۰
توصیه فارین پالیسی به کاخ سفید؛

زمان رها کردن دستان عربستان فرا رسیده است

  • ۹بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

یک نشریه غربی با اشاره به نشست کپیتال هیل اینطور تحلیل می کند که واشنگتن از فرصت به دست آمده برای بازتعریف رابطه خود با اعراب استفاده کند تا به آنها بفهماند دیگر وقت آن رسیده که روی پای خود بایستند.

 به گزارش خبرگزاری مهر، فارین پالیس در این تحلیلی می نویسد: توافق هسته ای ایران به واشنگتن این فرصت را می دهد که به اعراب بفهماند هدف آمریکا در خلیج فارس حفظ توازن قدرت منطقه است و قرار نیست معامله به قیمت پیروزی آنها در رقابت با ایران تمام شود.

نشست رئیس جمهور آمریکا با سران کشورهای عرب خاورمیانه با هدف قانع کردن آنها به پذیرش توافق هسته ای ایران فردا پنجشنبه در کمپ دیوید برگزار می شود. اینکه دولت واشنگتن قرار است در ازای موافقت اعراب چه امتیازیاتی به ایشان بدهد هنوز معلوم نیست و گمانه زنی ها بیشتر به سمت و سوی انعقاد قرارداد امنیتی و یا تامین تسلیحات پیشرفته برای کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس می رود. با این حال، ادعا می شود که غیبت برخی از سران عرب در این نشست، حاکی از عدم تمایل واشنگتن به واگذاری امتیازات بی قید و شرط باشد. در این میان «فارین پالیسی» در مقاله ای به قلم مشترک «جرمی شاپیرو» و «ریچارد سوکولسکی» از اعضای سابق وزارت امور خارجه آمریکا، مدعی می شود که احتمالا دولت واشنگتن از فرصت به دست آمده برای بازتعریف رابطه خود با اعراب استفاده کند تا به آنها بفهماند که دیگر وقت آن رسیده که روی پای خود بایستند.

فارین پالیسی در این باره می نویسد:

اغلب کشورهای عرب خاورمیانه حامی تروریست هستند و معمولا در باب موضوعاتی نظیر ایران، سوریه، لزوم اصلاحات درونی کشورهای خلیج فارس و چگونگی مبارزه با تهدید افراط گرایی در خاورمیانه با آمریکا اختلاف نظر دارند و منافع مشترکی را دنبال نمی کنند. آمریکا می تواند با عربستان سعودی و دیگر اعراب در برخی زمینه های خاص همکاری کند اما آنچه که مسلم است این تعامل بیشتر جنبه معامله داشته و بیش از آنکه بر پایه تعهد بلند مدت باشد از دوام کوتاهی برخودار است. نشست کمپ دیوید به واشنگتن فرصت می دهد تا به طور ضمنی پیامی را به کشورهای عرب خلیج فارس منتقل کند مبنی بر اینکه رابطه بین واشنگتن و اعراب از سر عشق نیست بلکه دوستی است که بر پایه سود و مصلحت بنا شده است.

در این رابطه، تصویری از «جرج دبلیو بوش» رئیس جمهورپیشین آمریکا که با گرفتن دست «ملک عبدالله» پادشاه سالخورده عربستان سعودی، وی را ضمن گردش در باغ شخصی خود همراهی می کند به گونه ای نمادین رابطه واشنگتن – ریاض را به  تصویر می کشد و گویای این مطلب است که طی ۴۰ سال گذشته آمریکا دست در دست عربستان سعودی از انبوه بحران های خاورمینه گذشته است.

اما، نشست فردای «باراک اوباما» در کمپ دیوید به معنای گشوده شدن فصل جدیدی در روابط آمریکا و اعراب خلیج فارس است – نشستی که در آن برای نخستین بار به جای ملاطفت هم قدمی های عاشقانه قرار است پای صحبت های خشن به میان بیاید. اوباما قرار است در نشست پیش رو شنونده دغدغه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در قبال ایران باشد اما احتمالا به نوعی صادقانه به پادشاهان عرب خواهد فهماند که توقع بسته دفاعی جدید یا تضمین های امنیتی بیشتری را از واشنگتن نداشته باشد.

 خشم اعراب از رویکرد احتمالی واشنگتن بر کسی پوشیده نیست چراکه در روز یکشنبه «ملک سلمان» پادشاه عربستان سعودی اعلام کرد که ولیعهدش را به نیابت از خود به این نشست خواهد فرستاد و در نهایت قرار شد که فقط دو نفر از رهبران شورای همکاری خلیج فارس (امیر کویت و قطر) به این اجلاس بیایند و این نشانه ایست مبنی بر اینکه احتمالا بر روی میز مذاکره با اعراب پیشنهاد دندان گیری وجود ندارد که رضایت خاطر آنها را فراهم کند.

