۰

پس از 14 سال دوری

  • ۴بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
امام خميني ره

روز دهم اسفند 1357 یکی از تاریخی‌ترین روزهای پر شور و شادی‌آفرین برای مردم قم به شمار می‌آید؛ از آن رو که حضرت امام از آن شب ظلمانی که او را به تبعید بردند و از آن پس یاد و نام او همواره زمزمه نیمه‌شب خداپرستان این مرز و بوم بود، بعد از بیش از 14 سال دوری اکنون داشت نزد این مردم باز می‌گشت.

حال و هوای مردم قم در این روز وصف ناشدنی است. جمعیت در تمام سطح شهر از کوچه و خیابان و بازار و میادین موج می‌زد و تا کیلومترها جاده قم به تهران را پوشانده بود. گویی شهر همه یک‌دل شده بود و این دل به یاد او می‌تپید؛ یا همه یک چشم شده بود در انتظاری شیرین به شیرینی وصل و لقاء؛ با چنین اوصافی حضرت امام وارد قم شد و عالی‌ترین جلوه‌های محبت و دوستی و صمیمت و عشق رقم خورد. حضرت امام پس از ورود به قم، ساعت‌های زیادی طول کشید تا در ازدحام مردم بتواند وارد مدرسه فیضیه شود و با کلام گهربار خود آیه‌های حکمت و نور بر جان این مردم جاری سازد.

به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) حضرت امام خمینی(ره) در این بیانات ضمن تشکر از عواطف و احساسات مردم بزرگ قم، و قدردانی از اقدامات آن‌ها در تجدید حیات اسلام نکاتی چند را متذکر شدند:

«اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم

بسم اللَّه الرحمن الرحیم

جنایات دودمان پهلوی

من از عواطف شما ملت ایران تشکر می کنم. من شما ملت رنجدیده را فراموش نمی کنم. من از عهده تشکر شما برنمی آیم. من از خدای تبارک و تعالی سلامت و سعادت ملت ایران را خواستارم.

ملت ایران با جان و خون خود اسلام را زنده کرد، تجدید حیات کرد برای اسلام و مسلمین؛ کوششهای قریب سیصد ساله استعمار و اجانب را خنثی کرد. قریب سیصد سال اجانبْ تبلیغات کردند: تبلیغات بر ضد اسلام، تبلیغات بر ضد همه ادیان، تبلیغات بر ضد روحانیت. در زمان این پدر و پسر این تبلیغات اوج گرفت. این عمال اجنبی در این پنجاه و چند سال تمام حیثیات ملت ما را پایمال کردند. این پدر و پسر خیانتها کرده اند که روی تاریخ را سیاه کرده است. این پدر و پسر جنایتهایی در ایران کرده اند که ما نمی توانیم عُشر او، صد یک او را بیان کنیم. اینها ملت ما را به اسارت کشاندند؛ اینها خزاین ما را به یغما برده اند؛ اینها نیروی انسانی ما را از بین بردند. از همه مهمتر نیروی انسانی است. کوشش کردند که جوانهای ما را عقب نگه دارند، دانشگاههای ما را عقب نگه دارند، مدارس علمیه ما را نگذارند مشغول به کار خودشان باشند.

بیمه شدن اسلام با شهادتها

من از شما ملت ایران و از شما قمیها باید تشکر کنم که در این قیام یکی دو ساله اخیر تمام نقشه های آنها را نقش بر آب کردید و عمال استعمار را از مملکت خودتان راندید، و بقیه ای که مانده اند اینها هم خواهند رانده شد. دست استعمار را کوتاه کردید؛ منفعت خواهان را، چپاولگران بین المللی را، دستشان را قطع کردید. خون دادید، جوان دادید لکن خون و جوان شما به نفع اسلام و برای اسلام بود. اسلام عزیزتر از آن است که ما خوف داشته باشیم که خونمان یا جوانانمان در راه او شهید شود. اسلام شهیدان زیاد داشته است. امیر المؤمنین- سلام اللَّه علیه- شهید اسلام است و برای اسلام شهادت پیدا کرد. حسین بن علی در راه اسلام شهید شد. ما باکی از شهادت نداریم، ما باکی از کشته دادن نداریم. شما ملت ایران که با خون خود، با جوانهای خود اسلام را بیمه کردید، دست اجانب را قطع کردید، شما بر همه ما منت دارید. من از همه شما منت می کشم؛ من خادم همه شما هستم. من نمی توانم شکر این نعمتی که به ما داده است و آن، غیرتمندان ایران- سرتاسر ایران- است، نمی توانم از عهده شکر آنها برآیم.

