بانماینده جنبش امل درایران:

چرایی حمایت ایران از مقاومت/اعتراف مقامات لیبی درباره امام صدر

  • ۳۹بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

صلاح فحص گفت:دولت لبنان پس از قذافی یک کمیته تحقیق درباره این موضوع تشکیل داد. نقطه مثبت این بود که لیبیایی ها اعتراف کردند امام موسی صدر در لیبی ربوده شده است در حالیکه قبلا می گفتندترک کرده است.

خبرگزاری مهر- گروه سیاست: ۲۵ می ۲۰۰۰ یادآور شکست مفتضحانه رژیم صهیونیستی از رزمندگان مقاومت اسلامی لبنان و عقب نشینی عجولانه آنها از اراضی اشغالی جنوب این کشور است. شکستی که در تاریح جنگ های اعراب و اسرائیل مشابهی نداشت و برای نخستین بار ضربه ای کاری به پیکره این رژیم نامشروع وارد کرد. اگرچه «مقاومت اسلامی لبنان» و موفقیت های چشمگیر آن، به درستی، بیشتر با نام «حزب الله»  شناخته می شود اما نمی توان از نقش دیگر تشکل شیعی این کشور، یعنی جنبش امل هم غافل شد. امل تاریخچه ای طولانی تر از حرب الله دارد و بسیاری از مقامات و فرماندهان ارشد آن، اولین فعالیت های سیاسی و نظامی خود را در پایگاه های امل تجربه کرده اند. این دو جنبش امروز در لبنان، درکنار هم خواسته ای ارزشمند و ستودنی محور مقاومت را دنبال می کنند. همزمان با سالروز آزادسازی جنوب لبنان، گفتگویی با «مهندس صلاح فحص» نماینده جنبش امل در ایران داشتیم و در آن به بازخوانی تاریخچه، اقدامات و اوضاع کنونی این جنبش پرداختیم. در این میان گریزی هم به مسائل منطقه ای داشتیم و آخرین اخبار از موسس و رهبر محبوب جنبش امل، امام موسی صدر، را از فحص جویا شدیم.

متن کامل این گفتگو را در ادامه می خوانید:

برای آغاز بحث تاریخچه ای از اوضاع شیعیان در لبنان و مقدمات تاسیس جنبش امل را ارائه فرمائید.

شیعیان در لبنان از زمان های قدیم حضور داشته اند اما محروم ومستضعف بودند به ویژه در دوره عثمانی ها و قیمومیت فرانسه بر لبنان پس از عثمانی ها، اگرچه تاریخ لبنان شاهد مقاومت مردان قهرمان  در برابر استعمار فرانسه بوده است از جمله ادهم خنجر، صادق حمزه فاعور و عبدالحسین شرف الدین که رهبر شیعیان لبنان در آن دوره هم محسوب می شد. اما این وضعیت شیعیان پس از قیمومیت فرانسه و استقلال لبنان همچنان ادامه یافت و دولت هیچ توجهی به آنان نداشت تا زمانی که امام موسی صدر پا به لبنان گذاشت و با علامه شرف الدین دیدار کرد و تقریبا تبدیل به جانشین علامه شرف الدین شد. وقتی امام صدر وضعیت اسفبار شیعیان در لبنان را دید تصمیم گرفت در لبنان بماند و پس از درگذشت علامه شرف الدین امام موسی صدر جای ایشان را گرفت و انقلاب سفیدش را آغاز کرد.

این انقلاب جایگاه شیعیان لبنان را ارتقاء بخشید در حالیکه شیعیان فقط قبلا در مشاغل پست کار می کردند. اما امام موسی صدر با راه اندازی نهادهای مختلف از جمله موسسه  البر و الاحسان و موسسه جبل عامل و مجلس اعلای اسلامی شیعیان و ... در این راه تلاش های زیادی کرد و با دشمنان این حرکت جنگید و در همین راستا جنبش امل را راه اندازی کرد.

در ابتدا این جنبش به شکل سری بود تا بتواند در برابر اسراییل اشغالگر یک جبهه مقاومت تشکیل دهد. اسراییل طمع زیادی به لبنان و به ویژه جنوب لبنان داشت چراکه این منطقه دارای ثروت های طبیعی فراوانی است بطوری که اسراییلی ها را واداشته بود به فکر الحاق جنوب لبنان به سرزمین های اشغالی بیافتند. اما امام موسی صدر بخوبی از این مساله آگاهی داشت و تمام هدف و فعالیشتش در راه آزادی فلسطین بود. لذا امام موسی به فکر ایجاد یک نیروی مقاومت مردمی ضد اسراییلی افتاد.

