۰

سبحانی نیا:روحانی به لاریجانی نزدیک است/کمترین هزینه انتخاباتی در یک شهرستان کوچک60 میلیون تومان است

  • ۴بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
انتخابات مجلس دهم,انتخابات مجلس

یک عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در مجلس شورای اسلامی حسن روحانی را فردی اصولگرا خواند و گفت: شخصیت ایشان به کسانی چون آقای لاریجانی بسیار نزیک می باشد.

سوگل نورمحمد: با نزدیک شدن به انتخابات  دور دهم مجلس شورای اسلامی، اصلاح طلبان و اصولگرایان به دنبال رسیدن به یک وحدت جامع و لیست واحد هستند. از سوی دیگر بحث دیگری که این روزها مطرح است، مساله منابع مالی نامزدهای انتخابات مجلس است. حجت الاسلام حسین سبحانی نیا، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی و نماینده مردم نیشابور در مجلس با حضور در کافه خبر  به سوالات ما در این زمینه پاسخ داد. وی از ساز و کار و نحوه فعالیت اصولگرایان و اصلاح طلبان قبل از انتخابات مجلس  برای رسیدن به وحدت سخن گفت. سبحانی نیا با ابراز امیدواری نسبت به همگرایی اصولگرایان با پایداری‌ها در انتخابات آینده مجلس ، می‌گوید در غیر این صورت، احتمال ایجاد دودستگی و کاهش آرای اصولگرایان در مجلس آینده باشد، وجود خواهد داشت.او همچنین می گوید که کمترین میزان هزینه یک نامزد انتخاباتی در یک شهرستان کوچک  رقمی در حدود50 تا 60 میلیون تومان است. 
مشروح گفت و گوی حسین سبحانی نیا در ادامه می آید:

 به نظر شما فضای انتخابات آینده مجلس به چه شکلی خواهد بود؟

موضوع انتخابات مجلس سال جاری، از داغ و جدی ترین بحث های روز به شمار می آید و با توجه به شرایط جدید کشور و اولین انتخابات در دولت یازدهم، حتما گروه های سیاسی داخلی کشور توجه  ویژه ای به این موضوع دارند. جریان اصولگرا فعال خواهد بود و هست ولی جریان اصلاحات هم با فضای جدیدی که به وجود آمده در دولت آقای روحانی، تلاش می کنند که خودشان را تجدید حیات کنند و ضعف هایشان را برطرف کنندو با یک شرایط جدیدی وارد عرصه انتخابات شوند. به طبع توقعات و انتظاراتی هم در فضای جدید دارند، لذا یک رقابت سنگینی پیش روست. اگر ما دو جریان کلی را در نظر بگیریم ، یعنی جریان اصولگرا و اصلاح طلب، باید گفت جدای از این ها هم مجموعه هایی هستند که فعالیت می کنند. گرچه رویکردهایشان نزدیک می باشد، ولی آنها هم می توانند در گرم کردن فضای سیاسی و انتخاباتی نقش داشته باشند و لذا من فضا را فضای رقابتی و بسیار سنگینی ارزیابی می کنم. از یک طرف اصولگراها نمی خواهند شرایطی که در اختیارشان هست را از دست بدهند و تلاش می کنند.  از طرف دیگر جریان اصلاح طلب که می خواهد با ورود جدید  و نوسازی در بدنه خودش درعرصه انتخابات فعال شود.  منتها همه این توفیقات بستگی به عواملی دارد. باید توضیح داد که درصد توفیقات جریان اصولگرا و اصلاح طلب به چه چیز ها و اموری مربوط می شود. جریان اصولگرایی درصد توفیقاتش به  همگرایی و وحدتی است که باید در درون خودش ایجاد کند و باید از تشتت و پراکندگی پرهیز کند .اگر به چنین توفیقی دست پیدا کند شانس بیشتری برای موفقیت در انتخابات به خصوص در شهرستان ها دارد. مجموعا احساس می شود که در افکار عمومی جایگاه مناسبی دارد، همچنین علی رغم این که نقد هایی هم که ممکن است بر آن وارد باشد، جایگاه خوبی دارد. در این ارتباط همگرایی و وحدت هم در حال حاضر تلاش هایی صورت گرفته است و نشست هایی با جامعه روحانیت وجامعه مدرسین و احزاب اصولگرای داخل خود مجموعه  برگزار می شود و اظهاراتی که از این جلسات منعکس شده ،بسیار امیدوارکننده می باشد.اگر این موارد عملی شوند برای رسیدن به تفاهم و دست یافتن به یک لیست واحد شانس بیشتری خواهند داشت.