خرابی کشور و آبادانی گورستانها

شما این راه را تا اینجا رساندید. اینها رفتند از ایران و یک مملکت خرابی و یک قبرستانهای آبادی برای ما گذاشتند. قبرستانهای ما را با قبرهای جوانهای ما آباد کردند و مملکت ما را خراب کردند. آشفتگی مملکت ما و از هم ریختگی مملکت ما طوری نیست که بتوان با یکی دو سال و با مدت قلیل جبران کرد. این محتاج به این است که همه ملت ایران دست به هم بدهند و با هم این خرابه را آباد کنند. ننشینند که دولت آباد کند؛ دولت نمی تواند آباد کند. ننشینند که روحانیت آباد کند؛ روحانیت تنها نمی تواند آباد کند. همه با هم، همه با هم، از کشاورز و کارگر تا صانع و ملّا، تا روحانی و دانشگاهی، تا اداری و ارتش، همه با هم، همه با هم باید کمک کنند. این نهضت که تا اینجا رسیده است نیمه راه است؛ فقط دزدها را بیرون کردید، خرابکارها را بیرون کردید؛ لکن خرابه مانده است. مهم برای ما خرابه است؛ مهم این است که این خرابه ای که برای ما گذاشته اند با همت والای شما، با همت عظیم ملت بزرگ ایران، این خرابه از سر آباد شود.

ضرورت بیداری و هوشیاری ملت

بیدار باشید! هوشیار باشید! مفسده جوها در کمینند، اجانب در کمینند. آنها نخوابیده اند، شما هم نباید بخوابید؛ شما باید هوشیار باشید. آنها مشغول نقشه هستند از طریقهای مختلف، با فرمهای مختلف. آنها می خواهند حالا که رژیم منحط سلطنتی از بین رفت، با فرمهای دیگر به میدان بیایند و باز همان منافع را تجدید کنند و باز همان چپاولگریها را بکنند و باز همان اختناق را از سر بگیرند.

ملت عزیز بیدار باشید! ما به هر چه دست می گذاریم خراب است. فرهنگ ما خراب است، باید تجدید بشود. فرهنگْ فرهنگِ استعماری است، باید زیرورو بشود. معلمان استعماری باید بروند. آنهایی که تا کنون در خدمت استعمار و رژیم سلطنتی بودند باید بروند و به جای آنها پاکدامنها بیایند، دانشمندان پاکدامن بیایند. ما بسیار بسیار آشفتگیها داریم. ما باید همه با هم به این آشفتگیها خاتمه دهیم، به این خیانتها خاتمه دهیم. با هوشیاری و بیداری نهضت خود را از دست ندهید. اگر خدای نخواسته این نهضت رو به سردی برود، آمادگیِ برگشتِ همان مصایب را داشته باشید. اگر بخواهید ایران را نجات بدهید، اسلام را نجات بدهید، قرآن کریم را نجات بدهید، باید این نهضت را نگه دارید. در مواقع مقتضی تظاهر کنید، اجتماعات کنید. دیگر امروز تظاهرات تظاهراتِ غیر آرام نیست. باید این نهضت محفوظ بماند، باید این ملت زنده بماند.

