اصول اخلاقی در سیره اجتماعی پیامبر(ص) چه بود؟

پيامبر اكرم ص ,اسلام,سبك زندگي,اخلاقي

مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی با انتشار مطلبی درباره سبک زندگی اجتماعی پیامبر اکرم(ص)، گفت: شایسته است امّت اسلام از اخلاق اجتماعی آن حضرت پیروی کرده و آن پیامبر رحمت و صاحب خلق عظیم را «اسوه» خود قرار دهند.

مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی با انتشار مطلبی درباره سبک زندگی اجتماعی پیامبر اکرم(ص)، گفت: شایسته است امّت اسلام از اخلاق اجتماعی آن حضرت پیروی کرده و آن پیامبر رحمت و صاحب خلق عظیم را «اسوه» خود قرار دهند.

به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، در این مطلب آمده است:

«اخلاق یکی از گسترده‏‌ترین و مؤثرترین اسباب ارتباط و تعامل انسان، با جامعه خویش است و آن چه به فرد کمک می‌کند تا بتواند موفقیت زیادی را دراین زمینه کسب کند، بهره‌گیری از الگوی مناسب اخلاقی است.

از این منظر، پیامبر اعظم(ص) عالی‌ترین سرمشق اخلاقی برای دنیای بشریت است. چرا که الگو بودن خُلق عظیم نبوی که عامل عمده نفوذ و محبوبیت ایشان در بین امّت و علت اساسی موفقیت ایشان در نشر دین بوده، بارها مورد تمجید کتاب آسمانی قرار گرفته است و خداوند او را به داشتن خلق عظیم ستوده است.. إِنَّکَ لَعَلی خُلُق عَظِیم(1)قطعاً تو را خلق و خویی والاست.

از این رو، پرداختن به سیره عملی و روش‌های اخلاقی پیامبر اکرم(ص)، که جنبه اسوه دارد، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

در چگونگی اخلاق اجتماعی رسول گرامی اسلام، محورهای متعددی در گفتار و رفتار پیامبر اکرم (ص) وجود دارد که در ادامه به برخی از آنها اشاره می‏‌کنیم. شایسته است امّت اسلام از اخلاق اجتماعی آن حضرت پیروی نموده، و آن پیامبر رحمت و صاحب خلق عظیم را «اسوه» خود قرار دهند.

1. امانت داری:

همه ادیان مقدس الهی، خصوصاً اسلام در تقویت این صفت نیک توصیه‌های فراوان کرده‌اند. قرآن مجید می‌فرماید: « اِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها؛ (2) همانا خداوند به شما فرمان می‌دهد که امانت‌ها را به اهل آن بدهید..»

امانت داری در سیره اجتماعی رسول خدا

این مهم در سیره زندگی رسول خدا (ص) قبل از بعثت و بعد آن مشهود بود به گونه‌ای که ایشان، قبل و بعد از بعثت به «محمّد امین» معروف بود و مردم اشیای گران بهای خود را نزد آن حضرت به امانت می‌سپردند. حتی در شب هجرت (لیلة المبیت) که رسول خدا (ص) مخفیانه از مکه خارج شد، امانت‌های مردم را که اغلب از کفار بودند، نزد «امّ ایمن» نهاد و به امیرمؤمنان علیه السلام فرمود که در موقع مناسب به صاحبانش برگرداند.

امیر مؤمنان علیه السلام فرمود: سوگند می‌خورم که لحظه‌ای قبل از وفات پیامبر(ص)، سه بار از او شنیدم که فرمود: « یا اباالحسن اد الامانه الی البر و الفاجر فیما قل و جل حتی فی الخیط و المخیط؛ ای علی! امانت را به نیکوکار و بد کار پس بده، کم باشد یا زیاد، حتّی نخ و سوزن..» (3)

توجه به این روایات و امثال آن که در کلمات معصومین به وفور دیده می‌شود،‌ حاکی از اهمیت بسیار زیاد امانت داری است که قوام و بقای روابط اجتماعی بر پایه اعتماد عمومی از جمله آثار آن است.

