توضیح صالحی درباره جزئیات مذاکره مستقیم با آمریکایی ها در زمان احمدی نژاد و سناریو در برابرحمله به نطنز

نیروگاه اتمی بوشهر, علی‌اکبر صالحی, آژانس بین المللی انرژی اتمی, بیانیه سوییس لوزان

علی اکبر صالحی در 120 دقیقه برنامه نگاه یک، جزئیاتی جدیدی درباره برنامه هسته ای کشور را بازگو کرد و گفت که نسل ماشینهای عملیاتی فعلی در غنی سازی ایران، از پاکستان وارد شده و 7 سال طول کشیده تا یکی از آنها مونتاژ شود.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران که شنبه شب مورخ 5 اردیبهشت 94 در برنامه نگاه یک صدا و سیما حضور داشت، به سئوالاتی پاسخ داد که مشخص بود بعضا او را ناراحت می کند. صالحی، گاهی در مقابل پرسشی حساس، جرعه ای لیوان می نوشید تا فرصتی برای جمع کردن افکارش پیدا کند و بعضی وقتها نیز با این توضیح که "نمی خواهم وارد جزئیات شوم" از بیان پرده های جدیدی از برنامه هسته ای ایران کناره می گرفت. او بارها از "دوستان" انتقاد کرد که چرا به او گفته اند برود در فردو به کار تحقیق بپردازد یا چرا القا می کنند که برگرداندن ماشین هسته ای ایران به ریل سابق، زمان زیادی می خواهد. هر چه که بود، صالحی سعی کرد در این گفتگو هم جواب منتقدان توافق لوزان را در مجلس بدهد و هم برای آمریکایی ها و 1+5 خط و نشان بکشد که اگر بخواهند در مذاکرات خلل وارد کنند، ایران به رفتار سابق خود باز می گردد. صالحی البته در این میان برای مردم هم گفتنی های زیادی داشت که در بین لحن فنی او در بیان نوع و تعداد سانتریفیوژهای ایرانی، کمتر به گوش رسید.

هر چه بود، گفتگوی امشب رئیس سازمان انرژی اتمی گفتنی زیاد داشت. این که ایران در سال 89 و در زمان دولت احمدی نژاد با آمریکا مذاکره مستقیم داشته و نسل سانتریفیوژهای عملیاتی فعلی کشور یعنی IR1 از پاکستان وارد شده اند، برای اولین بار مطرح شد.
صالحی در ابتدای سخنانش به این نکته تاکید کرد که دولت تصمیم گرفته فکت شیت مذاکرات را منتشر نکند، گفت: "می گویند انتشار فکت شیت حالت رسمیت دارد و برخی می گویند که دولت چون فکت شیت را می تواند منتشر کند لذا باید این کار را کرده و رسمیت دهد. با این وجود قرار شد توصیفی که از روند مذاکرات ارائه شده، کفایت کند. بنده اعلام کرده بودم فکت شیت در صورت لزوم منتشر می شود و اقدام هم کردیم. نهایتا تصمیم بر این گرفته شد که توضیحات کفایت می کنمد. الان هم وارد مذاکرات شدیم و دیگر لزومی به انتشار فکت شیت وجود ندارد.
او در پاسخ به سئوالی درباره اینکه چطور حراست از دستاوردهای کشور در مقابل فضاسازی آمریکاییها تضمین می شود گفت: ما یک کشور استثنایی در میان کشورهای در حال توسعه هستیم. برای همین غرب حساسیت نشان می دهد. ما توانستیم به همه آستانه های فناوری هسته ای دست پیدا کنیم. هیج موردی نیست که ما به آن نرسیده باشیم. سیکل سوخت از اکتشاف تا استخراج و تبدیل به قرص سوخت را داریم و مجتمعی که در 20 فروردین به نمایش گذاشتیم و خارجیان آنهایی که دیدند از دستاورد جمهوری اسلامی متحیر شدند. طراحی راکتور اراک و بازطراحی جدید آن، کار بسیار ارزشمندی است. ما در طراحی راکتور هم قدمهای بلندی برداشتیم. در بحث آب سنگین که کار استراتژیکی به جز غنی سازی است، حدود 20 تن تولید سالانه داریم که رقم قابل توجهی است. تعداد کشورهای تولید کننده آب سنگین بسیار اندکند. بسیاری از کشورهایی که توانایی تولید دارند هم این کار را نمی کنند و ترجیح می دهند از کشورهایی که این محصول را تولید می کنند بخرند تا تولید این کالا منتشر نشود. یعنی ما هم غنی سازی داریم هم تولید آب سنگین را داریم. در گفتگو و مذاکرات پذیرفته شد که ما آب سنگین اضافی که 20 تن تولید داریم و تاکنون حدود 90 تن تولید کرده ایم، به اندازه رفع نیاز برداریم و اضافه آن را بفروشیم. این قدم بزرگی است. همچنین می توانیم اورانیم غنی شده را در بازار بفروشیم. یعنی اینها امتیازات بزرگی است و معنی اش این است که جمهوری اسلامی ایران وارد کلوب هسته ای جهانی شده است.