اسلام در خدمت مستضعفان

گذشت آن زمانی که یک پاسبان بر ما حکومت می کرد؛ گذشت آن زمانی که یک استاندار بر ما حکومت می کرد؛ گذشت آن زمانی که یک ستاره دار «1» بر ما حکومت می کرد. امروز همه در خدمت شما هستند، در خدمت اسلام هستند. این نعمت را قدر بدانید، سستی و سردی به خودتان راه ندهید؛ نگویید که او رفت و تمام شد. خیر، استعمار مطالعه کرده است؛ سیصد سال یا بیشتر مطالعه کرده: مطالعه روحیات شما را کرده است، مطالعه طوایف مختلف ایران را کرده است؛ به این نتیجه رسیده است که باید اختلاف بیندازد بین طوایف مسلمین؛ اختلاف بیندازد در هر شهر؛ اختلاف ایجاد کند. با نغمه های مختلف شما را از هم جدا کند: روحانیت را از مسلمین جدا کند، دانشگاه را از روحانیین جدا کند، کارگر را از مردم و از روحانیین جدا کند. روحانیت در خدمت کارگر است؛ اسلام در خدمت مستضعفین است. اینها که دعوی می کنند که کاری نشده است، اینها برای تفرقه اندازی است. کار بسیار بزرگ شده است؛ لکن کار بزرگتر هم مانده است. اگر کسانی درصدد تفرقه اندازی شدند، آنها را از خودتان طرد کنید، اجازه ندهید که حرفهایی بزنند که تفرقه بیاورد. کارگران بیدار باشند! اینها می خواهند عصر سابق را برگردانند. کشاورزان بیدار باشند! اینها می خواهند شما را باز به شکست کشاورزی بکشانند. شما کشاورزان، که بزرگترین پشتیبان ملت هستید، باید به کار کشاورزی خودتان ادامه بدهید. الآن وقت کشت است، کشت بهاره بکنید. شما کاسبها و کسبه و تجار محترم، در ارزاق عمومی با مردم مراعات کنید؛ گرانفروشی را کنار بگذارید، حس تعاون پیدا کنید؛ حس انسانیت پیدا کنید. ضعفا را مراعات کنید؛ تخفیف بدهید. از گرانی، از گران قیمت کردن اجناس، از گرانفروشی اجناس اجتناب کنید. همه با هم باشید. برادرید شما. همه اقشار برادرند؛ همه با هم باشند. مراعات هم را بکنید. از آن چیزهایی که در این پنجاه سال در بین شما زیاد شد از قبیل دروغ گفتن، از قبیل خدعه کردن، از قبیل گرانفروشی، از اینها احتراز کنید. امروز سایه اسلام روی سر شماست؛ امام زمان به شما نظر دارد، پیغمبر اکرم به شما نظر دارد، خدای تبارک و تعالی پشتیبان شماست.

داراییهای دودمان پهلوی

ما بسیار کارها در پیش داریم که باید من بعضی از آنها را برای شما عرض کنم. من در این آخر که از تهران می خواستم بیرون بیایم، دستور دادم که تمام املاک و دارایی سلسله منحوس پهلوی و تمام دارایی آن اشخاصی که وابسته به او بودند و این ملت را چاپیدند مصادره بشود. برای طبقه ضعیف مسکن ساخته بشود. در سرتاسر ایران برای ضعفا مسکن می سازیم. همین دارایی شاه سابق و خواهر و برادرش برای یک مملکت، برای آباد کردن یک مملکت کافی است. ما عمل می کنیم، حرف نمی زنیم. تمام کمیته هایی که در تمام اطراف ایران هست موظفند که آنچه به دست آمد از مخازن ایران، هر چه که اینها بردند و مخفی کردند و اتباع آنها بردند و مخفی کردند، آنها را که به دست آمده است به بانکی که شماره اش را بعد تعیین می کنند تحویل بدهند که برای کارگرها، برای مستضعفین، برای بینوایان، هم خانه بسازند هم زندگی آنها را مرفه کنند.

آبادی دنیا و آخرت به وسیله اسلام

ما علاوه بر اینکه زندگی مادی شما را می خواهیم مرفه بشود، زندگی معنوی شما را هم می خواهیم مرفه باشد. شما به معنویات احتیاج دارید. معنویات ما را بردند اینها. دلخوش نباشید که مسکن فقط می سازیم، آب و برق را مجانی می کنیم برای طبقه مستمند، اتوبوس را مجانی می کنیم برای طبقه مستمند، دلخوش به این مقدار نباشید. معنویات شما را، روحیات شما را عظمت می دهیم؛ شما را به مقام انسانیت می رسانیم. اینها شما را منحط کردند؛ این قدر دنیا را پیش شما جلوه دادند که خیال کردید همه چیز این است. ما، هم دنیا را آباد می کنیم و هم آخرت را. یکی از اموری که باید بشود همین معناست که خواهد شد. این دارایی از غنایم اسلام است و مال ملت است و مستضعفین. و من امر کرده ام به مستضعفین بدهند، و خواهند داد. و پس از این هم تخفیفهای دیگر در امور خواهد حاصل شد؛ لکن یک قدری باید تحمل کنید. به این نغمه های باطل گوش نکنید؛ آنها حرف می زنند ما عمل می کنیم. آنها شما را می خواهند دلسرد کنند از اسلام؛ اسلام پشتیبان شماست.

