• ۵۱بازدید

حق شناس: جریانی در کشور نمی خواهد روابط ایران و عربستان بهبود یابد

ایران و عربستان,عربستان,داعش

دکتر محمد جواد حق شناس استاد روابط بین الملل دانشگاه در کافه خبر از لزوم توجه به مناسبات میان ایران و عربستان می گوید.

 

سعید جعفری - سال ۹۳ با تمام فراز و نشیب هایش به پایان رسید اما انتظار در خصوص تغییر اساسی در مناسبات میان ایران و عربستان به نتیجه نرسید.  در شرایطی که بسیاری انتظار داشتند با مرگ ملک عبدالله به یکباره این کشور در بحران اساسی فرو رود و حتی بحران جانشینی در ریاض پدید آید چنین نشد و همچنان ثبات در آل سعود دست کم در ظاهر دیده می شود. با این شرایط و با توجه به اهمیت روابط ایران و عربستان چه راهکارهایی برای تغییر فضای نامطلوب میان دو کشور باید مورد توجه قرار گیرد؟ برای یافتن این پرسش ها از محمد جواد حق شناس خواستیم تا در کافه خبر میزبانش باشیم و گپ و گفتی پیرامون تحولات منطقه خاورمیانه و همچنین سیاست خارجی خاورمیانه ای جمهوری اسلامی ایران داشته باشیم. مشروح گفتگوی ما با مدیر مسئول روزنامه اعتماد ملی و استاد روابط بین الملل دانشگاه آزاد تهران مرکز پیش روی شماست.

جریانی به نام داعش با وجود اینکه در ابتدا فتوحات و موفقیت های قابل توجهی را کسب کرد اما در پایان سال ۹۳ تقریبا رو به افول نهاد و به تدریج دچار تزلزل در فضا و موقعیت خود شد. علت این موضوع را چگونه تحلیل می کنید؟

من البته جریان داعش را از ابتدا هم پایدار و ماندگار ندیدم. بلکه به نظر می رسید به دلیل وجود برخی از خلاهایی که در حوزه قدرت در خاورمیانه شکل گرفته از یک طرف و از سوی دیگر نبود ساختار مناسب متکی بر نهادهایی که افکار عمومی جامعه را نمایندگی کند جریانی به نام داعش توانست خود را نشان دهد. بعد از اینکه این شوک هم به منطقه و هم به مردم وارد شد طبیعی بود که سیستمی که باید فضا را مدیریت کند به خودش آید و اتفاقی که می توان آن را نوعی رشد سرطانی در منطقه دانست را مدیریت و کنترل نماید. رشد داعش هم سرطانی است و خیلی طبیعی نبوده است. از آنجایی هم که در هرجا ظاهر شده آثار تخریبی اش غیر قابل کنترل بوده  به نظر می رسد که برای مقابله با این ماجرا یک اراده عمومی باید فراهم می شد که آن اراده به خاطر نوع عملکرد مهاجم در ذات داعش خود را نشان داد و اجماع جهانی و عمومی و منطقه ای برای کنترل این بیماری به شدت خطرناکی که در خاورمیانه ریشه زد ایجاد شد. جریانی که البته به سرعت نشان داد تنها در خاورمیانه محدود نمی ماند و حوادث فرانسه عیان ساخت که در کوتاه مدت ما شاهد تسری این خشونت گرایی در دیگر نقاط جهان نیز خواهیم بود.

از این بابت ما می بینیم اجماع عمومی و بین المللی دست کم از نظر ظاهری در آسمان و در حوزه نظامی علیه این جریان شکل گرفت. در منطقه دیدیم با توجه به نوع برخوردی که با کردها داشت به ویژه در قضیه کوبانی یکی از نیروهای قدرتمند منطقه ای که خط تماس داعش را هم در عراق و هم در سوریه و حتی در جنوب ترکیه شکل می داد، گروه موسوم به دولت اسلامی در اهدافی که به لحاظ نظامی پیگیری می کردند با مشکل مواجه شدند. سقوط موصل در عرص ۷۲ ساعت انجام شد ولی کوبانی با گذشت فاصله زمانی  بسیار بیشتر اصلا نیفتاد با اینکه محاصره اش نزدیک به ۵ ماه ادامه یافت اما دیدیم نیروهای داعش شکست خوردند. ضمن اینکه برخوردهایی که این جریان با دیگر فرقه ها و ادیان و گروه ها از قبیل مسیحی ها انجام دادند اقداماتی که ایران در مبارزه با این گروه در دستور کار قرار داد پذیرش کنار رفتن نوری مالکی  و عواملی از این دست در لرزان شدن پایه های فرهنگی و سیاسی و نظامی داعش موثر بوده است.