فارین پالیسی در ادامه می نویسد:  به سه دلیل اصلی نباید تصور کنیم که اطمینان بخشیدن به اعراب محور نشست کمپ دیوید خواهد بود :

نخست آنکه عربستان سعودی و دیگر اعضای شورای همکاری خلیج فارس متحدان رسمی آمریکا نیستند که طبق یک قرارداد رسمی با این کشور همکاری کنند و علاوه بر این، آنها هرگز به مثابه دوست با یکدیگر رفتار نمی کنند. ایالات متحده آمریکا یک دموکراسی چند فرهنگی است حال آنکه عربستان سعودی پادشاهی است که بر پایه سرکوب سیاسی و عدم تسامح مذهبی استوار شده است. اغلب کشورهای عرب خاورمیانه حامی تروریست هستند و معمولا در باب موضوعاتی نظیر ایران، سوریه، لزوم اصلاحات درونی کشورهای خلیج فارس و چگونگی مبارزه با تهدید افراط گرایی در خاورمیانه با آمریکا اختلاف نظر دارند و منافع مشترکی را دنبال نمی کنند. آمریکا می تواند با عربستان سعودی و دیگر اعراب در برخی زمینه های خاص همکاری کند اما آنچه که مسلم است این تعامل بیشتر جنبه معامله داشته و بیش از آنکه بر پایه تعهد بلند مدت باشد از دوام کوتاهی برخودار است.

هدف بلند مدت واشنگتن آغاز ماه عسل سیاسی با تهران نیست بلکه آمریکا از برقراری ارتباط با ایران به عنوان راه حلی برای خاتمه دادن به کام جویی عربستان استفاده می کند. واشنگتن فشار اهرم دیپلماتیک خود را نسبت به اعراب بیشتر می کند تا به آنها بفهماند هدف آمریکا در خلیج فارس حفظ توازن قدرت منطقه است و قرار نیست معامله به قیمت پیروزی اعراب در رقابت با ایران تمام شود.  دوم آنکه تعهد آمریکا در قبال عربستان هرگز بی قید و شرط نبوده و نباید هم باشد. توافقات امنیتی بین آمریکا و کشورهای عرب منطقه از دهه ۱۹۷۰ به این سوی همواره بر پایه چانه زنی استوار بوده است به این معنا که «واشنگتن امنیت شما را تضمین می کند در عوض شما هم پیگیر منافع و اهداف واشنگتن در خاورمیانه باشیدو ثبات بازار جهانی انرژی را تضمین کنید». اما، به مرور زمان اعراب همه بار امنیتی خود را به دوش واشنگتن انداختند و به این ترتیب در این معامله سود بیشتری عایدشان شد و دقیقا به همین دلیل است که الان به آمریکا نیاز بیشتری دارند حال آنکه طی این سالها بازار انرژی تنوع بیشتری یافته و کمتر در معرض نوسان ناگهانی قیمت است. به هر حال برای واشنگتن هم بد نیست که هر از چند گاهی به بازتعریف رابطه خود با اعراب بپردازد و برتری خود را یادآوری کند.  

سوم آنکه تضمین های پایان ناپذیر واشنگتن در همه این سال ها به جای آنکه اعراب را به ایستادن بر روی پای خود تشویق کند بیش از پیش وابسته کرده است. ضعف جمعی اعراب منجر به کمبود امنیت برای آنها شده است و به قول اوباما بزرگترین تهدیدی که متوجه آنها است از جانب ایران نمی آید بلکه از داخل و نارضایتی های درونی کشورهای عرب سرچشمه می گیرد. بنابراین، تضمین امنیتی آمریکا موجب غفلت اعراب از حل مشکلات درونی نظیر افزایش جمعیت جوانان ناراضی، مباررزه با بیکاری و در عین حال رسیدگی به وضعیت نامساعد حقوق بشر می شود.

 به ادعای فارین پالیسی، ایران هرگز از بلند پروازی های خود چشم نمی پوشد اما توافق هسته ای این فرصت را به واشنگتن می دهد که با از بین بردن خطر تهدید مستقیم منافع آمریکا از سوی تهران، قدرت چانه زنی خود را با اعراب بر پایه طرحی نو افزایش دهد و آنها را مجاب به پذیرش نقش بیشتری در تامین امنیت خود کند به این ترتیب واشنگتن هم دیگر مجبور نیست در جنگ های داخلی خاورمیانه حضور نظامی مستقیم داشته باشد. جنگ یمن نمونه بارزی از این مورد است.

بنابراین، هدف بلند مدت واشنگتن آغاز ماه عسل سیاسی با تهران نیست بلکه آمریکا از برقراری ارتباط با ایران به عنوان راه حلی برای خاتمه دادن به کام جویی عربستان استفاده می کند. واشنگتن فشار اهرم دیپلماتیک خود را نسبت به اعراب بیشتر می کند تا به آنها بفهماند هدف آمریکا در خلیج فارس حفظ توازن قدرت منطقه است و قرار نیست معامله به قیمت پیروزی اعراب در رقابت با ایران تمام شود.  

نشست کمپ دیوید فرصت خوبی برای اوباما است تا به جای تکرار ضمانت های امنیتی و تعهدات پایان ناپذیر از اعضای شورای همکاری خلیج فارس بخواهد رفتار مسؤولانه تری داشته باشند و همکاری عمیق تری را به خرج بدهند. چه بسا که این جلسه علیرغم ناملایماتی که در پیش است نتیجه مثبت تر و واقع بینانه تری را در روابط آمریکا و اعراب خلیج فارس به جا بگذارد.   

به ادعای فارین پالیسی، هم قدمی آن هم دست در دست یاران خوب است اما بی قیدی در اجرای تعهدات -حداقل در دنیای روابط بین الملل- مزایایی دارد که آمریکا از آن غافل نمی ماند.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.