نیروهای اسراییلی در آن زمان به راحتی وارد مناطق جنوبی لبنان می شدند و به قتل و غارت می پرداختند اما ارتش و دولت لبنان هیچ عکس العملی نشان نمی داد. این حرکت به شکل سری و با آموزش شیعیان آغاز شد و بر اساس سه رویکرد مبتنی شد: رویکرد توسعه ای، رویکرد علمی و تربیتی (تا شیعیان با سواد شده و به مناصب مهم در دولت راه یابند در حالیکه مسوولان شیعه وقت هیچ اهتمامی به مساله آموزش شیعیان نداشتند) و رویکرد مقاومت. این سه رویکرد به موازات هم ادامه یافت و به تشکیل مقاومت لبنان منجر شد که بعدها نام افواج مقاومت لبنان گرفت و به شکل سری ادامه یافت. اما وقتی در یکی از دوره های آموزش نظامی جنبش مقاومت انفجار رخ داد فعالیت های افواج مقاومت لبنان علنی و رسانه ای شد. نکته جالب اینکه یکی از مجروحین آن حادثه با خون خود روی تخته نوشت: «کونوا مومنین حسینیین» که هنوز هم وجود دارد.  

شهید مصطفی چمران در این میان چه نقشی داشتند؟

مسلما در این مسیر نمی توان نقش بارز شهید دکتر چمران را که از بنیانگذاران این جنبش بوده است را نادیده گرفت. چمران از جمله افراد نادری بود که در راه خدمت به محرومین لبنان زندگی شخصی اش را فدا کرد و از خانواده اش هم گذشت و در لبنان مسوولیت فرماندهی سازمانی جنبش امل و مدیریت موسسه ایتام را در کنار امام موسی صدر بر عهده گرفت تا یک مقاومت واقعی ضد اسراییل شکل گرفته و نوعی آگاه سازی عمومی علیه محرومیت و استضعاف و بی توجهی دولت ایجاد شود. این  زیربنا برای شیعیان مسیر جدیدی تعریف کرد تا بتوانند به پیشرفت و حقوق شان دست یابند و وضعیت فعلی هم محصول همان تلاش هاست.

شرایط عمومی لبنان برای فعالیت های جنبش امل خصوصا در ابتدای کار چگونه بود؟

مسلما جنبش امل در طول حیاتش شرایط بسیار سختی را پشت سر نهاده است. در ابتدا همه احزاب ضد این جنبش بودند. این جنبش و امام موسی صدر همیشه داعیه دار وحدت ملی در لبنان بوده و لبنان را خانه تمام فرزندانش می دانسته وچاره ای جز همزیستی مسالمت آمیز مسلمانان ومسیحیان نیست و بهترین راه مقاومت در برابر اسراییل وحدت ملی است.

لذا برخی کشورها و حاکمانشان از این نهضت امام موسی صدر خوشحال نبودند و امام را ربودند تا از صحنه حذف شود اما باید گفت اگرچه امام موسی صدر ربوده شد اما بنیان رفع محرومیت در لبنان را بنا نهاد و امروز می بینیم که حرکت امام صدر با قوت و قدرت تمام با مقاومت در برابر اسراییل و حفاظت از وحدت ملی در لبنان ادامه دارد. و امروز شیعیان در لبنان در سطوح علمی و دولتی به جایگاههای مهمی رسیده اند و دانشمندان، پزشکان و مهندسان متخصص تربیت کرده و به جامعه لبنان تحویل داده اند و توانسته اند در تصمیم سازی های سیاسی نقش آفرینی کنند.

ارزیابی شما از نقش و جایگاه فعلی جنبش امل در لبنان چیست؟

به نظرم نقش امل در لبنان جزء سخت ترین نقش هاست. هدف جنبش امل مطابق خواسته امام صدر تثبیت وحدت ملی در لبنان است چرا که این وحدت اساس مقاومت است. علیرغم اصول و اعتقاداتمان همیشه سعی در تحکیم این وحدت داشته ایم و البته با توجه به نزاعات جاری در منطقه و فتنه بین شیعه و سنی این امر دشوار است.