موضوع تحولات خاورمیانه را نمی توان بدون مطالعه نقش عربستان مورد توجه قرار داد. بعد از آمدن ملک سلمان گفته می شود تعدیل هایی در سیاست های آل سعود صورت گرفته، در حالی که ابتدا گفته می شد جانشین ملک عبدالله بیشتر مسیر را به سمت محافظه کاری میل خواهد داد.

بخشی از مشکلات عربستان مشکلات ذاتی و درونی یک خاندان پیر و فرتوتی است که به ویژه در چهره ها و نمادهای عربستانی دیده می شود. سالیان سال پادشاهان عربستان شخصی مانند ملک فهد با آن چهره بیمار بود. پس از آن ملک عبدالله هم چنین وضعیتی داشت. یا در دوره جدیدتر تصویر آقای سعود الفیصل در کنار آقای کری با واکر خود به خوبی تصویر مناسبی از اوضاع در این کشور دارد و به نظر می رسد دیگر شاهزادگان سعودی هم نمی توانند این وضعیت را تحمل کنند. این ساختاری نیست که در قرن بیست و یکم جواب دهد و خودش از درون خود را می خورد. در عین حال باید نگران باشیم که این ساختار به دلیل قدرت اقتصادی بالا می تواند ضربه زننده و برهم زننده نظم باشد. در عین حال اگر با این زبان ساختار آشنا شوید امکان اینکه بتوانید از این ساختار به نفع منافع ملی خود بهره ببرید دور از دسترس نخواهد بود. به رغم اینکه ما در چهار دهه گذشته و از اوایل دهه پنجاه با ریاض در حالت رقابت بودیم اما وقتی در قاعده رقابت درست عمل کردیم به رغم اختلافاتی که در درون این رقابت هست در حوزه هایی به همکاری ها و فرصت هایی برای دو طرف پیش آمده است. به طور مشخص در دوره شاه و دهه پنجاه، ایران دست برتر را در معادلات منطقه خاورمیانه داشته و عربستان هم علی رغم دلخوری ها تمکین می کردند و بعد از آن در دوره جنگ اختلافات بالا می گیرد و برخی هم به سیاست های انقلابی ایران و عدم شناخت ما از همسایگان و البته رفتارهای عربستان باز می گردد. اما پس از آن در دو دوره ما شاهدیم این موضوع جای خود را به همکاری می دهد و در دولت های سازندگی و اصلاحات باعث می شود روابط دو طرف به یکدیگر نزدیک شود اما این روند در دوره احمدی نژاد به دهه اول انقلاب باز می گردد و روابط ما با عربستان به شدت تنش زا می شود.

در همین دوره آقای احمدی نژاد برخی از تحلیلگران معتقدند با وجود اینکه ایشان در واگرایی میان ایران و عربستان نقش کاتالیزور را داشتند اما خود ایجاد کننده آن نبودند. چرا که بسترها برای جدی تر شدن بحران ها فراهم شده بود. منطقه دیگر شرایط آرام سالهای پیش را نداشت.

ماهیت روابط ما با عربستان همیشه رقابتی بوده. اما در برخی حوزه ها اگر زبان طرف مقابل را بفهمید می توانید اثرگذاری کنید و کار دیپلماسی این است که در حوزه هایی قدم بر دارد که بر اساس پیشبرد منافع ملی احساس تحقیری در طرف مقابل ایجاد نشود. چرا ما انگشت در چشم رقیب کنیم؟ من فکر می کنم این اتفاقات می توانست نیفتد. به طور مشخص به کتاب خاطرات آقای هاشمی اشاره می کنم که نه مسئولین حج و زیارت و نه آقای ری شهری آن را تکذیب نکردند. ظاهرا آقای ری شهری در دوره آقای احمدی نژاد به عربستان رفته بودند و آقای متکی در مقام وزارت خارجه بعد از آن سفر اعلام می کند که نسبت به آقای ری شهری نماینده رهبری در حج و زیارت بی احترامی شده است. آقای هاشمی نقل می کند که بعد از شنیدن خبر با آقای ری شهری تماس گرفتم و صحت و سقم ماجرا را از ایشان جویا شدم، اما ایشان کاملا تکذیب کردند و اظهار داشتند هرگز چنین اتفاقی نیفتاده است و جالب اینجاست وقتی از آقای متکی سوال می کنند چرا چنین حرف و بی پایه و اساسی را مطرح کردید ایشان می گویند که به من دستور داده شد که این را بگویم. اینکه شما در مقطعی اعلام می کنید کشوری به عالی ترین نماینده شما در امور مذهبی اهانت شده و این را وزیر خارجه اعلام می کند انتظاری جز تنش در روابط نباید داشت. کوچکترین پیغامی که رقیب شما می گیرد این است که طرف مقابل دوست ندارد روابط در آرامش باشد و در مقام وزیر خارجه از تنش در روابط سخن گفته می شود. یا اینکه در نماز جمعه تهران از مرگ پادشاه طرف مقابل اظهار خرسندی کنید طبیعی است که به روابط لطمه می زند. اساسا در مرگ و میرهایی در این سطح حتی اگر روابط خیلی بد باشد چنین مرگ و میرهایی فرصتی برای بهبود رابطه است. اما اینکه آقای ملک عبدالله فوت کردند و وزیر خارجه شما بعد از مدت ها فضای نامناسبی که بین دو طرف شکل گرفته به آنجا رفته تا دلجویی کند و از فرصت بهبود در مناسبات بهره ببرد اما به یکباره در نماز جمعه تهران بزرگواری که فرد خام و نپخته ای هم نیست و تمام مناسبات قدرت را می داند و اصلا نمی توان گفت نمی فهمد و تمام بالا و پایین و فراز نشیب در سیاست و قدرت را تجربه کرده چنین اظهار نظر عجیبی می کند این گمانه در ذهن تقویت می شود که دستی در کار است که نخواهد ارتباط خوب شود.

