۰

با زائران ما چگونه رفتار می‌کنند؟

  • ۱۴بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
ایران و عربستان

در دنیایی که حتی اقلیت های تجزیه طلب در برابر تلویزیون ها و خبرنگاران ظاهر می شوند و ا هداف خود را توضیح می دهند، تحمل محرومیت از حقوق حقه، به هر دلیل و بهانه ای انجام گیرد، بی معنی است.

در روزهاي آينده اعزام زائران حج عمره آغاز مي شود. سال گذشته حدود 700 هزار نفر به زيارت عمره رفتند و احتمالاً اين تعداد امسال بيشتر باشد و اين به مراتب بيش از اعزاميان هر کشور ديگري است. اين در حالي است که ماموران «امر به معروف و نهي از منکر» سعودي با حاجيان و معتمران، اخيراً بسيار بد و نابهنجار برخورد مي کنند؛ به ويژه در بقيع و حرم نبوي، اگر چه برخورد ساير ماموران رسمي آنها هم محترمانه و شايسته نيست، اما کيفيت برخورد افراد فوق الذکر بسيار موهن و هتاکانه و تحقير کننده است و اين قابل قبول نيست و بايد براي آن چاره اي انديشيده شود. اين رفتار مي بايد تغيير کند.

حتي مي توان گفت ايه اين رفتار و ادامه آن به زيان رابطه دو جانبه است. صرف نظر از تمامي نکات، اصولاً چنين رفتاري در دنياي امروز پذيرفته نيست، زائران ما با ويزاي کشور ميزبان بدانجا سفر مي کنند و اين وظيفه دولت ميزبان است که از امنيت، حقوق و حيثيات آنها دفاع کند. اين وظيفه و مسئوليت اوست و به هيچ عنواني نمي تواند و نمي بايد از آن شانه خالي کند.

از اين گذشته ايران چه به لحاظ موقعيت کنوني اش در منطقه و در صحنه بين المللي، کشوري است با اهميت و موقعيت ممتاز . مي بايد شؤون احترام شهروندانش متناسب با موقعيتش، رعايت شود. هر آن رفتاري که متناسب با اين واقعيت نباشد، در نهايت به سود رابطه دو جانبه نيست. اين انديشه که خفض جناح و چشمپوشي و «مرور کرام» در چنين مواردي به سود رابطه ما و ديگران است، يکسره نادرست است. نبايد توصيه هاي اخلاقي در آنجا که ماهيتي فردي دارد، به شؤون ديگر سرايت داده شود.

خاصه در آنجا که به جايگاه، و موقعيت يک کشور باز مي گردد. ذيلاً نکاتي را متذکر مي شود: چنان که گفته شد زائران ما، چه براي حج و چه براي عمره، با ويزاي کشور ميزبان سفر مي کنند و لذا مي بايد از تمامي امتيازات و حقوقي که از قبل آن به آنها تعلق مي گيرد، برخوردار باشند. بر اساس حقوق بين ا لملل هر کشوري که به مسافري ويزا مي دهد و از مبادي قانوني مسافر را مي پذيرد و پليس گذرنامه او را مهر مي زند، در برابر امنيت در مفهوم عام آن و رعايت شؤون و حيثيت او وظيفه و مسئوليت دارد. و در دنياي امروز همگان اين نکته را رعايت مي کنند.

سعوديان چنين وانمود مي کنند که گروه «امر به معروف» سازمان و بخش مستقلي است و به حکومت ارتباطي ندارد. اولاً مسئله چنين نيست، آنها بخشي از نظام هستند و دولت تامين کننده بودجه و حقوق آنها است. ثانياً مسئله اين است که اين مآموران به عنوان يک شهروند سعودي براي زائران ما مزاحمت ايجاد مي کنند و دولت وظيفه دارد جلوي تعرض و هتاکي آنان را بگيرد. مسئوليت کشور ميزبان تامين امنيت و احترام توريست و زائر است و اين وظيفه اوست که با تمامي عوامل مزاحم و تهديد کننده برخورد کند. مسائل داخلي آنها به خود آنها مربوط مي شود. اينکه سازمان امر به معروف بخشي از حکومت هست و يا نيست و اگر هست به چه کيفيتي ، مسئله خود آنهاست و نه مسئله ما. آنچه به ما مربوط مي شود، رعايت حقوق شهروندان ماست که دولت ميزبان بدان متعهد است.

شهروندان و ما موران هيچ کشوري با توريست هايش اين گونه هتاکانه و به دور از نزاکت، برخورد نمي کنند. و مهمتر آنکه اين برخورد، برخوردي است سازمان يافته و رسمي، با همه زائران ما چنين برخورد مي شود. از زنان گرفته تا مردان و از سالخوردگان گرفته تا جوانان!

