۰

بیانیه لوزان و راهی بسوی آینده

  • ۲۵بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

با انتشار دستاوردهای لوزان، مذاکرات هسته ای مرحله تازه ای را آغاز کرد. این تفاهم سیاسی دستاورد بزرگی برای طرفداران صلح در جهان بود و خطای طرفداران جنگ را در عدم امکان حل و فصل یک اختلاف سیاسی به خوبی برملا کرد.

بعلاوه طبق تفاهم صورت گرفته، جمهوری اسلامی ایران موفق شد اراده خود را مبنی بر حق برخورداری از انرژی صلح آمیز هسته ای و مهمتر از آن حفظ حق غنی سازی در خاک ایران بدون آنکه تاسیسات هسته ای ایران به تعطیلی کشانده شود، به طرف غربی تحمیل کند. این موفقیت ها هرگز پایان ماجرا نیست و ضمن تحسین این دستاوردها، جزییات قابل توجهی می باید در آینده به بحث گذاشته شود. موافقان و منتقدان باید توجه داشته باشند که بیانیه لوزان یک سند توافق نیست و تنها می تواند چارچوبی باشد بسوی دستیابی به توافق نهایی در سه ماه آینده. این بدان معناست که هیچیک از مفاد ذکر شده در این بیانیه تعهد حقوقی برای طرفین ندارد و طبیعتاً نکات فراوانی وجود دارد که باید طرف ایرانی و طرف غربی در جزییات در سند توافق نهایی و در سایه سنگین احتمال شکست مذاکرات، مورد توجه قرار دهند. بدون تردید نقاط ابهام و امیدوار کننده فراوانی را می توان در این بیانیه یافت. آنچه باید بلحاظ سیاسی مورد توجه قرار بگیرد انتشار Fact Sheet وزارت خارجه آمریکاست که هرچند بنیان مذاکرات در ماه های آتی نیست اما به وضوح با ارائه جزییات بیشتر پیرامون بیانیه مطبوعاتی مشترک، نشان می دهد که ایالات متحده دستور کار متفاوتی با آنچه در کلیات اعلام شده را پیگیری می کند.

این سند هرچند مورد توافق با ایران نباشد، تاثیرات قطعی بر روند آتی مذاکرات خواهد گذاشت و همین دلیل کافی است برای نادیده نگرفتن آن.مطابق با این سند و در این چارچوب کلی، ایران تعهدات بی سابقه و سنگینی را می پذیرد از کاهش دو سوم تعداد سانتریفیوژها تا تحدید سطح غنی سازی به 3.67 درصد به مدت 15 سال. ایران می پذیرد که که هیچگونه عملیات غنی سازی و تحقیقات و توسعه مرتبط با غنی سازی اورانیوم در فردو تا 15 سال انجام نگیرد. در متن بیانیه به زبان فارسی بدون اشاره به این محدودیت ذکر شده در فکت شیت آمریکا، آمده است: «براساس راه حل های بدست آمده تاسیسات هسته ای فردو به مرکزتحقیقات هسته ای وفیزیک پیشرفته تبدیل خواهدشد». نطنز تنها تاسیساتی خواهد بود که می تواند غنی سازی را با 5060 سانتریفیوژ نسل اول به مدت ده سال ادامه دهد. راکتور آب سنگین اراک نیز باید مورد بازطراحی مجدد قرار بگیرد تا اطمینان دهد که پلوتونیوم لازم برای تولید تسلیحات هسته ای را تولید نخواهد کرد. ایران هیچگونه راکتور آب سنگین جدیدی را به مدت 15 سال نباید بسازد و بطور «نامحدود» متعهد می شود که تحقیقات مربوط به بازفراوری و توسعه بر روی سوخت هسته ای را در پیش نگیرد. ذخایر اورانیوم غنی شده ایران به مدت 15 سال از 10هزار کیلوگرم به 300 کیلوگرم کاهش خواهد یافت و مابقی به سوخت تبدیل شده و یا صادر خواهد شد.