2. وفای به عهد

در آموزه‌های دینی وفای به عهد و پیمان یکی از نشانه‌های دینداری و علامت ایمان، شناخته شده است (4) وفای به عهد به اندازه‌ای اهمیت دارد که قرآن کریم یکی از ویژگی‌های نماز گزاران را وفای به عهد ذکر کرده، (5) بلکه یکی از ویژگی‌های تقوا و صداقت و ایمان راستین را وفای به عهد شمرده است (6) خداوند برای ورود به بهشت شرط هایی گذاشته است، از جمله فرموده: وَ أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُم (7) به عهد و پیمانی که با من بسته‌اید وفادار باشید تا من نیز به پیمان خود نسبت به شما وفا کنم.

پایبندی رسول خدا(ص) به عهد و پیمان

پیامبر(ص) که پیام‌آور وحی و فرمان الهی بود، خود الگو و آینه تمام نمای عمل به دستورات و فرامین خداوند است؛ از این رو ایشان (ص) سخت پایبند، به عهد و پیمان بودند و به آن توصیه و سفارش می‌فرمودند و از بد قولی و پیمان شکنی به شدت منع می‌کردند.

از عمار یاسر روایت شده که می‌گوید: «من گوسفندهای خاندانم را در بیابان می‌چراندم، محمد(ص) نیز گوسفندان مردم مکه را می‌چرانید، به محمد(ص) گفتم: آیا می‌خواهی گوسفندان را به بیابان فخ ببریم که آن را علفزار خوبی یافتم؟ فرمود: آری حاضرم. فردای آن روز گوسفندان خود را به بیابان فخ روانه ساختیم، دیدم محمد(ص)از من پیشی گرفته؛ ولی جلو گوسفندان ایستاده آنها را از چریدن در آن علفزار رد می‌کند. گفتم: چرا آنها را باز می‌داری؟ فرمود: من با تو وعده کردم که گوسفندان را با هم به این چراگاه بیاوریم، از این رو نپسندیدم که قبل از تو گوسفندانم را وارد این علفزار کنم..» (8)

امام صادق(ع) فرمود: «رسول خدا(ص) با مردی قرار گذاشت که در کنار صخره معینی در انتظار او بماند، تا او بر گردد. امام(ع) فرمود: حرارت شدید آفتاب باعث رنج پیامبر(ص) در کنار آن صخره شده بود، یاران پیامبر به او گفتند: چه اتفاقی می‌افتد؛ اگر به سایه بروی؟ پیامبر خدا فرمود: میعادگاه ما در همین نقطه است، من اینجا منتظر خواهم ماند و اگر نیامد، خلف وعده از او سرزده است».. (9)

پیامبر(ص) پیمان‌های زیادی با افراد و قبایل و طوایف گوناگون می‌بست که بعضی از آنها بسیار مهم و دارای تاثیرات بزرگی بودند؛ از جمله دو پیمان «عقبه» که شالوده حکومت اسلامی را تشکیل دادند و بعدها تاثیری بزرگ بر جای نهادند.. این پیمان‌ها که به روابط مسلمانان با مردم مدینه مربوط می‌شد، سرانجام به هجرت مسلمانان و تدوین قانون اساسی انجامید. (10)

رسول خدا(ص)از همه مردمان در پایبندی به عهد و پیمان و وفاداری جدی‌تر و برتر بود و هرگز خلاف قرار و پیمان و آنچه لازمه وفاداری است، عملی نکرد.. امام علی(ع) در توصیف آن حضرت(ص) فرمود: « کان اوفی الناس بذمه..»(رسول خدا(ص) از همه مردم نسبت به آنچه (پیمان بسته و) تعهد کرده بود، با وفادارتر بود.. (11)

سیره مدیریتی پیامبر(ص)بر پایبندی به عهد و پیمان استوار بود و آن حضرت(ص)هرگز خلاف آن نکرد، چنانکه در « عمرة القضا» طبق پیمانی که بسته بود، عمل کرد و قدمی از آن تجاوز ننمود..(12)

3. صداقت و راستگویی:

یکی دیگر از اصول اخلاقی رسول خدا در اجتماع، صداقت و راستگویی بود. این اصل به اندازه‌ای اهمیت دارد که بسیاری از فضائل اخلاقی جز به رعایت آن محقق نمی‌شود. مثلا انسان دروغگو نمی‌تواند به وعده‌ای که داده، عمل کند؛ زیرا از لوازم پای‌بندی به عهد و پیمان، راستگویی است.