واقعيت اين است که مسئله، مسئله اي کلامي و اعتقادي نيست و اينکه ما چه مي کنيم و آنها چه اعتقاداتي دارند. طرح چنين مسائلي صرفاً به منظرو ايجاد آشفتگي ذهني و فرار از مسئله اصلي طرح مي شود. اين دولت سعودي است که مي بايد پاسخگوي امنيت زائران باشد. و اگر مشکلي هست، مي بايد با آنان مطرح شود. طرف ما بر اساس قوانين بين امللي، نظام سعودي است و نه فلان و بهمان گروه و سازمان و تشکيلات.

اينکه برخي از جانب ما مايل به حل مسئله از طريق مذاکره با روساي آمران به معروف و يا بحث و جدل با مأمورانش هستند، نه به نتيجه مي انجامد و نه راه حل اصولي و قانوني است. ما به عنوان زائر بر اساس عرف و قوانين بين المللي به کشور ميزبان پا مي نهيم و اين سخن به ويژه در مورد زائران عمره، صحيح تر است. آنها ممکن است بگويند به دلائلي ديني مجبور به دادن ويزا براي حج هستند. اما اين سخن در مورد عمره به هيچ عنوان پذيرفته نيست. آنها نه تنها با آزادي عمل کامل، ويزا مي دهند که حتي بدان راغب و مايلند.
بيش از نيمي از اجناس بازارهاي مکه و م دينه توسط حاجيان و معتمران ايراني خريده مي شود. اين سخن را مکرر مي توان از کسبه اين دو شهر مقدس شنيد که «ايرانيها موجب رونق بازار ما هستند و اگر نباشند تمامي معاملات راکد خواهد شد». در چنين شرايطي و با چنين تمايلي آنها ويزا مي دهند. حال چگونه است که از تعهدات خود شانه خالي مي کنند؟ چه کسي بايد جلوي توهين و تحقير و بد گويي و مزاحمت و بعضاً ضرب و شتم مأموران به تعبير خودشان امر به معروف را، بگيرد؟

حتي اگر فرض کنيم که آنچه مي گويند و بدان امر مي کنند، کاملاً صحيح و منطبق با ضوابط ديني باشد؛ اما رفتارشان بد و يا نه، خشن و به دور از ادب و اخلاق انساني و اسلامي است. و دقيقاً همين جاست که مسئوليت ميزبان مفهوم مي شود. او مسئول نظارت بر رفتار اعمال شهروندانش در قبال زائران است. آخر اين چه معروفي است که با چنين روشي بدان امر مي شود؟

در طول تاريخ اسلام، و اصولاً هر ديني، تفاوتهايي در درک آن و کيفيت عمل به احکام و قوانين آن وجود داشته است. اين جرياني طبيعي است، بوده و خواهد بود. اين مسئله در آنجا که به اين گروهها و در چارچوب جامعه خودشان راجع مي شود، مشکلي ايجاد نمي کند. مشکل در آنجاست که دو گروه متعلق به دو گرايش مذهبي در نقطه اي با يکديگر مرتبط مي شوند. براي نمونه سعوديان وهابي، اگر چه اکثريت سعوديان وهابي نيستند، در مواردي همچون زيارت قبور و زيارت از قبور، افکار خاص خود را دارند و عموم اهل سنت و من جمله ما شيعيان مسئله را به گونه اي ديگر در مي يابيم و بدان عمل مي کنيم. حال زائر ما به عنوان يک شهروند ايران که به طور قانوني وارد عربستان شده، به بقيع مي رود. از نظر آنان زيارت او قابل قبول نيست. در اينجا بايد ديد چه مي توان کرد.

اين بحث بدون در نظر گرفتن مطلبي است که قبلاً مورد بحث و بررسي قرار گرفت. عادلانه ترين و عاقلانه ترين روش اين است که عالمان و متخصصان فقهي و کلامي طرفين بنشينند و درباره تمامي موارد مورد اختلاف به تفصيل صحبت کنند و ما با کمال ميل از آن استقبال مي کنيم. بحث مي تواند بحثي عقلي باشد و يا نقلي و نقلي آن مي تواند قرآني باشد و يا حديثي. همچنان که مي تواند با توجه به سيره نبوي و سيره صحابه و صالحين و علماي مسلمين در طول تاريخ باشد؛ همچنان که مي تواند فقهي و کلامي و تاريخ باشد. در آنجا که به ما مربوط مي شود. از هر گونه مباحثه اي استقبال کنيم و مهمتر آنکه در موارد نقلي صرفاً از مستندات اجماعي و پذيرفته شده در نزد اهل سنت، استفاده خواهيم کرد. بدين معني که بدون رجوع به منابع خود، تمامي مسائل را مورد بحث و مداقه قرار مي دهيم. ما با حسن نيت کامل و رعايت تمامي موازين علمي و ديني و اخلاقي آماده انجام اين گفتگو هستيم.