رژیم بازرسی نیز چنان گسترده است که باراک اوباما در نطق خود آنرا به این صورت توضیح داد : «تاسیسات هسته ای ایران بیش از هر کشور دیگری در جهان مورد بازرسی قرار خواهد گرفت». در انتهای این بیانیه، تعهدات گروه 1+5 در برابر ایران بسیار مخدوش و محدود است. مطابق با این تفاهم، تحریم های اتحادیه اروپا و ایالات متحده تنها پس از تصدیق آژانس بین المللی انرژی اتمی نسبت به گام های مربوطه ایران، «تعلیق»خواهند شد و در صورتی که ایران در انجام تعهدات خود ناموفق باشد، این تحریم ها بلافاصله برقرار خواهند شد. ساختار تحریم های هسته ای ایالات متحده در طول مدت توافق نهایی، دست نخورده باقی خواهد ماند و قابلیت بازگشت در صورت تخطی ایران از تعهداتش را خواهند داشت. بیانیه منتشر شده از سوی دولت آمریکا اعلام کرده است که تمامی قطعنامه های پیشین شورای امنیت درباره فعالیت های هسته ای از جمله فردو، غنی سازی، اراک، ابعاد محتمل نظامی و شفافیت،همزمان با اجرای توافق برداشته می شوند اما در بند بعدی اعلام می کند مفاد اصلی آن قطعنامه ها- مربوط به انتقال تکنولوژی های حساس و فعالیت های مرتبط - توسط یک قطعنامه جدیدی که از سوی «برجام» تایید شده است دوباره برقرار خواهد شد. محدودیت های مهم بر تسلیحات متعارف و موشک های بالستیک همچون مفادی که اجازه بازرسی محموله های مرتبط و دارایی های مسدود را می دهد از سوی قطعنامه جدید گنجانیده می شود.

در بیانیه مشترک بصراحت آمده است که تحریم های سازمان ملل و اتحادیه اروپا باید خاتمه داده شوند. استفاده از واژه Terminate جنبه قطعی و روشن به لغو تحریم ها می بخشد. با این وجود در همان بیانیه که ملاک عمل در مذاکرات آتی است، در رابطه با تحریم های آمریکا بصورت هوشمندانه ای از واژه cease the application که به تعهدات دولت آمریکا اشاره دارد، بهره گرفته شده با این استنباط دقیق که خاتمه دادن تحریم های آمریکا مشروط به تایید کنگره است. نقطه ضعف این ملاحظه نسبت به تفکیک اختیارات رئیس جمهور و کنگره در آن است که توافق نهایی را وارد بازی های سیاسی داخلی آمریکا می کند. در صورتی که کنگره در آینده و طی مدت توافق، با کسب دو سوم آرا موفق به تصویب لایحه ای بشود که اختیار رئیس جمهور را در تخفیف و توقیف اجرای تحریم ها، محدود کند، در آن صورت، توافق چگونه خواهد توانست، عمل متقابل را برای ایران به رسمیت بشناسد؟ نقطه ضعف دیگر این تفکیک به یک نقطه قوت برای ایالات متحده در حفظ ساختار تحریم ها تبدیل شده است. همانطور که در Fact Sheetآمده است، این دست نخورده ماندن معماری (architecture) تحریم های مرتبط با هسته ای، به آمریکا امکان می دهد که در صورت تخطی، ایران براحتی بتواند آن تحریم ها را مجدداً برقرار کند. هرچند که ایران بنا نیست بطور معمول تخطی از تعهداتش داشته باشد اما گنجاندن این قابلیت در رژیم تحریم ها، موجب برهم خوردن توازن میان بازگشت پذیری تعهدات ایران و آمریکا می شود.

گذشته از این نه در بیانیه مشترک و نه در Fact Sheet آمریکا اشاره ای به نحوه بازگشت ایران به وضعیت عادی در NPT نشده و کاملا مغفول مانده است. آیا به محض اتمام دوره توافق، ایران بطور خودکار به وضعیت عادی بازخواهد گشت و از تمامی حقوق خود به عنوان عضو NPT برخوردار خواهد شد و یا برای رسیدن به این مرحله به یک دوره جدید از مذاکرات نیاز خواهد بود؟ این پرسش از این جهت اهمیت دارد که طبق تفاهم صورت گرفته، جامعه بین المللی با ایران رفتاری فراتر از پروتکل ها و قوانین عام پذیرفته شده بین المللی دارد و طبیعتاً ایران نمی تواند بپذیرد که این رفتار و برخورد استثنایی تا ابد ادامه داشته باشد. از آنجایی که بیانیه مشترک ایران و 5+1 جنبه لازم الاجرا ندارد و از آنجایی که مذاکرات در جزییات همچنان ادامه خواهد داشت و دستیابی به توافق قطعی نیست، در نتیجه این نواقص و ناهماهنگی ها نمی تواند شاهدی بر نارسایی در عملکرد تیم مذاکره کنندگان ایرانی شمرده شود. با شناختی که از مهارت، میهن دوستی و هوشیاری مذاکره کنندگان ایرانی داریم، بدون تردید هر کدام از این ملاحظات را با جدیت و به هدف تحقق یک توافق مطلوب برای ایران پیگیری خواهند نمود.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.