امل الان در حوزه سیاسی نقش مهمی در ایجاد گفتگو بین طرفهای نزاع در لبنان ایفا می کند اعم از شیعه و سنی یا حزب الله و المستقبل و در همین راستا آقای نبیه بری پیشنهاد گفتگو بین حزب الله والمستقبل را مطرح کرد که در این گفتگوها بسیاری از مشکلات و معضلات حل شد. از سوی دیگر جنبش امل بنیانگذار مقاومت بوده است و نمی تواند آن را ترک کند و لذا نقش مهم دیگری که برعهده خود می دانیم حمایت از مقاومت است در عین اینکه خود ما جزئی از مقاومت هستیم. شاید بتوان گفت اگر جنبش امل نبود امروز لبنانی وجود نداشت چراکه با کمک همه جهت های لبنانی توانستیم بیشتر فتنه را خنثی کنیم.

از سوی دیگر وحدت و اتحادی که بین امل و حزب الله وجود دارد باعث قدرت مقاومت شده و در صحنه سیاسی لبنان بسیار تاثیر گذار بوده است. این در حالی است که بخشهایی از جامعه لبنان اصلا نمی خواهند مقاومتی وجود داشته باشد و برخی دیگر معتقدند حضور مقاومت تا همین حد کافی است و امروز دیگر نیازی به سلاح مقاومت نیست لذا امل نقش مهمی در تثبیت و حمایت از مقاومت و سلاح مقاومت بر عهده دارد.

در حوزه های غیر سیاسی چه فعالیت هایی دارید؟

همانطور که ذکر کردم امام موسی صدر سه رویکرد را دنبال می کرد؛  مقاومت، توسعه و تعلیم و تربیت و در همین راستا نهادها و موسساتی را بنا نهاد و با حمایت و آموزش اسلامی برای ایتام کار خود را آغاز کرد.

سی سال پیش در لبنان نه راه وجود داشت و نه بیمارستان مناسب و مدرسه و نه امکانات رفاهی دیگر اما امروز می بینیم هر روستا در جنوب لبنان مدرسه، آب، برق و خدمات بیمارستان برخوردار است که ناشی از حضور جنبش امل در دولت لبنان است. لذا توسعه توانسته نقش مهمی در پایداری مقاومت داشته باشد. یکی از مهم ترین عوامل حفظ مقاومت زیربناهاست یعنی ما نمی توانیم در یک خانه زندگی کنیم تا وقتی که در آن آب، برق و امکانات دیگر نباشد. لذا این امور برای بقای مقاومت ضروری هستند چرا که چند صد متر آن طرف تر اسراییل بهترین امکانات رفاعی را برای شهرک های خود فراهم آورده است.

ما این حرکت را تقریبا از زمان ربوده شدن امام موسی صدر ادامه دادیم و معتقدیم که اکنون نمی توان مناطق دیگر لبنان همچون عکار و بقاع را با پیشرفت هایی که در جنوب حاصل شده مقایسه کرد و امروز جنوب هم سطح بیروت شده است.

همچنین امل نهادهای تربیتی برای ایتام و حمایت از خانواده های شهدا تاسیس کرده که همه رایگان هستند و همچنین نقشی که امل در امور فرهنگی، تربیتی و ورزشی جنوب لبنان داشته قابل توجه است. جنبش امل در تاروپود جامعه لبنان حضور و نفوذ دارد یعنی می بینیم در انتخابات مردم نماینده های حزب الله و امل را انتخاب می کنند که از سویی نشانه وفاداری شیعیان لبنان به سازمان و احزاب شان و از سوی دیگر موفقیت این احزاب در خدمت رسانی به جامعه شیعیان است.

ارزیابی شما از نقش ایران در لبنان و رابطه آن با امل چیست؟

امام موسی صدر به عنوان رهبر امل در کنار شهید چمران خود جزء نمادها و چهره های انقلابی ایران بود چراکه به شکل سری از انقلاب حمایت می کردند و شاید یکی از دلایل ربایش وی همین نقشش در انقلاب اسلامی و مبارزه اش با رژیم طاغوت بود به طوریکه شاه تابعیت ایرانی وی را سلب کرده بود. از سوی دیگر اقای صدر ارتباط بسیار نزدیک و تنگاتنگی با امام خمینی داشت اما پیش از پیروزی انقلاب ربوده شد. وقتی شهید چمران با گروهی از جنبش امل برای تبریک پیروزی انقلاب اسلامی خدمت امام رسیدند امام به گروه لبنانی فرمودند برای ما هدیه گرانقدری آورده اید(یعنی شهید چمران) و این یعنی لزوم باقی ماندن دکتر چمران در ایران که دیدیم مسوولیت وزارت دفاع و نمایندگی امام خمینی در شورای دفاع به ایشان واگذار شد. در اوایل انقلاب رابطه ایران و امل بسیار قوی بود به طوری که در اوایل انقلاب گروهی از مربیان جنبش امل به ایران آمدند تا به کادرهای سپاه پاسداران آموزش نظامی و جنگ های نامنظم بدهند.

