۰

منظور بشار اسد از «سفاح و خونریز» چه کسی بود؟

  • ۱۵بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

خبرگزاری تسنیم نوشت:

رئیس جمهوری سوریه در سخنان امروز خود رجب طیب اردوغان را به سبب سیاست های ویرانگر و حمایت گسترده از گروه های تروریستی تکفیری در سوریه به یکی از جنایتکاران خونریز تشبیه کرد که یکصد سال پیش مرتکب جنایات فراوانی در این کشور شد.

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، بشار اسد رئیس جمهوری سوریه در سخنانی در جمع فرزندان شهدای سوری در یکی از مدارس دمشق ، جنایاتی را که امروز گروه های تروریستی مورد حمایت رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه در سوریه مرتکب می شوند، به جنایات فردی خونریز به نام جمال پاشا تشبیه کرد.

اسد با یادآوری حوادث تاریخی گذشته خطاب به دانش آموزان سوری گفت حدود یکصد سال پیش، عثمانی ها به بازداشت و اعدام شماری از شهروندان سوری دست زدند، این گونه اقدامات در طول چندین سال ادامه یافت و اوج آن در سال 1916 میلادی بود که در آن سال، عثمانی ها، تعداد زیادی از شهروندان سوری را که از ملت سوریه بر ضد ظلم در آن موقع دفاع می کردند، اعدام کردند.

وی افزود جنایات رخ داده تنها به یک گروه از شهروندان سوری محدود نشد، بلکه میلیون ها ارمنی و سریانی و طیف های مختلفی را در برگرفت که در زیر سلطه عثمانی آن زمان زندگی می کردند، امروز هم همان جنایات به همان شکل البته با اختلاف برخی تجهیزات و اسامی تکرار می شود، در آن زمان کسی که عملیات اعدام را انجام داد، همان طور که همه ما در کتاب های مدارس خوانده ایم، نامش جمال پاشای خونریز بود، اما امروز کسی که این جنایات را مرتکب می شود، اردوغان خونریز(رئیس جمهور فعلی ترکیه) است، به همین سبب تاریخ تکرار می شود.

 

جمال پاشای سفاح و خونریز چه کسی بود؟

احمد جمال پاشا، فرمانده ارتش عثمانی مشهور به سفاح، داغستانی و کبیر، پس از روشن شدن شراره های آتش جنگ جهانی اول طی سال های 1914-1918 میلادی به عنوان والی و جانشین "خلوصی بیک" به دمشق آمد، وی متولد سال 1872 میلادی بود.

وی در شهر میتیلنه در جزیره لسبوس واقع در کرانه غربی سواحل ترکیه در دریای مدیترانه به دنیا آمد. در سال 1893 به دانشکده نظامی شاهانه رفت. او پس از فارغ التحصیلی از دانشکده جنگ ابتدا در بخش اول وزارت جنگ به خدمت مشغول شد و سپس به قلعه نظامی کرک کیلیس در نقطه مرزی به خدمت مشغول شد. در سال 1896 او به ارتش دوم پیوست و دو سال بعد به ستاد فرماندهی ارتش دوم در سالونیکا رفت. او در این زمان به بخش نظامی کمیته اتحاد و ترقی که خواهان انجام اصلاحات زیربنایی در ترکیه بود، پیوست.

در سال 1905 او به درجه سرگردی رسید و به سمت بازرس کل راه آهن روملیا برگزیده شد. در سال 1906 او در حزب آزادی و اجتماع عضو شد. وی در این زمان در بخش نظامی کمیته اتحاد و ترقی دارای قدرت و نفوذ فراوانی شد. در سال 1907 او عضو ستاد فرماندهی ارتش سوم شد و به لقب مصطفی جمال ملقب شد. در سال 1911 او فرماندار بغداد شد ولی با آغاز جنگ بالکان او در اکتبر 1912 به ارتش پیوست و سرهنگ شد. با اتمام جنگ کمیته اتحاد و ترقی با تبلیغات وسیع نقش او را در جنگ بسیار بزرگ جلوه داد. در سال 1913 در عثمانی کودتایی موسوم به کودتای 1913 که با نام بابعالی نیز معروف است رخ داد.

جمال پاشا بسیار تلاش کرد تا به عنوان یک میانجی در این کودتا عمل و مسائل را حل کند در جنگ دوم بالکان او مجددا ابتکار عمل سیاسی و نظامی را به دست گرفت و پس از انقلاب ِ کمیته اتحاد و ترقی در 23 ژانویه 1913 او وزیر امور عام المنفعه و فرمانده نظامی استانبول و در سال 1914 فرمانده نیروی دریایی شد. قبل از آغاز جنگ جهانی اول، اروپا به دو بلوک سیاسی و نظامی متعارض تقسیم شده بود. در یک طرف امپراطوری آلمان و امپراطوری اتریش - مجارستان و در طرف دیگر کشورهای انگلستان و فرانسه صف آرایی کرده بودند. جمال پاشا جزء کسانی بود که مصرانه خواهان اتحاد با فرانسه بودند اما دو حاکم قدرتمند دیگر عثمانی یعنی طلعت پاشا و انور پاشا به او گفتند که عثمانی باید با آلمان متحد شود.