بخشهایی از سخنان علی اکبر صالحی:
-الان یکی از خطوط قرمزی که تعیین شده، حراست از این دستاوردهاست. چارچوبی که برای مذاکرات تعیین شده بود، تکلیف می کرد که اولا ماهیت راکتور اراک به عنوان راکتور آب سنگین بماند که باقی ماند. فردو به عنوان صیانت کننده و تضمین استمرار غنی سازی در نطنز باقی می ماند. ما 1000 ماشین سانتریفیوژ در فردو خواهیم داشت که 350 ماشین در حال چرخش باقی می ماند. غنی سازی در نطنز با 5 هزار و اندی دنبال می شود. تحقیق و توسعه برقرار است و ادامه خواهد یافت. در تحقیق و توسعه فشار آورند که این کار را متوقف کنند، یکی از مواردی که منجر به این شد که تا صبح جلسه طول بکشد، همین موضوع تحقیق و توسعه بود. تمام تلاش آنها متوقف کردن این مسئله بود. شاید بشود استنباط کرد که آنها می گفتند اگر شما تحقیق و توسعه را کنار بگذارید ما آماده ایم هر امتیازی به شما بدهیم. البته چنین بیانی به صورت واضح نبود، ولی استنباط می شد کرد. ما تحقیق و توسعه را نگه داشتیم. ممکن است دوستان بگویند ما 20 هزار ماشین داریم چرا حالا تعداد 5 هزار ماشین شد. البته واقع قضیه تعداد ماشینهای ما حدود 18 هزار ماشین یا 19 هزار بود که می گوییم 20 هزار تا. 10 هزار تا از اینها کار می کند و 10 هزار تا تولید اورانیم غنی شده نمی کرد، همانجا فقط نصب شده اند. یعنی همین طوری نصب شده بودند. قریب 2800 ماشین در فردو داریم که 600 تا غنی سازی 20درصد می کرد که اکنون شده 5 درصد و ماهانه 17 کیلو اورانیوم غنی شده 5 درصد می دهند. از 2700تا 2800 ماشین فردو، فقط 600 تا اورانیوم دارند تولید می کنند و الباقی هیچی، آنجا نصب شده اند. از قدیم این تصمیم بوده و دولت سابق نیز این تصمیم را داشت که نمی خواهم وارد جزئیات شویم.
-از 10 هزار ماشینی که غنی سازی می کند ما پذیرفتیم 5 هزار تا غنی سازی را ادامه دهند و 1000 تا هم در فردو نصب شده که بشود 6 هزار تا و 350 تا هم در حال چرخش در خلا بدون تزریق اورانیوم داشته باشیم. این 10 هزار تا 2200 کیلو اورانییم 5درصد تولید می کرد و الان این تولید شده 1500 کیلو. این تفاوت خیلی زیاد نیست اگر نسبت به نیاز سالانه نیروگاه هسته ای بوشهر مقایسه کنیم. نیاز سالانه بوشهر 30 هزار کیلو اورانیوم است. فاصله 1500 تا 2200 کیلو با 30 هزار کیلو هر دو تقریبا یک فاصله دارند. یعنی نیاز اینقدر بالاست که این میزان تولیدها، خیلی با هم فرقی نمی کند. سئوال این است که اگر شما سانتریفیوزهای نوع ir1 تولید کنید و 190 هزار سانتریفیوژ هم بتوانید تولید کنید، کل ظرفیت نطنز 48 هزار ماشین IR1است که اگر توان تولید هر یک ماشین، یک "سو" باشد می شود مجموعا 48 هزار "سو" و 3 مجتمع مشابه نطنز نیاز است که بتوانیم 190 هزار "سو" را تولید کنیم. ساخت نطنز 18 متر زیر زمین است، اگر بگوییم نسل جدید مجتمع ها را روی زمین بسازیم، باز هم وقت می برد. زیرساخت ساختن وقت می برد. اگر همین امروز هم ما با 1+5 کاری نداشته باشیم و بخواهیم سراغ تولید 190 هزار "سو" برویم، باید 3 مجتمع مشابه نطنز اضافه کنیم و حدود 170 هزار ماشین دیگر بسازیم تا به تولید 190 هزار "سو" برسیم. این چیزی نیست که بخواهیم ظرف 3 سال انجام دهیم. ممکن است بگوییم به آن سمت برویم، باشد. ولی به هر حال این مذاکره است و طرف مقابل انتظاراتی دارد و به ناحق، پرونده ساختگی برای ما درست کرده و بهانه بیجا دارد و تهمت زده. ولی به هر جهت شورای امنیت 6 قطعنامه تصویب کرده که می گوید ایران باید غنی سازی را معلق کند. حالا وارد مذاکره ای شدیم که آمریکایی ها در ابتدا می گفتند ایران حق غنی سازی ندارد. شورای امنیت می گوید معلق کند. ما در مذاکرات حتی غنی سازی را معلق هم نکردیم، غنی سازی ادامه دارد، مذاکرات همین است، محدودیت دارد ولی فناوری هسته ای و نشاط فناوری ما از بین نمی رود.

- بحث ماشینهای پیشرفته از جمله IR2M و IR7 را از سال 78 داشتیم و ما در سازمان انرژی اتمی به آن سرعت بخشیدیم. بنده دستورالعملی را صادر کردم که آرام آرام IR1 را کنار بگذاریم. این را برای اولین بار است مطرح می کنیم. این IR1 ماشین IRAN1 است که برگرفته از p1 یعنی پاکستان یک بوده. ما ماشین ها را از پاکستان در سال 69 وارد کردیم. این ماشین ها تجمیع شده نبودند. ما قطعات را از سال 69 وارد کردیم و تا سال 76 طول کشید تا توانستیم دو ماشین را در مدت 7 سال مونتاژ کنین. ما نقشه ها را داشتیم ولی این قدر طول کشید. چون ماشین از 100 قطعه تشکیل شده ولی مجسم کنید یک رتور (چرخنده) که 60 هزار دور در دقیقه می چرخد و معلق در هواست و فقط روی یه سوزن باریک در خلا است، روی هوا می چرخد. این باید بدون کوچکترین لرزش بچرخد. این تکنولوژی است. برای همین 7 سال در زمان آقای امرالهی طول کشید تا بتوانند این را بسازند. از 76 تا 85 زمان آقای آقازاده طول کشید تا یک آبشار 165 تایی از ماشین P1 داشته باشیم که با هم کار کنند. ما از سال 85 مهندسی معکوس کردیم و IR1 را تولید کردیم. سال 88 من به سازمان انرژی اتمی آمدم و دیدم این ماشین ها خوب کار نمی کند و دیدم پاکستانی ها هم روی نسلهای بعدی ماشین های p2 , p3 , p4 کار کردند. در سال 88 بچه های ما 16 سال کار کرده بودند و یاد گرفته بودند هم مهندسی معکوس کنند و هم خودشان ماشین های نسل جدید را شروع به طراحی و ساخت کنند. لذا ماشین های IR2m و IR4 را طراحی کرده بودند . ما گفتیم IR1 را بگذاریم کنار و ماشین های جدید را جایگزین کنیم. ولی متاسفانه این تصمیم به دلیلی که خاص است و ما نبودیم، در سال 90 گرفته شد روی تولید ir4 نرویم. شاید فکر کردند ir4 قابلیت اطمینان را ندارد و رفتند دوباره روی ir1 کار کنند. IR2Mو IR4 هم آبشارهای 164 تایی داریم که 2-3 سال است کار می کند و برای ما تثبیت شده است و کار می کند.