در نتیجه ما باید به این نکته توجه کنیم که نگاهی وجود دارد که نمی خواهد روابط مساعد شود. در شرایطی که پرونده هسته ای ایران به خوبی در حال پیشرفت است و ما حداقل نیازمند این هستیم عربستان دست کم ما را تخریب نکند و انرژی منفی نگذارد عملا معنی اش این است که ما طرف مقابل را تحریک می کنیم و نمی خواهیم از این فرصت استفاده کنیم. ضمن اینکه در برخی از حوزه ها هم ما می توانستیم از دیپلماسی و فرصت ها برای بهبود روابط استفاده کنیم. قطعا بعد از انتخابات آقای هاشمی می توانست به بهبود روابط دو کشور کمک کند. سیاست خارجی حوزه ای نیست که فقط به دولت مربوط باشد مدیریت سیاست خارجی به عهده دولت است اما ظرفیت هایی که در کشور وجود دارد باید همه در خدمت سیاست خارجی قرار گیرد. یکی از ظرفیت های خوبی که در این منطقه خاورمیانه وجود دارد آقای هاشمی است همانطور که رئيس جمهور اصلاحات از چنین ظرفیتی در مراکز بین المللی برخوردار است. حتی من می گویم از ظرفیت آقای احمدی نژاد در آمریکای لاتین هم باید بهره برد. سیاست خارجی ما با توجه به مشکلاتی که در آن وجود دارد باید از تمام ظرفیت های موجود در نظام سیاسی و حتی در عرصه هایی که برای باز گرداندن قطار به ریلی که تقریبا ۹۰ درصد آن از ریل خارج شده استفاده کرد. قطاری که با مدیریت از ریل خارج شده است باید کمک کرد با تمام توان این مهم و بازگشت به مسیر محقق شود.

یکی دیگر از مناقشاتی که بین ما و عربستان وجود دارد و در هفته ها و ماههای اخیر پررنگ تر شده تحولات یمن است. ما حتی اگر از جریانی به نام حوثی ها حمایت نکرده باشیم اما بی تردید از رو آمدن این گروه رضایت داشتیم. بر این اساس و با توجه به حجم ناآرامی های منطقه سیاست ما در یمن باید چگونه باشد؟

حوثی ها یکی از واقعیات یمن هستند که سالها توسط علی عبدالله صالح سرکوب شدند و به همین دلیل هم تا به امروز این جریان امکان بروز و ظهور نداشته اما در کنار واقعیتی به نام حوثی ها باز هم ما نمی توانیم به موقعیت عربستان و حتی قطر بی توجه باشیم. جریان های منطقه ای بخشی از مفاهیم یکپارچه هشتند. ما حتما باید از نگاه ایدئولوژیک فاصله بگیریم چرا که این نگاه در سیاست خارجی به ما کمکی نمی کند. در این عرصه اگر نگاه ایدئولوژیک منطبق بر منافع ملی بود ایرادی ندارد که مورد توجه قرار گیرد اما جایی با منافع ملی همخوانی نداشت ما باید به خاطر داشته باشیم که بیش از یک چراغ و علامت به عنوان راهنما در سیاست خارجی نداریم و آن منافع ملی است. در نتیجه معتقدم این باید چراغ راهنمای ما باشد و در عین حال بدانیم عربستان کشور قدرتمندی است و به لحاظ اقتصادی یکی از توانمندترین هاست و در اوپک و بحث نفت هم دیگر جای تردید ندارد. در عین حال موقعیتی که آل سعود به دلیل برخورداری از شهرهای مذهبی اش برخوردار است از دیگر مواردی است که لزوم توجه بیشتر به این کشور را ضروری می سازد در عین این واقعیات در هشت سال گذشته فضای مناسبی برای گفتگو فراهم نشده که طرفین حرف های یکدیگر را گوش کنند و در نتیجه من فکر می کنم این فضا ناشی از سوءتفاهم و یکجانبه گرایی بوده است که برای هیچ یک از دو طرف مفید نیست. در نتیجه معتقدم باید تلاش دوباره ای برای بازسازی روابط میان ایران و عربستان صورت گیرد.

