۰

روایت حسین علایی از زندگی شهید دادمان؛ چرا شهید محلاتی علیه دادمان سخنرانی کرد؟

  • ۲۷بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
حسین علایی

سردار حسین علایی از فرماندهان سابق سپاه و از دوستان شهید رحمان دادمان است. او در آستانه چهاردهمین سالگرد شهادت دادمان از فرمانده سابق سپاه و وزیر راه دولت اصلاحات می گوید.

 زینب صفری: علایی در گفت و گو با خبرآنلاین به ماجرای رد اعتبارنامه دادمان در مجلس اول اشاره کرده و می گوید:  "آن موقع نمایندگان به ظاهر موضوع توجه کردند و نه به اعتقاداتی که مرحوم دادمان داشت ". او این را هم می گوید که دادمان اگرچه این اتفاق را بر خلاف "حق" می دانست اما آن را تحمل کرد. به گفته علایی دادمان جز دانشجویانی بود که در جریان تسخیر سفارت آمریکا برای دفع خطر آزادسازی گروگان ها توسط آمریکا تعدادی از آنها را با خود به تبریز برد. گفت و گوی سردار علایی با خبرآنلاین را در ادامه می خوانید:

آشنایی شما با شهید دادمان از چه زمانی آغاز شد؟

من با رحمان دادمان از قبل از پیروزی انقلاب اسلامی اشنا بودم و بعد از پیروزی انقلاب در جریان اشغال لانه جاسوسی که ایشان یکی از دانشجویان خط امام بود آشنایی ما بیشتر شد. بعد از پایان ماجرای گروگان ها ایشان به سپاه پیوست . بعد از آن من مدتی فرمانده سپاه آذربایجان شرقی بودم و بعد از من ایشان فرماندهی سپاه تبریز را بر عهده گرفت و در آذربایجان مستقر بود. بعد از آن ایشان برای مجلس کاندید شد و و به دلایلی نتواست وارد مجلس شود و دوباره به سپاه بازگشت. و به دفتر مرکز فرماندهی سپاه امد. دوستی ما در تمام این مدت ادامه داشت تا اینکه ایشان در ان سانحه از بین رفت.

آقای دادمان با وجود رای بالایی که در انتخابات میان دوره ای مجلس اول آورده بود اما نتواست وارد مجلس شود. ماجرای عدم تایید اعتبارنامه ایشان چه بود؟

ایشان فرد مبارزی علیه رژیم پهلوی بود. البته در زمان شاه جناح بندی ها همانند بعد از انقلاب نبود. همه علیه شاه مبارزه می کردند. بعد از پیروزی انقلاب در همان اوایل سازمان مجاهدین خلق فعال شده بود. در تبریز هم ایشان با موسی خیابانی که از سران مجاهدین خلق بود مرتبط بود و یکی دو عکس هم با ایشان داشت. البته این ارتباط مربوط به زمانی بود که مجاهدین خلق هنوز اعلام مبارزه مسلحانه علیه نظام جمهور ی اسلامی نکرده بود. اما انتخاب ایشان از طرف مردم تبریز به عنوان نماینده در مجلس اول مصادف شد با زمانی که منافقین جنگ مسلحانه را علیه جمهوری اسلامی اغاز کرده بودند. این موضوع سبب شد تا هر کسی که به نوعی در سابق هم ارتباطی با افراد یا سران آنها داشت مورد سوظن واقع  شود. به همین دلیل اعتبارنامه ایشان را نمایندگان رد کردند. حتی آن موقع برخی از نمایندگان علیه ایشان صحبت کردند. از جمله مرحوم شهید محلاتی که از قضا نماینده امام در سپاه بودند هم علیه ایشان سخنرانی کرد.  

اما معلوم بود که آن موقع نمایندگان به ظاهر موضوع توجه کرده اند و نه به اعتقاداتی که مرحوم دادمان داشت. چون دادمان فرد مبارز و انقلابی بود و منافقین را قبول نداشت و ارتباطی که اوایل با آنها داشت در راستای همان مشی مبارزاتی علیه رژیم شاه بود. و نه به دلیل قبول داشتن خط مشی مجاهدین خلق. بعد از آن هم عملکرد او این ادعا را ثابت کرد. چون او هم در جنگ شرکت می کرد و هم از کسانی بود که سرسختانه با اندیشه و تفکر و همینطور با خط مشی سازمان مجاهدین خلق کاملا مخالف بود. اما طبیعی بود که در دوران دانشجویی خیلی از کسانی که بعدا در میان عناصر سازمان مجاهدین خلق قرار گرفتند با مبارزین انقلابی آشنا و هم دانشگاهی بودند و ارتباط داشتند.

