۰

تحلیل اندیشکدۀ بروکینگز دربارۀ آینده روابط ایران و ترکیه

  • ۶بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

ایرنا نوشت:



«ایتامار رابینوویچ» از محققان برجسته ی مرکز خاورمیانه در اندیشکده «بروکینگز» آمریکا، ششم فوریه ی جاری (17بهمن 1393) در تحلیلی نوشت: با آن که امپراتوری های ایران و عثمانی در نخستین سال های سده ی گذشته ی میلادی در خاورمیانه تسلط داشتند 2 کشور جایگزین آنها در بیشتر امور منطقه طی سال های بعدی قرن بیستم نقش چندانی ایفا نکردند. اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ورود ایران و ترکیه به عنوان 2 بازیگر قوی و تمام و کمال به صحنه و درگیری های خاورمیانه، تاثیر زیادی بر سیاست این منطقه گذاشته و می گذارد.

به اعتقاد وی، ایران و ترکیه کشورهای غیر عرب مسلمان و پرجمعیت خاورمیانه هستند که می خواهند روایت خود را از اسلام در جهان عرب و اسلام توسعه دهند. هر یک از آنها به شیوه خود به دنبال کسب برتری در منطقه است. تصور اردوغان از خویش به عنوان محبوب ترین رهبر در جهان عرب و دیدگاهش نسبت به ترکیه به مثابه الگوی برتر «اسلام دموکراتیک»، طی سال های 2008 تا 2011 میلادی به اوج رسید و اکنون در پی به دست آوردن منافع بیشتر در همسایگانش از جمله سوریه و عراق است. اما تلاش های ایران، موثرتر بوده است. ایران یک قدرت بزرگ منطقه ی خاورمیانه است که می خواهد بر وضعیت سیاسی این منطقه و شرایط کنونی آن تاثیر بگذارد.

در این میان، آمریکا پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در دهه 1990میلادی و در پی موفقیت در جنگ اول خلیج فارس و هم چنین به عنوان حامی روند به اصطلاح صلح اعراب و رژیم اسراییل، نفوذ و اعتبار کم سابقه ای در منطقه ی خاورمیانه به دست آورد. اما از آغاز قرن بیست و یکم به دلیل بعضی تحولات، اعتبار آمریکا در این منطقه کاهش یافت و دیدگاه واشنگتن نسبت به آن عوض شد. این تحولات شامل جنگ های ناموفق عراق و افغانستان، شکست 2 اقدام (یکی به وسیله ی دموکرات ها و یکی به وسیله ی جمهوری خواهان) برای تحمیل دموکراسی به جهان عرب، افول و شکست در روند صلح اعراب و رژیم اسراییل یا دقیق تر این رژیم و فلسطینی ها، کاهش اهمیت نفت خاورمیانه برای اقتصاد آمریکا، شکست واشنگتن در ایجاد توازن میان اصلاح طلبان در رخدادهای بهار عربی و واکنش منفعلانه به جنگ داخلی سوریه است.

همه ی این تحولات در مجموع باعث شده صاحب نظران به درستی بر کاهش منافع و نفوذ آمریکا در منطقه خاورمیانه صحه بگذارند. این کشور، اکنون نیز که رهبری ائتلاف نظامی علیه گروه تروریستی (دهشت افکن) داعش را برعهده گرفته نتوانسته است نقش مهمی در این زمینه ایفا کند. این موضوع که واشنگتن دیگر نمی خواهد سرباز پیاده نظام برای رویارویی با بحران های خاورمیانه به منطقه اعزام کند تاثیر زیادی در این منطقه و تضعیف موقعیت آمریکا و تقویت بازیگران منطقه ای مانند ایران و ترکیه داشته است.

از نگاه تحلیلگر موسسه ی بروکینگز « رخدادهای پنج سال پیش تاکنون به ویژه بهار عربی و هرج و مرج متعاقب آن، تاثیر زیادی بر نظام سیاسی منطقه ای داشته است. پنج کشور یعنی سوریه، عراق، لبنان، لیبی و یمن را اکنون می توان دولت های شکست خورده نامید. بحران سوریه به محمل خوبی برای جنگ های نیابتی میان ائتلاف های رقیب منطقه ای تبدیل شده است. ظهور ناگهانی گروه داعش که کنترل بخش هایی از خاک عراق و سوریه به دست گرفته و چالشی که به همراه دیگر گروه های بنیادگرا پدید آورده و می آورد، اکنون مساله و معضلی مهم برای بسیاری از کشورهای منطقه و نظام بین الملل است».

در این شرایط، اصول نظم بخش ِ خاورمیانه در سده و دهه های پیش (دوران جنگ سرد و قبل و بعد از آن) دیگر اعتبار ندارد. برای تعریف الگوی کنونی خاورمیانه بهتر است به چهار محور منطقه ای به ویژه بازیگری ایران و ترکیه اشاره کرد:

1. ایران و متحدان منطقه ای آن ؛ عراق، سوریه و حزب الله لبنان.