با آغاز جنگ، جمال پاشا و انور پاشا و طلعت پاشا سه حاکم قدرتمند عثمانی، کنترل کشور را به دست گرفتند و همه کاره کشور شدند امری که سرانجام به نابودی خود آنان و امپراطوری عثمانی انجامید. پس از اعلان جنگ به متفقین، جمال پاشا به عنوان فرمانده ارتش عثمانی در مصر برای مقابله با انگلستان منصوب شد. در سال 1915 او به سوریه رفت و تمام اختیارات نظامی و سیاسی را به دست خود گرفت. جمال پاشا در میان اعراب با لقب جانور خونخوار مشهور شده بود زیرا در آن زمان به دستور او در دمشق و بیروت مسلمانان و مسیحیان بسیاری دار زده شدند.

جمال پاشا از نگاه رسانه های سوری

جمال پاشا از فرماندهان ارشد عثمانی ها و نظریه پردازان نظامی به شمار می رفت، وی فرمانده ارتش چهارم برای آماده کردن طرح حمله نظامی به منظور اشغال کانال سوئز بود. منطقه نفوذ وی از منتهی الیه مرزهای اضنه تا مدینه منوره امتداد داشت. مهمترین فعالیت هایش این بود که انگلیسی ها را در مرزهای مصر به خود مشغول کند تا مجبور شوند نیروهای فراوانی از ارتش خود را در سوئز مستقر کنند تا فشار بر دولت عثمانی در جناق قلعه و آلمانی ها در جبهه غربی کاهش یابد.

جمال پاشا زمام قدرت را در سوریه به دست گرفت و تروریسم و سرکوبگری را در پیش گرفت و به جای آماده کردن طرح حمله به الترعه به تقویت حکومت و بسط سیطره خود از طریق کشتار و آواره کردن پرداخت، تاخیر وی در آماده کردن طرح حمله به رقیب فرصت داد تا برای دفاع آماده شود، تا این که حمله در چهارم فوریه 1915 میلادی انجام شد که در این حمله، لشکر احمد پاشا شکست خورد و بقایای لشکر شکست خورده هم در حالی که از هم فروپاشیده بود، بازگشت.

جمال پاشا در بدو ورودش به دمشق در سخنانی در باشگاه الشرقی در سال 1914 میلادی برابر با سال 1333 هجری قمری چنین گفت : ای مردم عرب شما باید مکارم اخلاق عرب و مجد و بزرگی آنها را احیا کنید، شهامت و آداب اعراب را زنده کنید و با تمام قدرت از آن دفاع کنید، ... مردان کاملی باشید.

این سخنان در حالی بود که جمال پاشا و گروهش به شیوه های انتقام گرفتن از اعراب فکر می کردند.

اعدام با چوبه دار

وی واحدهای بازجویی و جاسوسی را با خود به دمشق آورد، شروع به بازجویی از گروهی از متهمان کرد، دادگاه نظامی را در عالیه تشکیل داد و حکم اعدام 11 نفر را با چوبه دار صادر کرد که این افراد در میدان البرج در بیروت اعدام شدند. همچنین 21 نفر را به اتهام تلاش برای رهایی از سلطه عثمانی و وارد کردن فرانسوی ها و انگلیسی ها به شام دستگیر کرده و سپس آنها را در بیروت و دمشق با چوبه دار اعدام کردند، هفت نفر از این افراد در چهارم رجب 1334 در دمشق و بقیه در بیروت اعدام شدند.

انور پاشا، هم جمال پاشا را به کشتار و اعدام با چوبه دار تشویق می کرد.سیاست جمال پاشا بر اساس ترکی کردن عناصر عربی مبتنی بود، ادعاهای علیه وی مبنی بر تلاش برای استقلال از دولت عثمانی در سرزمین های عربی برای این که خود را امپراطور آن مناطق کند، مطرح شده بود، اما این ادعاها اثبات نشد.

احمد جمال پاشا همچنان به اقدامات خود ادامه داد تا این که دولت عثمانی پیامدهای سیاست های هولناک وی را درک کرد و به جای وی،المرسینی مشهور به الصغیر را منصوب کرد، جمال پاشا به افغانستان سفر کرد که ماموریت سازماندهی ارتش آن به وی واگذار شده بود. اما در سال 1921 میلادی، در شهر تفلیس به دست یک ارمنی به نام استفان زاقیگیان کشته شد.. طلعت بیک همکار و دوست احمد جمال پاشا در خصوص جنایاتش به وی چنین گفته بود : اگر هر چه پول در اختیار داریم را برای پوشاندن شرارت ها و جنایاتت هزینه کنیم، برای سرپوش گذاشتن بر شرارت هایت کفایت نمی کند(کنایه از این که، جمال پاشا آن قدر جنایت مرتکب شده است که هیچ کس نمی تواند این لکه ننگ را از پرونده وی پاک کند).

4949

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.