۱

ظریف در خانه چه می کند؟/ پیاده روی او با وزیرخارجه آمریکا ایده چه کسی بود؟

  • ۲۳بازدید
  • ۱ رای
  • ۰ دیدگاه
محمدجواد ظریف

ویژه نامه نوروزی جام جم نوشت:

ظریف درباره زندگی شخصی اش گفت:

من تمام وقت غیر کاری ام را در منزل هستم. یعنی کار دیگری غیر از کار و خانه، ندارم. من هر وقت که اداره نباشم در منزلم. البته دنیا طوری شده است که شما بخش زیادی از کارهایتان را هم میتوانید در منزل انجام دهید؛ من از صبح ساعت چهار و نیم، پنج که بلند میشوم کامپیوترم روشن است، خبرها را میخوانم و ایمیلهایم را جواب میدهم. من اگر یک روز از صبح تا بعد از ظهر، ایمیلهایم را چک نکنم شاید در حدود 160 تا 170 ایمیل برایم بیاید و جمع شود. خب من معمولا این 170 ایمیل را در خانه جواب میدهم. یعنی یا صبح زود مینشینم پای این کارها یا بعدازظهر.

خیلی دوست ندارم تا دیروقت در اداره باشم. دوست دارم ساعت هفت صبح که به اداره میروم، ساعت هفت و هشت شب هم برگردم خانه و کارهای باقیمانده را در خانه انجام دهم.


- خانم بنده خیلی در منزل هم نیستند. خانم بنده در جلسات بانوان صحبت میکنند و در فعالیتهای همسران دیپلماتها هم شرکت میکنند.
- متاسفانه نوه ندارم. بچه های من تنبلی کرده اند و با وجود اینکه ده، یازده سال است زن و شوهر دارند هنوز ما را مفتخر به داشتن نوه نکرده اند.

- من والا الان ( زمان مصاحبه: 28 بهمن ) فکر میکنم 9 هفته باشد پنجشنبه، جمعه ای نبوده که حتی در خانه مان باشم چه برسد به اینکه بتوام جایی بروم. البته اگر فرصتی شود دوست دارم که سفر بروم که حداقل دو سه ساعت بتوانم کار نکنم. چون همانطور که عرض کردم من حتی وقتی خانه هستم نیز دارم کار میکنم. ولی حالا حداقل وقتی در حال رانندگی در جاده هستم ممکن است این فرصت برایم پیش بیاید که بتوانم چند ساعتی را فکر کنم.


-فکر نمیکنم (پیاده روی با جان کری) ایده هیچکس بود. من ساعت 2 نصفه شب از تهران راه افتاده بودم. با پرواز اختصاصی هم نرفتم، چون پرواز عادی وجود داشت. ما با پرواز عادی به فرانکفورت رفتیم و در فرانکفورت، پروازمان را عوض کردیم و به ژنو رفتیم. تا رسیدم ژنو، بدون اینکه هیچ استراحتی کرده باشیم وارد مذاکره شدیم. بعد هم حدود 5 ساعت مذاکره داشتیم. من کاملا خسته شده بودم و بحث هم خیلی پر تنش بود و تشنج زیادی وجود داشت و بحثها چالشی و اساسی بود.

من احساس کردم که خوب است مقداری بحث را تعدیل کنیم تا دوستان ما که میخواستند به بحث بپیوندند برسند. در این فاصله گفتم من میخواهم بروم قدم بزنم. ایشان هم با من آمد. آن هتل باغ نداشت در حالی که خیلی از هتلها باغ دارند و در مذاکرات گذشته هم در دورانی که دوستان ما مذاکره میکردند خب در باغ هتل صحبت میکردند، خیلی عکسهایی هم هست که دوستان ما دارند با هم قدم میزنند و مذاکره می کنند.

 

- وقتی که از در هتل خواستم بیایم بیرون و دیدم خبرنگاران دم در ایستاده اند، احساس کردم که ممکن است بعضیها شروع کنند به حاشیه سازی. چون من هر اقدامی که میکنم بالاخره یک گروهی حاشیه سازی میکند. اما فکر کردم که اگر من در آن شرایط برگردم، به طرف مقابل یک نقطه ضعفی نشان خواهم داد که اصلا در شان مردم ایران نیست. اتفاقا میشد برگشت یعنی ایشان گفت اگر ناراحتی برگردیم. گفتم نه مشکلی نیست. میرویم، حالا ممکن است بعضیها صحبتی بکنند. واقعا فکر میکنم قدم زدن ما، یک حرکتی بود که نه به معنای رفاقت است نه به معنای صمیمیت. بلکه صرفا برای عوض کردن فضای بسیار متشنج بحثی بود که برای پیگیری منافع ملی بود.

 

45231

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.