2. ترکیه و متحد منطقه ای آن مانند قطر و بازیگران غیر دولتی مانند اخوان المسلمین در اردن و مصر و جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) در نوار غزه.

3. کشورهای محافظه کار و میانه رو مانند عربستان سعودی و متحدانش در خلیج فارس، مصر در حکومت «عبدالفتاح السیسی» رییس جمهوری این کشور، مراکش و الجزایر.

4. محور گروه های بنیادگرا و تکفیری متشکل از داعش، القاعده و گروه های وابسته به آن ها در سراسر منطقه.

در این میان، ارتقای جایگاه و نقش آفرینی محورهای اول و دوم و بازیگران غیر دولتی مانند حزب الله و حماس برای رژیم اسراییل نگران کننده است. رویارویی نظامی این رژیم با گروه ها و سازمان های یاد شده از بسیاری جهت ها، نوعی درگیری نامتقارن یعنی درگیری میان یک ارتش متعارف با یک گروه غیر دولتی است. یک ارتش معمولی به سختی می تواند در این درگیری ها به پیروزی تمام وکمال دست یابد. حزب الله و حماس می توانند برای بازداشتن رژیم اسراییل به حمله ی نظامی، به زرادخانه های موشکی و راکتی خود تکیه کنند و در صورت بروز جنگ، این رژیم را به تشدید حملات و ماجراجویی های بیشتر وادارند و به این شکل افکار عمومی جهان علیه اسراییل شکل بگیرد و مشروعیت رو به افول آن وخیم تر شود.

از نظر «ایتامار رابینوویچ» حمایت های مالی، سیاسی و دیپلماتیک ترکیه از حماس و حمایت ایران از حزب الله و جهاد اسلامی فلسطین این 2 کشور را به بازیگرانی مهم در درگیری رژیم اسراییل با اعراب و فلسطینیان تبدیل کرده است. حمایت ایران و سوریه از حماس به دلیل جنگ داخلی سوریه تا حدی کم رنگ شده، اما به طور کامل از میان نرفته است. از این رو، احتمال وقوع درگیری مسلحانه در سال 2015 میلادی شامل سه طرح (سناریو) به این شرح است: وقوع جنگ دیگری با حماس در نوار غزه، درگیری عمده دیگری با حزب الله در جنوب لبنان و تغییر شکل رویارویی دیپلماتیک رژیم اسراییل با حکومت (تشکیلات) خودگردان فلسطین به یک رویارویی نظامی در کرانه ی باختری رود اردن و باریکه ی غزه.

«محمود عباس» رییس این تشکیلات با رویارویی نظامی مخالف بوده و هست. وی باور دارد روند قانونی و اقدام های حقوقی، رسمی و دیپلماتیک و تهدید راهکار تاسیس یک کشور مستقل فلسطینی، سلاح قدرتمندی در مجموعه تدابیر او است. اما عباس اختیار تمام و کمال در تشکیلات خودگردان ندارد، در کرانه باختری محبوب نیست و به یقین اگر حماس تصمیم به حمله نظامی در واکنش به ماجراجویی های مقام های تل اویو بگیرد عباس نمی تواند مانع آن شود. بنابر این احتمال قیامی دیگر با تصمیم فلسطینیان و حماس، جنبش جهاد اسلامی و گروه های نزدیک به جنبش ملی آزادیبخش فلسطین (فتح) علیه رژیم اسراییل در صورت ادامه ی بن بست سیاسی در روند گفت وگوهای به اصطلاح صلح خاورمیانه وجود دارد.

گزینه های فعلی رژیم اسراییل در سطح منطقه ای برای تدوین خط مشی های خود، بسیار محدود است. از چهار محور مهم سیاسی در منطقه، 2 محور اول، رویارویی خود با این رژیم را حفظ می کنند. این رویارویی در مورد ایران و متحدان آن مانند حزب الله لبنان روشن است. همچنین چشم اندازی در مورد بهبود روابط تل اویو و آنکارا وجود ندارد. اردوغان به حفظ روابط اقتصادی و دادوستد دوجانبه علاقه مند است اما به عادی سازی روابط دیپلماتیک تمایل نشان نمی دهد و خواستار از سرگیری روابط راهبردی هم نیست. احتمال صادرات گاز رژیم اسراییل از راه ترکیه همچنان ضعیف است و ترکیه یکی از منتقدان جدی این رژیم باقی خواهد ماند. پس در این شرایط، توانایی سران تل اویو برای تاثیر بر روند حوادث و تحولات منطقه ی خاورمیانه، محدود است.

5252

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.