۰

خوش آمد گویی به عربستان سدیری

  • ۳۳بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
ایران و عربستان,عربستان

آنچه می‌خوانید جدیدترین مقاله کنث پولاک تحلیلگر برجسته آمریکایی در خصوص تغییر و تحولات تازه در عربستان سعودی است

کنث پولاک :

باتوجه به اخبار روز گذشته، حداقل دو نگرش نسبت به تغییرات چشمگیر و پرشور عربستان وجود دارد. یکی از آن نگرش ها، انتقال قدرت از نسل دیرپا به دست شاه سلمان، از پسران پادشاه اول، عبدالعزیزبن سعود، به نوه هایش و همچنین اعطای اختیار به برخی از بهترین و درخشان ترین افراد نسل بعدی است. مسلما بسیاری از افرادی که دیروز به دست سلمان به قدرت رسیدند یا در ماه های آینده خواهند رسید، بیشتر افراد توانا، دارای تحصیلات عالی و مورد احترام از نسل های جوان شاهزادگان و تکنوکرات های عربستان هستند. این واقعه ای خوشایند است که در حین ذکر سایر موضوعات نباید نادیده گرفته شود.

راهی دیگر برای مشاهده وقایع رژیم سلطنتی این است که نشانگر یک کودتای سدیری است. دست کم، این یک تثبیت قدرت توسط جناح سدیری خانواده ی سلطنتی السعود است. سدیری ها شامل پسرها و نوه های شاه عبدالعزیز با همسر مورد علاقه اش، حسا بنت احمد السدیری، هستند. درآن وصلت 7 پسر به دنیا آمد، بیشترین تعداد برادران در میان چندین پسرعبدالعزیز. مرحوم ملک فهد، بزرگترینشان بود، همچنین آن ها شامل مرحوم وزیر سابق دفاع سلطان، وزیر سابق کشور نایف، و اکنون شاه سلمان بودند. برای دهه ها، سدیری ها یک گروه قدرتمند در خانواده ی سلطنتی ایجاد کردند و در طول سلطنت شاه فهد، به طور موثر کشور را اداره کردند. اما قدرت و انسجام آن ها، رقابت های خواهری و برادری بینشان ایجاد کرد، و بسیاری از برادران ناتنی آن ها، سیاست هایشان را به اندازه ی تلاش هایشان در منحصرسازی قدرت، دوست نداشتند.

امروزه، در نتیجه بسیاری از تغییرات ایجادشده توسط سلمان، تقریبا تمام مقامات اصلی در هیئت کابینه عربستان، یا توسط یک سدیری اداره می شود یا یک غیرسلطنتی - تکنوکرات های توانا مانند وزیر نفت، علی النعیمی یا وزیر خارجه جدید، عادل الجبیر. فقط شاهزاده متایب، پسر مرحوم شاه عبدالله، به عنوان یک شاهزاده ی غیرسدیری، مسئول وزارت کلیدی ( گارد ملی) باقی می ماند. باوجوداینکه، یک باور همگانی از شاهزاده سعودالفیصل مسن و بیمار وجود داشت که سعی در کناره گیری از مقام خود به عنوان وزیر امور خارجه داشت- هیچ کس نمی تواند انتصاب عادل الجبیر را به عنوان جانشینش انکار کند- برکناری سعود فیصل، یکی دیگر از شاهزادگان قدرتمند و غیرسدیری از کابینه را حذف کرد.

جالب تر از همه این است که شاه، شاهزاده مقرن ابن عبدالعزیز را از ولیعهدی عزل کرد. شاهزاده مقرن، آخرین پسر عبدالعزیز در زنجیره جانشینی بود، او باتوجه به استانداردهای شاهزاده های عربستان نسبتا جوان بود(69 ساله)، ظاهرا وی به دست ملک عبدالله به منظور تداوم کار سلمان در جلوگیری از انحصار بیشتر قدرت توسط سدیری ها انتخاب شد. از زمان تشکیل دولت عربستان در سال 1932، السعود هرگز ولیعهدی را برکنار نکرده است. آن ها فقط یکبار، شاهی را از تختش کنار زدند(سعودابن عبدالعزیز در 1964) اما یک ولیعهد را هرگز. به علاوه، این حرکت بی سابقه، راه را برای دو شاهزاده دیگر از نسل جوان در جانشینی سدیری ها هموار کرد- محمدبن نایف(55 ساله) و محمدبن سلمان(پسر شاهزاده، تقریبا 30 ساله). این بدان معنی است که سدیری ها 50 سال دیگر نیز قدرت سلطنت خواهندداشت.

