۰
میرباقری مطرح کرد:

فقدان پیشینه پژوهشی درطرح استانی شدن انتخابات

  • ۱۱بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

مشاور قائم مقام وزیر کشور با اشاره به بحث استانی شدن انتخابات مجلس شورای اسلامی، این طرح را علی رغم مثبت و مثمر ثمر بودن، فاقد پیشینه پژوهشی و نگاه دقیق کارشناسی خواند.

نمایندگان مجلس شورای اسلامی حدود دوم اردیبهشت ماه، کلیات طرح استانی شدن انتخابات مجلس را مورد بحث و بررسی قرار داده و با آن موافقت کردند .  وکلای ملت با 149 رأی موافق، 96 رأی مخالف و 9 رأی ممتنع از مجموع 233 نماینده حاضر، در صحن علنی کلیات طرح مذکور را مصوب کردند و سپس این طرح با پیشنهاد و نظر رئیس مجلس برای بررسی بیشتر مجدداً به کمیسیون امور شوراها ارجاع شد. سیدعلی میرباقری، مشاور قائم مقام وزیر کشور در امور مجلس و هماهنگی استانها در گفت و گو با مهر درباره معایت کلی این طرح و مزایای نسبی آن سخن گفته است که می خوانید.

 

طرح ارائه شده استانی شدن انتخابات مجلس شورای اسلامی مخالفان بسیاری در میان نمایندگان و دولت ایجاد کرده است. شما به عنوان یکی از مخالفان این طرح در رسانه‌های مختلف نظرات مخالف خود را نسبت به این طرح اعلام کرده‌اید. علل مخالفت شما نسبت به این طرح چیست؟

 هدف طراحان طرح، ارتقاء سطح کیفی نمایندگان مجلس و رفع کمبودهایی است که در دوره های مختلف مجلس، در رابطه با وظایف نمایندگی با آن روبرو بوده است. به نظر می‌رسد دوستانی که این طرح را ارائه  کرده‌اند، علل و انگیزه طرح موضوع را مشغله نمایندگان در حوزه‌های انتخابیه و درگیر شدن نمایندگان به مسائل جزیی و گرایش شخصی نمایندگان به مسائل فرعی و غافل ماندن مجلس از مسائل اصلی و کلان کشور دیده‌اند. هدف اصلی طراحان «طرح استانی» شدن انتخابات افزایش میزان مشارکت عمومی در انتخابات و جلوگیری از وقوع برخی از تخلفات مانند خرید و فروش رأی بوده است. در نهایت نیزتمایل دارند تا انتخابات را به سمت حزبی و اجتماعی و مدنی شدن ببرند. تا شاهد کاهش هزینه‌های داوطلبان و هزینه‌های اجرایی باشیم.

این افراد همچنین مدعی هستند درنهایت برگزیدگان شایسته تر و برتر را در انتخابات خواهیم داشت؛ زیرا با این طرح حوزه‌های انتخابیه بزرگتر می‌شود و امکان مانور سیاسی مردم برای رأی دادن در یک حوزه جغرافیایی بزرگتر، بیشتر می‌شود. به این ترتیب عملاً شرایطی فراهم می‌شود تا سطح کیفی مجلس بالا برود. این موارد مزایایی است که طراحان طرح به آن توجه داشته‌اند.

بی شک نیت این دوستان، پیشرفت و توسعه  ملی کشور است. اما اعتقاد من بر این است که چنین طرحی بدون مطالعه کامل و دقیق ارائه شده و فاقد یک پیشینه پژوهشی و  کارشناسی قوی وعلمی است؛ زیرا باید کار کارشناسی بیشتری در کمیسیون‌های مختلف مجلس و در حوزه کارشناسی و پژوهشی روی آن صورت می‌گرفت و به‌صورت سیستمی و تز و آنتی تزی عکس العمل های اجتماعی و سیاسی اجرای طرح مطالعه می‌شدید که این کار صورت نگرفته است. در واقع طرح کاملاً نپخته است.

