یمن دیگر روی آرامش نخواهد دید

تونی بلر,یمن,عربستان,جورج بوش,ایران و عربستان

می توانید این راخوشبینی کودکانه ای تصور کنید،ولی تردیدی نیست جهان بدون حضور سیاستمدارانی مانند بوش و بلر یا سرکوزی و... در مسند قدرت، به مثابه سرزمین زیبا و عجیب دوشس آلیس نخواهد بود،اما همینقدر بینی های دراز شده کمتری را خواهیم دید حق داریم خوشحال باشیم!.در خاورمیانه فرو بردن بیشتر چاقو در کیک الزاما به معنای داشتن سهم بیشتری از آن نیست. تجربه بحران های خاورمیانه عربی و خلیج فارس در گذشته این را ثابت کرده است.


بی تفاوتی جامعه جهانی در قبال اقدامات غیر قانونی بوش و بلرطی سال های 2003 و 2004 در حمله به عراق آنهم با بهانه هایی غلط و بر گرفته از گزارش های دستکاری شده سازمان های اطلاعاتی ایالات متحده و بریتانیا ،نتیجه اش امروز آن شده که ریاض با تقلیدی کودکانه و کاریکاتوری از آنها به یمن حمله ومنطقه را با ناامنی نگران کننده ایی روبرو کرده است. به قول نوام چامسکی" اگر همان زمان آغاز جنگ خلیج فارس با اقدامات غیر قانونی بوش و بلر مقابله می شد، امروز با جنگ ها و مناقاشاتی اینگونه خونین روبرو نبودیم یا حداقل با جهان امن تری روبرو بودیم". گفته چامسکی نکته درستی ست ،با این تفاوت که به تقویم و کرونومتر شروع جنگ ها و ناامنی های منطقه ایی و بین المللی،مصیبت بار اختلافات فرقه ایی، رویاروئی های مسلکی و خشونت های باوری وایدئولوژیک هم اضافه شده است.
می توانید این راخوشبینی کودکانه ای تصور کنید،ولی تردیدی نیست جهان بدون حضور سیاستمدارانی مانند بوش و بلر یا سرکوزی و... در مسند قدرت، به مثابه سرزمین زیبا و عجیب دوشس آلیس نخواهد بود،اما همینقدر بینی های دراز شده کمتری را خواهیم دید حق داریم خوشحال باشیم!!!.
مستاجر کاخ سفید ریاست جمهوری و خانه شماره 10 نخست وزیری، حدود 12 سال پیش بدون توجه به قوانین و اجازه جامعه بین المللی دستور حمله به عراق را صادر کردند ،اسرائیل همواره جنوب لبنان و نوار غزه را آماج حملات سهمگین خود قرار می دهد، سوریه در برابر وجدان بشری در جنگ وخون ریزی های بی امان دست وپا میزند، عراق همچنان نا آرام و در مخاطره دو یا چند پارگی سرزمینی ست، لیبی غرق در جنگ خانگی و عملا تجزیه شده ، افغانستان همچنان در تب نا امنی می سوزد ، اوکراین با اقدامات غیر قانونی آقای پوتین و نفض آشکار موازین بین المللی تجزیه و نا آرام است و در تازه ترین مورد عربستان، کشور یمن را آماج حملات ویرانگر نیروی هوایی خود قرار داده است.وضعیتی اینچنین من را به یاد منطق جوانان خیابان برادوی شیکاگو می اندازد که می گویند " لازم نیست اشتباهی کنید و مزاحم ما شوید.امابایدمنتظر باشید! صورت شما این رابا مشت های ما احساس خواهد کرد!!".
در دنیای سیاست ، این همان سنت بسیار مخاطره آمیز مشابهی ست که آقای بوش وآقای بلر بدون اجازه شورای امنیت و یا حداقل اقناع افکار عمومی بین المللی، با حمله به عراق بنیان آن را گذاشتند .آنهم با بهانه هایی که بعدها کالین پاول وزیر خارجه وقت ایالات متحده بابت آنها از افکار عمومی عذر خواهی کرد ویا در بریتانیا آقای بلر در برابر کمیته تحقیق 2009چلیکوت به دلیل منطق غیر قانونی آغاز جنگ عراق محکوم شد ولی همان زمان متاسفانه تحت تاثیراهمیت وشوق سقوط جنایتکاری مانند صدام حسین خیلی مورد توجه قرار نگرفت.
اما مشکل چنین منطق جنگ طلبانه ایی تنها در توجیهات اولیه آن خلاصه نمی شود بلکه مشکل اصلی در اهدافی نمود پیدا میکند که برای تحقق آن هر گونه اقدام خلاف موازین بین المللی و حقوق بشری مشروع جلوه داده می شود. در واقع منطق هدف مشروعی مانند سرنگونی صدام حسین ویا سقوط معمر قذافی در لیبی، به دلیل قرار گرفتن درمسیری غیر قانونی ،به فرآیندی علیه خود تبدیل می شود. مانند جنگ دوم خلیج فارس یا جنگ طرابلس - بنغازی در مدیترانه. بی شک موقعیت اخلاقی این رهبران به حاشیه رفته و هزینه ساز همان قدر قابل دفاع است که اینک موقعیت شاه سلمان در عربستان با حمله به یمن. میراث این دست رهبران سیاسی تنها نا امنی و ایجاد سوابقی از اعمال خلاف قوانین بین المللی ست.
تعجب آور است رهبران عربستان ونه صرفا شاه سلمان که عنصر دوم تصمیم گیر در مناسبات نوین سعودی تلقی می شود وسررشته اموررا عملا افرادی چون فرزندش محمد وزیر دفاع، محمد بن نایف جانشین ولیعهد و وزیر کشور، شخصیت مرموز وناشناخته یوسف بن علی الادریسی رئیس دستگاه اطلاعات عربستان ومتعب رئیس گارد سلطنتی در دست گرفته اند چگونه متوجه عواقب اقدامات مخاطره آمیز کنونی خود نیستند،حتی اکنون که مانند ایالات متحده و بریتانیا از آنها تقلیدی کودکانه اما مخاطره آمیز می کنند!.ضمن آنکه ریاض اثباتا هم قادر نیست اولا مانند قدرت های جهانی عمل کند .ثانیا همان تصویری از حوثی ها ارائه دهد که از صدام حسین یا قذافی در اذهان جامعه جهانی شکل گرفته است.حال به فرض که به اهداف خود دست یابد(که تقریبا محال است)اما اگر هم اینگونه شود،یمن در نهایت برای آنان چیزی بهتر از عراق،سوریه و لیبی نخواهد شد اگر بدتر نشود.با این تفاوت که یمن بر سر دروازه و شاهراه حیاتی عربستان قرار گرفته است .این مخاطره ایی ست که اگرمشخصا ثبات و امنیت منطقه را هدف قرار ندهد - که خواهد داد - اما بی تردید عربستان را در میان و بلند مدت با تبعاتی ویرانگر روبرو خواهد کرد.فرو بردن بیشتر چاقو در کیک الزاما به معنای داشتن سهم بیشتری از آن نیست. تجربه 3 کشور یاد شده خاورمیانه عربی و خلیج فارس در گذشته این را ثابت کرده است. شک ندارم یمن دیگر روز خوش به خود نخواهد دید.matinmos@gmail.com

کد N804282

وبگردی