این صحبت ها در جنبه تئوریک خیلی خوب است اما در فضای عمل دشواری های اساسی دیده می شود. مثلا قصه یمن یکی از آنهاست. اتفاقات عراق یکی دیگر است. ما در منطقه عراقی را داریم که فضای بسیار متفاوتی با دوره صدام حسین دارد. در این کشور حکومتی شیعی بر سر قدرت است که بیش از ریاض به تهران نزدیک است و آل سعود این را نمی پذیرد. در لبنان روندها متفاوت شده است و با اقداماتی که برخی از آن برآمده از سیاست خارجی جمهوری اسلامی بوده حزب الله به گروهی توانمند در این کشور بدل شده و بازهم آل سعود از این اتفاق خرسند نیست. اگر به سوریه هم برویم شرایط مشابه همین وضعیت است و تفاوت نگاه میان دو کشور در قبال دمشق فاصله ای از زمین تا آسمان است. در نتیجه در حوزه عمل اختلاف نظرها بسیار جدی است. برای پر کردن این شکاف ها و از بین بردن اختلافات چه کارهایی را می توان انجام داد؟

شما اگر به طرف مقابل این حق را بدهید که در رابطه با منافعش نگران باشد و در عین حال در مورد نگرانی هایش با شما صحبت کند قطعا به یک راه حل مشترک هم می رسید. ما نشان دادیم که قابل انعطاف هستیم. در عراق هم با وجود علاقه ما به نوری مالکی وقتی پای منافع ملی وسط آمد و برای همکاری گزینه مالکی جای خود را به دیگری داد و موضوعی نبود که نتوان در موردش صحبت کرد. در نتیجه به نظر من مهم این است که شما در مورد مشکل گفتگو کنید و قبول کنید طرف مقابل هم می تواند نگران باشد و در مورد این نگرانی ها صحبت هایی دارد. شما باید با کمک یکدیگر به راه حلی مشترک برسید.

فکر نمی کنید بخش عمده ای از این موضوع به عدم آمادگی عربستان سعودی به گفتگو در این حوزه ها مربوط است. به عبارت دیگر نظم منطقه خاورمیانه تغییراتی داشته است که ریاض با آنها مخالف است. به عبارت ساده تر عربستان می گوید حضور ایران در عراق معنی ندارد و ابتدا باید ایران از این کشور خارج شود بعد باب گفتگو باز شود. ایران باید از سوریه خارج شود بعد گفتگو؛ در مورد لبنان هم همینطور. به عبارت دیگر در شرایطی که آل سعود تغییرات ایجاد شده در معادلات قدرت منطقه را نپذیرفته چگونه می توان با او گفتگو کرد؟

عربستان قطعا نمی تواند چنین انتظاری داشته باشد و ماهیت قدرت به این کشور اجازه نمی دهد که چنین سخن بگوید. به نظر من انتظار منطقی که عربستان می تواند داشته باشد این است که به او بی احترامی نشود و به دغدغه هایش توجه شود و در حوزه های مختلف جایگاه عربستان مورد توجه قرار گیرد. به هر حال ما خیلی هم در آسمان صحبت نمی کنیم، در هشت سال دوران اصلاحات و سازندگی با تمام ویژگی هایی که داشتند ما بهترین روابط را با عربستان داشتیم. ملک فهد و ملک عبدالله فرقی با ملک سلمان نداشتند. چطور ما در آن دوره می توانیم آن زبان مفاهمه را داشته باشیم اما بعدا نتوانستیم.

در نتیجه شما بیش از اینکه تغییرات منطقه ای و روندها در نظم منطقه ای را موثر بدانید نقش کارگزاران و بازیگران را پررنگ ارزیابی می کنید؟

خیر. من نمی گویم آن روندها بی تاثیر بوده است. اما در ارتباط با عربستان احساسم این است قطعا کارگزاران ما و دیپلمات های ما می توانستند بهتر عمل کنند و نکردند.  

49308

 

وبگردی