صداقت و راستگویی رسول خدا(ص)

صداقت و راستگویی رسول خدا(ص)چیزی نبود که از انظار مردم مخفی بماند همگان می‌دانستند که آن حضرت(ص) جز راست نمی‌گوید، حتی دشمنان سرسخت وی نیز بدین امر اعتراف داشتند؛ در روایتی آمده که ابوجهل به پیامبر(ص)گفت: «ما شخص تو را تکذیب نمی‌کنیم، بلکه آن‌چه را که آورده‌ای تکذیب می‌کنیم..» (13)

هم‌چنین نقل شده، «روزی ابوجهل با پیامبر(ص)ملاقات کرد، در این دیدار، او با حضرت مصافحه کرد، شخصی به او اعتراض کرد که چرا با پیامبر(ص)مصافحه کردی؟ گفت: به خدا سوگند می‌دانم که او راستگو و پیامبر خداست؛ ولی ما چه زمانی تابع عبدمناف بودیم؟» (14)

در برخی منابع روایت شده که ابوسفیان نیز علی‌رغم میلش در جواب هرقل امپراتور روم که از او پرسیده بود آیا پیش از آن که محمد(ص)ادعای پیامبری کند، نزد شما به دروغ‌گویی متهم بود یا نه، رسول خدا(ص)را به راستی و درستی ستوده بود.. (15)

به گفته ابن‌عباس کفار مکه خوب می‌دانستند که رسول خدا(ص)هرگز دروغ نمی‌گوید؛ او را امین می‌نامیدند؛ اما باز انکارش می‌کردند.. (16)

4. مساوات و مواسات

یکی از اصولی که پیامبر اعظم(ص) در روابط اجتماعی خود به آن پایبند بود و در حق دوست و دشمن، مسلمان و کافر آن را رعایت می‌کرد، عدالت و حق مداری بود.. اساساً یکی از اهداف مهم نبی مکرّم اسلام همانند پیامبران سلف، برقراری عدالت در تمام سطوح جامعه و متوازن ساختن سازمان اجتماعی بود.

پیامبر اکرم(ص) برای تحقق عدالت اجتماعی، کارهایی انجام داد که مبارزه با قشربندی‌های موهوم اجتماعی از مهم‌ترین آنها بود. ایشان با طبقه بندی اشراف و غیر اشراف، که عمدتاً از مادیات همانند ثروت، قدرت سرچشمه گرفته بود مخالفت کرد و برابری و مساوات انسان‌ها را به عنوان شعار خود مطرح کرد و فرمود:

«انّ الناس من عهد آدم الی یومنا هذا مثل اسنان المشط» (17) از زمان آدم تاکنون، همه انسان‌ها مثل دندانه‌های شانه با هم برابرند.

آن گاه نیز که حضرت قدرت سیاسی را در حجاز به دست گرفت و قبایل مهم به اسلام گرویدند، همان منطق روزهای نخست بعثت را تکرار کرد. امام باقر(ع)می‌فرماید:

پیامبر(ص) در روز فتح مکّه، اعلام نمود: «ایّها الناس! انّ اللّه اذهب عنکم نخوة الجاهلیة و تفاخرها بابائها، انّکم منِ آدم(علیه السلام)و آدم من طین.. الا انّ خیر عباداللّه عبد اتقاه» (18) ای مردم! خداوند خودبزرگ بینی و افتخار کردن جاهلی به پدران را از بین برد.. آگاه باشید! همه شما از آدم(ع)هستید و آدم از خاک.. بدانید! برترین بندگان خدا بنده‌ای است که تقوا پیشه کند.