شما گفتید که اصولگرایان نیازمند وحدت می باشند و همچنین به نقش جامعیتن هم اشاره کردید. فکر نمی کنید یک مقدار محور جامعتین در دو تا سه انتخابات اخیر زیر سوال رفته است، همچنین  یک جدایی هم در جبهه پایداری ایجاد شده است؟ در صورتی که همواره مرحوم مهدوی کنی و عسگر اولادی مدام ندای وحدت سرمی دادند ولی در نهایت می دیدیم که در انتخابات ریاست جمهوری به آن وحدت مورد نظر نرسیدند.

شاید این موارد عدم رسیدن به وحدت و تفاهم برای اصولگرایان تجربه شده باشد که بتوانند به لیست واحدی برسند. البته این امر سهل ممتنع می باشد.اصولگرایان سعی می کنند با توجه به تجربه های تلخ گذشته به سمت وحدت بروند.ناصولگرایان سعی بر این دارند که از واگرایی و اختلافات درونی دوری کنند . در حقیقت مصلحت جمعی شان در همین همگرایی و همدلی و دادن لیست واحد است. از این رو این تجربه ها نکته مثبتی است برای اینکه آنچه در گذشته اتفاق افتاده را تکرار نکنند. لذا این ها با هر خط مشیی که دارند، نشست هایی را برگزار کردند و تا به الان هم، مجموع گروه های زیادی  به این همدلی و توافق و لیست واحد اظهار علاقه مندی کرده اند . اما در جریان اصلاحات هم، به هر صورت آنها همین اختلافات را در درون خودشان دارند. آنها هم باید تلاش کنند تا بتوانند به یک نقطه مثبتی برسند. شرط توفیق آنها هم در این امر چند مسئله می باشد. یکی این که  اختلافاتی که بین خودشان وجود دارد را از میان بردارند ،شرط دوم اینکه افراطیونی که جایگاه مثبتی در افکار عمومی ندارند و در جریانات فتنه 88 حضور داشتند و برای مردم شناخته شده اند آنها را از مجموعه کنار بگذارند.اصلاح طلبان باید روی شعار های محوری انقلابی و کلیات انقلاب هیچ اختلاف نظری نداشته باشند و بر آن تاکید بورزند. اگر اصلاح طلبان بتوانند به جمع بندی و وحدت برسند با توجه به فضای جدید و دولت جدید موفق شوند و به پیروزی برسد. از جمله  عوامل دیگری که می تواند در این قضیه چه برای اصولگرایان و چه برای اصلاح طلبان کمک باشد،این است که در مسائل بین المللی و سیاسی  دنبال راه دولت باشند. این می تواند در فضای سیاسی انتخابات و جناح بندی های سیاسی  تاثیر گذار باشد و می تواند به جریان های اصلاح طلب کمک کند . اگر چنین امری نباشد عکس این قضیه پیش می آید و جریان اصولگرا می تواند در این قضیه مانور بدهد و موفق تر عمل کند. اینکه دولت تدبیر و امید آنطوری که مطالبه مردم بوده در مسائل اقتصادی معیشتی و اشتغال و تولید و کارهای زیر بنایی عمل کند. دولت باید  در این عرصه حرفی را برای گفتن داشته باشد. البته تا به الان کارهای خوبی هم انجام شده است و مردم می توانند به راحتی این تغییرات را در زندگی خودشان لمس کنند. دولت باید در این عرصه کارهایی را داشته باشد یا یک قدم بزرگی که بتواند در خیلی از مسائل تاثیر گذار باشد، مانندهمین توافقات هسته ای با حفظ اصول نه خارج از چهارچوب. این ها مسائلی هست که در دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب در آینده می توانند در این فضا تاثیرگذارعمل کنند. باید ببینیم که در نهایت چه پیش می آید. البته مجموعه و گروه های دیگری با نام های دیگر  می خواهند مطرح شوند ،ولی آنها تا خودشان را به مردم معرفی کنند و در ذهن مردم جایگاهی پیدا کنند، فکر نمی کنم تاثیر آنچنانی در انتخابات داشته باشند و باز هم مسئله  روی همین دو جریان کلی می باشد .

