گرت پورتر: چرا ایران باید دشمن آمریکا بماند

سیاسی

از زمان آغاز مذاکرات هسته‌ای؛ مقامات سعودی و اسراییلی بارها ضمن ابراز مخالفت با آن اعلام کرده‌اند که این مذاکرات نشان دهنده‌ تغییر موضع آمریکا در قبال منطقه است؛ اما باید توجه داشت که منافع اساسی و بلندمدت سازمان امنیت ملی آمریکا در ادامه دشمنی با ایران خواهد بود.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) به نقل از خبرگزاری الجزیره، گرت پورتر، روزنامه‌نگار فعال و مورخ سیاسی امنیت ملی آمریکا در گزارشی با عنوان «چرا ایران باید دشمن آمریکا بماند»، نوشت:‌ از زمان آغاز مذاکرات هسته‌ای آمریکا و ایران مقامات اسراییلی و سعودی بارها به شدت مخالفت خود را با توافق هسته‌ای با ایران که در واقع نشان دهنده یک تغییر استراتژیک اساسی در سیاست آمریکا در قبال منطقه است که هزینه‌ها و پیامدهایی را برای اسرائیل و عربستان سعودی در پی خواهد داشت، ابراز کرده‌اند.

اما دولت اوباما نیز مثل دولت‌های پیشین آمریکا قطعا وارد رابطه‌ جدیدی با ایران نخواهد شد و دلیل آن نیز بسیار ساده است: سازمان امنیت ملی آمریکا که قدرت و اختیار جلوگیری از چنین اقداماتی را دارد؛ در ادامه سیاست دشمنی با ایران، منافع اساسی و بلندمدتی دارد.

این در حالی است که برخی از سیاستمداران و کارشناسان کمپ اسراییل نظریه‌هایی را در مورد این‌که مذاکرات دولت اوباما با ایران؛ نشان دهنده‌ دید استراتژیک آمریکا به آغاز همکاری با ایران است، مطرح کرده‌اند.

یک نمونه رایج آن اظهارنظر مایکل دوران؛ مقام ارشد دولت جورج بوش است که بنابر آن او معتقد است دولت اوباما سیاست خارجی خود را بر این پایه استوار کرده است که ایران و آمریکا متحدان یکدیگر هستند.

از سوی دیگر نیز مقامات سعودی که بارها با مذاکرات هسته‌ای ایران مخالفت کرده‌اند نگران آن هستند که ایران در قبال تغییر مواضع خود نسبت به عراق، سوریه و لبنان (حزب الله) در راستای منافع آمریکا بتواند به سلاح هسته‌ای دست یابد.

با وجود وعده‌ انتخاباتی باراک اوباما در سال 2008 مبنی بر تغییر رویکرد در قبال ایران و آغاز روابط دیپلماتیک با ایران، هنگامی‌که او به کاخ سفید وارد شد؛ موضع متفاوتی در قبال ایران اتخاذ کرد. هدف و موضع اوباما در طول دولت اولش آن بود که ایران را مجبور به توقف و پایان برنامه غنی‌سازی خود کند.

در واقع استراتژی دولت اوباما در 4 سال نخست در قبال ایران شامل صدور تحریم‌های شدیدتر و مؤثرتر اقتصادی؛ انجام حمله مخفیانه سایبری به تأسیسات غنی‌سازی نطنز و گسترش تهدید احتمال حمله نظامی علیه تأسیسات هسته‌ای ایران به وسیله دولت نتانیاهو در اسراییل می‌شد.

درواقع اوباما تا سال 2013 هیچ‌گونه تلاشی برای مذاکره با ایران انجام نداد؛ چرا که به این نتیجه رسید که صدور تحریم‌های اقتصادی مانع پیشرفت برنامه هسته‌ای ایران نشده و دلیل آن نیز افزایش تعداد سانتریفیوژهای فعال ایران از 4 هزار به 10 هزار است.

در یک دید عمیق‌تر یک عامل مهم در تشخیص سیاست آمریکا در قبال ایران؛ مربوط به سیاست‌های انتخاباتی در داخل آمریکا است و به دیدگاه ژئوپولیتیکی اوباما نسبت به خاورمیانه ارتباطی ندارد.

قدرت و نفوذ لابی اسراییلی قطعاً از هرگونه نرمش سیاسی آمریکا در قبال ایران در چند سال آینده جلوگیری خواهد کرد. و نیز منافع اغلب نهادها و مؤسسات امنیت ملی آمریکا در گرو ادامه‌ دشمنی با ایران خواهد بود.

یکی از این منافع آن است که عربستان سعودی و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس که علیه ایران با یکدیگر متحد هستند سالانه مبالغ پول قابل توجهی را برای خرید تسلیحات نظامی از آمریکا روانه پنتاگون می‌کند.

یک قرارداد نظامی میان عربستان و آمریکا در سال 2010 درباره خرید سامانه‌های دفاع موشکی و هواپیماهای جنگنده آمریکا به امضا رسید که انتظار می‌رود مبلغ آن به علاوه‌ قراردادهای خدماتی آن در دو دهه آینده به 150 میلیارد دلار برسد. و بنابراین حرکت سونامی پول کشورهای حوزه‌ خلیج فارس به پنتاگون برای خرید تجهیزات نظامی به ادامه دشمنی با ایران و نگاه به ایران به عنوان یک تهدید منطقه‌ای بستگی خواهد داشت.

بنابراین نگرانی مقامات اسراییلی و سعودی در مورد تغییر مواضع اوباما در قبال متحدانش؛ واقعیت‌های سیاسی داخلی آمریکا را که به نظر نمی‌رسد تا آینده نزدیک تغییر کند را منعکس نمی‌کند.

انتهای پیام

کد N811002

وبگردی