در همین زمینه، درخواست برخی از مشرکان صاحب نفوذی که اسلام آوردن خود را به فاصله گرفتن آن حضرت از مسلمانان فقیر مشروط می‌کردند، رد کرد و کلام خدای متعال را پیروی نمود که در قرآن کریم چنین فرمان داد:

«وَلاَ تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ مَا عَلَیْکَ مِنْ حِسَابِهِم مِن شَیْء وَ مَا مِنْ حِسَابِکَ عَلَیْهِم مِن شَیْء فَتَطْرُدَهُمْ فَتَکُونَ مِنَ الظَّالِمِینَ» (19) و کسانی را که صبح و شام خدا می‌خوانند و جز ذات پاک او نظری ندارند، از خود دور مکن.. نه چیزی از حساب آنها بر توست و نه چیزی از حساب تو بر آنها، که اگر آنها را طرد کنی از ستمگران گردی.

5.عفو و گذشت:

یکی از خصلت‌های ارزشمند اجتماعی، عفو و گذشت است. برخورد نرم و مهرآمیز در روابط اجتماعی، بسیار اثرگذار و کارآمد و زداینده بسیاری از کینه‏‌ها و آرام‏‌کننده طوفان مخالفت‏‌هاست.

خدای متعال می‌فرماید: "وَ جَزَ ََّؤُاْ سَیِّئَةٍ سَیِّئَةٌ مِّثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُو عَلَی اللَّهِ إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الظَّلِمِین؛ (20) کیفر بدی مجازاتی همانند آن است، هر کس عفو و اصلاح کند، اجر و پاداش او با خدا است، خداوند ظالمان را دوست ندارد.."

در سیره اجتماعی پیامبر اکرم(ص)نیز، مهربانی و سازش با مردم ویژگی برجسته آن حضرت و شایسته پیروی است: "وَ أَمَّا الَّتِی مِنْ رَسُولِ اللّه‏ِ صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏ آله فَهُوَ أَنْ یدارِی النّاسَ وَ یعامِلَهُمْ بِالْأَخْلاقِ الْحَنِیفِیةِ؛ (21)

روشی که باید از پیامبر اکرم(ص)آموخت، سازش با مردم و رفتار کردن با آنان با اخلاق اسلامی و شایسته است".

مقدم داشتن عفو و گذشت بر انتقام جویی

پیامبر اسلام(ص)به عنوان پیام آور وحی الهی و رهبر و مقتدای خلق عالم، افزون بر بیان، در عمل نیز مظهر رحمانیت و رحیمیت و اهل گذشت بوده‌اند.. وقتی پیامبر اکرم(ص)در مکه برای دعوت مردم به خداپرستی ظهور کرد، با عکس العمل شدید مواجه گشت؛ و قریش از هیچ گونه آزار و شکنجه و افترائات و اهانت دریغ نورزیدند و او را فردی کذاب، ساحر، مجنون و...... معرفی می‌کردند و وقتی این اعمال سخیف را به اوج می‌رساندند، عکس العمل پیامبر(ص)این بود که: «اللهم اغفرلقومی بانهم لایعلمون» (22) بارالها قوم مرا مورد رحمت و مغفرت خویش قرار ده، زیرا اینان حقیقت را نمی‌دانند.

وقتی مکه فتح شد مسلمان‌ها پایکوبی می‏‌کردند و شعار می‏‌دادند امروز تلافی می‏‌کنیم.. حضرت فرمود نه درست است که مردم مکه خیلی مرا شکنجه دادند اما امروز که مکه را فتح کردیم امروز روز رحمت است روز انتقام نیست.. مردم مکه گفتند: یا رسول الله! می‏‌خواهی با ما چه کنی؟ ما یک عمری تو را شکنجه کردیم.. الآن در مکه پیروز شدی، فتح مکه است می‏‌خواهی چه کنی؟ (23) ...... گفت: برادرم یوسف چه کرد؟ مگر همه را نبخشید؟ برادرم، برادرهایش را بخشید، من کل شما را یکجا می‏‌بخشم.