-"سو"ی IR4، تقریبا5.7 است یعنی 5 برابر ir1 است یعنی 40 هزار ماشین نیاز است تا 190 هزار سو تامین شود. اما اگر آن زمان(سال 88) ir4ر ا تولید کرده بودیم ولو اینکه ممکن بود هنوز از قابلیت آن مطمئن نباشیم، باز هم در شرایط دیگری بودیم. ولی به دلایلی ir1 را تولید کردیم. در مذاکرات چرا ir1 را در حد 20 هزار تا حفظ کردیم؟ چون این حقیقت "علی الارض" است. یعنی هست و نمی شود گفت نباشد. اگر ما ir4 به تعداد زیاد و ir2m داشتیم، آنها الان بودند. اینها مسایل فنی است و این اطمینان را می دهم از سال 69 و قبل از آن هم روی این ماشین ها کار شده ولی ما مبدا را سال 69 می گوییم که از خارج ماشین ها را خریدیم. اینطور نیست که ما از 69 بیدار شده باشیم. از ابتدای انقلاب، سازمان انرژی اتمی بوده ولی سال 69 ماشینها وارد شد و فعالیتها اوج گرفت. جنگ تمام شده بود و نشاطی بود برای جبران عقب افتادگی ها و جهادگونه بچه ها کار کردند و توانستند فناوری را به دست بیاورند. نقشه ها و دفترچه هایی که بود مخصوصا برای p2 صفحه اول و دوم موجود بود، ولی 10 صفحه پاره شده بود بعد دوباره 20 صفحه موجود بود و الباقی نبود. این دانش را بچه ها خلق کردند. از سال 69 تا حالا با همت جوانان غیور جلو آمدیم و تمامی آستانه های فناوری هسته ای را به دست آورده ایم. الان زمانی است که بلدیم و باید آینده این صنعت را به گونه ای تنظیم کنیم هم مقرون به صرفه باشد هم بانشاط باشد هم ایجاد شغل و کار کند و اگر فرصت بود دو نیروگاه جدید دیگر را نیز شروع به کار می کنیم.

-ما پذیرفتیم در طول این 10 سال سقف ماشین های ما 5060 ماشین در نطنز و 1044در فردو به عنوان ضامن غنی سازی نطنز باشد. یعنی 6104 ماشین در 10 سال باشد. موارد مورد نیاز بوشهر را نیز قرارداد با روسها داریم که تا 10 سال تهیه کنند. 2 سال از این قرارداد گذشته و 8 سال باقی مانده. این محدودیتی است که در مذاکره پذیرفتیم. خیلی سئوالها می شود کرد. این مهلت برای روسیه قابل تمدید است و در موافقتنامه هم هست. ما پذیرفتیم تعداد سانتریفیوژها برای 10 سال ما 5060 ماشین غنی سازی باشد. فرض کنیم الان در انتهای 10 سال هستیم، ما که نمی توانیم لحظه ای به سمت 190 هزار سو پرش کنیم. ما پذیرفتیم تعدادماشین ما 5060 تا باشد. اگر از ماشینهایی که در انبار داریم استفاده کنیم و اگر انبار ما تهی شد، می شود ir1 در طول این 10 سال برای حفظ سقف، تولید کنیم. انتهای 10 سال، دربهترین شرایط ما 5060 ماشین ir1 داریم و بعد با ماشینهای نسل جدید می خواهیم به 190 هزار سو برسیم. این 3 سال طول می کشد. مثلا با ماشین ir8 باید کار کنیم. ارتفاع و طول این ماشین بیشتر است. در نطنز دو سالن داریم که در سالن "آ" فقط ماشین های ir1- ir2m-ir6 می تواند جا بگیرد. اما ir8 را نمی توان در این سالن جا داد. سالن "ب" را هنوز دست نزدیم. نطنز دو سالن دارد که هر دو اندازه همند. سالن "ب" نه زیرساخت نه چیزی دارد. تا انتهای سال 10 هم توافق شده هیچ زیرساختی ایجاد نشود. سئوال ممکن است بشود چرا زیرساخت ایجاد می کنید؟ ما تا مطمئن نشویم از تستهای مکانیکی ماشین ir8 و بعد زنجیره ماشین های 2 تایی و 19 تایی و 30 تایی ماشین راباید درست کنیم و بعد به آبشار آن برسیم. بر اساس برآورد شرکت بین المللی که 15 سال پیش ارائه داد، -این شرکت اروپایی و چند ملیتی است- می گویند از زمان خلق ایده تا زمان رسیدن ماشین به تولید انبوه، قریب 8 سال طول می کشد. اگر ایده ماشین جدیدی مانند Ir8 را خلق کردیم برای رساندن آن به مرحله تولید انبوه، قریب 8 سال برای آنها طول می کشد. ممکن است این مدت برای ما 10 یا 11 سال طول بکشد برای اینکه ما بخواهیم اطمینان بگیریم و دچار سرنوشت ir1 نشود که از سال 69 تا الان کار می کند.
-درباره آبشار ده تایی ir6 هم مشکلی پیدا شد که مجبور شدیم این آبشار ده تایی را قطع کنیم و دوباره برگردند عیب و ایراد طراحی را پیدا کنند. مجددا باید این مسیر طی شود و به آبشار ده تایی برسد و دوباره کار ادامه یابد.
-می شود گفت بعد از انتهای 10 سال، برای زیرساخت سالن "ب" وقتی از ماشین جدید و ابعادش اطمینان نداریم، نباید زیرساخت بسازیم چون ممکن است دوباره بخواهیم در طراحی خود تغییر دهیم. باید صبر کنیم به مرحله ای برسیم که تمامی ابعاد ماشین از همه حیث برای ما روشن شده باشد و با درصد اطمینان قابل قبول برویم و زیرساخت را بسازیم. تا انتهای 10 سال زیرساخت سالن "ب" را نداریم و به تولید انبوه نرسیده ایم. ما از سال نهم می رسیم به تولید ir8 ولی قطعا تولید انبوه نمی کنیم. از انتهای سال دهم که می شود ابتدای سال یازدهم، حداقل 4 سال طول می کشد ما به تولید 190 هزار "سو" برسیم. تصور این نباشد که 10 سال تمام شد و یک دفعه ما معجزه وار دارای 190 هزار "سو" بشویم.

