۰
گفتگوی مهر با رییس مرکز بین المللی مطالعات صلح لندن:

هدف ماجراجویی عربستان در منطقه ایجاد نظمی هماهنگ بامنافع غرب است

  • ۴بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

رییس مرکز بین المللی مطالعات صلح با اشاره به اینکه هدف سعودیها از ماجراجویی در منطقه ایجاد نظم منطقه ای هماهنگ با منافع غرب است گفت: منافع سعودیها تحت تأثیر تحولات جاری در خاورمیانه صدمه دیده است.

به گزارش خبرنگار مهر، تحولات اخیر یمن و حمله عربستان سعودی به این کشور نشان از ناخشنودی سعودیها از تحولات و نظم منطقه خاورمیانه و زیرسیستم تابع آن حوزه خلیج فارس است. سیاست خارجی ماجراجویانه عربستان متعاقب شکست این سیاستها در سوریه و عراق ابعاد جدیدی در یمن گرفته و در تجاوزی آشکار که نقض اصول حقوق بین الملل است به دنبال تحمیل نظم مورد توجه خود است.

آنچه در ادامه می آید بررسی سیاست ماجراجویانه عربستان در منطقه و به ویژه سوریه در گفتگو با دکتر سلمان صفوی است سیاستهای ماجراجویانه ای که دامنه آن به یمن نیز کشیده شد.

دکتر سید سلمان صفوی نویسنده و کارشناس برجسنه مسائل بین الملل و به ویژه خاورمیانه است. وی رییس مرکز بین المللی مطالعات صلح و سردبیر فصلنامه دیپلماسی صلح عادلانه در لندن و تهران است. کتاب «دیپلماسی و امنیت ملی در خاورمیانه بزرگ»  از جمله آثار صفویبه شمار میرود.

چه گروهها و بازیگرانی از حمله آمریکا به سوریه منتفع خواهند شد؟ و این حمله چه تبعاتی برای آمریکا دارد؟

دشمنان امت اسلامی و در راس آنها حکومت تل آویو اولین منتفعین سقوط اسد هستند پس از آن دشمنان و رقبای منطقه ای ایران  و در راس آنها حکومت ریاض و سپس ترکیه منتفع می شوند.

درک محل نزاع در بحران سوریه برای فهم آن نقش کلیدی دارد. غربی ها و دول محافظه کار عربی آن را جنگ بین آزادی و دیکتاتوری معرفی می کنند. اما واضح است که این ادعا دروغ بزرگ آنهاست. چگونه دول محافظه کار عرب که خود سمبل دیکتاتوری هستند و کمترین حقوق انسان ها نظیر حق رانندگی خانم ها در برخی از کشورهای آنها رعایت نمی شود مدعی مخالفت با دیکتاتوری و دفاع از آزادی شده اند؟ غربی ها چگونه راجع به بحران بحرین تنها در حد برخی انتقادهای لفظی اکتفا کرده اند، اما در بحران سوریه تمام قد برای سرنگونی حکومت آن ایستاده اند؟

 واقعیت این است که در بحران سوریه صرفا با یک جنبش مردمی یا اسلامی مستقل علیه حکومت بشار اسد رو به رو نیستیم، بلکه ریشه های بحران منبعث از اوج گیری منازعه بالانس قدرت بین محور مقاومت و بلوک غرب تحت تأثیر بهار عربی و جنبش بیداری اسلامی است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، بالانس قدرت در خاورمیانه تغییر یافت و نیروی جدیدی به نام انقلاب اسلامی در صحنه خاورمیانه پدیدار شد که اساسا ماهیت ضدصهیونیستی و ضدامپریالیستی دارد. پس از سقوط نظام اتحاد جماهیر شوروی بالانس قدرت چهار ضلعی خاورمیانه شامل محور مقاومت (به رهبری ایران و عضویت سوریه، حزب الله و جنبش فلسطین)، بلوک غرب به رهبری آمریکا، شوروی و ارتجاع عرب (به محوریت سعودی و مصر مبارک) به سه ضلع کاهش یافت.

با پدیدار شدن بهار عربی و گسترده شدن جنبش بیداری در جهان عرب و سقوط سران و حکومت های تونس، مصر، یمن و لیبی موازنه قدرت در خاورمیانه به زیان دوضلع دیگر یعنی غرب و ارتجاع عرب و به سود محور مقاومت در حال تغییر بود. این شرایط جدید اسباب وحشت دوضلع دیگر شد و آنها متحدا با تقسیم کار، بی محابا وارد بازی خطرناک براندازی حکومت بشار اسد به عنوان قلب ژئواستراتژیک محور مقاومت شدند.

