۰

سفری متفاوت؛ از گورباچف تا پوتین

  • ۱۳بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

علی اکبر ولایتی، مشاور امور بین الملل رهبر معظم انقلاب چهارشنبه هشتم بهمن 1393 به عنوان فرستاده ویژه رییس جمهوری اسلامی ایران به مسکو سفر کرد و در دیدار با ولادیمیر پوتین رییس جمهوری روسیه، پیام روحانی را تسلیم وی کرد.

براساس گزارش پايگاه اطلاع رساني دولت، ولايتي در ديدار با پوتين که بيش از يک ساعت به طول انجاميد، ضمن تسليم پيام رييس جمهوري کشورمان، درباره موضوع هاي دوجانبه، چندجانبه و بين المللي بحث و تبادل نظر کرد. رييس جمهور روسيه در اين ديدار ضمن استقبال از توسعه همکاري ها ميان تهران و مسکو، ديدگاه هاي خود را نسبت به پيام رييس جمهوري ايران اعلام کرد.

اين سفر ياد آور سفر آقاي هاشمي رفسنجاني رئيس وقت مجلس شورا در تابستان سال 1368 به مسكو و ديدار با گورباچف آخرين رهبر اتحاد شوروي است كه آقاي دكتر علي اكبر ولايتي به عنوان وزير امور خارجه نيز حضور داشتند. در آن زمان ايران در محاصره شديد اقتصادي بود، اكنون نيز ايران در تحريم اقتصادي است. ولي چند مورد تغيير كرده است. اين بار ايران دست بالا را دارد. روسيه خواهان بهره گيري از تجربيات ايران براي مقابله با بحران و تحريم اقتصادي اروپاست. ايران در زمينه هاي نظامي و دفاعي توانمند شده است، در حالي كه در آن زمان ده ها قرارداد تسليحاتي با شوروي منعقد شده بود. اين بار آقاي ولايتي به عنوان مشاور رهبري در امور بين الملل است.

با فروپاشي اتحاد شوروي، ايران با همسايگان جديدي در درياي خزر، قفقاز و آسياي مركزي روبرو شد كه از اتحاد شوروي مستقل شده بودند و روسيه جانشين اتحاد شوروي گرديد. روابط ايران با روسيه جديد به سرعت گسترش يافت، اما هيچگاه به روابط و همكاري هاي استراتژيك نرسيد. روسيه با نوستالژي ابرقدرتي، علاقه اي به همكاري استراتژيك با ايران نداشت و ايران به عنوان يك كشور مستقل با سياست خارجي كاملا مستقل علاقه مند به پيوستن به اتحادهاي نظامي با همسايگان نبوده و نيست. شرايط ويژه فرهنگي و تمدني و نيز سياسي ايران را به عنوان كشوري منحصر بفرد تبديل كرده است.

سفر آقاي ولايتي به مسكو از ديدگاه هاي گوناگون مي تواند مورد بررسي قرار گيرد:

اينكه سفر آقاي ولايتي به روسيه و تحولات اخير منجر به استراتژيك شدن روابط ايران و روسيه شود، نامعين است، زيرا دو همكار استراتژيك بايستي همكاري هاي خود را بر پايه اي از بنيان هاي نظامي- امنيتي و سياسي استوار كرده باشد كه دو طرف بدون آن امكان تامين منافع ملي خود را در سطح مطلوب نداشته باشند و لذا گسستن اين پيوندها با دشواري و از دست رفتن بخشي از منافع همراه باشد. در شرايط كنوني اين شرايط نه براي ايران و نه براي روسيه وجود ندارد. هر چند اخيرا شوراي روابط بين المللي روسيه ميزگردي با محققان ايراني در مسكو براي توسعه روابط استراتژيك برگزار كرد، ولي اين آغاز راه است و تا رسيدن به تفاهمي قابل قبول و امضاي تفاهم نامه همكاري هاي استراتژيك بين دو دولت در راستاي همكاري يا اتحاد استراتژيك راه درازي در پيش است و هر كدام از طرفين داراي ساختارهاي سياسي، اجتماعي و نظامي متفاوتي هستند و استراتژي توسعه اي جدا گانه اي را دنبال مي كنند كه رسيدن به يك نقطه سربسر براي توافق راه درازي در پيش است.
با توجه به اختلافات روسيه و غرب بر سر اوكراين، سطح روابط تهران - مسكو در حال دگرگوني است. ايران توانايي و ظرفيت آن را دارد كه در بازار گاز اروپا ورود پيدا كرده و بخشي از بازارمصرفي اروپا را بدست آورد، اما از آنجا كه نياز به تكنولوژي و سرمايه خارجي دارد و كاري زمان بر است، و از سويي ايران تحت تحريم اتحاديه اروپاست، ورود به آن در كوتاه مدت امكان پذير نيست. ديگر اينكه نفت مورد نياز اروپا كه از روسيه تامين مي شود، مي تواند بازار خوبي براي ايران بعد از تحريم روسيه باشد. هر چند در اين زمينه تحركاتي از سوي ايران انجام گرفت، سبب ناخرسندي روسيه شد. روسيه ايران را در زمينه انرژي رقيب خود مي داند و به ايران هشدار داده است كه بازار انرژي اروپا چراغ قرمز روسيه است. حتي اينكه سهمي براي ايران در بازار انرژي اروپا تعريف شود، مورد موافقت روسيه نيست.

بر اساس اطلاعات صندوق بين المللي پول، سهم واردات ايران از صادرات روسيه در سال 2012 (پيش از بحران اوكراين) فقط 0.4% (چهار دهم درصد) بوده است. طي سال هاي 2006 تا 2012، هيچگاه سهم ايران از صادرات روسيه به يك درصد هم نرسيده است، حال آنكه در اين آمارها صدور تسليحات نيز منعكس شده است، كه در سرجمع اقلام واردات در سالنامه گمرك جمهوري اسلامي ايران منظور نمي شود. سهم ايران در واردات روسيه نيز بسيار ناچيز و قابل اغماض است و طي سال هاي 2006 تا 2012 اين سهم حتي كمتر از 0.2% (دو دهم درصد) بوده است كه رقمي ناچيز براي هر دو طرف شريك تجاري است. اگر در نظر بگيريم كه كشورهاي همسايه ايران از جمله امارت (واردات 10.9ميليارد دلار و صادرات 3.6 ميليارد دلار)، عراق (صادرات: 5.9 ميليارد دلار، واردات 68.5 ميليون دلار)، تركيه (صادرات: 1.6 ميليارد دلار و و اردات: 3.6 ميليارد دلار) و افغانستان (صادرات 2.4 ميليارد دلار، واردات: 32.3 ميليون دلار) هر يك به تنهايي چندين برابر اين ارقام با ايران روابط تجاري داشته اند، مي توان به كم اهميت بودن روابط تجاري با روسيه پي برد.

آيا ممكن است از اين پس شاهد قدرت گرفتن محور شرق باشيم. اصولا نگاه برخي در ايران به روسيه و پيمان شانگهاي نگاه چارچوب جنگ سرد است، حتي مقابله روسيه با غرب را در مساله اوكراين با همان نگاه ها دنبال مي كنند. اين نگاه گاهي با پارادايم هايي روبروست. زيرا هيچ كدام از شرايط آن زمان به استثناي، تعداد معدودي، از ميان رفته است. پيمان ورشو منحل شده و پيمان ناتو گسترده شده است. اگرچه پيمان شانگهاي در حال قدرت گيري است، ولي اعضاي اصلي آن به استثناي روسيه، تضادي با غرب ندارند و اقتصاد قدرتمندترين آنها، يعني چين به شدت به غرب وابسته است و استراتژي توسعه آن اقتصادي است. چهار عضو ديگر شانگهاي كشورهاي آسياي مركزي هستند كه نه از نظر نظامي و نه اقتصادي (به جز قزاقستان و تا حدودي ازبكستان كه آن هم موضعي لرزان دارد) توان رويارويي با يك قطب بندي نظامي-اقتصادي هم چون غرب را دارا نيستند و بيشتر دنباله رو روسيه در دستيابي به كمك هاي اقتصادي نظامي هستند. اعضاي ناظر نيز با غرب روابطي نزديك دارند. هندوستان و پاكستان با وجود تضاد آنتاگونيستي با يكديگر، كه مي تواند موجب افزايش آنتروپي سازمان شود، در عين حال با غرب روابطي نزديك دارند.