-آمریکایی ها، موضع گیری هایی که مسئولان و روسای جمهورش داشتند همواره اعلام می کردند و الان هم با وجود توافق دولت این کشور در کنگره اس می گویندایران حق غنی سازی اصلا نباید داشته باشد. در سال 91 هم بحث شد و خود آمریکایی ها اعلام کردند و مقام معظم رهبری فرمودند که "دولت سابق آمدند و تقاضایی داشتند،" بنده آن زمان در وزارت خارجه بودم و خدمت ایشان رسیدم و عرض کردم 1+5 سالها بود مذاکره می کرد و همه مطلع بودند دست کم 5 سال بود مذاکره می کرد. فاصله های گفتگو ها هم یک سال و 8 ماه و نظایر آن بود، بالاخره گفتگوها هم راه به جایی نمی برد. علتی هم که پیش نمی رفت، اخلال آمریکایی ها بود. بقیه اگر آماده بودند مانند نشست "آلماتی 1" باز آمریکایی ها ورود پیدا می کردند و اختلال می کردند. تصمیم گرفته شد به اعتبار اینکه آمریکا مخل پیشرفت مذاکرات است، باید با او مذاکره شود تا مسایل را بشود حل و فصل شود، بنده این پیشنهاد را خدمت مقام معظم رهبری عرضه داشتم و ایشان بزرگوارانه شرایطی را گذاشتند و گفتند این دیدگاه قابل اعتماد نیست ولی از باب اتمام حجت بروید مذاکره کنید و شرایطی را فرمودند که فقط مذاکره بر سر هسته ای بود و ما وارد مذاکره شدیم.

-ما 2 بار مذاکره در عمان داشتیم بار دوم منجر شد به اینکه نامه ای را سلطان عمان برای جناب آقای دکتر احمدی نژاد فرستادند و گفتند نماینده ایران آقای خاجی که معاون وزیر خارجه وقت بود -اکنون سفیر ایران در چین است- با نماینده آمریکا ملاقات کرده و محتوای این نامه بود که این دو نماینده آمدند و آمریکایی ها گفتند ما اصل غنی سازی را به رسمیت می شناسیم. بعد از آن قرار بود جلسه سوم را برویم. فرمت و چهارچوب اصلی ادامه مذاکرات تهیه شده بود که به انتخابات دولت یازدهم خوردیم. تصمیم گرفته شد ادامه مذاکره به دولت یازدهم واگذار شود و این دولت نیز الحمدولله به خوبی مذکرات را دنبال کرد.

-دسترسی به تاسیسات هسته ای که این روزها، واکنشهای زیادی را برانگیخته. او در پاسخ به سئوالی درباره سخنان آقای مونیز مسئول آمریکایی، درباره دسترسی بی سابقه به برنامه هسته ای ایران به مدت 25 سال و اینکه او ادعا کرده ایرانیها پذیرفته اند بازرسیهای فراتر از پروتکل الحاقی را به صورت مادام العمر داشته باشند، پس از درنگی طولانی گفت: مذاکرات سه لایه دارد، لایه ای فنی است که مربوط به سازمان انرژی اتمی می شود. لایه ای حقوقی است که مربوط به تعدادی از دستگاه ها از جمله وزارت امور خارجه و نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی است و لایه دیگر سیاسی است که به وزارت خارجه مربوط است. در مسایل "دسترسی" و بازرسی من ورود نداشتم و من در مذاکره درباره مسایل بازرسی ها و دسترسی ها نیستم. لذا با ایشان (مونیز) چیزی را مطرح نکردیم. این قبلا مطرح شده بود. یکسال و نیم است دارد در این باره مذاکره می شود. آقای مونیز بر اساس تفاهمی که قبلا شده، اینها را گفته. آقای مونیز گفته و ما در این باره با او یک کلمه هم درباره بازرسی حرف نزدیم. ما درباره فردو، نطنز، تحقیق، ذخایر و غنی سازی حرف زدیم. درباره بازرسی حرف نزدیم. عزیزان ما که مذاکره کردند، حرف شما را می زنند. به عنوان یک اصل، ایران نپذیرفت درباره بازرسیها به عنوان یک استثنا تلقی شود.