چطور بعد از رد اعتبارنامه در مجلس ایشان به سپاه برگشت؟ شما گفتید شهید محلاتی که نماینده امام در سپاه بوده است جز نمایندگان مخالف شهید دادمان بود و در مجلس هم علیه اعتبارنامه ایشان سخنرانی کرد...

سپاه ایشان را قبول داشت. فرمانده وقت سپاه و کسانی که ایشان را می شناختند به آن حرف هایی که در مجلس علیه ایشان زده شد باور نداشتند. اما خوب در مجلس رد و یا تایید اعتبارنامه با اکثریت آرا نمایندگان است. اگر کسانی بتوانند به هر دلیلی ارا نمایندگان را جلب بکنند می توانند رای نمایندگان را هم بگیرند. اما در سپاه معیار متفاوت است. کسانی که از سابقه آنها و تفکراتشان این اطمینان وجود داشت که انقلابی هستند می توانستند در سپاه فعالیت کنند.

واکنش ایشان به موضوع رد اعتبارنامه چه بود؟ به هر حال او به عنوان یک انقلابی به حمایت از ضد انقلابیون محکوم شده بود...

هیچ کس نمی پذیرد در حالی که خود ش علیه تفکر منافقین بوده و اصولا با خط مشی آنها مخالف بوده و مبارزه می کرد به همین دلیل اعتبارنامه او را در مجلس رد کنند. اما به هر حال چون مجلس برآمده از آرا مردم بود و سایر نمایندگان هم نمایندگانی بودند که رای مردم را داشتند و به خصوص از آنجا که ایشان معتقد به ساز و کارهای دموکراتیکی بود که بر اثر استقرار نظام جمهور ی اسلامی در ایران به وجود آمده بود؛ بنابراین این مسئله را گرچه حق نمی دانست اما تحمل کرد.

شما در جریان تسخیر سفارت قرار داشتید. چطور آقای دادمان بخشی از گروگان ها را با خود به تبریز برد؟

آمریکایی ها برای رهایی گروگان ها قصد حمله به تهران را داشتند که عملیات آنها با نام "دلتا" شکست خورد و در صحرای طبس گرفتار طوفان شن شدند. اما طبیعتا احتمال اینکه دوباره آمرکایی ها بخواهند دست به اقدامات مشابهی بزنند از سوی دانشچویان خط اما متصور بود و آنها فکر می کردند ممکن است آمریکا این برنامه را ادامه دهد. بنابراین تصمیم گرفتند گروگان ها را در شهرهای مختلف ایران تقسیم کنند. از جمله تعدادی از آنها را به تبریز فرستادند و چون دادمان از دانشجویان خط امامی  اهل آذربایجان بود ایشان مسئولیت انتقال و اداره آن تعداد از گروگان های منتقل شده به تبریز را به عهده گرفت. تا قبل از حمله آمریکا به طبس محل استقرار گروگان ها مشخص بود و همه می دانستند که آنها در سفارت آمریکا نگهداری می شوند اما بعد از حمله آمریکا در طبس گروگان های آمریکایی توزیع شدند و جای آنها برای عموم مردم آشکار نبود.

از دوره ای که ایشان در سپاه فعالیت می کردند خاطره ای دارید؟ مشی ایشان در سپاه چه بود؟

رحمان فرد بسیار خون گرمی بود. بسیاری از افراد را می توانست با سخنان خودش همراه کند. من یادم هست بعد از ماجرای مجلس که به سپاه آمد آن زمان سپاه در خیابان پاسداران قرار داشت و زیرزمینی در مرکز فرماندهی بود که آقای دادمان با افراد دیگری از جمله "خواجه علی" دور هم جمع شده بودند و کار مرکز فرماندهی سپاه را انجام می دادند. جمعی که آنها تشکیل داده بودند برای کسانی که آنها را می شناختند جمعی بود که برای نشست های صمیمانه و گعده های دوستانه یک پایگاه محسوب می شد. به همین دلیل از رحمان خنده و چهره بشاش و جاذبه فردی در ذهن دوستانش بر جا مانده است.

 

 

 

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.