• ۲۱بازدید

پشت پرده سخنرانی نتانیاهو در کنگره/ چامسکی: هدف نتانیاهو و جنگ‌طلبان کنگره تضعیف موفقیت مذاکرات است

مذاکرات هسته ایران با 5 بعلاوه 1,بنیامین نتانیاهو,کنگره آمریکا

نوام چامسکی زبانشناس برجسته و استاد بازنشسته دانشگاه MIT آمریکا می گوید، اسرائیل و اعضای تندرو کنگره آمریکا که اکثراً از جمهوریخواهان هستند، منافع مشترکی در عدم حل و فصل پرونده هسته ای ایران دارند.

متن کامل گفتگوی اختصاصی نوام چامسکی با اِیمی گودمن، مجری برنامه تصویری میزگرد در پایگاه اینترنتی "دمکراسی اکنون" درباره سخنرانی بحث برانگیز بنیامین نتانیاهو، رئیس رژیم اسرائیل در کنگره آمریکا را پایگاه خبری امیدهسته ای برای مخاطبین خود منتشر کرده است که در پی می خوانید:

بیایید از نتانیاهو و از دعوت اش در کنگره شروع کنیم. نتانیاهو در یک اقدام بی سابقه، بی سابقه از این جهت که بین دموکرات ها و جمهوری خواهان شکاف ایجاد کرده، قرار است در کنگره حاضر شود، آیا می توانید در مورد اهمیت آن صحبت کنید؟

برای دو طیف، نتانیاهو و جنگ طلبان کنگره که عمدتا جمهوری خواه هستند، هدف اصلی تضعیف هر مذاکره احتمالی با ایران است که ممکن است به زودی حل و فصل شود. آنها "منافع مشترکی" در حصول اطمینان از این که "هیچ نیروی منطقه‌ای نتواند مانع خشونت اسرائیل و امریکا شود" دارند، در واقع هیچ کشوری نباید در انحصار "خشونت عمده در خاورمیانه" که در دستان اسرائیل و آمریکاست، خلل ایجاد نماید. بر همین مبنا ایران هسته ای جزء حیاتی این سناریو به منظور بازتولید استراتژی بازدارندگی در خاورمیانه، برای آمریکا و اسرائیل است. در حال حاضر وضعیت استراتژیک کلی آنها -جنگ طلبان و نتانیاهو- با یک مفهوم بازدارندگی در مقابل ایران تعریف شده و هم اکنون هزینه های نظامی پایینی دارند. بر پایه اطلاعات موجود ایالات متحده، دکترین استراتژیک ایران تلاش برای پیشگیری از حمله تا جایی است که دیپلماسی بتواند کارآمد باشد. من فکر نمی کنم هر کسی با توجه به عملکرد سلول خاکستری اش لحظه ای فکر کند که حتی امکان استفاده از سلاح هسته ای در خاورمیانه وجود داشته باشد و ایران نیز هرگز در تلاش برای دستیابی به این مهم نبوده است.

البته برای جمهوری خواهان در کنگره، منافع دیگری نیز در این اختلاف قابل تعریف است: آنها از هر چیزی که اوباما را تضعیف کند استقبال می کنند. اینجا یک مسئله جداگانه دیگری وجود دارد. از چند سال پیش روند تبدیل شدن جمهوری خواهان به یک حزب پارلمانی عادی متوقف شده است. نورمن اورنستین تحلیلگر سیاسی محافظه کار بسیار مورد احترام، موسسه آمریکن اینترپرایز این روند را خوبی تحلیل کرده است. این حزب تمام مبدل به شورش های رادیکالی شده که هیچ تعهدی به دموکراسی پارلمانی ندارد. هدف آنها به بیان بسیار ساده در سالهای اخیر تضعیف هر عملی با استفاده از شرکت های ثروتمند و سازمان یافته شان بوده که اوباما در تلاش به دست آوردن مجدد قدرت ، به انجام رسانیده است. آنها تلاش می کنند با انواع وسایل فرعی دیگر این هدف شان را پنهان کنند.

