پیروزی بدون جنگ/ نقش محوری ایران در مدیریت و کنترل بحران یمن

انصارالله یمن,یمن

مدل رفتاری اخیر جمهوری اسلامی ایران در کنترل این مرحله از یک بحران سطح منطقه ای، که با پشتیبانی و بکارگیری ترکیبی از عوامل قدرت ملی ایران وقوع یافت، میتواند در مدارج توسعه یافته تر، در سایر محیط های بحرانی، مدیریت "وضعیت " را عهده دار شود.

علی رضا اکبری

فرايند عقب نشيني عربستان (و ائتلاف نيم بند ان) از عمليات مداوم و پرحجم هوائي عليه يمن، اصولا نمیتواند تابع «تنها يك فاكتور»باشد.  طبعا مجموعه اي از عوامل گوناگون در این موضوع دخیل بوده اند که می توان به مهمترین آنها از قرار ذیل اشاره کرد.

- عوامل محیط داخلي( سياسي و نظامي و أمنيتي )عربستان و يمن، - اراده ديگر واحد ها و كشور هاي موثر بر ان دو کشور.

- شرایط و ملاحظات حاکم بر "عرصه نبرد" ، و عوامل و عناصر منطقه اي، و همچنين قدرتهاي صاحب «نفوذ و منفعت و اثر» بر مجموعه محیط های پیش گفته،( أعم از ايالات متحده و روسيه و اتحاديه اروپا) همه ، به نحوي در ختم عمليات پرحجم بمباران هوائي عربستان و همراهان ان، موثر بوده اند.

اما، انچه به جمهوری اسلامی ایران مربوط مي شود، بنظر مي رسد، از سطوح و لايه ها و ابعاد متنوع، اما هماهنگ و سازمان يافته، جهت اعمال اراده خود،( بازداشتن عربستان از تداوم كشتار مردم و تخريب گسترده زیرساختهای یمن ) بر عرصه جنگ یکجانبه و بی ارزش، برخوردار بوده است. جنگی كه در حقيقت از نظر نظامي، عمدتا ، تلاش جهت شکست مبارزان یمنی،از طريق كشتار مردم و فشار عمومي عليه نيروي در صحنه، معنا مي يابد، و حقيقتا ارزش نظامي ندارد.

عمده ترین محورهای سطوح چندگانه " فرایند اقدام ملی ایران در مدیریت بحران یمن" را می توان این گونه برشمرد: خطوط پر معنا و موثر، اما كم نماي ديپلماتيك دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در محورهاي همسايگان نافذ و موثر، ( عمان، پاكستان، عراق و..) واتحاديه اروپايي و مسكو  بطور غير مستقيم، ايالات متحده، همچنين، بهره گيري از عوامل قدرت منطقه اي خود (contra power) و ارسال نشانه هاي بارز از سوي انها ( از جمله تحركات و اعلام مواضع از سوي نظير حزب الله و ..)،

استفاده هوشمندانه و بجا و بموقع از "ديپلماسي دفاعي" ، توام با دمارش و مانور "زور نظامي" و تا حدودي تهديد به بكارگيري انها( نظير سفر و مواضع جناب شمخاني، مواضع سردار دهقان، خط سير ناوگان نداجا، اعلام مواضع صريح فرمانده نزاجا، و اظهارات بي پرده و موثر جناب رئيس جمهور در سفر استاني اخير و تأكيد ايشان بر تعادل منطقه اي و..،)

در عين حال، بازي دقيق و البته پر هزينه پرهيز از "تلافي هم وزن" در عرصه نبرد و كنترل صحنه رزم، جهت مهار و جلوگيري از "تصاعد بحران" ، (كما اينكه، بسيار انتظار ميرفت كه نيروهاي انقلابي و معارض يمني از توان موشكي كه در اختيار دارند، عليه تأسيسات مهم نفتي يا بعض شهرهاي عربستان استفاده كنند، كه از اين امر پرهيز شد)

بنظر مي رسد، مجموعه اي از عوامل فوق ، همراه با اثرات رواني ناشي از كشتار كور و گسترده مردم يمن توسط نیروی هوایی ائتلاف سعودي، در أفكار عمومي جهان و دنياي عرب، در موفقیت روند مدیریت بحران توسط  جمهوری اسلامی ایران دخیل بوده است. این روند بويژه در روزهای اخیر، با شدت بخشيدن به خطوط موثر ديپلماتيك در چهار سطح فوق الذكر، توام با ارسال نشانه های جدی تر از "امکان کنترل پرشدت تر صحنه نبرد" نهايتا منجر به تحميل اراده "ختم عمليات" , بر عزم "تداوم كشتار" شد. در واقع، فرایند چندلایه مذکور، نوعی پیروزی و تحمیل اراده خودی ، بر عزم دشمن، بدون اقدام به جنگ، نام دارد.

البته، مرحله مهمتر، مديريت و كنترل محيط سياسي-أمنيتي، و بخصوص صحنه نبرد، تا حصول به يك وضعيت با ثبات مي باشد، چرا كه از بارزترين خصوصيت شرايط حاضر( ختم عمليات گسترده) ، ناپايداري و بي ثباتي ان است.

لذا، همان عواملي كه در تغيير شرايط ، از "جنگ "به "اتش بس" ، موثر بودند، بايستي سريعا بدنبال ايجاد شرايط "ترك مخاصمه" باشند، و طبعا، در وضعيت "ترك مخاصمه" ، مجال مناسبتري براي ديپلماسي ، در جهت ايجاد مصالحه و يا دست كم، توافق مرضي الطرفين، فراهم خواهد شد.

نکته حایز اهمیت دیگر اینکه، مدل رفتاری اخیر جمهوری اسلامی ایران در کنترل این مرحله از یک بحران سطح منطقه ای، که با پشتیبانی و بکارگیری ترکیبی از عوامل قدرت ملی ایران وقوع یافت، میتواند در مدارج توسعه یافته تر، در سایر محیط های بحرانی، مدیریت "وضعیت " را عهده دار شود.

4949

کد N800012