تضعیف  ایران و جنبش مقاومت علیه غرب و صهیونیسم در خاورمیانه هدف غرب و ارتجاع عرب است و از آن رو که سوریه بشار اسد از یک سو حلقه مهم اتصال ایران به حزب الله و فلسطین است و از سوی دیگر دارای ضعف های ساختاری متعددی است، به عنوان پاشنه آشیل ایران و روسیه مورد تهاجم قرارگرفته است. غرب به  مداخله در سوریه ادامه می دهد، زیرا برآیندشان این است که شکست یا تضعیف بشار اسد، در هر دو صورت به نفع غرب خواهد بود.

ارتجاع عرب که شاهد رشد نفوذ ایران در لبنان، سوریه، عراق و یمن است می خواهد از طریق سرنگون کردن حکومت بشار اسد، مانع عمده ای برای ادامه رشد نفوذ ایران فراهم آورد. هدف سعودی ایجاد نظم جدید منطقه ای هماهنگ با منافع غرب است. در حال حاضر منافع سعودی تحت تأثیر تحولات جاری در خاورمیانه به شدت آسیب دیده است.

اشتباه استراتژیک غرب به سرکردگی آمریکا در بحران سوریه همچون اشتباه روسیه در دوره اشغال افغانستان است که غربی ها برای بیرون راندن نیروهای شوروی مجاهدین افغان را تجهیز کردند، اما حاصل آن روی کار آمدن طالبان و پدیده القاعده و جنگ کنونی افغانستان بود. اشتباه دوم غرب این است که فکر می کند در سوریه سکولارها به حکومت می رسند، در حالی که به خاطر فضای سوریه و جنبش فعالی که در این کشور پدید آمده، امکان به قدرت رسیدن سکولارها ضعیف است و احتمال به قدرت رسیدن نیروهای تندرو سلفی در سوریه پس از بشار اسد قوی است. در این صورت دریای مدیترانه مرز مشترک کشورهای عربی و اروپا، تحت کنترل افراطی های جنگ طلب قرار می گیرد و آنها جنگ و ترور را به درون خاک اروپا و آمریکا می کشانند.

در صورت به قدرت رسیدن اخوان المسلمین در سوریه، محور سوریه و ترکیه که دولت های  اخوانی دارند شکل می گیرد که به زیان سعودی و امارات خواهد بود. این امر تقریبا با نیازهای فعلی غرب هماهنگ است، زیرا بدین ترتیب سوریه برای مدتی از محور مقاوت خارج می شود. در صورت به قدرت رسیدن سکولارها و برقراری دموکراسی در سوریه سعودی زیان خواهد کرد. تنها در صورتی که سلفی ها قدرت را به دست گیرند، موازنه قدرت به سود سعودی خواهد شد، که البته در این صورت اروپا و اسرائیل مورد تهدید حملات بی حساب رادیکال ها قرار می گیرند که پی آمدهای آن دردناک و خطرناک خواهد بود. در صورت تشکیل حکومت ائتلافی شبیه لبنان، غرب  در کوتاه مدت برنده این بازی خواهد بود، اما در میان مدت سرنوشت لبنان می تواند تکرار شود. به هر حال سقوط اسد به زیان ایران، روسیه و چین است اما به نفع موارنه قدرت منطقه ای و بین المللی خواهد شد، که البته این امر به خروجی بحران و نیروی حاکمه جدید بستگی دارد. اما بدون شک خوش بینی غرب و ارتجاع عرب به تأسیس حکومتی متحدِ خود سرابی بیش نخواهد بود.

چرا آمریکا در حال حاضر ترجیح می دهد صحبت از حمله محدود به سوریه کند؟

بحران سوریه تحت تاثیر بهار عربی و تغییر موازنه قدرت برای تضعیف ایران و جنبش مقاومت به سرعت تبدیل به یک منازعه بین المللی شد. این بحران مقاطع مختلفی را طی کرد و اکنون پس از فراز و نشیب های متعدد و زورآزمایی بازیگران مختلف با یکدیگر در حال ورود به مرحله نوینی است.