افغانستان ناظر با هند، چين، امريكا، بريتانيا، و آلمان پيمان همكاري استراتژيك امضا كرده است. بنابراين پيوستن ايران به اين سازمان به عنوان عضو، سبب ارتقاي جايگاه ايران نخواهد شد. ايران داراي موقعيت جغرافيايي بسيار مناسبي است كه استعداد زيادي براي تبديل شدن به قدرت منطقه اي را داراست كه بتواند اين جايگاه را به جايگاه ژئوپليتيكي رهنون شود. از ديگر سو ايران شاید جزو معدود كشورهايي باشد كه سياست خارجي مستقلانه اي دارد كه نه شرقي و نه غربي است. پيوستن ايران به شانگهاي با سياست هاي ايران هم سو نيست و بر موضع ايران در بين اعضاي غيرمتحدها مي تواند تاثيري منفي داشته باشد.

مي توان گفت كه مفهوم شرق آن گونه كه در دوره جنگ سرد بود، نمي تواند پديد آيد. اما كشورهايي كه از نظر چارچوب سياست خارجي مي توانند تا حدودي مستقل عمل كنند در چارچوب كشورهاي عضو جنبش غير متعهدها مي تواند صورت گيرد. در منطقه اي كه ما زندگي مي كنيم تقويت و گسترش اكو مي تواند به ايجاد يك ساختار همسان ياري رساند كه همه اعضاي دهگانه از آن بهره مند شوند. حتي عضويت ناظر روسيه و هندوستان در اين سازمان مي تواند به ارتقاي موقعيت و عملكرد ان ياري رساند؛ موردي كه كمتر بدان توجه مي شود.

به نظر مي رسد آينده روابط روسيه با كشورهاي همسايه و از جمله ايران وابسته به تصميم اتحاديه اروپا و كشورهاي گروه 7 از يك سو و 20 كشور داراي اقتصاد برتر است. مادامي كه وحدتي براي تحريم يا رفع تحريم روسيه وجود نداشته باشد و مساله اوكراين و در گام نخست تكليف شبه جزيره كريمه و شرق اوكراين و پذيرش عضويت اوكراين در پيوستن به ناتو حل نشده باشد، آينده نگري مسائل دشوار است. در اين زمينه رفتار روسيه مي تواند معادلات را دگرگون سازد.

سفر آقاي ولايتي براي ديپلماسي هسته اي ايران مي تواند تاثيري داشته باشد ولي اين تاثير در محدوده نقش روسيه به عنوان يكي از اعضاي داراي حق وتوي شوراي امنيت سازمان ملل تعريف مي شود. ديگر اينكه آقاي ولايتي به عنوان مشاور در اين سفر به ايفاي نقش مي پردازد كه به همراهي سفارت ايران در مسكو برخي مشاوره و مذاكرات را انجام داده اند. ديگر اينكه جزئيات اين سفر منتشر نشده است تا نسبت به آن گمانه زني كرد. راهي كه اكنون تيم مذاكره كننده دنبال مي كنند و به گفت و گو هاي رو در رو با آمريكا اقدام مي كنند، تاثيري بسيار بيشتر نسبت به نقش روسيه دارد.

