استاد روابط بین الملل دانشگاههای تونس:

طوفان قاطع گردابی است که آل سعود در آن گرفتار می شود

سیاسی

یک استاد یمنی در تحلیلی با پرداختن به جنگ یمن، این رویداد را دامی دانست که از سوی آمریکا برای عربستان پهن شده و هدف نهایی آن تجزیه سرزمین سعودی هاست.

تذکر مترجم : علیرغم اشکالات ماهوی بسیاری از مطالب مندرج در مقاله پیش رو وعدم قبول آن از ناحیه اینجانب ،ولی صرفا از این جهت که نگارنده آن با تشخیصی کاملا درست حمله به یمن را در راستای تامین مصالح آمریکا واسرائیل وصادرکنندگان سلاح از طریق هم پیمانان خود می داند، ترجمه مقاله دکتر خیام الزعبی استاد روابط بین الملل دانشگاههای تونس در مقاله منتشره در روزنامه المغرب تونس در مورخ 28/1/93 با عنوان(چگونه سعودی در گرداب آمریکایی گرفتار شد؟) را برای خواننده گرامی خالی از فایده ندانستم.

به گزارش خبرگزاری مهر، دکتر «خیام الزعبی» در این تحلیلکه در زونامه المغرب منتشر شده می نویسد: تردیدی نیست آنچه در منطقه می گذرد در درجه اول تامین کننده مصالح آمریکا واسرائیل است که از رهگذر تغییرات جدید و بین المللی کردن بحرانهای داخلی کشورهای عربی بدست می آید.آمریکا با تمسک به خیال گذشته خود، امروز منطقه خلیج فارس را به کانون جنگی تبدیل کرده است که کشورهای منطقه به نمایندگی از او می جنگند ومنطقه خاورمیانه را به آتشی که خواهانش نیستیم کشانده اند.

در مقابل ،تجارت اسلحه آمریکایی که کسادی آن را تا مدتی پیش شاهد بودیم دوباره بازار خود را پیدا کرده است ،بگونه ایکه آمریکا سلاح خود را همزمان به حوثی ها وخلیج فارس نشینان می فروشد واینگونه است که عرب ها به نیابت از آمریکا با یمن می جنگند.

وتاسف بار اینکه ما مردم خاورمیانه از گذشته عبرت نمی گیریم  وحوادث عراق را پیش روی خود قرار نداده ایم واین همان چیزی است که در سوریه ویمن که اینک شاهد جنگهای داخلی هستند روی می دهد واستفاده کننده اول وآخر این تنشها آمریکا وهمپیمانان او هستند.

امروزه آمریکا نقش تروریست در منطقه را بازی می کند که از زمان شکل گیری انقلابهای بهار عربی از سال 2011 رو به افزایش است،تا جائیکه شاهد کمکهای ااین کشور به گروههای تروریستی همچون القاعده وداعش در بسیاری از کشورهای عربی نظیر سوریه وعراق ویمن بوده ایم واز اینجا بود که واشنگتن عزم خود را برای هجوم وجنگ جدید جزم کرد واین بار یمن را نشانه گرفت.

آمریکا این حمله کینه توزانه را بدون رعایت هرگونه معیارهای بازدارنده آغاز کرد تا آنجا که باراک اوباما  به عربستان سعودی وکالت تام در حمله به یمن داد  وبر این اساس کارشناسان اطلاعاتی آمریکا انواع اطلاعات وتصاویر مناطق استراتژیک را از طریق تصاویر هوایی در اختیار سعودی قرار می دهند تا اهداف را با دقت هرچه بالاتر نشانه رود واین در حالی است که کشتی های جنگی آمریکا نیز اهدافی را در داخل یمن مورد هجوم نظامی قرار دادند وهواپیماهای اسرائیلی نیز در این جنگ حضور داشته ومناطق مسکونی و بیمارستانها ومدارس و اماکن عمومی را بمباران می کنند .

در این راستا تردیدی نیست  حمایت آمریکا از سعودی هدفمند است که از جمله آنها حمایت از مرزهای سعودی و اظهار تعهد آمریکا بعنوان هم پیمان سعودی و ضربه زدن به پایگاههای القاعده در یمن  وایجاد چتر حمایتی برای شهروندان یمنی وانتقال مسالمت آمیز سیاسی برای تضمین دوام حکومت سابق یمن است. 

علاوه بر آن کاهش دلهره ونگرانی اعضای مجلس همکاریهای خلیج فارس از توافقنامه هسته ای غرب با ایران از جمله برنامه ریزیهای آمریکا در اقدامات اخیر خود بوده است.
نویسنده ای مطلب در ادامه ی نویسد: یقین دارم که دخالت امریکا در امور داخلی یمن توسط هم پیمانان عرب خود، اتفاقی نبوده است بلکه پس از سیطره انقلابیون بر تنگه باب المندب وشکست اقتدار امریکا وقطع مسیر بر مصالح سعودی- که از طریق باب المندب که راه اصلی ورود نفت به جهان است ،از یمن سود جویی می کرد- این حقیقت ما را به همان نتیجه ای می رساند که در ابتدا به آن اشاره کردم وآن عبارت از تامین مصالح آمریکا و هم پیمانانش در منطقه است.

