فارین پالیسی: جنگ جهانی در داخل جهان اسلام

واحد مرکزی خبر نوشت:

پایگاه اینترنتی فارن پالسی در گزارشی به قلم جیمز تراب با عنوان جنگ جهانی در داخل جهان اسلام می نویسد:
به دنبال تهاجم آمریکا به عراق، نورمن پودهورتز نظریه پرداز نومحافظه کار نیویورکی در مقاله ای نوشت مقابله در برابر افراط گرایی اسلامی منجر به بروز  جنگ چهارم جهانی خواهد شد.
پودهورتز برای ارائه این نظر شامه تیزی داشت اما بسیاری از مفسران راست گرا و چپ گرا نیز می دانستند که حمله شوکه کننده القاعده به خاک آمریکا، سرآغاز دور جدیدی از جنگ بین غرب و افراط گرایان اسلامی است.
اما این جو زمانی که تروریست ها در ارتکاب حملات غیرعادی مشابه - دست کم در آمریکا- ناکام ماندند و همچنین به دنبال شکست مضحک جنگ در عراق فرو نشست.
با این حال در شرایط موجود استفاده از عبارت جنگ جهانی چندان اغراق آمیز به نظر نمی رسد. تشکیل خلافت خودخوانده  در قلب جهان اسلام و نیز قتل گروهی از کاریکاتوریست ها در قلب اروپا ، اسلام افراطی را موثرتر ، قدرتمندتر و حتی تهدید برانگیز تر از زمانی که این جنبش به رهبری تعداد اندک شماری در مخفیگاه ها و غارها شکل گرفت ، به نمایش گذاشت.
جرج فریدمن از تحلیلگران سیاسی و مدیر موسسه تحلیل اطلاعات جهانی استارت فور اخیرا در مقاله ای نوشت جنگ بین دو جهان اسلام و مسیحیت آغاز شده است.
آرون دیوید میلر تحلیلگر آمریکایی امور خاور میانه نیز درگیری با افراط گرایان اسلامی را مبارزه نسل ها و جنگ طولانی نامیده است.
در واقع افراط گرایی اسلامی به معنای جنگ در داخل تمدن غیرغربی است که غرب نیز درگیر آن شده است. مدت ها پیش از القاعده نیز تروریست ها، تفنگداران آمریکایی را در لبنان ، خطوط هواپیمایی اروپا و آمریکا و نهادهای یهودی و کنیسه ها هدف قرار داده اند.
اما در حملات یازده سپتامبر آمریکا و لحن سخنان اسامه بن لادن سرکرده شبکه القاعده به پودهورتز و دیگر مفسران سیاسی دلیل خوبی داد تا باور کنند اسلام افراطی در برابر غرب اعلان جنگ کرده است.
آن لحن و تاکتیک ها تا امروز به شکل حمله در شارلی ابدو ، توطئه ها علیه آمریکا و اقدامات تروریست ها در لندن ، مادرید و دیگر شهرها ادامه یافته است.
اما حتی اگر بگوییم که وارد جنگی بین افراط گرایی اسلامی و مدرنیته شده ایم ، مکان این درگیری ها از غرب به خود جهان اسلام در حال انتقال است. این امر مفهوم پیدایش و گسترش گروه دولت اسلامی عراق و شام داعش را روشن می کند.
خلافت  در عراق و سوریه در واقع نشانگر تهدید بسیار جدی برای غرب است اما این امر چالشی نیز برای دولت های اسلامی در منطقه محسوب می شود.
همانند القاعده ، گروه داعش نیز بیگانه ای ساخته غرب در نظر گرفته می شود اما برخلاف القاعده ، این گروه مدلی را ارائه کرده است که منعکس کننده سنت های حاکم در دوره پیش از اسلام مدرن است. گروه داعش با سرعتی متحیر کننده در لیبی ، نیجریه و افغانستان گسترش یافته است.