-او (سخنگوی وزارت خارجه آمریکا) باید مصداق بدهد. احتمال قوی اینها دارند شرح پروتکل الحاقی را از منظر خود ارائه می دهند. یعنی می گویند در این پروتکل این امکان دارد که آژانس به عنوان طرف مقابل و مجری بازرسی و دسترسی ها، دسترسی داده می شود، نه به کشورها. همین توافق ژنو هم به 1+5 اجازه بازرسی و راستی آزمایی نمی دهد، بلکه آژانس بازرسی می کند. پروتکل الحاقی را 120 کشور امضا کرده اند و احتمالا به تایید مجالس خود هم نرسانده اند. آنها اصرار دارند این را امضا کنیم و پروتکل این اجازه را می دهد اگر آژانس بخواهد سایتهای غیرهسته ای را - تکلیف بازرسی در سایتهای هسته ای روشن است- بازدید کند، اولا باید با ایران در میان بگذارند و دلایل خود را توجیه کنند. نمی توانند بگویند به هر دلیلی و بگویند دلمان می خواهد بازرسی کنیم. اینطوری نیست. فرض کنید طرف می خواهد از فلان سایت بازدید کند و ما می گوییم چرا بازدید می خواهی بکنی؟ باید دلیل و حجت بیاورد و سند بیاورد، باز هم ایران می تواند بگوید من اجازه نمی دهم بازدید کنید. ایران اختیار دارد بگوید بیا از اطراف این سایت، نمونه برداری کن. از لحاظ علمی همه می دانند با نمونه برداری از فواصل دور، از برگ درخت و خاک می توانند بفهمند کسی خطا کرده یا نه. اینقدر این دستگاه ها دقیق است. ایران می تواند این اجازه بازرسی را در اطراف سایت بدهد یا می تواند اجازه بازرسی مدیریت شده در داخل سایت بدهد. یعنی مدیریت شده بقیه جاها را می پوشانم و طرف را می رسانم به نقطه ای که می خواهد. می گویم نمونه برداری کن. اگر ایران بپذیرد می تواند اجازه بدهد این کار بشود. احتمالا او (آمریکایی ها) می خواهد این برداشت را به گونه ای در افکار عمومی جا بیاندازد که به قول شما نظارتهای شدیدتری می شود.

-از زمان آقای لاریجانی که پیشنهاد مودالیتی را داد که 6 موضوع هسته ای بود و بخش عمده ای زمان او حل شد و بخشی نیز به زمان دکتر جلیلی کشید که حل شود، پرونده ما با آژانس در بعد هسته ای حل شد ولی یک دفعه گفتند "مطالعات ادعایی" وجود دارد. آمدند اتهام جدیدی وارد کردند که ایران دارای کلاهک هسته ای است و انفجارات قوی را در کشور ایجاد کرده. حالا انفجارات قوی می تواند باشد. هر انفجاری که با مواد هسته ای رخ نمی دهد. شما می توانید انفجارات بسیار قوی ایجاد کنید که بسیار شبیه انفجار هسته ای است ولی مواد هسته ای در آن نیست. خب که چی؟ وزارت دفاع ما بنشیند نگاه کند که شما ناراحت می شوید؟ اینها آمدند از پارچین دو بار بازدید کردند. من آن زمان در آژانس اتمی کشور بودم و آقای روحانی دبیر شورای عالی امنیت ملی بودند و گفتند یک بار بازدید را اجازه می دهیم. آمدند بازدید کردند ولی دبه کردند و گفتند دوباره می خواهیم بازدید کنیم. دوباره ایران پذیرفت. باز هم گفتند برای سومین بار می خواهیم بازدید کنیم. ما مشکل بازدید نداریم. این مشکل حاکمیتی است. جمهوری اسلامی که نمی تواند اجازه بدهد که هر وقت خواستند برای بازدید وارد شوند.
-پاسخ ما به آژانس این بود که شما 2 بار بازدید کنید و هر بار گفتید ما می خواهیم از پارچین بازدید کنیم. چه ضمانتی هست که شما باز هم نگویید می خواهیم بازدید کنیم؟ واقعیتهایی موجود است در دنیا. طرف سرش را می اندازد بدون مجوز شورای امنیت، کشوری را شخم می زند و عراق و افغانستان را می گیرد. در همه جا هم نفوذ دارند و منطق قدرت را دارد که چون زور داری، زور حکومت می کند. جمهوری اسلامی ایران یک برجستگی دارد که از عناصر اقتدار این ملت است و همین مقاومت در مقابل زورگویی است. توانسته مقتدارنه و عزت مندانه در مقابل این زورگویی ها بایستد. اینها دارد یواش یواش جمع می شود.و باید روشهایی را بایندیشیم و آژانس هم از در بی طرفی وارد شود. خوشبختانه در جلسه اخیر با آژانس روی انفجارات ادعایی به جاهایی رسیدیم. مثلا مقاله ای شهید شهریاری نوشته و مقاله را برده اند زیر سئوال که می خواسته کاری کند. ما می گوییم اگر می خواسته کاری کند، این را در مجلات شما ارائه می داد؟ این مقاله درباره نقل و انتقالات نوترون با محاسبات و کدهای ریاضی است. مدتهاست درباره این مقاله داریم صحبت می کنیم. الان ما با 1+5 صریحا گفتیم اگر می خواهد اینطور برود جلو، نمی شود. لذا بحث انفجارات هسته ای هم دارد با آژانس و 1+5 یک طوری پیش می رود. باید اینها وزن سیاسی خود را به کار بگیرند تا به نتیجه برسیم. این مسئله مطالعات ادعایی را باید از نفوذ خود در آژانس استفاده کند و مسئله را حل کند. باید از وزن سیاسی خود استفاده کند تا مسئله را جمع و جور کند. این دو مسئله یعنی مقاله ادعایی و انفجارات روشن شده .لذا مسئله خاصی دیگری نداریم. اگر نیت درستی داشته باشند و بخواهند به تعامل با ایران برسند باید از نفوذ سیاسی خود استفاده کنند و در فاصله کوتاه ماجرا را جمع و جور کنند.

-چیزی به نام PMD یا مطالعات ادعایی معنا ندارد. ما می گوییم شما گذشته و حال را بررسی کنید. این مسئله ای ندارد.

-ما الان در بحث تحقیق و توسعه آبشار IR2M و IR4 را داریم. مرکز ما در نطنز در سطح زمین است و در گودی نیست و مرکز متوسطی است. در این مرکز تحقیقات که تحت عنوان s8 نامگذاری شده آبشار 164 تایی ir2m وir4 داریم و یک آبشار 10 تایی ir6 و یک ماشین ir8 و یک یا دو تا ماشین ir5 داریم. الان روی ir8 کار نمی کنیم ولی بعد از توافق کار تحقیقاتی روی ir8 می کنیم. این ماشین کاملا جدید است و برای ما 10 سال طول می کشد تا از خلق ایده ماشین به تولید انبوه آن برسیم. ولی به مجرد توافق، تحقیقات روی ir8 را به شدت شروع می کنیم. کار روی ir6 و زنجیره های ir2m - ir4 تقریبا کامل است و روی ir5 هم کار می کنیم. زیرساختهای سالن "ب" هم زمانی شروع می کنیم که مطمئن شویم کدام ماشین را می خواهیم استفاده کنیم.