اكنون نوعي ابهام در رفتار روسيه در برابر ايران پديدار است. روسيه در همه قطعنامه هاي شوراي امنيت سازمان ملل متحد در مساله پرونده هسته اي ايران راي مثبت داده است. البته برخي ها دوست دارند چنين وانمود کنند که روسيه به سبب علاقه بسيار به ايران، با تلطيف محتواي تند و سخت اين قطعنامه ها، به آنها راي مثبت داده است و شايد به نحوي تمايل دارند آن را مصادره به مطلوب کنند. تاخير در تکميل پروژه نيروگاه هسته اي بوشهر، زيان هاي جبران ناپذيري بر فضاي سياسي و اقتصادي ايران وارد کرد. زماني که براي تحويل نيروگاه و وارد شدن آن به مدار توليد انرژي در نظر گرفته شده بود، برهه اي بود که ظرفيت اين نيروگاه مي توانست تقريبا يک سي ام ظرفيت توليد انرژي ايران را تامين کند، اکنون ايران بيش از دوبرابر آن زمان ظرفيت توليد دارد. برخي از نيروگاه هاي حرارتي دردست ساخت ايران بيش از دوبرابر ظرفيت انرژي توليد نيروگاه هسته اي بوشهر، توان توليد خواهند داشت.

در اين سال ها، روسيه شريکي غيرقابل اعتماد براي شرکاي خود بوده است. از اين منظر، تنها کافي است گفته شود درست در برهه اي که ژنرال هاي روسي به زعم خود، تاريخ هاي دقيقي در باره حمله نظامي غرب به ايران مي دادند و ايران را نسبت به حمله نظامي قريب الوقوع آمريکا مي ترساندند، سامانه دفاع موشکي اس300 را تحويل ندادند و قرارداد تحويل را يکجانبه نقض کردند. اقدام ايران براي ارجاع پرونده به مراجع داوري بين المللي آنان را ناخشنود کرد و ايران را به مقابله تهديد کردند. شايبه تمايل و علاقه روسيه به تطويل روند پرونده هسته اي ايران نيز وجود دارد. روسيه از اين فضا بهره مي گيرد و ما تاکنون در ايران کمتر راجع به شناخت اين فضا و معرفي آن اقدام کرده ايم. جا دارد در اين زمينه، طرحي براي آسيب شناسي اين روابط از سوي مراکز استراتژيک صورت گيرد و توصيه هاي سياستي براي تصميم گيران ارايه شود.

به نظر مي رسد با توجه به قول مساعد روسيه براي همكاري با ايران، آقاي ولايتي در ديدار با آقاي پوتين مساله سامانه دفاع موشكي اس 300 را نيز مطرح كرده باشد و از حق ايران براي دستيابي به اين سامانه كه در دوره رياست جمهوري آقاي مدودف تحويل آن را متوقف كردند، دفاع و خواستار تحويل آن شده باشد.

پوتين قصد آن دارد که دوباره قدرت شوروي را احيا کند. اما اگر حتي دوباره يک جهان دوقطبي به وجود بيايد، ظهور روسيه ابرقدرت غيرممکن خواهد بود، زيرا قدرت هاي جديدي به صورت کشور يا منطقه در حال شکل گيري هستند که امکان پديدآمدن جهان دوقطبي يا تک قطبي را غيرممکن مي کند. پس روسيه در روياي ظهور به عنوان قدرتي جهاني در يک جهان چندقطبي است. تنها شانس روسيه به عنوان قدرتي تاثيرگذار در محيط بين الملل از نظر حقوقي، داشتن کرسي دايم در شوراي امنيت سازمان ملل و از نظر نظامي- استراتژيک توان هسته اي است که آن را به عنوان قدرتي اتمي مطرح مي کند که از هر دو اين ابزار براي اشغال نظامي اوستياي جنوبي و آبخازيا (در حاکميت دولت گرجستان) در سال 2008 و شبه جزيره کريمه (در حاکميت دولت اوکراين) در سال 2014 به نحو مطلوب استفاده کرده است تا بتواند به بازيابي هويت ابرقدرتي از دست داده روس ها در دوره شوروي در اذهان ملي گرايان روس دست يابد.

