گزارش/

ماجراجویی آل‌سعود در یمن؛ نتایج و پیامدها

سیاسی

تحلیلگران معتقدند که عربستان سعودی پس از متحمل شدن شکست‌های مفتضحانه در عراق، سوریه و بحرین به صورت کاملا عجولانه دست به اتخاذ گزینه نظامی علیه یمن زده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، توفان ائتلاف سعودی علیه یمن پس از ۲۷ روز حملات همه جانبه به مردم بی دفاع این کشور سرانجام کمی فروکش کرد. فروکش کردن این توفان نظامی با یک توفان تبلیغاتی توسط مقامات سعودی همراه شد. مقامات سعودی مدعی شدند که تجاوز نظامی آشکارشان به یمن موجب شد تا تمامی تهدیدات علیه آل سعود و همسایگان آن را در نطفه خفه شود. آنها برای توجیه حملات وحشیانه خود حتی مدعی شدند که سلاح های استراتژیک انصارالله را نابود کرده اند. آل سعود از این هم فراتر رفته و ادعا می کند که تجاوز آن به یمن در راستای حمایت از مردم این کشور و برقراری صلح و آرامش در آن صورت گرفته است.

پس از پایان هر جنگی که رخ می دهد، طرف های درگیر به ارزیابی نتایج آن می پردازند که البته در مورد یمن باید گفت تنها طرف درگیر عربستان و متحدان آن بودند نه انصارالله و مردم یمن. علت این ارزیابی هم پی بردن به نتایج و پیامدهای آن جنگ است.

هنگامی که به بررسی شعارهای عربستان سعودی در زمان آغاز عملیات «توفان کوبنده» علیه یمن از جمله «حمایت از مردم» این کشور می پردازیم با تناقض گویی های بسیاری مواجه می شویم. چطور ممکن است رژیمی طی ۲۷ روز به صورت دائم مردم بی دفاع یک کشور را هدف قرار داده و هزاران نفر از جمله ده ها زن و کودک را به خاک و خون بکشد و در نهایت با کمال وقاحت ادعا کند که برای یاری رساندن به آن کشور دست به چنین اقدام ظالمانه و وحشیانه ای زده است؟ آیا بمباران کردن زیرساخت های یمن از مناطق مسکونی، مساجد، بیمارستان ها گرفته تا کارگاه ها و کارخانه ها و خطوط آب و برق و گاز کمک به ملت یمن است؟ شاید مقصود مقامات ریاض از این شعار «خنده و گریه آور» این بوده است که تنها درد فقر مردم یمن، کشتار آنان است.

با وجود نتایج منفی تجاوز آشکار عربستان سعودی به یمن، اما این تجاوز خالی از تجربه های مفید نیز نبود. مقامات عربستان سعودی از تجاوز خود به یمن و عدم همکاری برخی کشورهای مهم با آنها از جمله پاکستان این درس را گرفتند که باید روابط خود با دیگر کشورها را اصلاح کنند؛ روابطی که بر اساس احترام غیر متقابل و متوازن بنا شده است. اکنون این سؤال پیش می آید که آیا سعودی ها سر عقل آمده و آماده اصلاح روابط خود با دیگران بر مبنای احترام متقابل هستند؟

همچنین از مهم ترین تجربه های دیگری که در پی این تجاوز نظامی برای مقامات جدید ریاض به دست آمد، عدم وفاداری کامل آمریکا به آن بود. اکنون هیچ کس نمی تواند این واقعیت را انکار کند که واشنگتن، ریاض را در گرداب یمن گرفتار کرد، به همین دلیل ریاض انتظار داشت ایالات متحده آمریکا تمام قد از آن حمایت کند، اما با این وجود از اظهارات باراک اوباما که در گفتگو با روزنامه «توماس فریدمن» مطرح شد، غافلگیر شد. اوباما در گفتگو با این روزنامه خطاب به کشورهای حوزه خلیج فارس و در رأس آنها عربستان سعودی گفت: «آمریکا خود را ملزم به حمایت از همپیمانانش در مقابل هرگونه تجاوز خارجی می داند اما تمامی شرکا و هم پیمانان ما نیز باید در ابتدا اوضاع داخلی کشور خود را سامان بخشیده و سیاستهایشان را اصلاح کنند». بنابراین سلمان بن عبدالعزیز و هم پیمانان آن باید درک کنند که جهان «تک قطبی» دیگر معنایی ندارد و عربستان سعودی باید سیاست خارجی و داخلی خود را با توجه به منافع خود و نه منافع آمریکا بازسازی کند.

عربستان سعودی هنگامی که تصمیم به نابودی انصارالله در یمن گرفت در محاسبات خود دچار خطا و اشتباه شد. مقامات ریاض به تجربه حملات رژیم صهیونیستی به لبنان و غزه و قدرتمندتر شدن محور مقاومت پس از این حملات هیچ توجهی نکردند. از سوی دیگر عربستان سعودی همچنین بسیاری از دوست داران و هم پیمانان خود در داخل یمن را نیز از دست داد؛ هم پیمانانی که تا قبل از تجاوز به یمن در کنار ریاض ایستاده بودند.

محاسبات عربستان سعودی تحت هیچ شرایطی دقیق نبود و به نظر می رسد بسیار عجولانه اتخاذ شده بود. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که مقامات ریاض به دلیل شکست های مفتضحانه در سوریه، عراق و بحرین دست به چنین اقدام عجولانه و حساب نشده ای در یمن زده اند؛ اقدامی که موجب شد تا نفوذ آنها در سطوح مختلف در منطقه بیش از پیش کاهش پیدا کند. شکست های پیشین عربستان سعودی در منطقه با شکست مفتضحانه آن در یمن کامل شد و تمام آرزوهای ملک سلمان بن عبدالعزیز را بر باد داد. اکنون هیچ یک از رسانه های تبلیغاتی وابسته به آل سعود و ملک سلمان بن عبدالعزیز نمی توانند اولین جنگ پادشاه جدید خود را جنگی با اهداف ملی گرایانه و عزتمندانه معرفی کنند.

از سوی دیگر باید به این نکته توجه داشت که هر دولتی که در یمن بر سر کار آید بدون شک از عربستان سعودی و هم پیمانان آن متنفر خواهد بود. جنایت های عربستان سعودی تا سال های سال در ذهن مردمی خواهد ماند که زنان و کودکان خود را از دست دادند. عربستان سعودی در جنگ نابرابری که علیه یمن به راه انداخت توسط مصر، ترکیه و پاکستان تنها رها شد و این می تواند یکی از عوامل مهم تن دادن آنها به کاهش حجم حملات به یمن باشد. با این حال باید منتظر ماند و دید در حقیقت چه مؤلفه هایی موجب شد تا آل سعود تصمیم به کاهش حجم حملات گسترده و وحشیانه خود به یمن بگیرد و آیا مقامات ریاض در نهایت عملیات «توفان کوبنده» را به طور کامل متوقف می کنند یا خیر؟