همچنین ما در لبنان درگیری های شدید با حزب بعث عراق داشتیم و شهدایی هم در این راه دادیم و دلیل مخالفت ما با حزب بعث دشمنی این حزب با انقلاب اسلامی ایران بود. ابتدای همکاری ما با انقلاب اسلامی اینگونه بود اما با گذشت زمان اتفاقاتی روی داد که برای ما تاسف انگیز بود.

شهید چمران در یکی از کتابهایش هم به این موضوع اشاره دارد؛ برخی افراد در ایران بودند که تمایلی به حضور جنبش امل نداشتند و از شهید چمران هم خیلی خوششان نمی آمد در حالیکه امام خمینی به طور جدی از امل حمایت می کرد و شهید چمران از نزدیکان خاص امام بود. چمران در کتابش می گوید: من برای برخی مقامات (وقت) در ایران متاسفم که  در جشن های گرامی داشت پیروزی انقلاب از تمام جنبش های ازادی خواه جهان دعوت می کنند اما جنبش امل را نادیده می گیرند در حالیکه جنبش امل جزء اولین جریان هایی بود که از انقلاب اسلامی حمایت کرد و در راه دفاع از جمهوری اسلامی جنگید و شهید داد. جنبش امل در طی جنگ تحمیلی در کنار ایران ایستاد و حتی شهید داد از جمله شهید علی عباس، عبدالرضا الموسوی که مزارشان در بهشت زهرا موجود است.

اما پس از شهادت شهید چمران این افراد سعی کردند جایگاه جنبش امل را در ایران تضعیف کنند و عملا همین کار را هم کردند و علاقه بین ایران و امل کمرنگ شد اما این جریان امروز از صحنه سیاسی ایران حذف شدند و این رابطه امروز به سطحی رسیده که رهبر انقلاب چندی قبل در دیدار با اقای نبیه بری رئیس مجلس لبنان که دبیرکل امل هم هست،  فرمودند شما از گوشت و خون ما هستید. لذا امروز حزب الله و امل در نظر رهبر و ملت ایران به مثابه دو بال هستند که همدیگر را تکمیل می کنند.

شما علت نقش آفرینی ایران در منطقه به ویژه در لبنان و سوریه را چه می دانید؟

از ویژگی های ثابت شیعیان از زمان امام حسین تاکنون ظلم ستیزی بوده است. ظلم هم همیشه وجود داشته و خواهد داشت اما شیعه از امامش آموخت که همیشه دربرابر ظلم بایستد. اما یک ظلم اساسی در جهان وجود دارد و آن مساله فلسطین است ظلمی که به این سرزمین اسلامی و انسان ها در آن می شود و آموزه های امام حسین و دین اسلام تحمل چنین ظلمی را نمی پذیرد لذا شیعیان چه در ایران و چه در لبنان ستم و تجاوز به یک ملت مسلمان یا هر ملت دیگری را تحمل نمی کنند. اصل قضیه این است که ایران ظلم به فلسطین را قبول نمی کند و داستان از اینجا شروع می شود. ایران به طور واضح می خواهد که فلسطین از دست اشغالگران آزاد شود. اگر امروز ایران بگوید من کاری به فلسطین ندارم چه اتفاقی می افتد؟ تبدیل به یک قدرت جهانی پس از امریکا می شود اما شیعیان ایران و لبنان تصمیم گرفتند که بار این امانت را به دوش بگیرند و از حقوق ملت فلسطین دفاع کنند.

مساله دیگر این است که باید ببینیم ایران از حضورش در لبنان چه منفعتی می تواند ببرد؟ آیا لبنان نفت دارد؟ هدف اصلی ایران حفظ جبهه مقاومت،  از فلسطین و لبنان تا عراق است و این مقاومت تا زمانی که فلسطین آزاد شود و ظلم و ستم به مردم این کشور پایان یابد، ادامه دارد. ایران از ابتدای انقلاب تنها کشوری بوده که از ملت مظلوم فلسطین دفاع کرده در حالیکه کشورهای عربی با این همه ثروتی که دارند تا حالا می توانستند ده برابر فلسطین را آزاد کنند اما چنین نکردند چرا که بیشترشان می ترسند و برخی هم با اسراییل رابطه دارند. ما معتقدیم هدف ایران، آزادی فلسطین است و برای همین یک محور مقاومت از فلسطین، لبنان، سوریه تا عراق تشکیل داده و دعوای اصلی بر سر همین است.

