۰

بحران روهینجا یک تراژدی جداافتاده نیست

  • ۲۰بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

"در سال 1971 راوی شانکار و جورج هریسون جهت جمع‌آوری کمک برای مردم بنگلادش در نیویورک کنسرتی ترتیب دادند؛ کنسرتی که تبلیغات آن تصویری از یک کودک گرسنه را به نماد این کشور تبدیل کرد. 44 سال بعد تصویری دیگر با بنگلادش پیوند می‌خورد و آن پناهجویانی هستند که در دریای آندامان بدون هیچ امیدی برای نجات سرگردانند."

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، "تهمیما آنام" در یادداشتی که روزنامه گاردین آن را منتشر کرده، به مسئله مهاجران بنگلادشی به ویژه اقلیت روهینجا پرداخته است: «همه ما تصاویری از آوارگان دیده‌ایم. همه ما دیده‌ایم که آن‌ها با بدن‌های نحیف خود چگونه از قایق‌ها آویزانند. همه ما زخم‌های کمرهای آن‌ها را دیده‌ایم که نتیجه سال‌ها مبارزه آن‌ها با بی‌ آبی و بی‌غذایی بوده است. همه ما داستان عذاب کشیدن و سرگردانی آن‌ها در دریاها را شنیده‌ایم؛ هنگامی که هیچ امیدی نداشتند و هیچ کشوری آن‌ها را نمی‌پذیرفت.

برآورد می‌شود بیش از 8000 آواره در دریای بین مالزی و بنگلادش سرگردانند. اکثر آن‌ها از استان روهینجای میانمار می‌آیند؛ جایی که آن‌ها به عنوان عضوی از جامعه روهینجا از حقوق شهروندی محرومند. سایرین را هم فقر از کشورشان فراری داده است.

به یاد دارم که اولین بار در سال 1982 بود که مردم روهینجا در پی محروم شدن از حقوقشان از سوی قانون میانمار ترک وطن را آغاز کردند. در آن سال‌ها میانمار از به رسمیت شناختن این اقلیت به عنوان یکی از 135 اقلیت ساکن در میانمار خودداری کرد.

از آن سال به بعد آن‌ها از سرزمین خود رانده، قربانی مالیات‌های ناعادلانه و حتی از سفر و ازدواج بدون مجوز محروم شدند. برای آن‌ها داشتن بیش از دو فرزند غیرقانونی است.

در حال حاضر دولت میانمار در اقدامی تاسف‌آور با وجود اینکه اجداد اقلیت روهینجا در میانمار زندگی می‌کردند آن‌ها را "بنگلادشی‌های غیرقانونی" می‌نامد.

اکنون بر اساس آمارهای ثبت شده 30000 پناهجوی روهینجایی در بنگلادش سکونت دارند اما آژانس آوارگان سازمان ملل برآورد می‌کند که بیش از 200 هزار روهینجایی دیگر در حال حاضر در روستاهای مرزی بین میانمار و بنگلادش ساکن هستند.

بنگلادش نیز در این میان از کمبود منابع می‌نالد: به عنوان یک کشور فقیر ما منابع لازم برای تامین نیازهای مهاجران را نداریم اما می‌توانیم برای حمایت از همسایگان خود اقدامات بیشتری انجام دهیم.

بدتر اما واکنش کشورهای غربی است. آن‌ها از آنگ سان سوچی حمایت می‌کنند؛ کسی که ظلم روا شده بر این اقلیت را نادیده می‌گیرد. مقامات میانمار هم از پرداختن به هر مسئله‌ای که نام اقلیت روهینجا در آن باشد خودداری می‌کنند. در آن طرف مقامات مالزیایی و تایلندی نیز از شرکت داشتن در هر امری برای این آوارگان خودداری می‌کنند.

اما سرزنش کردن میانمار یا بنگلادش، یا هر کشوری که برای نجات این آوارگان اقدامی نمی‌کند، تنها ما را از مسئله دور می‌کند. تنها راه حل بحران اقلیت روهینجا راه انداختن یک بازی بین‌المللی برای اعمال فشار بر تمامی کشورهای منطقه جهت کمک به این افراد است.

زمان آن رسیده تا ما رویکردی جهانی به مسئله مهاجرت داشته باشیم چرا که اکنون بیش از هر زمانی پس از جنگ جهانی دوم آواره و بی‌خانمان در جهان وجود دارد. این روزها مردم برای فرار از مجازات، فقر و جنگ کشور خود را ترک کرده و با به خطر انداختن خود دنبال زندگی بهتری می‌روند.

آوارگان روهینجایی که طی سال جاری برای فرار به دریا زده‌اند می‌گویند حاضرند به جای ماندن در میانمار و مواجهه با مرگ خود را به دست قاچاقچیان انسان بسپارند.

حقیقت این است که ما وارد عصر جدیدی از مهاجرت شده‌ایم و باید حس عدالت و اخلاق‌گرایی خود را بار دیگر تثبیت کنیم و حتی فهم خود از مرزهای ملی را بر اساس شرایط روز تغییر دهیم.

این در حالی است که حتی تغییرات آب و هوایی در شرایطی قرار دارد که می‌تواند بحران مهاجرتی بی‌سابقه‌ای در تمام طول تاریخ بشریت ایجاد کند.

در حال حاضر در بنگلادش، بالا آمدن سطح آب دریا به صورت ماهیانه 50 هزار تن را به پایتخت می‌کشاند.

این موج مهاجرت به ما تصویری جامع از آینده‌مان می‌دهد. در مسیر رسیدن به این آینده کشورهای بسیاری مانند بنگلادش هستند که اول از همه و در ابتدای راه قربانی می‌شوند. اما به زودی حتی کشورهای ثروتمند تحت تاثیر تغییرات آب و هوایی چون بالا آمدن سطح آب دریا قرار خواهند گرفت.

ما هنوز دقیقا نمی‌دانیم که چگونه تغییرات جوی کشورهای ما را تحت‌تاثیر قرار خواهد داد. با توجه به این عدم اطمینان لازم است تا رویکردی جدید در تشریک منابع خود اتخاذ کنیم. من شاید آرزوی چنین آینده‌ای را داشته باشم که در آن منابع طبیعی بین کشورها به اشتراک گذاشته شود اما می‌دانم که رسیدن به آن تقریبا غیرممکن است.

پیش ازآنکه ما روند تغییر رویکرد جهانی را آغاز کنیم هزاران هزار قایق آواره سطح دریاها را فراخواهد گرفت.

ما به هیچ وجه آماده چیزی که قرار است برای ما به وقوع بپیوندد، نیستیم. ما نه تمایل سیاسی نه شوق اخلاقی و نه حتی حس نیازی به رویکردی مشترک برای مقابه با این چالش را داریم. بگذارید تصویر این مردم آواره شیپور بیدار باش ما باشد.»

انتهای پیام

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.