حال اگر توانستيم عقايد و اعمال خود را در موارد مورد بحث بر اساس منابع و مستندات پذيرفته شده در نزد طرف مقابل اثبات کنيم، توقع آن نيست که علي رغم اين همه، آنان همچون ما فکر و عمل کنند، اما مي بايد جلوي تمامي سخنان و اقدامات و هتاکي هاي گروه هاي مزاحم و وابسته به خود را بگيرند. اين حق ما است؛ چرا که رفتار و کردار ما مطابق همان ضوابطي است که بر اساس منابع آنا، پذيرفته شده است. آنها نمي توانند آيين خاص خود را که در تعارض با اصول و مباني و معيارهاي اهل سنت است، به عنوان دفاع از سنت، به ديگران تحميل کنند. در حالي که ديگران، هم انطباق سيره خود را با احکام اسلامي نشان داده اند و هم تعارض آيين و روش آنها را با منابع اصيل ديني شان، بيان داشته اند.

گماشتن چند فرد چفيه قرمز به سر بد اخلاق و بدزبان که با فرياد و هتاکي صرفاً ناسزا مي گويند، دفاع از سنت نيست. اين چه نوع «امر به معروفي» است؟ اصولاً معروف آنها چيست که در پي امر بدان هستند؟ اگر عقلانيت و انصاف و حسن نيتي وجود دارد، مي بايد از پيشنهادهايي که مبني بر بحث و بررسي آزادانه و علمي و ديني است، استقبال کند. در آنجا باديد مسئله حل شود و نه در صحن بقيع و با ناسزاي چفيه قرمز به سران. کساني که حتي سخن گفتن شان، فرياد کشيدن است. جالب اينجاست که در مواردي اين فرياد از طريق بلند گوهاي قوي پخش مي شود که به واقع گوش را مي خراشد. اگر آنها اين پيشنهاد را نمي پذيرند، مي بايد در تمامي مواردي که به عقايد و رفتار ديگران راجع مي شود و ريشه اسلامي دارد.، ساکت باشند.

امر به معروف و ناهي از منکر اول خود مي بايد در تمامي مواردي که به عقايد و رفتار ديگران راجع مي شود و ريشه اسلامي دارد، ساکت باشند . امر به معروف و ناهي از منکر اول خود مي بايد معروف و منکر را بشناسد و آن هم با دليل و برهان و بر اساس قواعد و ضوابط؛ مضافاً که مي بايد با روشي مناسب و متناسب آن را ابلاغ کند؛ اما گويي آنان گوش بر هر حقيقتي بسته و صرفاً زبان به بدگويي گشوده اند؛ و اين وظيفه ما است که دولت سعودي را به رعايت آنچه لازمه رعايت حقوق و حيثيت زائران ما است، و داريم.
بدون شک اين قبيل مشکلات مي بايد با حسن نيت حل شود؛ اما بالاخره بايد حل شود. ما وقتي براي دفاع از حقوق خود همه نوع پسيشناد را مطرح مي کنم و از هر نوع ابتکار و پيشنهاد متقابلي استقبال مي کنيم، اين حق را هم خواهيم داشت که از طرف مقابل بخواهيم جلوي هر آنچه حقوق و احترام زائران ما را پايمال و تهديد مي کند، بايستد.

ما در دنيايي چند فرهنگي زندگي مي کنيم و کشور ما هميشه مدافع چنين جهاني بوده است. پيوسته در سازمان ملل و سازمان کنفرانس اسلامي از«حق فرهنگي» ملت هاي مختلف دفاع کرده و بعضاً مبتکر طرح آن بوده است. تنوع فرهنگي يک واقعيت است و رعايت آن به نفع سلامت اخلاقي و ثبات اجتماعي و سياسي و به سود امنيت بين امللي است. مانع از خود بيگانگي مي شود و اعتماد به نفس و قوام شخصيتي فرد را تقويت مي کند. حق فرهنگي بدين معني است که هر گروه و جماعتي حق دارد. بر اساس فرهنگ و آداب و رسوم و معتقدات و سنتهاي خود، زندگي کند. اين حق بايد رعايت شود و ارزشهاي آنان نبايد مورد بي مهري و تهاجم قرار گيرد و اصحاب آن به دليل تمسک بدان فرهنگ نبايد مورد توهين و تحقير واقع شوند. آنها مي توانند با تمسک به اصول و ارزش هاي فرهنگي خود در جامعه خود و در جامعه جهاني با آزادي و سرفرازي زندگي کنند و کسي نبايد و نمي تواند مزاحم آنان شود.