با وجود نقاط مشترکی که در بین اصولگرایان وجود دارد، همواره سعی می شود که ساز و کاری برای رسیدن به وحدت چیده می شود اما در نهایت هیچ کدام به نتیجه نمی رسد می خواهم بدانم آیا در این دوره هم قرار است چنین اتفاقی رخ دهد و مثلا سازوکاری مانند 7+8 شکل بگیرد؟

هنوز این موضوع خیلی روشن نشده است و تاجایی که بنده در جریان هستم فعلا تلاش می شود که با سردمداران این مجموعه ها و شوراهای مرکزی این تشکلات های سیاسی نشست هایی برگزار شود.  باید اصل این حرکت به عنوان یک ضرورت و راه برد جریان اصولگرا تثبیت شود و می دانند باید به تفاهم برسند. اما روش اجرایی این موضوع چه باشد، آن را باید به طور دقیق برسی کنند. در همین مرحله هم در حال حاظر بحث هایی وجود دارد، که خیلی روی سهم خواهی و اینکه هر مجموعه ای چه نقشی دارد دنبال نشود و تنها روی منشوری که مورد قبول جامعتین باشد عمل کنند و از روی آن منشور بتوانند به یک جمع بندی برسند.اما اینکه از چه جریان، کی باشد و چند نفر حضور داشته باشند،را نمی دانم.

چه تمهیداتی برای تعامل با جبهه پایداری و مجموعه ای که زیر چتر آیت الله مصباح هستند اندیشیده شده است؟

در این وضعیت احساس می شود دوستان پایداری هم به یک چنین درک مشترکی رسیدند که یا باید به تفاهم کلی بپیوندند و کمک بکنند و یا ممکن است شانس حضورشان در عرصه سیاسی کم خواهد باشد. از این جهت آنها هم درک مشترکی را نسبت به موضوع پیش رو دارند، که شرط توفیق جریان اصولگرایی یک همگرایی ، همدلی و نهایتا لیست واحد در موضوعات مختلف خواهد بود .

بعد از آقایان مرحوم عسگر اولادی و مهدوی کنی جایگزین مناسبی برای این چهره ها پیدا شدند یا خیر؟

