محصول نهایی پاکستان،نیاز عربستان،امنیت منطقه

ایران و عربستان,ایران و پاکستان,پاکستان

ضعف اساسی حاکمیت در پاکستان، صرف نظر از سوءاستفاده ایی که ممکن است از آن صورت بگیرد ما را دربرابر این گزینه مهم قرار داده که حد تحمل اسلام آباد تا به کجاست؟این نه یک سوال که بیشتر بیان یک نگرانی است. اینکه سعودی ها سخن از "محصول نهایی" به میان می آورند در صورت انجام ، اثرات آن حتی به فرض محال وقوع، معیار های مدرن حفظ ثبات و امنیت استراتژیک در منطقه را که در حال پایه ریزی است دچار تحولی منفی، بنیادین وغیر قابل کنترل می کند.

رئیس جمهور اوباما روز 5 شنبه در گفتگوئی با جفری گولدبرگ که در نشریه آتلاتنیک منتشر شد گفته است "با توجه به حفاظتی که از متحدانمان در منطقه می کنیم هیچ نشانه ایی وجود ندارد که نشان دهد عربستان یا دیگر کشور های منطقه قصد داشته باشند برنامه هسته ایی خودشان را داشته باشند". سخنی صرفا امیدوارکننده  یا یک خوشبینی دیگر از آقای رئیس جمهور !؟نمی دانم، اما یک مقام ارشد اطلاعاتی ایالات متحده که نامی از او برده نشده به هفته نامه بریتانیایی ساندی تایمز گفته" ریاض در تصمیمی به قول او استراتژیک با همکاری پاکستان در صدد دستیابی به سلاح‌ هسته‌ای ست ". او می گوید "عربستان به تلافی اعطای کمک های مالی و نیز تقبل هزینه های سری نظامی پاکستان از مقامات این کشور خواسته بدهی های خود رابه صورت آنچه " ارائه محصول نهایی" توصیف شده پرداخت نمایند. این منبع پنهان اما مشخص نکرد این اطلاعات را از کجا بدست آورده ،ولی تاکید می کند " به باور او عربستان در تداوم نگرانی های خود از ایران خصوصا درفردای مذاکرات با1+5 ،دستکم در حرف،مصمم به این کارمخاطره آمیز شده است".
ارزیابی مناسبات پاکستان با عربستان سهل است و ممتنع. سهل است چون نفوذ وتاثیر عربستان بر ساختار قدرت سیاسی و ارکان نظامی این کشور به راحتی قابل مشاهده بوده و قابل  انکار نیست. ممتنع است چون اسلام آباد برای رفع نگرانی های غرب به ویژه ایالات متحده در موضوع حمایت از تروریسم در منطقه شبه قاره و افغانستان و نیز پنهان کاری های هسته ایی، کوشش می کند حدی از فاصله با سعودی ها را حفظ کند.حدی که حتی با کوچک ترین معیارهای اندازه گیری موجب خشم و ناراحتی سعودی ها می شود.در این زمینه شاید نمونه های زیادی وجود داشته باشد. اما نحوه برخورد دولت نواز شریف با بحران یمن  مهمترین آنهاست.
اما آیا دوران ماه عسل دو کشور به کدورت کشیده شده است؟ البته که نه!با هر معیاری پاسخ منفی ست.سعودی ها گره  با پاکستان را تا به آن حد که نتوانند باز کنند کور نخواهند کرد.درک چرایی این سیاست حتی از دید مقامات پاکستانی  هم مشکل نیست. در واقع به جز نیاز های مالی که همواره عاملی مهم در انسجام روابط دو کشور بوده و میزان سالانه آن را بین 2 تا 4 میلیارد برآورد می شود،موارد متعددی از توانایی های بالقوه و پنهان در پاکستانی ها وجود دارد که موجب خواهد شد پاره ایی خطاهای رهبران این کشور  از جانب سعودی ها نادیده گرفته شود.مهمترین این توانایی ها چیست؟ اتفاقا مشکل و نگرانی در بطن همین سوال است.نخست توانی های اطلاعاتی ارتش پاکستان و مشاوره های نظامی هم سطحی که می تواند برای ارتش های نه چندان حرفه ایی سعودی و در مقیاس بزرگتر شورای همکاری خلیج فارس حائز اهمیت باشد. دوم توانایی هسته ایی نظامی پاکستان که حتی اگر برای سعودی ها هم به کار گرفته نشود به خودی خود در کشوری که نه از ثبات سیاسی برخوردار است و نه از انسجام ملی، بالقوه موجب نگرانی شت.