در انجام این کار، آنها به سمت بسیج بخشی از جمعیت آمریکا رفتند که هرگز به عنوان نیروی سیاسی در هیچ سازمانی حضور نیافته بودند و حتی نیروی سیاسی نبودند: مسیحیان انجیلی، ملی گرایان افراطی و... الهام بخش کردن ترس در ایالات متحده کار چندان دشواری نیست. استفاده از این ترفند سبقه تاریخی طولانی دارد. کافی است فلاش بک به دوران استعمار بزنید؛ یک جامعه بسیار وحشت زده که داستان جالبی در بطن خود دارد و بسیج کردن مردم در ترس آنها، روشی موثر که دوباره و دوباره استفاده می شود و در حال حاضر جمهوری خواهان که با توجه به بی سیاستی شان موفق شده به موقعیتی حداقلی در کنگره دست یابند، در تلاش هستند به صورت شخصی به اوباما حمله کنند و مسیر در نظر گرفته شده به بیان ساده قسمتی از این تلاش کلی آنهاست. اما من فکر می کنم یک نگرانی مشترک استراتژیک با توجه به محساسبات و تجزیه تحلیل ها، برای آنها وجود دارد: جلوگیری از هر عامل بازدارنده اقدامات اسرائیل و آمریکا در منطقه.

شما می گویید هر کسی که با سلول های خاکستری اش فکر می کند در مخیله اش هم نمی تواند خطر ایران هسته ای در خاورمیانه را بگنجاند اما نتانیاهو بارها و بارها ایران را متهم به توسعه تسلیحات هسته ای نظامی کرده است.

این نوع استدلال‌ها فقط توسط کسانی جدی گرفته می‌شود که حتی یک دقیقه هم به آن فکر نمی‌کنند، ایران باکی از همکاری های نزدیک با نهادهای بین المللی در این حوزه نداشته و تحت نظارت بوده است و اگر اینگونه نبود که مذاکرات تا این حد پیش نمی رفت. به نهادهای تصمیم گیرنده در ایران با درایت نگاه کنید، هیچ نشانه ای مبتنی بر اتخاذ تصمیمات بدون بازگشت در آنها نمی توان مشاهده کرد.

با این فرض که این مذاکرات با به رسمیت شناختن حق غنی سازی ایران و لغو تحریم های ایالات متحده به سرانجام برسد، به نظر شما منصفانه است؟ اصلا آیا ایالات متحده حق اعمال تحریم های جدید علیه ایران را دارد؟

خیر، آمریکا چنین حقی ندارد. "حق" اعمال تحریم ها دقیقا چیست؟ اگر مبنا این است که کشوری کشورِ دیگر را تحریم کند، این ایران است که باید ما را تحریم کند. منظور من روشن است هرگاه سخنگوی کاخ سفید درباره جامعه بین‌المللی صحبت می‌کند، درباره آمریکا و طیفی از حامیان آمریکا صحبت می‌کند. این که جامعه بین‌المللی نیست، گفتمان مورد اشاره ایالات متحده کشورهایی در فضای بین المللی هستند که با اهداف این کشور همسو می باشند. اما اگر معنای جامعه بین‌المللی، اکثریت جهان است، این داستانی کاملاً متفاوت است و با آنچه آمریکا آن را جامعه بین‌المللی می داند، متفاوت است. بنابراین وقتی دو سال پیش، اجلاس سالانه جنبش عدم تعهد در تهران برگزار شد، این اکثریت قاطع جمعیت کشورهای مستقل جهان در کشورهای عضو این جنبش - به عنوان بخش بزرگی از جامعه بین الملل- بودند که بر حق استفاده ایران، به عنوان یکی از امضا کنندگان معاهده‌ی ان پی تی، از انرژی هسته‌ای صحه گذاشتند و این جامعه بین المللی است ولی آمریکا قرائت متفاوت تری از جامعه بین المللی دارد.

ولی چرا می‌گویم ایران باید آمریکا را تحریم کند، چون در 60 سال اخیر حتی یک روز هم نشده که آمریکا مردم ایران را آزار یا شکنجه نکرده باشد. این روند از 60 سال پیش با سرنگونی یک نظام سیاسی و انتصاب یک مستبد، یعنی شاه و حمایت از شاه و نقض حقوق بشر ها ترور ها و خشونت های وی آغاز شد. بلافاصله بعد از سرنگونی شاه، ایالات متحده از عراق برای حمله به ایران حمایت کرد که یک جنگ نابرابر و بدون رعایت اصول انسانی از سوی عراق علیه ایران بود.

حتی دولت آمریکا، بلافاصله پس از پایان جنگ عراق علیه ایران، مهندسان هسته‌ای عراقی را به آمریکا دعوت کرد تا به آنان در رابطه با چگونگی تولید سلاح‌های هسته‌ای آموزش دهد. این در حالی است که در همان زمان ایران را تحت تحریم‌های بیشتری قرار داد و این تحریم‌ها بدون هیچ وقفه‌ای تا به امروز ادامه داشته است.