-سانتریفیوژ واژه ای است که طوری استفاده می شود که تصور می شود فقط برای غنی سازی اورانیوم است ولی این ماشین، استفاده های دیگری نیز دارد. حتی یک آبمیوه گیری هم نوعی سانتریفیوژ است. در مراکز بهداشتی مانند کارخانجات سرم سازی و دارو سازی از این ماشین استفاده می شود. برای تولید ایزوتوپهای پایدار از این ماشین استفاده می شود. ماشینی که بچرخد و جداسازی انجام دهد، یعنی نیروی گریز از مرکز این نام را دارد. تا می گوییم سانتریفیوژ حتی افکار عمومی آمریکایی ها می گویند غنی سازی. ما می توانیم روی سانتریفیوژ کار کنیم. ما روی غنی سازی اورانیوم حق نداریم کار کنیم. ولی برای تولید سانتریفیوژ برای وزارت بهداشت کار کردیم. ما سانتریفیوژ های پیشرفته 20 هزار دور در دقیقه می دهیم. روی ماشین های 80 هزاردور در دقیقه داریم برای وزارت بهداشت کار می کنیم. روی فردو توافق شد ایزوتوپ پایدار تولید کنیم. روشها مختلف است، ولی روش سانتریفیوژ هم هست. همانطور که روشهای مختلفی برای غنی سازی اورانیوم هست. ما سانتریفیوژ غنی سازی اورانیوم جدید نداریم ولی روی مفهوم این ماشین، محدودیتی نداریم.

-در خصوص فردو یکی از مواردی که در نظر گرفتیم همین ایزوتوپ های پایدار است که سانتریفیوژ می خواهد. 1+5 هم پذیرفته ما به کمک آن کشورها حالا هر کشوری که آماده باشد- ظاهرا روسها اعلام آمادگی کرده اند- روی این ماشین ها کار کنیم.

-اصلا فردو برای چی ساخته شد؟ این هم بحث جدلی نیست. دوستان گفته اند اگر فردو جای تحقیقات است، صالحی برود آنجا کار کند. در سال 88 تصمیم گرفته شد جایی برای تضمین استمرار اصل غنی سازی ایجاد شود نه اینکه غنی سازی صنعتی آنجا شود. عنایت کنید اصل غنی سازی را می گوییم. فردو جایی در درون کوه است و حداکثر ظرفیت آن برای ماشینهایی از سایز ir1 حدود 3 هزار ماشین است. اگر ir1 را در نظر بگیریم، برای 190 هزار سو، 190 هزار ماشین ir1 نیاز داریم که 3 درصد نیاز ما نیز نمی شود. فردو نمی تواند محل صنعتی تولید شود. همین الان 17 کیلو در ماه در 4 زنجیره اش تولید می کند. اگر 3 هزار ماشینش کار می کرد سالی 80 کیلو تولید می کرد در مقابل نیاز 30 هزار کیلویی ما. این برداشت درستی نیست که بگوییم فردو برای غنی سازی صنعتی است. این مرکز ضامن اصل غنی سازی است. ما اجازه داریم و در مذاکرات پذیرفته شد روی 4 ماشین ir4-ir5-ir6 , ir8 کار کنیم. اگر اینها فقط 4 زنجیره آبشار داشته باشند، -بستگی به طراحی آن دارد- مثلا آبشارهای 400 تایی داشته باشیم، فرض کنید 4 آبشار 300 تایی داشته باشیم می شود 1200 ماشین.

-اگر فردو از اول مرکز تحقیقات بود، می شد تمام ماشینهای تحقیقاتی را در فردو جا بدهیم و وسایل بسیار حساس و مونتاژ بسیار حساس را در فردو جا بدهیم، اگر خدای نکرده اتفاقی افتاد و ماشین ها را در نطنز بزند، ما دوباره از آن تولید کنیم. اگر بیاید در نطنز بزنند- به فرض محال- تمام دستاوردها از دست می رود. ولی اگر مرکز تحقیقات در فردو بود، این فرض (حمله به آن)، غیرقابل دسترسی بود. لذا نمی شد تمام ماشینها و تجهیزات گرانقیمت را آنجا بزنیم. حالا شما نطنز را بزنید، اصل غنی سازی ما در فردو است و غیرقابل دسترسی است. بعد دوباره تصمیم گرفته شد ماشین های ir1 در آنجا چیده شود. در مذاکرات این محدودیت را پذیرفتیم که فردو مکان تحقیق و توسعه باشد. حالا می خواهیم آنجا ایزوتوپ پایدار تولید کنیم. آقایان می گویند چرا؟ خب شما بروید مذاکره کنید. در چهارچوب واقعیت های موجود باید سخن گفت. در مقابل کسی که می گفت غنی سازی باید متوقف شود، فردو را ببندید و نطنز را متوقف کنید، ما توانستیم اصل این صنعت را حفظ کنیم و محدودیتها را نیز باید پذیرفت.

-ایده آل ما این بود که ما هیچ محدودیتی را نمی پذیرفتیم و فقط اکتفا می کردیم به این توضیح که ما به دنبال سلاح هسته ای نیستیم. ما واقعا هم نیستیم و آنها هم می گفتند ما قبول داریم و شما می توانید مانند اعضای آژانس بروید فعالیت کنید. این ایده آل بود ولی می شود این دیدگاه را حاصل کرد؟ پس چرا سالها صحبت و مذاکره کردیم؟ یک سوی طیف نیز مانند کشور لیبی تسلیم شدن صددرصد است. یک اختیار دیگر هم مانند کره شمالی است که فتوای مقام معظم رهبری، تکلیف کرده تولید سلاح هسته را کنار بگذاریم. لیبی ایده آل آنهاست و ایده آل ما این است که آنها حرف ما را بپذیرند، مذاکره رسیدن به فهم و توافق مشترک بین این دو ایده آل است که یک جایی این وسط باید تفاهم کرد. به نظر من، تفاهمی که انجام شده، نمی گویم بهترین شرایط بوده، این حداقل شرایط در چهارچوب خطوطی است که نظام بیان کرده که فردو تضمین کننده اصل غنی سازی بماند، آب سنگین بماند، فعالیت نطنز بماند و دکور نباشد، تحقیق و توسعه بماند و بقیه امور، اینها حفظ شد.