علاوه بر این موضوع که تحکیم سدیری تقریبا به طور قطع برای بسیاری از شاهزادگان دیگر عربستان و همچنین غیرسلطنتی های مهم ناخوشایند است، دلایل متعددی مبنی بر نگرانی های ایالت متحده در این زمینه وجود دارد. مهمتر از تمام این موارد، این است که سدیری ها در گذشته با سیاست های داخلی و خارجی معاشرت داشتند که مشکلاتی برای رژیم سلطنتی ایجاد کرده است. در سطح تعمیم کلی، سدیری ها به طور معمول با ولخرجی، فسادبدون کنترل، عملکرد بی دین، تکیه بر هزینه های گسترده و یا سرکوب مقابله با نارضایتی های داخلی همراه شدند. درعرصه سیاست خارجی، آن ها سیاست خارجی طرفدار آمریکا و ضد ایرانی را ترجیح دادند، سیاستی که نسبت به استانداردهای عربستان کاملا تهاجمی بوده و مسیر رژیم سلطنتی به موقعیت های سخت را به خطر انداخته است، مسئله ای که ازنظر آمریکا اگر خطرناک نباشد، غیر ضروری است.

درحال حاضر، در اکثر موارد، سدیری ها دارای قدرت و مقام نسل بعدی هستند. دوباره با تحصیلات خیلی بهتر و بالاتر از پدرانشان. ما امید داریم که آن ها از اشتباهات گذشته درس گرفته و مجددا مرتکب آن خطاها نشوند. اما در حال حاضر، علائم نگران کننده وجود دارند. شاه عبدالله، قاطعانه (و هوشمندانه) از هرنوع شرکت مستقیم در جنگ های داخلی در مرزهای کشور - عراق، یمن و سوریه (یک دولت حذف شد)- خودداری کرد. هرچند عربستانی ها ادعا می کنند که با اکراه در یمن مداخله کردند، درواقع مجبور به چنین کاری نبودند. من آن مداخله را یک اشتباه خطرناک تلقی می کنم که درست چهار روز بعداز تسخیر پادشاه غیرسدیری توسط پادشاه سدیری اتفاق افتاد. دریک موقعیت نگران کننده مشابه، اکنون شاه سلمان، دوباره، مسئولیت هزینه های نقدی کلانی بر دوش موکلانش نهاده است؛ یک پاداش کلی برای تمام کارمندان دولت (بسیاری از نیروهای عربستان برای دولت کار می کنند) و دور دیگری از پاداش ها برای نیروهای مسلح و سرویس های امنیتی عربستان که دیروز درطول تغییرات هیئت کابینه عربستان اعلام شد. نادیده گرفتن این مسائل همانند موارد مشابه هزینه های ایجادشده توسط امپراطوری های روم به دست کالیگولا، به منظور جلب رضایت پایگاه های قدرت کلیدی و تهدیدات بالقوه مانند ارتش، بسیار دشوار است.

مجددا این گروهی از پادشاهان لایق و ماهر است و تک تک حرکات می تواند به راحتی توسط سن و توانایی صاحب منصبان ورودی و خروجی تنظیم و توجیه شود. با این حال، حتی اگر ما تک تک درختان را تحسین کنیم، تغییرشکل کل جنگل، حائز اهمیت است. درحال حاضر، زمانیکه عربستان سعودی به دلیل قیمت پایین نفت، ظهور افراط گرایان سلفی مانند داعش و چهار جنگ داخلی پراکنده در سراسر خاورمیانه- بدون درنظر گرفتن مشکلات ساختاری بلندمدت سیستم های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی رژیم شاهی- تحت فشار است، تغییر به سیاست قدیمی و خطرناک حکومت سدیری قبلی می تواند مشکلات جدی برای ثبات عربستان در آینده ایجاد کند.

منبع: موسسه مطالعاتی بروکنیگز

ترجمه: آیلار فخری اسلامی

4949

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.