بنابراين حضور فعال روسيه در پرونده هسته اي ايران، روسيه را در محيط بين الملل مطرح مي کند. اين فضا سعي دارد ايران هراسي را در محيط بين الملل مطرح کند تا روسيه بتواند در جنوب کشور خود، متحدي براي خود دست و پا کند که نه آن را به عنوان متحد و نه شريکي استراتژيک بداند. در اين راستا روسيه به جهت ادامه به کارگيري تئوري دربرگيري از سوي غرب که در دوره شوروي اعمال مي شد و اين بار در زمينه روسيه به کار برده مي شود، مي تواند از قلمرو ايران براي خروج از انزوا بهره گيرد (در اين باره با نظري به انديشه استراتژيک ايجاد «کريدور بين المللي ترانزيت شمال- جنوب» مي توان به اين استراتژي پي برد). روسيه در دکترين نظامي و برنامه هاي استراتژيک خود در نگاه به جهان، براي ايران اهميت چنداني قايل نيست و ايران را حتي در چارچوب همسايگان خود نيز مورد ملاحظه قرار نمي دهد، بلکه در نگاه به قاره آسيا، آن را هم نه به عنوان قدرتي مطرح، بلکه مانند ساير کشورهاي ديگر در نظر دارد. اکنون که روسيه از سوي غرب تحريم شده، روسيه هم به کريدور ترانزيت نظري مثبت پيدا کرده و هم مي خواهد بازارهاي خود را به روي ايران بگشايد؛ چيزي که تاکنون در برابر آن مقاومت مي کرد. از آغاز فروپاشي شوروي تاکنون، ظرفيتي محدود براي صادرات کالاهاي ايران به روسيه وجود داشته که تا حدود 300 ميليون دلار بيشتر نبوده است. اکنون سخن از 10 برابرشدن و افزايش ظرفيت هاي موجود است و اين شائبه پيش آمده که روسيه با ايران مهربان شده است. مي توان پرسيد که اين ظرفيت هاي خالي براي ايران از کجا تامين خواهد شد و در کجا و در کدام بازار روسيه، جايگزين خواهد شد؟

روسيه داراي دو ابزار ديگر است که مي تواند او را از مخمصه هاي گرفتارشده رهايي دهد؛ صنايع هوا-فضا و تسليحات. اما اوکراين بخشي از اين فضا بوده است، بنابراين تحريم روسيه و دورشدن اوکراين از مدار روسيه، زيان هاي سختي بر فضاي تکنولوژيکي روسيه وارد کرده است. صنايع نظامي و فضايي اوکراين مکمل روسيه بوده است. در کنار کاهش صدور تسليحات، ارتش روسيه به بازسازي تکنولوژيکي نياز دارد که در اثر تحريم دچار آسيب مي شود. از سوي ديگر کوشش غرب براي رويارويي نظامي با روسيه و کشيدن اين کشور به مسابقه تسليحاتي معادله را به ضرر روسيه بهم خواهد زد. روسيه حتي پيش از تحريم غرب هم از نظر اقتصادي نمي توانست وارد مسابقه تسليحاتي شود؛ اکنون که به طريق اولي، ضعيف تر و ناتوان تر خواهد بود. روسيه سعي مي کند با دستيابي به انديشه همکاري هاي منطقه اي (همچون امنيت دسته جمعي، اتحاديه گمرکي اوراسيا) و تقويت شانگهاي (نشان دادن چراغ سبز براي پذيرش ايران به عنوان عضو دايم) جايگاه خود را ارتقا دهد و زيان هاي ناشي از صدور انرژي به غرب را با انعقاد قرارداد صدها ميليارد دلاري با چين جبران کند؛ چيزي که به زعم استراتژيست هاي غربي در نهايت روسيه را به پمپ بنزين چين تبديل خواهد کرد. قدرت نوظهور در آسيا و در نزديکي روسيه، ايران است. البته روسيه تمايلي به قدرت گيري ايران ندارد.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.