-"ماشینها هنوز دارد می چرخد و نصب است. ما فقط اورانیوم تزریق نکرده ایم. فرض کنیم آنها نقض عهد کنند، ما نیزبر می گردیم. اصلا هم زمان زیادی نمی خواهد. مواد هسته ای هم اورانیوم طبیعی چند صد تن داریم. می آوریم تزریق می کنیم و غنی سازی می کنیم. استوک غنی شده ما در حد 300 کیلو است. اما اورانیوم طبیعی ما ماشالا صدها تن است.

-راکتور اراک به عنوان راکتور آب سنگین با بازطراحی جدید می ماند. ما برای ساخت راکتور آب سبک مانند تهران، مشکلی نداریم. تمام اجزا را داریم و تسلط کامل به نوع راکتور آب سبک تهران داریم و می توانیم اتاق فرمان و سوخت بسازیم. چنانچه دولت اراده کند برای ساخت راکتور آب سبک، ما هیچ مشکل و گلوگاهی نداریم.

-" درباره بازطراحی راکتور آب اراک سئوال می شود با توجه به سابقه بد غرب درباره دانش هسته ای، چه تضمینی درباره همکاریهای بین المللی وجود دارد؟" و رئیس سازمان انرژی اتمی گفت: این در ابعاد حقوقی مطرح است وطی قراردادهای محکمی این را تضمین لازم را ایجاد می کنند. بالاخره راکتور اراک طراحی اش توسط ایرانیان بوده و بازطراحی هم توسط ما انجام می شود. فرض می کنیم اینها کمک نکنند. ما بازطراحی را انجام داده ایم. قلب راکتور را که موجود است، بر اساس اورانیوم طبیعی طراحی شده و تعداد مجتمع های سوختش خیلی زیاد است یعنی بیش از 100 تاست. ما قلبی را طراحی کردیم که تعداد مجتمع های سوختش، به کمتر از نصف می رسد. ما مجددا می توانیم قلب جدید را بسازیم. با فرض این که آنها نیایند، ما می توانیم ادامه کار بدهیم ولی دلمان می خواهد با کمک کشورهای پیشرفته کار کنیم تا انتقال تکنولوژی بیشتر شود و همچنین در تامین تجهیزات و مشاوره در بعد تحقیقاتی، برخوردار شویم تا در ساخت هم تسریع کرده باشیم. یکسال است کارها در راکتور اراک کند شده و باید جبران شود. در مجموع عزیزانی که مسئولیت حقوقی دارند باید به گونه ای قرارداد را تنظیم کنند که از لحاظ حقوقی الزام آور باشد. ممکن است بپرسید پس ممکن است زیرش بزنند؟ این بعید است این همه وقت بگذارند و زیرش بزنند. اگر هم بکنند، ما توانایی طراحی و ساخت مجدد را داریم.
-"این که چقدر طول می کشد راکتور اراک بر اساس طراحی جدید عملیاتی شود، این زمان گفتنش سخت است، ولی حدودی می شود گفت مثلا اگر تجهیزات تامین شود و سوخت را تسریع کنند- همه اینها را می دانیم ولی می خواهیم از تجربه آنها استفاده کنیم و نیروی خود را آموزش بدهیم- اگر همه چیز امروز درست جلو برود، زمانی راکتور عملیاتی می شود که 6 سال طول بکشد. اگر سریعتر کار کنیم سریعتر عملیاتی می شود. سئوال این است که اگر همان راه را ادامه می دادیم کی عملیاتی می شد؟ نمی توانم پاسخ این سئوال را بدهم. خیلی حرفها می شود زد، ولی فرض کنید شما ماشینی را ساختید، ولی جعبه دنده ندارد، چطور می خواهد راه بیفتد، اصلا ماشین را ساختید ولی روی آجر است و چرخ ندارد. این ماشین چطور می خواهد راه برود؟ دوستان می گویند ما ماشین را ساختیم، ولی آیا همه چیزش هست؟ این را وارد جزئیات نمی شویم.

-"بر اساس برآوردهای قبل از انقلاب، ایران باید 19 هزار مگاوات انرژی هسته ای نیاز دارد، یعنی 19 نیروگاه مثل بوشهر می خواهیم. بعد از انقلاب چند بار محاسبه کردیم و یکی از مشکلات ما در محاسبه، قیمت سوخت است. برای اینکه دربیاورید قیمت برق تولید هسته ای چقدر است باید مقایسه با نیروگاه فسیلی شود و نیاز است قیمت سوخت را بدانید. در ایران، عملا قیمت سوخت صفر است. وزارت نفت سوخت را به وزارت نیرو می دهد و تقریبا پولی نمی گیرد. یک نیروگاه 1000 مگاواتی حدود 7 میلیون تا 8 میلیون بشکه در سال، مشتقات نفت نیاز دارد. 8 میلیون بشکه 50 دلاری می شود بیش از 400 میلیون دلار. یعنی در عمل یک نیروگاه فسیلی که می خواهد با نفت و مشتقاتش کار کند، باید 500 میلیون دلار باید سوخت بسوزاند. ما این را حساب نمی کنیم. اگر بخواهید حساب نکنید و بگویید قیمت سوخت هسته ای چقدر است، قیمت سوخت هسته ای کم می آورد. چون 500 میلیون دلار را صفر می گیریم. ولی در مجموع به این رسیده ایم تا 10 هزار مگاوات باید سوخت هسته ای در سبد انرژی کشور ما در افق 20 ساله تولید شود. حدود 10 نیروگاه مانند بوشهر می خواهد. ما تصمیم داریم نیروگاه های کوچک بسازیم. این تصمیم جدیدی است و دکتر روحانی توصیه در این امر دارد. نیروگاه بزرگ که 1000 مگاوات تولید می کند نیاز به آب زیاد دارد. جایی که آب زیاد داریم مانند جنوب، تعداد جمعیت کم است و محل مصرف نیست. لذا باید شبکه هزاران کیلومتری انتقال برق بسازیم تا به محل مصرف برسد. ولی وقتی نیروگاه 100 مگاواتی بسازیم، می شود در کنار محل مصرف ساخت. دوم آب زیادی نمی خواهد سوم از این نیروگاه ها می توان برای تولید آب شیرین استفاده کرد. یعنی یک نیروگاه 100 مگاواتی می تواند 50 مگاوات برق تولید کند و روزی 100 هزار متر مکعب آب شیرین تولید کند. یعنی می شود کل استان را آب داد. قابلیت صنعت ما نیز درباره نیروگاه های کوچک بهتر است. اینها نیروگاه های آب سبک است. دیگر نیروگاه آب سنگین را کسی برای تولید برق استقبال نمی کند. این یک تصمیم مطالعاتی می خواهد. راکتورها انواع دارند، آب سبک، سنگین، گازی، گرافیتی و انواع دارد. این که کدام نوع استفاده کنیم، مسئله دیگری است.