هر کسی ویژگی های خاص خودش را دارد، آیت الله مهدوی کنی با سابقه انقلابی شان و با حضور پررنگ در عرصه های محتلف سیاسی ،اجتماعی،فرهنگی یک جایگاه ویژه ای و خاصی را در کشور داشت و در آن تردیدی نیست. حالا هرکس هم از این شخصیت های قدیمی انقلابی که از دست می روند  جایگاه خودشان را دارند و نمی توان مانند آنها را پیدا کرد. در زمان انقلاب شعار میدادیم که "دشمن در چه فکریه ایران پر از بهشتیه" ولی خوب واقعیت، بهشتی خودش بود و شخصیت و تاثیرگذاریش به خاطر وجود خودش بود. درست است که دیگران راه شهید بهشتی را درک کردند و رفتند ولی خود بهشتی نشدند و به معنای جایگزین این شخصیت تاثیرگذار و نقش وی را نتوانستند داشته باشند. آیت الله مهدوی کنی و شهید مطهری هم همینطور. این شخصیت ها شخصیت هایی هستند که در هر صورت دوران های سختی را سپری کردند و عبور کردند، تا بین مجموعه گسترده ای به این درجات رسیدند. باید بگویم که زمان زیادی می خواهد تا جایگزین هایی با این ابعاد پرورش پیدا کند. ولی خوب به طبع  راه این ها پیش روی افرادی که قرار گرفته و قرار می گیرد. راه ادامه پیدا می کند و اینجور نیست که راهشان متوقف شود. ولی به طبع هزینه ها بیشتر می شود تا جایگزین ها بتوانند جای آن بزرگان را پر کنند. در حال حاضر آیت الله موحدی کرمانی  در سمت دبیر کلی جامعیت روحانیت مبارز قرار گرفته اند. یکی از بزرگانی که همزمان با این ها در فعالیت های انقلابی حضور داشته اند و امروز هم وظیفه سنگینی بر عهده گرفته اند. ایشان هم اعتبار و احترامی دارند. در کشور و در جامعه روحانیت در حد خودشان اعتبار دارند. نگاهی که در گذشته کاری ایشان داریم، همیشه شخصیت معتدلی یودند و در چهارچوب نگاه ولایت در زمان امام و امروز حرکت کردند. احترام ویژه ای در مجامع روحانیت برای ایشان قائل هستند. منتها ایشان آیت الله کرمانی هستند و آِت الله مهدوی کنی نیستند. اینکه امیدواریم ان شالله با همان نگاه اعتدالی و پدرانه ای که جامعه روحانیت ما باید داشته باشند در جهت تقویت پایگاه ولایت از این نهاد تاریخی و ارزشمند نهاد جامعه روحانیت و مدرسین این رسالت بزرگ و تاریخی خود را انجام بدهند و با نگاه پدرانه بتوانند مجموعه گروه های اصول گرا را در این محور جمع بکنند و با منشوری که قبلا گفته شد،  بتوانند خط مشی خوبی برای این مجوعه ها در انتخابات آینده داشته باشند.

در مورد جایگزین مرحوم عسگر اولادی نگفتید آیا جبهه پبروان با جایگزینی آقای باهنر می تواند نقش وحدت آفرینی را داشته باشد ؟

باید بگوییم که مرحوم آقای عسگر اولادی هم ایشان هم یک شخصیت وزین و ذوب در حرکت های امام و رهبری بودند. تا بودند با همان نگاهی که از قبل داشتند، سعی کردند که این مجموعه را در همان مسیر به نحو خوبی هدایت کنند. بعد از ایشان آقای مهندس باهنر این مسولیت را بر عهده گرفتند. از یک طرف به عنوان کسی که  جوان تر از آقای عسگر اولادی هستند و دارای تجارب زیادی در کارهای سیاسی و اجرایی دارد و به عنوان یکی از پارلمانتاریست های با سواد هستند. در عین حال  آقای باهنر در بین قشر جوان جایگاه ویژه ای دارد و از نظر فکری و ایده نزدیک به جوانان است. ولی این ویژگی های خاص و روحانی که آیت الله مهدوی کنی و عسگر اولادی دارند را ندارند. احتیاج به زمان دارد که به این مرحله برسند و بتوانند روش و منش آنها را خطی مشی کارها و امور خود قرار بدهند .

احساس نمی کنید آقای باهنر و در کل جبهه پیروان مقداری با رهروان ولایت زاویه پیدا کرده است؟

خیر،به عقیده بنده اصلا چنین مسئله ای نیست. آقای مهندس باهنر در جلسات رهروان ولایت حضور دارند و می آیند و شرکت می کنند. خوب آنجا یک مجموعه ای از نمایندگان مجلس هستند و جایگاهی که باز ایشان دارند مجموعه ای از تشکل های سیاسی می باشد که تقریبا فضاها و شرایط حاکم بر اینها فرق می کند. در این جایگاه با عینک تشکل های سیاسی  و جبهه پیروان نگاه می کنند و آنجا که هستند ایشان به عنوان نماینده مجلس و ساختاری که رهروان ولایت دارند در آن نگاه هستند.  من این را به معنای فاصله و اختلاف نمی بینم. کلیت حرکت های جریان اصولگرا همواره در نظر من بوده. رهروان ولایت هم این نگاه را نسبت به مجموعه اصولگرا و ضرورت همگرایی در بین این ها قبول دارد.