به عراق؟

بله. متاسفانه و با عرض پوزش اطمینان دادند به صدام که باید در مورد انتقادات رسانه های غربی بی اعتنا باشد. در گذشته فرصت‌های مکرر برای حل و فصل تمام موضوعات و مشکلات موجود میان آمریکا و ایران وجود داشت که آمریکا آن‌ها را رد کرد. مثلاً سال 2010 برزیل، ترکیه و ایران به توافقی رسیدند که ایران ذخایر اورانیوم غنی‌سازی شده‌ در سطح پایین خود را به خارج از این کشور منتقل کند و در ازای آن غرب، ایزوتوپ‌های دارویی را که ایران برای راکتورهای پزشکی به آن نیاز داشت، به این کشور بدهد. وقتی این توافق اعلام شد، به صورت دراماتیکی رییس جمهور، کنگره و حتی رسانه‌های آمریکایی آن را به شدت محکوم کردند. حتی برزیل مورد حلات شدیدی قرار گرفت که چرا خود را از صف آمریکا جدا کرده‌ است. نکته جالب توجه این است که انتقادها از برزیل در آمریکا آنقدر تشدید شد که وزیر خارجه وقت برزیل به شدت ناراحت شد و از همین رو، نامه‌ای که از سوی اوباما به دولت برزیل نوشته شده را رسانه ای کرد فاش کرد که آمریکا دقیقاً همان توافقی را که ایران با ترکیه و برزیل دست یافته بود را مد نظر داشت، اما متعاقب آن آشکار شد که آمریکا این تقاضا را صرفاً برای این کرده بود که فرض کرده بود ایران آن پیشنهاد را قطعاً نمی پذیرد و متعاقباً رد توافق از سوی ایران، به برگ برنده‌ی دیگری در دست آمریکا مبدل می گردد. وقتی ایران آن را پذیرفت، ایالات متحده به ایران و برزیل حمله کرد که چرا چنین پیشنهادی را پذیرفته‌اید.

در ماه دسامبر سال 2012، جلسه ای در فنلاند برگزار شد، تا گام هایی در جهت ایجاد یک منطقه عاری از سلاح های هسته ای در منطقه برداشته شود. این یک درخواست جمعیِ قدیمی در خاورمیانه است، ایالات متحده به صورت رسمی موافق بود ولی در عمل نه. این جلسه قرار بود تحت نظارت سازمان ملل متحد برگزار شود. اسرائیل اعلام کرد که آنها نمی خواهند در آن شرکت کنند. این سوال در ذهن همه بود که ایران چگونه واکنش نشان می دهد؟ آنها گفتند که آنها بدون قید و شرط حضور خواهند داشت. چند روز بعد اوباما اعلام کرد این نشست باید لغو گردد.

حال که درباره فاش اطلاعات صحبت کردید، اخیراً اسناد اسنودن که در اختیار الجریره قرار گرفت فاش کرد در اسناد موساد آمده است؛ ایران در حال انجام فعالیت‌های لازم برای تولید سلاح‌های هسته‌ای نیست. این ارزیابی دقیقاً بر خلاف ادعاهای نتانیاهو در مجمع عمومی سازمان ملل و نهادها و سازمان های خاص علیه برنامه هسته‌ای ایران نیست؟

جنبه جالب این قضیه گستاخی خود اسرائیلی هاست. اسرائیل از حدود 40 یا 50 سال پیش تسلیحات هسته ای در اختیار داشته است. تخمین زده می شود که آنها حدود 100 یا 200 عدد تسلیحات هسته ای در اختیار دارند. آنها یک کشور متجاوزند. اسرائیل پنج بار به لبنان تجاوز کرده است. اسرائیل اشغالگریِ غیرقانونی کرده و حملات بی رحمانه ای را نظیر حمله تابستان گذشته در غزه انجام داده است. آنها تسلیحات هسته ای در اختیار دارند. این اسرائیل است که تاکنون چندین بار دیگران را به استفاده از سلاح‌های هسته‌ایِ خود تهدید کرده است. آنچه که مهم است این است که اسرائیل نمی خواهد کشور دیگری به عنوان قدرت منطقه ای بازدارنده اقدامات غیر قانونی این کشور شود.

 

وبگردی