-راکتور اراک برای تولید برق نیست. راکتور اراک فقط برای تحقیقات است. مثل راکتور تهران است. فقط تحقیقاتی است. اگر اراک را مطابق طراحی جدید بسازیم می تواند تا مدتی نیازهای تحقیقاتی ما را برآورد کند. راکتور اراک طبق طراحی جدید و تولید کبالت 60، طراحی می کنیم، که سالی چندصد هزار دلار از این محصول را از خارج می خریم. ما در حال حاضر در این راکتور نمی توانیم کبالت تولید کنیم و تست های نوترونی داشته باشیم. ولی در طراحی های جدید می شود انواع این کارها را در این راکتور انجام داد. این راکتور 30-40 سال کار می دهد. ما دیگر برای طراحی مشابه راکتور آب سنگین مشکلی نداریم ولی وقتی راکتور اراک با طراحی جدید 6-7 سال دیگر عملیاتی شود، دیگر صرف نمی کند راکتور جدید بسازیم. باید 15 سال کار کنیم تا به نیاز جدید برای ساخت راکتور جدید برسیم. نمی خواهم مسئله را وارد جزئیات بشوم ولی شما بدانید همه اینها به سرعت قابل برگشت است. ساعتی نیست ولی سریع قابل برگشت است.

-دستاوردی که موجب تحیر شد و بازدیدی که چند روز پیش دانشمندان از مجموعه اصفهان که محل تولید سوخت ما است، داشتند گفتند ما این کارها را باور نمی کردیم. آمریکایی ها می گفتند کار ساخت مجتمع سوخت طولانی است. ما نگفتیم ساخته ایم. ولی اولین مجتمع واقعی سوخت بوشهر را 20 فروردین به نمایش گذاشتیم. این یک افتخار است. 8 نفر از دانشمندان و عاملان این کار آمدند و دیدند و باور نمی کردند می گفتند شما چطور این کار را کردید؟ این کار در اصفهان شد و طرف مقابل فهمید ایرانی می تواند کارش را انجام بدهند. گفتند 20 درصد را شما نمی توانیم بسازیم. گفتیم ما می سازیم. حتی بچه های خودمان گفتند چرا بلوف می زنید؟ حتی همکلاسیهای ما در ماهواره ها گفتند چرا صالحی دروغ گفته. ما ساختیم. الان راکتور تهران با سوخت ایران کار می کند. راکتور بوشهر می تواند با سوخت ایرانی کار کند. البته تست ها را انجام می دهیم. ایمنی و حفظ سلامت و امنیت مردم برای ما حرف اول را می زند، و الا ما مجتمع سوخت را ساخته ایم. ولی باز هم گفتیم کار کنیم و تست کنیم. الان راکتور تهران ما به زیبایی دارد کار می کند. این دستاورد خوبی بود که اثرش را در مذاکرات می گذارد. در رادیو دارو، کشورهای اطراف دارند از ما محصول می خرند. تقاضا هر روز دارد بیشتر می شود. ما باید زیرساختهایی را برای این کار بسازیم که استانداردسازی بین المللی کنیم و عرضه مان با این استانداردها باشد. وضعمان در رادیودارو بسیار خوب است و اگر 3 سال دیگر این زیرساخت را ایجاد کنیم به صدور رادیودارو می رسیم. آن موقع حضور بین المللی ما به صورت دیگری است.
-جا دارد به سهم خودم، چون حضور داشتم در 4 دوره مذاکرات اخیر در یک ماه و نیم، افتخار کنیم به این مذاکره کنندگان که با عزت، اقتدار، قوت، آگاهی و اشراف از حاکمیت ملی و منافع ملی ما دفاع می کنند. البته محدودیتها را نیز باید دانست. آنها (1+5) نتوانستند اراده خود را تحمیل کنند. بارها خدا را شکر کردم که اینطور عزت مندانه در مقابل این 6 کشور که 85 درصد اقتصاد دنیا و 95 درصد تجهیزات نظامی دنیا را دارند، گفتگو می کنیم. الان هر کشور در حال توسعه که دارند نیروگاه هسته ای می سازند ببینید از چه حقوقی گذشته اند و چه ورقه هایی را امضا کرده اند تا نیروگاه داشته باشند. ما تنها کشوری هستیم که هم حقوق خود را حفظ کردیم و هم دو کالای استراتژیک آب سنگین و غنی سازی را داریم. برزیل غنی سازی دارد ولی آب سنگین ندارد، آرژانتین آب سنگین دارد ولی غنی سازی ندارد. ولی جمهوری اسلامی ایران هر دو را دارد.
کد N802022