دشمنان در ابتدا سعی کردند با تحمیل یک جنگ هشت ساله بر ایران، آن را تضعیف کنند اما نتوانستند و بلعکس ایران قوی تر شد و این جنگ علیرغم خسارت ها و شهدا به ایران قدرت و توان ویژه ای بخشید. پس از جنگ سراغ لبنان امدند تا محور مقاومت و خط مقدم آن را بکوبند اما علیرغم جنگ هایی که علیه مقاومت در سالهای ۲۰۰۰ و ۲۰۰۶ به راه انداختند کاری از پیش نبردند لذا به این نتیجه رسیدند که باید خط ارتباط بین کشورهای حامی مقاومت را قطع کنند و برای همین سوریه و عراق را هدف گرفتند.

اما یک توطئه بزرگ برای ایجاد شکاف بین ایران و جهان عرب وجود دارد و فتنه گری بین شیعه و سنی یا ایرانی و عربی به همین منظور است. این توطئه استعماری هدفش تقسیم و تجزیه منطقه خاورمیانه است. چراکه اگر منطقه تجزیه شود ایران دیگر نمی تواند از آرمان فلسطین دفاع کند. از سوی دیگر اسراییل می خواهد یک کشور یهودی در منطقه برپا کند و همه غیر یهودی ها را از اراضی اشغالی بیرون کند. این ایده سالها پیش مطرح شد اما هیچ کس در جهان آن را قبول نکرد لذا نقشه اسراییل این است که با اختلاف اندازی در کشورهای منطقه آنها را تبدیل به دولت های کوچکی بر اساس مذاهب و اقوام کند یعنی تشکیل کشور برای علویها یا یک کشور برای سنی های سوریه یا همچنین شیعیان و در نهایت بتواند بگوید همه اقوام و مذاهب در منطقه صاحب کشور خاص خود شده اند لذا تشکیل یک کشور یهودی خالص هم حق اسراییلی هاست.

اگر یادتان باشد کاندولیزا رایس در سال ۲۰۰۶ گفت: ما شاهد تولد یک خاورمیانه جدید هستیم و ایده هرج و مرج خلاقانه را مطرح کرد. هرج و مرجی که چهره جدیدی برای منطقه رسم می کند. لذا مساله امروز اینها بشار اسد نیست و حتی اگر بشار اسد در ابتدای بحران سوریه برای جلب رضایت غربی ها کنار می رفت اینها به جز تخریب کامل تمام پایگاههای حامی مقاومت و فروپاشی نظام و ارتش سوریه به چیز دیگری قانع نمی شدند چرا که این ارتش به مقاومت عقیده دارد. لذا هدفشان از جنگ در سوریه نابودی کامل سوریه است اما الحمدلله امروز می بینیم به هدفشان نرسیده اند و کسانی که وعده می دادند سوریه چند ماه دیگر سقوط می کند می بینند چهار سال گذشت و سوریه سقوط نکرد و مکروا ومکر الله و الله خیر الماکرین.

به نظرم ایران اگر همین امروز بگوید من دیگر از فلسطین دفاع نمی کنم، می تواند در کل منطقه خاورمیانه حاکم باشد و جامعه جهانی هم با آن مشکلی نخواهد داشت. اما ایران مقاوم باقی مانده و آرمان فلسطین را رها نکرده است و لذا همه بحران های منطقه را باید در همین زمینه تفسیر کرد. مساله اصلی پرونده هسته ای نیست. هند و پاکستان سلاح اتمی دارند و افراط گرایی در پاکستان ریشه دارد اما همه توجه ها به ایران متمرکز شده است.