اگر حزب رهروان شکل بگیرد ،شما عضو این حزب خواهید شد؟

ما در حال حاضر هم در فراکسیون رهروان ولایت حضور داریم و بنده از همان ابتدا نائب رئیس آنجا بودم وهمواره در جریان تشکیل این حزب هستم. منتها این که حزب در این مرحله انتخابات عملی شود معلوم نیست. هنوز مشخص نیست که حزب خواهد بود یا جبهه. هنوز بحثمان به طور کلی دنبال می شود تا به یک مرام نامه ای برسیم . اصل رهروان ولایت محفوظ است اما این که حزب باشد یا جبهه باشد در حال بحث و برسی می باشد و هنوز نهایی نشده است. ولی این حرکت در مجموعه دنبال می شود به عنوان یک حرکت اصولگرایی و مقوم دیگر جریان های اصولگرایی در کشور.

آیا "رهروان ولایت" دنبال بحث حزب فراگیر است؟ 

خیر،زیرا ما خیلی هم این قضیه را عملی نمی بینیم. نظام حزبی در داخل کشور ما هنوز خیلی جا نیفتاده است. علی رغم اینکه سی و چند سال از انقلاب می گذرد ولی هنوز آن نظام حربی در کشور پایدار نشده است. شما احزاب مختلف را ملاحظه می کنید بیش از 160  تشکل سیاسی داریم، حزب هایی با دامنه های کوچک و متوسط و گسترده تر. منتها هیچ کدام اینها نمی توانند تاثیر جدی در افکار عمومی مردم داشته باشند و هنوز جایگاهی در بین مردم ندارد. فرض کنید اگر همین حزب ها بیایند یک لیستی بدهند معلوم نیست، چند درصد مورد اقبال عموم قرار بگیرند.  بحث اصولگرایی و اصلاح طلبی دو عنوان کلی می باشد که زیر این چتر مجموعه هایی وجود دارد. اینکه یک حزب به عنوان حزب ایکس می آید و مطرح می شود مردم خیلی نه شناخت از موسسینش دارند و نه شناختی از مرام نامه و اساس نامه آن دارند و نه از برنامه های کاری که چه برنامه ای در زمینه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دارد. یکی از کارهای لازم در کشور ما این است که حزب ها را مقداری دست و بالشان را باز کنیم و آن ها را در چهارجوب قانون اساسی فعال تر بکنیم. به هر صورت نظام حزبی باید پایدار شود و تا این نشود ما آسیب ها را همچنان داریم .نمایندگان به جای اینکه ملی فکر کنند منطقه ای فکر می کنند و فکر و ذکرشان متمرکز همان آب و برق فلان روستا می باشد و نمی توانند برای موضوعات کلی چون "اشتغال" تصمیم بگیرند و راه حل ارائه دهند.

 به نظر شما در انتخابات مجلس آینده سیاست حامیان دولت به چه نحو خواهد بود؟

این ها مسائلی هست که با گذشت زمان و شرایط کلی می تواند در این قضایا تاثیر بگذارد. مسائل داخلی و بین المللی و اینکه دولت چقدر به نزدیکی جریان اصلاح طلب احساس نیاز کند .گاهی هم بر اساس این نیاز هاست که  دولت ناچار به دادن امتیازاتی به حامیان دولت می شود. آن طرف یعنی همان "طرفداران دولت" به خاطر اینکه خودش را در زیر سایه دولت تطهیر و باز سازی کند خود را برای انتخابات مجلس آینده آماده می کند . این امر در جریان اصلاحات هست، ولی خود دولت با نگاه اعتدالی ممکن است حرکت هایی را داشته باشد. حالا بستگی به شرایط آینده دارد که این مجموعه به کدام سمت چراغ راهنما می زند و می تواند نزدیک باشد. فعلا در حد کمی متمایل به اصلاحات حرکت می کند.