امکان بررسی حمله گسترده در تعارض با سیاستهای اوباما است اما از سوی دیگر همزمان با امکان پیشرفت مصالحه هسته ای بین ایران و آمریکا، مطرح شدن حمله محدود به سوریه متحد ایران در منطقه بخاطر راضی نگهداشتن دشمنان منطقه ای ایران و هم چنین باز گذاشتن مذاکره با ایران راجع به وضع آینده منطقه است.

اگر این حمله صورت بگیرد آیا می توان آنرا سرآغاز حمله گسترده بعدی دانست؟

 امکان حمله گسترده حداقل در دوره دولت اوباما وجود ندارد. مردم امریکا از لشگرکشی های دولت بوش خسته شدند و به اوباما رای دادند در آستانه انتخابات جدید ریاست جمهوری در آمریکا حزب دمکرات در تعارض با سیاستهای جمهوری خواهان مخالف هزینه کردن مالیات های مردم آمریکا در راستای منافع شرکتهای اسلحه سازی هستند و با تمسک به این شعار امیدوار حذب آرای مردم امریکا هستند.

طرح آمریکا برای فردای بعد از اسد(در صورتی که چنین امری متصورباشد) چیست؟ چگونه قادر خواهد بود گروههای تندرو را مهار و کنترل کند؟

آمریکاییها اخیرا متوجه شدند که خلا قدرت بعد از اسد خطرناک است و منطقه را بسوی آینده ای مبهم می برد لذا به نظر می رسد ممکن است تن به قبول دولت ائتلافی بین اسد و مخالفین لیبرال غیر مسلح بدهند. تجربه داعش شکست سختی برای سیاستهای غربیها و دول ارتجاعی عرب منطقه بود. در حال حاضر گروه هایی مانند النصره در خیال خام به دست گرفتن قدرت در سوریه هستند این گروه های تروریستی اگر در سوریه به قدرت برسند، تروریسم آنها دامنگر منطقه می شود و به اروپا نیز سرایت می کند و بیش از همه کشورهایی مانند اسپانیا، فرانسه و انگلستان که قبلا نیز شاهد حملات تروریستی بوده اند، قربانی خواهند شد. ایران مخالف هر گونه اقدام تروریستی در خاورمیانه و اروپا است. از این رو به غرب هشدار می دهد اشتباهی را که در مورد افغانستان مرتکب شد، در سوریه تکرار نکند. غرب با ادعای از بین بردن القاعده به افغانستان لشکرکشی کرد و اکنون 12 سال است در این کشور می جنگد، اما نـه تنها موفق به از بین بردن القاعده نشده، بلکه این شبکه تروریستی به یک پدیده جهانی تبدیل شده و خطرش افزایش یافته است.

باید توجه داشت که سوریه به کنترل غرب در نخواهد آمد. سیاستهای نظامی غرب در سوریه شکست خورده است. روسیه قویا با سرنگونی حکومت بشار اسد و دخالت نظامی ناتو در سوریه مخالف است، بدون شک روسیه از جهت سیاسی با حمله نظامی به سوریه مخالفت جدی خواهد کرد. سوریه پایگاه اصلی روسیه در خاورمیانه است لذا سقوط فرضی حکومت متحد روسیه اسباب تضعیف موقعیت او در خاورمیانه خواهد شد. البته چنین فرضی با وجود شرایط میدانی به نفع حکومت اسد ضعیف است.

آینده تحولات سوریه را چگونه می بینید؟

با توجه به شکست های نظامی اخیر تروریست ها در سوریه و بر ملا شدن ماهیت افراط گرایانه آنها برای غرب، تغییر نگرش غربی ها در مورد توسل جستن به روش های تروریستی و نظامی در سوریه محتمل به نظر می رسد. در این صورت فضا برای مصالحه بین مخالفین لیبرال و حکومت سوریه فراهم می شود. در صورت تشکیل حکومت ائتلافی در سوریه هیچ یک از بازیگران بحران سوریه برنده و بازنده مطلق نخواهند بود. بدون شک مهم ترین آسیب دیدگان بحران سوریه مردم مظلوم سوریه هستند که تحت تأثیراین بحران متحمل خسارت های فراوانی شده اند و متأسفانه در کوتاه مدت نیز قابل جبران نیست. نقش سوریه در میان مدت در جنبش مقاومت تضعیف شده است. ایران نیز باید به تجدید محاسبه در رابطه با جریان های اسلام گرا نظیر حماس که با دولت اسد در بحران اخیر جنگیدند، اقدام کند. جنگ داخلی سوریه آزمون سختی برای بازیگران بین المللی و منطقه ای بود.

گفتگو: جواد حیران نیا

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.