تنوع فرهنگي در جهان امروز پذيرفته شده و حق فرهنگي به رسميت شناخته شده است. طبيعتاً اين به معناي«تنوع مذهبي» و «حق مذهبي» هم هست. به ا ين معني که هر کس حق دارد به اصول مذهبي خود معتقد باشد و بر اساس ضوابط آن عمل کند.
سعودي به عنوان عضوي از سازمان ملل و نيز عضوي از سازمان کشورهاي اسلامي مي بايد اين حق را به رسميت بشناسد و بدان متعهد باشد. بر همين اساس در عرف دنياي کنوني هر گونه تعرض عليه ديگران بدان دليل که وابسته به فرهنگ خاصي هستند، محکوم است و بلکه جرم است. هيچ کس حق ندارد کساني را عليه کسان ديگر به دلائل قومي، نژادي، زباني ديني و مذهبي تحريک و تشويق مي کنند. طبيعتاً بخشي از اين همه متوجه زائران ما مي شود.

طي صد سال گذشته که وهابيت عربستان را به قبضه خود در آورده، روش آنها، اگر چه با فراز و نشيب هايي، در قبال اهل سنت و به ويژه در قبال شيعيان و خاصه ايرانيان چنين بوده است، اما واقعيت اين است که دنياي ما طي سال هاي اخير به کلي تغيير کرده است. در جهان امروز نه منطق سعودي ها قابل پذيرش است و نه منطق رفتاري آنها.
در هيچ نقطه اي از دنياي ما نه اين گونه متحجرانه فکر مي شود و نه اين چنين خشن رفتار مي شود و نه با چنين زبان و روش بدويانه اي سخن مي گويند.

در حال حاظر فراوانند کشورهايي که توريست و يا توريست زيارتي مي پذيرند. عموم و بلکه تمامي آنها در پي جلب مسافر و آسايش خاطر او بند و اصولاً در هيچ نقطه اي نمي توان مأموراني يافت که شخصيت و افکار و رفتاري چون امران به معروف سعودي داشته باشند. سعوديان بايد اين نکته را دريابند و دريابند که نمي توانند به همان روش سنتي خود در تعامال با زائران ادامه دهند.

ما نيز در کيفيت تعامل با سعوديان مي بايد تجديد نظر کنيم. بايد رفتار امران به معروف با توجه به شرايط امروز جهان ارزيابي شود و نه بر اساس آنچه در گذشته وجود داشته و يا بر اساس خاطرات مان و يا ذهنيت هاي شکل گرفته بر اساس آن خطرات. ما در قضاوت نسبت به آنها مي بايد از قالب هاي دهني گذشته به در آييم و با تکيه به عرف و قانون و با قوت و صراحت از آنها بخواهيم حقوق ما و شهروندان ما را رعايت کنند. و اين در صورتي ممکن است که دريابيم جهان به معناي واقعي دگرگون شده است. ما در جهاني زندگي مي کنيم که ديگر تقيه معني ندارد. هيچ اقليتي، هر چند کوچک، از اکثريتي تقيه نمي کند. با غرور و سرفرازي مي ايستد و از حق خود دفاع مي کند و وضعيت هم به گونه اي است که به او حق مي دهند و از او حمايت مي کنند. توقع ما و نحوه استدلال و تعامل ما مي بايد متناسب با چنين شرايطي باشد.

در دنيايي که حتي اقليت هاي تجزيه طلب در برابر تلويزيون ها و خبرنگاران ظاهر مي شوند و ا هداف خود را توضيح مي دهند، تحمل محروميت از حقوق حقه، به هر دليل و بهانه اي انجام گيرد، بي معني است. خاصه در آنجا که مسئله فراتر از محروميت است. شکستن احترام انساني است و حيثيت و غرور اسلامي و ملي. پاشيدن تخم نفرت است و تشويق به قتل و خرابکاري، چنان که گفته شده اين وضع قابل ادامه نيست. بايد مشکل را شناخت و راه را گم نکرد و به دنبال علاج آن برآمد و فريب دروغ پردازي و مجامله را نخورده. ناديده گرفتن مسئله و يا به تعويق انداختن درمان آن به مصلحت نيست. اين مهم را مي توان انجام داد. حتي اگر اين راه، راهي طولاني باشد، اما بايد نخستين گام را برداشت. اين همه حتي به نفع رابطه دو جانبه است. ادامه وضع موجود که در تعارض با منطق رفتاري جهان ما و در تعارض با شأن و موقعيت تاريخي، و منطقه اي و بين المللي ما است، و در نهايت به زيان رابطه سالم است.

منتشر شده در روزنامۀ اطلاعات در  86/12/25

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.