حاکمیت فرم و قانون الهی

ما پس از این، راجع به بانکها هم طرح هایی داریم که از این وضع رقّتبار برگردد، از این وضع استعماری برگردد. باید تمام این کاخهای وزارتخانه را، وزارتخانه ها را که میلیون ها، میلیاردها مال ملت در آن صرف شده است، باید اینها تبدیل بشود به یک چیز معتدل اسلامی. این فرمْ فرم خارجی است، فرم اجنبی است، فرم طاغوت است. در دادگستری «کاخ» درست شده است لکن دادگستری نیست، دادخواهی نیست، فقط کاخ است. کاخها باید برود، دادخواهی به جای آن بنشیند. بانکها بتدریج باید تعدیل بشود، و «ربا» بکلی قطع بشود.

من باید به مَصادر امور بگویم که، اخطار کنم که، این قدر ضعف نفس به خرج ندهید! دنبال این نباشید که فرم غربی پیدا کنید. بیچارگی ما این است که دنبال این هستیم که فرم غربی پیدا کنیم، دادگستری ما دادگستری غربی باشد، قوانین ما قوانین غربی باشد.

این قدر ضعیف النفس نباشید! ما قانون غنی داریم؛ ما قانون الهی داریم. آنهایی که فرم غربی را بر فرم الهی ترجیح می دهند، اینها از اسلام اطلاع ندارند. آنهایی که می گویند نمی شود اسلام را در این زمان پیاده کرد، برای این است که اسلام را نشناخته اند؛ نمی فهمند چه می گویند.

مبارزه با فساد و محو آثار طاغوت

ما مبارزه با فساد را با دایره امر به معروف و نهی از منکر که یک وزارتخانه مستقل بدون پیوستگی به دولت، با یک همچو وزارتخانه ای که تأسیس خواهد شد ان شاء اللَّه مبارزه با فساد می کنیم؛ فحشا را قطع می کنیم؛ مطبوعات را اصلاح می کنیم؛ رادیو را اصلاح می کنیم؛ تلویزیون را اصلاح می کنیم؛ سینماها را اصلاح می کنیم. تمام اینها به فرم اسلام باید باشد. تبلیغاتْ تبلیغات اسلامی، وزارتخانه ها وزارتخانه های اسلامی، احکامْ احکام اسلام. حدود اسلام را جاری می کنیم؛ خوف از اینکه غرب نمی پسندد نمی کنیم.

غربْ ما را خوار کرد؛ غرب روحیات ما را از بین برد. ما را غربزده کردند؛ ما این غربزدگی را می زداییم. ما با ملت ایران، با همراهی ملت ایران، با پشتیبانی ملت ایران، تمام آثار غرب را- تمام آثار فاسده، نه آثاری که تمدن است- تمام اخلاق فاسده غربی را، تمام نَغَمات باطله غربی را خواهیم زدایید. ما یک «مملکتِ محمدی» ایجاد می کنیم. بیرق ایران نباید بیرق شاهنشاهی باشد، آرمهای ایران نباید آرمهای شاهنشاهی باشد؛ باید آرمهای اسلامی باشد. از همه وزارتخانه ها، از همه ادارات، باید این «شیر و خورشید» منحوس قطع بشود؛ عَلَم اسلام باید باشد. آثار طاغوت باید برود. اینها آثار طاغوت است؛ این تاج آثار طاغوت است؛ آثار اسلام باید باشد.

تضعیف اسلام در تضعیف دولت و ارتش است

آقا بیدار باشید! دولت بیدار باش! ملت بیدار باش! کم کم شما را دوباره نکشانند به آنجا. از الآن باید این مسائل حل بشود. البته تدریج هم می خواهد؛ تدریج دارد اما شروع می کنیم، ما شروع می کنیم! البته مهلت هم می دهیم به دولت؛ باید مهلت بدهیم. به این حرفهایی که زده می شود در اطراف که «چه شد، چه کردید، چه خواهد شد»، به اینها گوش ندهید؛ اینها می خواهند تضعیف کنند دولت ما را. تضعیف دولت ما تضعیف اسلام است. دولتْ دولت اسلام است. تضعیف ارتش ما تضعیف اسلام است. تضعیف نکنید. البته تصفیه می شود؛ تمام ادارات تصفیه می شود، تمام وزارتخانه ها تصفیه می شود. دزدها بیرون می روند، خیانتکارها بیرون می روند. لکن همه خیانتکار نیستند؛ امَنا باقی می مانند، عزیزند.