** برای مطالعه بیشتر به کتب سیره رسول خدا از جمله منابع ذیل مراجعه فرمائید:

شیخ عباس قمی، کحل البصر، ترجمه محمد محمدی اشتهاردی

علامه سید محمد حسین طباطبایی، سنن النبی(صلی الله علیه وآله)، ترجمه عباس عزیزی

مرتضی مطهری، سیری در سیره نبوی(صلی الله علیه وآله)

حامد منتظری مقدّم، صلح های پیامبر(صلی الله علیه وآله)

مصطفی دلشاد تهرانی، سیره نبوی(صلی الله علیه وآله)

پی نوشت‌ها:

1.. قلم (50) آیه 4 ..

2.. نساء (4) آیه 58 ..

3.. علامه مجلسی، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بیروت - لبنان، 1404 هجری قمری، ج74، ص 274.

4.. حسن بن شعبه بحرانی، تحف العقول، ترجمه احمد جنتی، مؤسسه امیر کبیر، ص 329..

5.. معارج (70)، آیه 32..

6.. بقره (2)، آیه 177..

7.. بقره (2) آیه 40..

8.. شیخ عباس قمی، کحل البصر، ترجمه محمد محمدی اشتهاردی، انتشارات ناصر، چاپ اول، ص 179..

9.. علامه طباطبایی، سید محمد حسین، سنن النبی،(ص)، عباس عزیزی، انتشارات صلاة، چاپ دهم، 1385، ص 105..

10.. حمید الله، محمد، نامه ها و پیمان های سیاسی حضرت محمد (ص) و اسناد صدر اسلام، ترجمه دکتر سید محمّد حسینی، تهران، سروش، چاپ دوم، 1377، ص 75..

11.. دلشاد تهرانی، مصطفی، سیره نبوی(ص)، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، چاپ اول، 1373، ج 3، ص 447..

12.. همان،3، ص 448، ماجرای عمرة القضاء، را در کتاب های تاریخی و همچنین در ص 448 کتاب مذکور بنگرید ..

13.. حاتم، ابن ابی¬عبدالرحمن بن محمد(ابن ابی¬حاتم)؛ تفسیر القرآن العظیم، عربستان، مکتبة نزار مصطفی الباز، 1419، ج4، ص1282 و زمخشری، جارالله؛ الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ اول، 1418، ج2، ص18 و سیوطی، جلال الدین؛ الدر المنثور، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، 1404، ج3، ص9-10..

14.. سیوطی، جلال الدین؛ الدر المنثور، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، 1404، ج3، ص9-10 و حاتم، ابن ابی-عبدالرحمن بن محمد(ابن ابی¬حاتم)؛ تفسیر القرآن العظیم، عربستان، مکتبة نزار مصطفی الباز، 1419، ج4، ص 1283..

15.. بیهقی، ابوبکر؛ دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1405، ج4، ص385 و طبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الامم و الملوک(تاریخ الطبری)، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، 1387، ج2، ص647..

16.. زمخشری، جارالله؛ الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ اول، 1418، ج2، ص18 و قرطبی، محمد بن احمد؛ الجامع لأحکام القرآن، تهران، انتشارات ناصر خسرو، 1364ش، ج6، ص416..

17.. شیخ مفید، الاختصاص، قم، جامعه مدرسین، 1404، ص 341 / ؛ محمّدباقر مجلسی، ج 22، ص 348..

18.. ثقة الاسلام کلینی، الکافی، دار الکتب الإسلامیة تهران، 1365 هجری شمسی، ج 8، ص 231..

19.. انعام (4) آیه 52 ..

20.. شوری (42) آیه 40..

21.. علامه مجلسی، ج75، ص 291..

22.. همان، ج95، ص 167..

23.. ثقة الاسلام کلینی، الکافی، ج‏4، ص 225..

انتهای پیام

کد N732557