• ۴۲۱بازدید

هاشمی رفسنجانی داعش را پدید آورده؟

یک راست می روم سر اصل مطلب. آقای کچوییان مصاحبه ای کرده و گفته پیدایش داعش تقصیر هاشمی رفسنجانی است. هاشمی ارتباط ما را با گروه های اسلامی قطع کرد و باعث شد آن ها به سمت افراطی ها گرایش پیدا کنند و ازدل تفکر آن ها داعش به وجود بیاید. حقیقتا که عداوت را نهایتی متصور نیست.

خیلی چیزهای دیگر هم هستند بر وزن همین کلمه عداوت که نهایتی نمی توان برایشان متصور بود.نمونه اش همین سخنان جناب کچوییان که ظاهرا فلسفه خوانده است و تومنی هفت صنار با همگنانش توفیر دارد. اما عداوت عین غرض است و کافی است کسی از پس شیشه کبود غرض به عالم بنگرد تا هنر به کلی از چشمش پوشیده بماند.توضیح دادن به آقای کچوییان در حکم بخیه زدن بر آب است و بر یخ نوشتن. او تصمیم گرفته است دشمنی کند و از آن جایی که غایتی جز نابودی دشمن در ذهن ندارد از تئوری هدف وسیله را توجیه می کند استفاده می کند تا دشمن را از صفحه گیتی حذف کند و بنابراین نزدیک ترین راه و در عین حال موثر ترین راه را انتخاب می کند. داعش امروز منفور ترین گروه در بین همه اقوام و ملل است و اگر پیدایی داعش را بتوان به گردن کسی انداخت بدون شک او از چشم همگان خواهد افتاد و به دشمن درجه یک همگان بدل خواهد شد در این صورت سکوت در مقابل فجایع اقتصادی پاک ترین دولت تاریخ هم توجیه خواهد شد. پس چه کسی بهتر از هاشمی رفسنجانی که این روزها مخالفت با او نه تنها هزینه ای در پی ندارد که تازه جایزه و عنوان هم برای هتاک به ارمغان خواهد آورد و علاو بر این ها مردی شخص ضارب را نیز به اثبات خواهد رساند که در روزگار باژگونگی ارزش ها مردی بود فتاده را پای زدن.با همه این احوال و پیروزی بزرگی که آقای کچوییان در میدان مبارزه با آقای هاشمی رفسنجانی به دست آورده اند و تبریک بابت کشف این مهم که داعش را چه کسی پدید آورده آقای کچوییان باید به بعضی پرسش های بنیادین پاسخ بدهد.

یکی این که دوستان آقای کچوییان همه زورشان را می زنند تا بگویند آقای هاشمی خیلی هم آدم مهمی نیست و خیلی از خاطراتش بر پایه اوهام بنا شده اند. خب چطور می توان باور کرد آدمی که خیلی مهم نیست چنین نیروی حیرت آوری داشته باشد که علاوه بر آن که همه مشکلات یک سرزمین بزرگ و هشتادمیلیونی را به گردن او می اندازیم مشکلات منطقه ای و جهانی را هم به او نسبت دهیم؟کدام روایت را باور کنیم؟ممکن است آقای کچوییان بگوید دعوی دیگران به من چه ربطی دارد من پاسخگوی دعوی خودم هستم. ایرادی ندارد اما در آن صورت آقای کچوییان باید به ما پاسخ دهد اگر چنان که ایشان مدعی هستند آقای هاشمی رفسنجانی چنین نقش پر رنگی در نظام و انقلاب و منطقه و جهان دارند آن وقت تکلیف بقیه در مقابل اعمال و کردار به زعم آقای کچوییان ناپسند آقای هاشمی چیست؟ آیا آن بزرگان نمی دانستند هاشمی رفسنجانی در حال چه کاریست؟ اگر بگوییم نمی دانستند هوش و فراست و لیاقت آن ها را زیر سئوال نبرده ایم؟ اگر بگوییم می دانستند آیا آن ها را به چیزهایی بدتر متهم نکرده ایم؟ آقای کچوییان لطف کند و این ابهامات را برطرف کند.

توضیح ضروری این که: این حرف ها به معنای دفاع از آقای هاشمی رفسنجانی نیست. ایشان نیاز به دفاع ندارد. داشته باشد هم بنده کاره ای نیستم که بخواهم چنین وظیفه ای را عهده دار شوم. فقط خواستم بگویم دشمنی هم آدابی دارد و قواعدی که بد نیست آن را رعایت کنیم.

 

وبگردی