شما ملت ایران پنجاه و چند سال- آن قدری که جوانهای ما، یک قدری مُسِنهای ما یادشان است یا بیست سال- آنکه همه شما تقریباً یادتان است- صبر بر همه مصایب کردید تا صبرتان تمام شد. یک مقدار هم مهلت بدهید که دولت کار خودش را بکند. البته بعضِ انتصابات، اشتباه بوده است- عمداً نبوده است؛ دولت عمداً خلاف نمی کند. بعضِ انتصابات اشتباه بوده است. و همین طور ستاد ارتش- رئیس ستاد- خیانت عمدی نمی کند؛ نصب خائن را عمداً، نمی کند. اشتباه ممکن است. هر جا اشتباه شد تذکر بدهید؛ تضعیف نکنید. آنهایی که می گویند شما باید اینها را تضعیف کنید یا تبلیغاتی می کنند که موجب تضعیف است، آنها خائنند؛ آنها می خواهند که دولت را تضعیف کنند، ارتش را تضعیف کنند تا از نو یک سازمان دیگری درست کنند که ملت و همه چیز ما را دوباره برگردانند به حال اول. بیدار باشید!

آرمان ملت، «جمهوری اسلامی»

ما تا آخرْ نفس ایستاده ایم. من این یک سال، دو سال آخر عمر را وقف شما کرده ام. از شما می خواهم، از ملت می خواهم که این نهضت را نگه دارند تا تأسیس حکومت عدل اسلامی. از آن وقت تا حالا می گفتید تا مرگ این کذا «1» نهضت ادامه دارد، حالا باید بگویید تا اقامه حکومت اسلامی نهضت ادامه دارد. آنکه ملت ما می خواهد جمهوری اسلامی است نه جمهوری فقط، نه جمهوری دمکراتیک، نه جمهوری دمکراتیک اسلامی؛ «جمهوری اسلامی»

آنچه که من از شما ملت ایران می خواهم، این است که بیدار باشید؛ خون عزیزان خودتان را هدر ندهید. کلمه «دمکراتیک» را از آن نترسید؛ یا حذفش را نترسید. این فرمِ غربی است؛ ما فرمهای غربی را نمی پذیریم. ما تمدن غرب را قبول داریم لکن مفاسدش را نمی پذیریم. آنکه خون داده همین توده بوده است؛ آنکه جوان داده است، همین توده بوده است. یک دسته ای بیرون بوده اند، اشراف و اعیان هم بالاها نشسته بودند، و شما خون دادید؛ شما جوان دادید؛ خانه های شما را سوزاندند. آنکه شما می خواهید آن باید بشود نه آنکه آنهایی که از اروپا و خارج آمده اند می خواهند؛ نه آنکه اعیان و اشراف می خواهند؛ نه آنکه حقوقدانها می خواهند. آنکه شما می خواهید میزان است. آنکه خون داده باید حرفش را شنید؛ رأی او مُتَّبَع است.

هشدار به روزنامه ها

روزنامه ها خودشان را اصلاح کنند؛ خیانت نکنند به اسلام و مسلمین، خون مظلومان ما را هدر ندهند، تبلیغات سوء را منعکس نکنند؛ توطئه ها را جلوگیری کنند لکن همه مردم در آرا آزاد ند. وقتی رفراندم اعلام شد، رأی من حکومت جمهوری است، «جمهوری اسلامی» است. هر کس، هر کس که تبعیت از اسلام دارد، جمهوری اسلامی باید بخواهد. لکن، تمام مردم آزادند که آرای خودشان را بنویسند و بگویند، بگویند که ما رژیم سلطنتی می خواهیم، بگویند که ما برگشت محمد رضا پهلوی می خواهیم؛ آزادند! بگویند که ما رژیم غربی می خواهیم؛ «جمهوری باشد لکن اسلام نباشد»!

