به مناسبت میلاد ساقی کربلا؛

رابطه عقل و عشق در افعال حضرت اباالفضل(ع)

دین و اندیشه

عقلي كه در نفس حضرت اباالفضل(س) تبلور پيدا كرده است عقل متکامل است. همان عقلی كه در شريعه فرات به سراغ او می آید و او را از نوشيدن آب در مهمترين و حساس ترين وقت منع مي‌كند.

به گزارش خبرنگار مهر، آیت الله حسینی طهرانی می نویسد: عقل موهبتى است الهى كه خداى متعال براى تصحيح مسير و انطباق فكر و عمل با واقع و نفس الأمر و بالنتيجه حركت به سوى مقصد اقصى و غايت قُصوى و فعليّت كليه استعدادهاى نهفته بشرى و كمال مطلوب به انسان عطاء نموده ‏است و همين عقل انسان را به سمت سيدالشهداء و فناء در او و تسليم و تفويض تمام شراشر وجودى و آثار حيات به او دعوت مى ‏كند.

او ديگر نمى‏ تواند به عنوان حاجز و مانع سد راه وصول به آن حضرت قرار گيرد، تا انسان مجبور گردد براى وصول به اين هدف از نيرو و قدرت عشق بهره‏ گيرد و اگر چنانچه عقلى در اين ميان بخواهد مانعى بi وجود بياورد و با طرح قضايا و قياساتى انسان را از اين نعمت عظما و سعادت دارَين محروم نمايد، آن عقل عقل نيست بلكه قوه واهمه و متخيله است كه به جاى عقل خود را جا زده است و قياسات خود را موجه نشان مى‏ دهد و انسان بايد با رجوع به حقائق متقنه و مبانى رصين و اصول موضوعه به حقيقت و كُنه قضاياى عقلانى پى ببرد و از آنها مدد طلبد و راه خود را منطبق با حق و واقعيت و بدور از وساوس و توجيهات نفسانى قرار دهد و در اينجا به اين نكته مى‏ رسيم و علت تشويق و ترغيب ائمه(عليهم‏السلام) نسبت به اقامه مجالس عزاى سيدالشهدا(ع) روشن مى‏ شود.

و لذا اينكه برخی مي‌گويند: حضرت ابالفضل العباس در روز عاشورا اگر می خواست براساس عقلش عمل كند، باید هنگامی كه وارد شريعه فرات شد از آن آب می خورد؛ چرا که هر عقلی حکم می کند بر اینکه اگر انسانی تشنه است و ساعتها را به تشنگي گذرانده است بايد آب بخورد و رفع عطش بكند؛ زیرا انسان اگر سیراب باشد توان او بیشتر و در نتیجه بهتر می تواند از امام خود حمایت کند، ولکن آن حضرت براساس عشق عمل نمود و از خوردن آب امتناع ورزید، کلام صحیحی نمی باشد. [همچنین] در جواب باید گفت: عقلی که بر این مساله حکم می کند عقل تکامل یافته نمی باشد بلکه عقل عادی و عقلی است که امروزه بر انسانها و جوامع دنیا حکومت می کند، خواه صورت و رنگ دینی به خود گرفته باشد و یا نه.

اما آن عقلي كه در نفس حضرت اباالفضل(ع) تبلور پيدا كرده است عقل متکامل است و همان عقل راه را به او نشان داده و مسیر را برای او معین می کند. عقلي كه صبر مي‌كند تا يك يك از برادرانش جلوتر از خود او و در مقابل چشمان او به میدان رفته و خود را فداي امام زمان خودشان كنند و اين عقل همان عقلي است كه در شريعه فرات به سراغ او می آید و او را از نوشيدن آب در مهمترين و حساس ترين وقت منع مي‌كند.