 

یکی از دیگر انتقادات این است که توجه به مناطق محروم کاهش می یابد، نظر شما در این باره چیست؟

دقیقا همین طور است، در واقع دومین ایراد و اشکالی که به نظر بنده به این طرح وارد است؛ این نکته است که این کار باعث می‌شود که نمایندگان اطلاع دقیقی از مناطق محروم و مناطق دور افتاده استان که  حوزه انتخابیه خودشان میشود نداشته باشد. چرا که بر اساس قانون گذشته انتخابات که هم اکنون نیز در حال اجرا است باید تأمین عدالت انتخاباتی را بلحاظ تناسب کرسی‌ها و جمعیت‌ها و بر اساس عوامل انسانی، سیاسی و جغرافیایی و جمعیتی حوزهای انتخابیه بطور کامل تعریف شود تا به این ترتیب اقلیت‌های قومی و محلی و مردم دور افتاده در محدوده حوزه انتخابیه خودشان بتوانند در یک شرایط نسبتاً برابر به رقابت بپردازند و همه مردم در هر گوشه ای از کشور صاحب کرسی در مجلس و نمایندگی مردم باشند. طرح جدید در واقع این ساختار را به هم می‌ریزد و کل استان را به عنوان یک حوزه انتخابیه می‌بیند وعدالت انتخاباتی را کاملاً بر هم می‌ریزد، به طوریکه مناطق کوچک و محروم آسیب می بینند!

 

طرح قدیم بی شک ضعف‌های عمده ای داشته است که نمایندگان به این نتیجه رسده اند که بهتر است تغییراتی در آن ایجاد شود. شما نقاط قوت و ضعف طرح جدید را نسبت به طرح قدیم چگونه ارزیابی می‌کنید؟ 

در طرح قدیم، شورای نگهبان دو اشکال اساسی به طرح وارد کرده بود، یکی اینکه حوزه‌های انتخابیه کوچک و شهرستان‌های کوچک تر در آن نادیده گرفته شده بود. دیگر باعث کاهش مشارکت شده بود. به اعتقاد من این دو موضوع اشاره شده در طرح جدید و طرحی که ارائه شده نیز لحاظ نشده است؛ مثلاً درهمین طرح عنوان شده که نمایندگانی که کاندیدای استان می‌شود باید بیش از 15 درصد از آرای حوزه ای که از آن ثبت نام کردند را کسب کنند. یعنی اینکه شما اگر در حوزۀ انتخابیه شهرستانی ثبت نام کرده باشید و در حد 80 درصد از آن شهرستان رأی آورده باشی اما در مرکز استان شخص دیگری رأی بالای آورده باشد ولی از همان حوزۀ شهرستان 15 درصد آراء را آورده باشد، در  نهایت می‌تواند نماینده آن حوزه انتخابیه شود. در چنین شرایطی مشارکت مردمی و اطلاعات ویژه یک نماینده از حوزه‌های انتخابیه شهرستان چگونه اتفاق می‌افتد؟ آیا مردم آن شهرستان، ناراحت نمی شوند، زیرا اساس و بنیان قانون انتخابات نمایندگی کردن مردم از حوزه‌های انتخابیه و مطلع بودن نماینده از مسائل ریز و درشت مردم است. اینکه عنوان می‌شود باید نمایندگان به فن قانون گذاری آشنا باشند و باید نمایندگان را از مسائل فرعی جدا کرد تا به مسائل اصلی در مجلس برسند، حرفی کاملاً صحیح است و من هم آن را می‌پذیرم. اما راه حل این نیست! حداقل در شرایط حاضر و در نبود احزاب، برای مشارکت عمومی و اجتماعی مشکل زاست، چراکه اعتقاد دارم نمایندگان به دلیل شرایط خاص برگزاری انتخابات درگیر مسائلی فرعی می‌شوند اما آیا این طرح می‌تواند جوابگوی اهداف درست و صحیحی که اشاره شده باشد؟ درست است که اصل نمایندگی مردم یک اصل به حساب می‌آید؛ و گسترش مشارکت مردم در حوزه‌های انتخابیه هم یک اصل است. ولی زمانی که در یک شهرستان مردم احساس کنند کاندیدای مورد نظرشان با وجود رأی بالای مردم رأی نیاورده است آن‌ها در این نوع انتخابات مشارکت نخواهند کرد!

 

بهرحال باید نخبه گرایی در همه ارکان وارگان‌های کشور دیده و اجرا شود. این روند باید در میان نمایندگان مجلس هم دیده شود؛ زیرا مجلس ما باید طبق فرمایش امام(ره) عصاره فضیلت‌های ملت باشد. اگر نماینده نخبه و راهگشا برای مجلس انتخاب شود آینده کشور به جایگاه خوبی و درخشانی رهنمود خواهد شد.