فکر می کنید که آقای روحانی به چهره های اصولگرایی نظیر آقای لاریجانی نزدیک تر باشد یا اصلاحطلبانی نظیر عارف؟

 ما با شناختی که از آقای روحانی داریم، ایشان در واقع اصلاح طلب نبوده بلکه در جلساتی در مجموعه طیف ها داشتند و در گذشته و با ارتباط نزدیکی که با رهبری داشتند، همیشه در این چهارچوب حرکت می کردند. بنابراین شخص ایشان یک فرد اعتدالی می باشد. حتی استاد های قدیمی ایشان هم جز اصولگرایان بودند و شخصیتا به اصولگرایانی همچون آقای لاریجانی نزدیک تر می باشند و فکر می کنم برای ایشان راحت تر باشد.

فکر می کنید که از ترکیب مجلس فعلی، چند درصدشان در مجلس آینده حضور خواهند داشت؟

تجربه 9 دوره مجلس، این را نشان داده که ما در هر دوره یک چینشی داریم. یعنی همواره درصدی از مجلس کاهش پیدا می کند. معمولا یک سوم مجلس از نمایندگان موجود هستند و یک سوم مجلس نیروهای ادوار می باشند، که معمولا دوباره در انتخابات شرکت می کنند و باز به مجلس بر می گردند. یک سوم مجلس هم معمولا نیروهای جدیدی هستند، که این نیروها بر اساس عملکرد هایی که در حوزه انتخابیه دارند و یا در بخش های دانشگاهی، فرهنگی و صنعتی فعالیت می کنند، یا در کار های اجرایی هستند، که  به دلیل عملکرد های موفق شان وارد عرصه انتخابات می شوند و در مجلس حضور پیدا می کنند. در کل ترکیب، همیشه سه ضلعی بوده است.  ما اگر یک بررسی از اول مجلس تا به الان داشته باشیم همواره به این صورت بوده است. لذا در مجلس آینده همین شکل پیش می آید یعنی دو سوم مجلس نیروهای جدید هستند و مابقی قدیمی.

در بحث شفاف سازی منابع مالی انتخاباتی ،از نظر شما هزینه های تبلیغات در یک شهر کوچک چگونه تامین می شود و به چه نحو می باشد؟

در گذشته هزینه های تبلیغات انتخاباتی زیاد نبود. ما در دوره هایی که داشتیم ، به عنوان مثال ،در دوره دوم مجلس شورای اسلامی با حدقل ترین هزینه برای کاندید ها تبلیغات می شد، که آن هم از طرف حامییان شان پرداخت می شد و هزینه ها مبالغ خیلی سنگینی نبود . یک پوستری زده می شد و تنها یک هزینه پوستر و چاپ آن بود و بعد هم حضور و سرکشی در روستاها  و صحبت در بین مردم بود. منتها به مرور زمان این هزینه ها بالا رفت. در حال حاضر، متاسفانه مسئله بدی که هر دوره به شدت افزایش پیدا می کند، این است که هر کس پول بیشتری هزینه کند، در دهات ها و روستاها شام و یا ناهار بدهد و کارهای این چنینی کنند، می توانند مقبولیت بیشتر را در بین مردم به دست بیاورند. نقش پول و تبلیغات به شدت افزایش پیدا کرده است. به عقیده من این هزینه ها باید کنترل و حساب شده باشد و این که از کجا آورده و یا از کدام منبع مالی تغذیه می شود برای همه مهم است. من کاندیدا در این زمینه باید دقت لازم را داشته باشم که این هزینه ها را از کجا تهییه کنم. کمترین هزینه ای که یک کاندیدا در یک شهرستان کوچک انجام می دهد حداقل 50 تا 60 میلیون می باشد.

29215

  

 

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.