این عقل مي‌آيد و آن محبت و علاقه و ربط حضرت اباالفضل را با سيدالشهدا(ع) براي او ترسيم مي‌كند یعنی آن وحدت و اتحاد وجودی و ربطی که حضرت ابالفضل با سیدالشهدا(ع) دارد به آن حضرت اجازه نمی دهد تا خود را از نقطه نظر التذاذات ظاهری و تمتعات دنیوی در سطحی برتر و بهتر از امام حسین(ع) قرار دهد و لذا هنگامی که آن حضرت آب را به دهان نزدیک می کند آن جنبه عقلانی در نفس مطهر او با جنبه معرفت و اتصال به امام(ع) وحدت پیدا کرده، او را از نوشیدن آب بازمی دارد.

 جهل محدث نوری نسبت به مقام حضرت ابالفضل(ع)

علامه حسینی طهرانی (ره) می افزاید: مرحوم نورى در كتاب خود كه در أحوالات سلمان فارسى نوشته است، إثبات أفضليت وى را بر حضرت أباالفضل العباس عليه السلام نموده است. ما اينك در صدد بيان اين مسائل نيستيم، و وقت و مجال نيز اجازه نمى‏ دهد در تنقيد آراء بعضى بپردازيم؛ ولى همين قدر مى‏ خواهم عرض كنم: صاحب «فصل الخطاب» كتاب مضر و بدون ارزش علمى و مخالف با آراء اساطين مذهب مثل شيخ صدوق و سيد مرتضى و شيخ الطّائفة الحقّة المحقّة و أمثالهم، صاحب همان كتاب أحوال سلمان فارسى است كه در آنجا به إثبات افضليتش بر قمر بنى هاشم قلم فرسایى نموده است.

آخر كسى نبود كه بدين مردمان بدون تعمق بگويد: چه كسى شما را در موقف إخلاص و خلوص و ولايت و شرف و امامت، و جَرح و تعديل، و بهشت و جهنم نشانده است تا وظيفه خود بدانيد كه مقام قمر بنى هاشم را كه هزاران نفر مثل سلمان بايد كفشدارى و خاكروبى صحن و درگاه او را بنمايند، از مقام سلمان پائين‏ تر بدانيد؟

فتح باب تجلیات ذاتیه مرحوم قاضی توسط حضرت أباالفضل العباس

مرحوم قاضی پس از سیر مدارج و معارج و التزام به سلوک و مجاهدۀ نفس و واردات قلبیه و کشف بعضی از حجاب‌های نورانی، چندین سال گذشته بود و هنوز وحدت حضرت حق تعالی تجلی ننموده و یگانگی و توحید وی در همۀ‌ عوالم در پس پردۀ خفا باقی بود و مرحوم قاضی به هر عملی که متوسل می‌شد این حجاب گشوده نمی‌شد.

تا هنگامی که ایشان از نجف به کربلا برای زیارت تشرف پیدا کرده و پس از عبور از خیابان عباسیه (خیابان شمالی صحن مطهر) و عبور از در صحن، در آن دالانی که میان در صحن و خود صحن است و نسبتاً قدری طویل است، شخص دیوانه‌ای با ایشان می‌گوید: «أبوالفضل کعبۀ اولیاء است.»

مرحوم قاضی همین‌ که وارد رواق مطهر می‌شود در وقت دخول در حرم، حال توحید به او دست می‌دهد و تا ده دقیقه باقی می‌ماند و سپس که به حرم حضرت سیدالشهداء علیه السلام مشرف می‌گردد، در حالی‌که دست‌های خود را به ضریح مقدس گذاشته بود، آن حال قدری قوی‌تر دست می‌دهد و مدت یک ساعت باقی می‌ماند؛ دیگر از آن به بعد مرتّباً و متناوباً و سپس متوالیاً حالت توحید برای ایشان بوده است.

رَزَقَنا بمحمّدٍ و أهلِ بَیتِه و بحقّ الحسین و أخیه أبی‌الفضلِ العبّاسِ کَما رَزَقَه بِهم و جَعَلَنا مِنَ المُتَّبِعینَ بِمِنهاجِه فی فَقرِه إلی اللهِ و تَبَتُّلِهِ إلَیه، و رحمةُ اللهِ و برکاتُه [علیه].