حزب الله و امل در مقابله با تروریسم در منطقه چه نقشی دارند؟

اولا امل و حزب الله معتقدند نقش اصلی در مبارزه با تروریسم در لبنان بر عهده دولت و نیروهای نظامی و امنیتی است و وظیفه حزب الله و امل مبارزه با تروریسم نیست چراکه دولت لبنان و نیروهای امنیتی حضور دارند و ما تا جایی که ممکن بوده سعی کرده ایم دخالتی نکنیم اما نمی توانیم وضعیت را به حال خود رها کنیم و وظیفه خود می دانیم همیشه در کنار دولت و نیروهای امنیتی لبنان بایستیم و آنها را در برابر تروریسم حمایت کنیم. اعتقاد اصولی ما این چنین است و امروز همه لبنانی ها چنین اعتقادی دارند و مسلمان و مسیحی در کنار ارتش ایستاده اند.

پرونده انتخاب رییس جمهور در لبنان به کجا رسید؟

مشکل اینجاست که شخصیت مورد توافقی برای ریاست جمهوری وجود ندارد. میشل عون که کاندیدای ریاست جمهوری است و بخش بزرگی از جامعه لبنان از وی حمایت می کند هنوز مورد توافق سیاسی بین جناح های لبنانی قرار نگرفته است. جنبش امل از کاندیداتوری میشل عون حمایت می کند و این قطعی است چراکه او هم پیمان حزب الله است اما نمی توانیم به حد نصاب برسیم و مشکل اینجاست.

اما در لبنان نظرات دیگری هم وجود دارد و نمی توانیم به تنهایی تصمیم بگیریم. مجلس لبنان با ۱۸۰ نفر رسمیت می باید و حتی اگر ۱۸۰ نفر هم حاضر شوند همه باید توافق کنند و ما نمی توانیم برای خودمان بدون توافق با بقیه مثلا میشل عون را انتخاب کنیم و یا طرف مقابل بدون توافق با ما سمیر جعجع را. جنبش امل معتقد است این توافق باید در داخل خود مسیحی ها حاصل شود تا رییس جمهور انتخاب شود. اما در وضعیت فعلی چنین توافقی هنوز به وجود نیامده و نبیه بری برای همین منظور جلسات گفتگو بین حزب الله و المستقبل را شکل داده اما هنوز یک توافق جدی برای انتخابات ریس جمهور شکل نگرفته است.

به گفتگوهای حزب الله و المستقبل اشاره کردید، این گفتگوها به کجا رسیده است؟

ما معتقدیم هرگونه گفتگو در لبنان خوب و مفید است به ویژه بین حزب الله و المستقبل چراکه فتنه مذهبی بین شیعه و سنی در لبنان را خاموش می کند و حتی اگر به نتیجه ای هم نرسد اصل گفتگو ارزش دارد. از نتایج این گفتگوها توافق بر سر برخی مسائل، بازگشت ثبات و امنیت لبنان، برچیده شدن نمادهای حزبی و تفرقه انگیز و کاهش تنش های مذهبی بوده است و برای ما ثابت شده که گفتگو بهتر از دست روی دست گذاشتن است و علیرغم اینکه برخی اصلا از این گفتگوها خوشحال نیستند اما ما امیدواریم نتایج مورد نظر از این گفتگوها به دست آید و به مرحله ای برسیم که مساله رییس جمهور هم در آینده حل شود.

پرونده امام موسی صدر به کجا رسید و آخرین یافته ها در این موضوع چیست؟

جنبش امل و جمهوری اسلامی ایران تلاش های زیادی برای روشن شدن زوایای مختلف این قضیه پیش از سقوط نظام قذافی و پس از آن نموده اند. ما با چند مشکل اصلی مواجهیم. دولت لبنان پس از سرنگونی نظام قذافی یک کمیته تحقیق درباره این موضوع تشکیل داد و تحقیقات جدی انجام شد. نقطه مثبت این بود که لیبیایی ها اعتراف کردند امام موسی صدر در لیبی ربوده شده است در حالیکه قبلا می گفتند وی لیبی را ترک کرده است. ما نمی دانیم امام موسی صدر در کجای لیبی می تواند باشد و نمی توانیم بگوییم ایشان زنده به لیبی رسیده باشد و همین طور هم نمی توانیم بگوییم ایشان در لیبی به شهادت رسیده باشد.  دلیلی هم بر به شهادت رسیدن ایشان نداریم. لذا هنوز معتقدیم امام صدر هنوز زنده است و عقلا هم چنین چیزی ممکن است و باید دید کمیته تحقیق به کجا خواهد رسید اما فعلا اخبار جدید به دست نیامده و کمیته فعالیتش را به شکل سری ادامه می دهد.

 

گفتگو: محمد مهدی رحیمی، محمد مظهری

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.