ضعف اساسی پاکستان در تامین ثبات داخلی ، ناپایداری های حاکمیتی و فقر اقتصادی که به شاخص ترین نمادهای این کشور در نزد جامعه بین المللی تبدیل شده اند، صرف نظر از سوءاستفاده ایی که ممکن است از آن  توسط دیگران صورت بگیرد - که می گیرد - (مانند سعودی ها) ما را دربرابر این گزینه مهم قرار داده که در تحلیل نهایی حد تحمل اسلام آباد در برابر کسانی که عمیقا به آنها احساس دین و وابستگی می کند تا به کجاست؟این تنها طرح یک سوال نیست،بلکه بیان یک نگرانی جدی و قابل تامل است. اینکه سعودی ها اکنون سخن از تحویل "محصول نهایی" به میان می آورند در صورت انجام ، اثرات آن حتی به فرض محال وقوع، تنها محدود به تغییر موازنه قدرت در منطقه نخواهد شد،بلکه معیار های مدرن حفظ ثبات و امنیت استراتژیک در منطقه را که در حال پایه ریزی است دچار تحولی منفی، بنیادین و غیر قابل کنترل می کند.
پاره ایی تحلیل گران نظامی و امنیتی البته معتقدند این صرفا یک تهدید است. خب البته از این زاویه هم می توان به موضوع نگریست. اما از آنجا که اساس دیپلماسی بر پایه "بی اعتمادی مگر خلاف آن اثبات شود" استوار است، نمی توان در قبال چنین ضعفی از سوی پاکستانی ها و فشاری که از سوی متحدان عرب به آنها وارد می شود بی تفاوت ماند. پاکستانی ها در این زمینه سابقه خوبی ندارند. مخاطره ایی جدی که تنها منطقه خلیج فارس واحتمالا ایران را تهدید نمی کند ،بلکه تهدیدی فوری و پیش رو در برابر غرب و ایالات متحده است که اکنون با متحدانی سرکش و ناراضی در منطقه روبروست.بسیار مضحک است.در برابر اقدامات سعودی ها برای دریافت "محصول ساخته شده نهایی" سکوت کرده،اما در برابر برنامه اتمی ایران که حتی با معیار های بسیار حساس اطلاعاتی،نظامی و غیر متعارف بودن آن ثابت نشده و همه چیز در برابر آژانس وین قرار دارد، موضع گیری می شود.
دریافت یا عدم در یافت "محصول نهایی" شاید مهم باشد ،اما به نظر می رسد در برابر ذهنیت به شدت خطرناک،جنگ زده و متوهم آلود اعراب منطقه از اهمیت درجه دومی برخوردار است،آنگاه که پرنس ترکی فیصل مسئول پیشین سرویس های امنیتی عربستان به صراحت می گوید "ما منبعد راه و شیوه تامین امنیتمان را خود تشخیص می دهیم". البته دیدگاه اعراب یک چیز است ،آنچه هم که می تواند تغییر کند و شاید باید تغییر کند یک چیز دیگر، اگر بهای خرید زمان آینده از هم اکنون پرداخت و تعریفی جدید از مفهوم قدرت موثر برای تامین ثبات و امنیت مدرن در منطقه ایی که نقطه توازن امنیت بین المللی و تامین کننده بیش از 40 درصد انرژی جهانی ست ،ارائه و به کار گرفته شود. matinmos@gmail.com

 

 

کد N832038

وبگردی