بله، شکی در این نیست. اصل اهداف و مباحث مورد نظر کاملاً صحیح و منطقی است و قطعاً باید انتخابات کشور به همین سمت و سوی برود؛ اما من معتقدم که باید قبل از استانی شدن انتخابات و پیش از اجرای این طرح مقدمات و تمهیدات لازم در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی  کشور را در نظر داشته باشیم و به اصل توسعه سیاسی و آشنا کردن مردم به منافع ملی و تقویت نهادهای توسعه سیاسی و مدنی، همت گماشت. به عنوان مثال باید احزاب و شوراهای محلی را به شکل جدی فعال کنیم. درحال حاضر دولت‌های محلی  و شوراهای محلی بیشتر شوراهای شهرداری هستند تا شوراهای شهر، این افرد باید به مسائل محلی شهر توجه جدی کنند و مسئولیت های محلی را به عنوان نمایندگان مردم به عهده بگیرند تا در مرحله بعد نمایندگانی را در مجلس قانون گذاری داشته باشند که ایده‌ها، طرح‌ها و بینش‌های کلان ملی و کشور را مطرح کنند.

 

به نظر شما در کدام یک از بندها و ماده های این طرح ضعف‌های بیشتر و بارزتری دیده می شود و باید با نگاه کارشناسانه مورد بررسی قرار گیرد و اصلاحات در آن صورت گیرد؟ 

در ماده 5 طرح ارائه شده آمده که هیاًت اجرایی مرکزی در استانداری تشکیل خواهد شد؛ اما تعداد و ترکیب اعضای هیاًت اجرایی مرکز استان نامفهوم و نامعلوم است. از سوی دیگر در صورت ابطال انتخابات در حوزه انتخابیه یا استعفا یا فوت کاندیدای منتخب دوباره هر یک از منتخب‌ها باید انتخابات میان دوره‌ای‌شان را در کل استان برگزار کنند. این موضوع هم کل استان را درگیرانتخابات می‌کند و هم هزینه برگزاری انتخابات میان دوره ای را به شدت بالا می‌برد.

در این طرح نهاد مسئول تجمیع آرای انتخابی حوزه‌های فرعی و اعلام نتایج آرای انتخابات مشخص نشده است؛ زیرا چون دوستان زمان کم داشتند سازوکارهای اجرایی آن، دیده نشده است. بازهم تأکید می‌کنم اصل طرح بسیار خوب و درست است اما کار کارشناسی دقیق روی این طرح انجام‌ نشده و نواقص و پیش شرط‌ها و ضرروت‌هایی سیاسی و اجتماعی را در جامعه لازم دارد که باید برطرف شود، قبل از اجرای این طرح باید طرح‌های دیگری را قانونی کنیم. باید در حوزه توسعه سیاسی احزاب را فعال کنیم. باید گروه‌های مدنی را نیز نسبت به موضوع انتخابات حساس کنیم. به‌هرحال نماینده مجلس، منتخب کل مردم است و باید با مردم منطقه و حوزه‌های انتخابیه خودش در تماس باشد و آن‌ها را به‌خوبی بشناسد. او باید تحلیل درستی از مشکلات مردم در استان خود داشته باشد تا بتواند در مجلس قانون‌گذاری کند. یک نماینده اگر از مسائل محلی شناخت کافی نداشته باشد و گره‌های قانونی، ضعف‌ها و پدیده‌هایی که هنوز قانون ندارد ولی در جامعه ایجادشده را نداند، نمی‌تواند در مجلس برای آن‌ها قانون‌گذاری کند. نماینده اگر شناخت کافی درمشکلات مردم و جامعه بصورت علمی و کارشناسی داشته باشد و به مرتبه‌ای قابل قبول از نخبگی رسیده باشد، خواهد توانست بعد ملی و وجهه ملی داشته باشد و بر اجرای صحیح قانون نیز نظارت کند. همچنین خواهد توانست در راستای منافع ملی طرح‌های ملی ارائه کند و با  توجه به آن‌ها رأی دهد تا قانون درست و منطقی برای کشور وضع شود.

فلذا راه محوری این موضوع این است که انتخابات به سمت احزاب شناسنامه دار و دارای برنامه برود و در واقع مردم شهر و روستا، مناطق کوچک و بزرگ، بجای افراد، احزاب  را بشناسد. در واقع مردم به احزاب رأی بدهند و مسایل خود را از طریق دفاتر حزبی مطالبه کنند، مهم نیست که نماینده‌شان چه شخصی است و اصلاً با او ارتباط دارند یا نه، بلکه حزب خودشان را بشناسند و با کانون های حزبی در محل و شهرشان مرتبط باشند. اگر چنین شرایطی در کشور ایجاد شود، انتخابات استانی مثمرثمر خواهد بود و مشکلات فعلی نمایندگی هم حل می شود.

گفتگو از: مهدی قنبر

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.