خلاصه سخن آنکه جنگ علیه یمن جز به تامین مصالح اسرائیل و صادر کنندگان سلاح کمک نمی کند ونتیجه وحشتناک آن در صورت طولانی شدن جنگ هردو کشور سعودی ویمن را شامل خواهد شد. وبه همین دلیل بود که پاکستان وبعضی از کشورهای حوزه خلیج فارس همچون عمان پا پیش کشیدند وعقب رفتند  زیرا که نمی خواهند در جنگی که شکست آن قطعی است به نیابت از عربستان به کشوری دوست حمله کنند.

مصر نیز تهدیدات زیادی را در کنفرانس سران از سوی قطر دریافت کرد که از جمله تهدیدات حمایت مجدد قطر از اخوان المسلمین بود همچنانکه اتحادیه اروپا نیز جنگ با یمن را نپذیرفت واعلام کرد: جنگ راه حل مناسبی نیست وچین وروسیه وبسیاری دیگر از کشورهای توسعه یافته نیز با این رویکرد همصدا شدند.  

اما دولتهای ترکیه وقطر بطور مستقیم در جنگ علیه سوریه ویمن مشارکت کرده اند.

آنچه که دانستن آن مهم است این است که چراغ سبز آمریکا برای حمله به یمن در واقع دامی است که برای تجزیه سعودی پهن شده است واین زمانی رخ خواهد داد که سعودی دراین جنگ فرسایشی تضعیف گردد.

این چراغ سبز درست شبیه همان چراغ سبزی است که آمریکا به صدام برای حمله به کویت نشان داد  ومعروف است که عربستان طبق نقشه آمریکایی باید دچار تغییرات ساختاری در چارچوب پروژه اخوانی امریکایی ترکی قطری مصری در عهد مرسی می شد که این پروژه به دلیل سقوط اخوان در مصر وصعود سیسی با حمایت سعودی -که بخوبی به این توطئه پی برده بود-به نتیجه نرسید .

قابل ذکر است که تقسیم سعودی بر اساس اسنادی افشا شده، برنامه ای جدید نیست بلکه از دهه نود قرن گذشته بنا بر این بود که با توسعه مرزهای جغرافیایی یمن در سرزمین عربستان وتقسیم آن به بیش از یک دولت ،خاورمیانه بزرگ شکل گیرد.

در چنین حالتی باید سعودی متوجه اشتباه استراتژیک خود می شد تا با دست خود، خود را در جنگی بیهوده در یمن گرفتار نسازد  زیرا که در چنین حالتی توانایی اداره آینده را نخواهد داشت واین امر زمانی جدی تر خواهد شد که انصارالله به پیش روی خود ادامه دهد ودر این حالت است که سعودی سربازان خود را در مرزهای جنوبیش از دست خواهد داد واگر برگه درگیریهای طائفه ای در داخل سعودی رو شود دیگر هرگز نخواهد توانست این جنگ را مدیریت نماید ودر نتیجه نقش او در تاثیر گذاری در منطقه ای دچار چالشی جدی خواهد شد.

این عملیات طوفان قاطع به رهبری سعودی که نتیجه ای معکوس علیه خود سعودی خواهد داشت  ودود آن در چشم هم پیماننش نیز خواهد رفت می بایست علیه اسرائیل شکل می گرفت وفلسطین اشغالی وبعضی از اراضی اشغال شده کشورهای عربی را آزاد می ساخت.

در پایان باید بگویم که آمریکا وهم پیمانانش در طول سالهای گذشته نقشی پنهان در منطقه کشورهای بهار عربی بدون حضور مستقیم داشته اند وکشورهای خود را از دخالت مستقیم در این میادین بازداشته اند واین تصمیم نه بخاطر خاطر خواهی سران عرب است که به دلیل ضربه زدن به ملتهای عربی برای صلح با اسرائیل می باشد وشکی نیست که دخالت نظامی آمریکا یا غرب در یمن نتیجه ای جز ایجاد بحران واز هم پاشیدگی اوضاع نخواهد داشت همانطور که در بقیه مناطق شاهد این تشنج هستیم.

سیاست چماق وهویج آمریکایی در یمن نتیجه ای معکوس داد وموجب همبستگی ملت یمن شد ویمنی ها باحفظ اقتدارو وحدت  ملی خود، علیه آمریکا وهم پیماننش یکپارچه شدند تا جائیکه ثابت کردند هرگز آمریکا نخواهد توانست وحدت آنان را از بین ببرد  وخلاصه سخن آنکه طوفان قاطع، گردابی بود که سعودی در آن گرفتار آمد وحمایت آمریکا از این جنگ برنامه ای برای همواره کردن جاده سقوط سعودی است.

ترجمه:صادق رمضانی گل افزانی 

وبگردی