آزادی آرا در اسلام

از این آدمی که می گوید جمهوری باشد اسلام نباشد، باید پرسید که از اسلام چه می دانی و چه دیدی؟ چه بدی از اسلام دیدی؟ باید به آن گفت که این اسلام است که طاغوت را قطع کرد نه مردم؛ ایمان، طاغوت را قطع کرد نه من و تو! از اسلام چه بدی دیدی؟ آنکه می گوید ما جمهوری دمکراتیک می خواهیم یعنی جمهوری به فرم غرب، از اسلام چه بدی دیدید؟ چه می دانید از اسلام؟ اسلام تأمین آزادی، استقلال، عدل است . اسلام شخص اول مملکتش با یکی از رعایا فرق نداشت بلکه پایین تر از او بود در استفاده از مادیات. آزادی آرا در اسلام از اول بوده است، در زمان ائمه ما- علیهم السلام- بلکه در زمان خود پیغمبر آزاد بود. حرفهایشان را می زدند. ما حجت داریم. کسی که حجت دارد از آزادی بیان نمی ترسد لکن توطئه را اجازه نمی دهیم. اینها حرف ندارند، توطئه می کنند. ما آنها را دعوت کردیم، کسانی را وادار کردیم که دعوت کنند که اگر حرفی دارید بیایید در تلویزیون بگویید؛ مباحثه می کنیم با هم. تا حالا حاضر نشدند.

نمونه بودن قم

من از عواطف ملت ایران و از عواطف هموطنیهای خودم، قمیها تشکر می کنم من قبلًا گفته بودم که از قم «عِلم» منتشر می شود، از قم «قدرت» منتشر شد. قم نمونه بود و من مفتخرم که در قم هستم. من پانزده سال- یا قدری بیشتر- از شما دور بودم لکن دلم اینجا بود؛ با شما بودم. شما غیرتمندان، شما پاک جوانان، سرمشق همه شدید. و الحمد للَّه تمام ملت ایران، سرتاسر ملت ایران، با هم هم صدا شدند. و این قدرت الهی بود که طاغوت را شکست؛ این قدرت الهی بود که ابرقدرتها را از بین برد، و خواهد برد. ما دیگر اجازه نمی دهیم ابرقدرتها دخالت در مملکت ما بکنند.

روحانیون احیاگران اسلام

از اختلافات دست بردارید. رمز پیروزی ما اتحاد بود، همبستگی بود. از حوزه های علمیه تجلیل کنید ... به حرف هایی که می زنند و می خواهند شما را از حوزه ها جدا کنند، از مراجع جدا کنند، گوش ندهید. اینها غرض دارند. این حوزه های علمیه است که اسلام را تا حالا نگه داشته است. اگر روحانیون نبودند از اسلام خبر نبود. آنکه اسلام را زنده نگه داشته است در مواقع سیاه، در این زمانهای سیاه، همین روحانیین بودند. پشتیبانی کنید از اینها.

حوزه های علمیه در هر جا هست- در هر جا- حوزه های علمیه هم بیدار بشوند، هر جا هستند. امروز روزی نیست که حوزه های علمیه مثل سابق عمل کنند. سابقْ وضع دیگر داشت، حالا وضع دیگر. حوزه های علمیه بیدار باشند. تقوا را، تقوا را، تقوا را نصب عین خود قرار بدهید. فضلا، طلاب علوم دینیه! تقوا، تقوا، تنزیه نفس، مجاهده با نفس. یک مجاهد با نفس می تواند بر یک امت حکومت کند. مجاهده کنید، تهذیب کنید ... حوزه های خودتان را. همه باید تهذیب کنند خودشان را؛ همه ملت موظفند که تهذیب کنند.

اسلام، مکتب انسان سازی

مکتبِ اسلام مکتبِ تهذیب است؛ قرآن کتاب آدم سازی است؛ اتکال به قرآن بکنید. تعلیم از تعالیم عالیه اسلام بگیرید؛ اسلام انسان درست می کند، همان که اجانب، ابرقدرتها از او می ترسند؛ از انسان می ترسند و اسلام را می کوبند چون مکتب انسان سازی است. از آدم می ترسند و مدارس و دانشگاهها را می کوبند .... اینجاها مرکزی باشد که آدم درست کنند؟! یک آدم یک ملت را درست می کند. رسول اکرم یک آدم بود، یک انسان کامل بود و یک عالَم را تهذیب کرد. و یک فاسد یک ملت را فاسد می کند. یک محمد رضا پهلوی یک ملت را رو به فساد می کشاند. خداوند تعالی به همه شما نصرت عنایت کند. خداوند تعالی اسلام را تقویت کند. خداوند تعالی این روح نهضت را زنده نگه دارد. خداوند تعالی این قدرت اسلامی را حفظ کند. خداوند تعالی به مراجع و علمای ما عزت و عظمت عنایت کند. خداوند تعالی به ملت ما شجاعت عنایت کند.

و السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته»

(صحیفه امام، ج 6، ص: 269- 279)

انتهای پیام

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.