حملات 11 سپتامبر آمریکا در واقع این ایده نادرست را القاء کرد که ظهور افراط گرایی اسلامی با محوریت توجه به غرب صورت گرفته و لازم است غرب به منظور شکست آن وارد جنگ با تروریسم شود .
اما افراط گرایی اسلامی درباره اسلام و حکومت هایی است که تحت لوای دین حکومت می کنند و تصور این موضوع دشوار است که آنها پیش از آن که دولت های عربی مشروعیت واقعی خود را نزد شهروندانشان به دست آورند ، دست از تلاش های خود بردارند.
برخی در غرب به سیاست های ملی به عنوان راه حلی در زمینه مهاجران مسلمان می اندیشند و برخی دیگر که شمار آنها چندان زیاد نیست استفاده از زور در خارج از کشور را راه اصلی می دانند. آمریکا و اروپا نمی توانند بگذراند گروه داعش کنترل خود را بیش از این بر اراضی تصرف شده تحکیم کنند ، با این حال نبرد واقعی باید از سوی عراقی ها ، سوری ها و دیگر نیروهای محلی صورت گیرد.
غرب می تواند از خودش دفاع کند اما نمی تواند کار چندانی برای تغییر وضع و شرایط این درگیری ها انجام دهد.
در حقیقت اگر ما با جنگ در داخل یک تمدن دیگر مواجه هستیم ، بسیاری از ابزارهایی که در جریان جنگ سرد استفاده کردیم بی فایده خواهد بود. از سال های نخست درگیری های طولانی علیه اتحاد جماهیر شوروی سابق ، آمریکا به طور آشکارا و نهان درگیر دیپلماسی دشواری برای نشان دادن برتری سرمایه داری دموکراتیک بر کمونیسم شد.
جرج دبلیو بوش رئیس جمهور سابق آمریکا نیز به بلافاصله به دنبال حملات یازده سپتامبر ، تلاش خود را برای احیای آن و ارائه پیامی جدید به جهان اسلام به کار گرفت.
البته راهبرد آمریکا در دوران جنگ سرد ارائه حمایت نظامی ، اقتصادی و دیپلماتیک به متحدانی بود که از سوی کمونیسم تهدید می شدند. با کمرنگ شدن جنگ سرد و در جریان تصدی جیمی کارتر و رونالد ریگان روسای جمهور سابق آمریکا ، این کشور خطر انتقاد کردن از متحدانی نظیر شیلی و فیلیپین را به جان خرید.
به دنبال وقایع 11 سپتامبر ، جرج دبلیو بوش چنین نتیجه گرفت که حمایت از حکومت های استبدادی در خاور میانه به راهبردی برای دفاع از خود تبدیل شده است. وی در سخنرانی خود سال 2008 گفت این کشور تا زمانی که کل مناطق جهان دستخوش تنفر و حکومت های استبدادی باشند ، در معرض خطر قرار خواهد داشت و این موضوع اساس سیاست بوش برای پیشبرد دموکراسی در خاور میانه قرار گرفت.
وقایع عراق که بوش آن را فرصتی برای ثابت کردن این موضوع می دانست که دموکراسی می تواند در جهان عرب ریشه دواند ، بیشتر مقاومت در برابر تلاش های آمریکا را نشان داد تا آن که بنا نهادن اصول دموکراتیک را به نمایش گذارد. علاوه بر آن دولت جرج دبلیو بوش دریافت هنوز هم به متحدانی نظیر مصر و البته عربستان سعودی نیاز دارد.
اما باراک اوباما رئیس جمهور کنونی آمریکا با توجه به این ناکامی ها ، بر دکترین quotation mark تعامل quotation mark با دولت های استبدادی به امید کسب کمک آنها در دستیابی به اهداف جهانی نظیر خلع سلاح هسته ای جهانی تاکید دارد. بهار عربی نیز منجر به آن شد که رئیس جمهور آمریکا بار دیگر این ادعای بوش را تصریح کند که اجرای اصلاحات دموکراتیک در خاور میانه به نفع آمریکا بوده است.
تصمیم اخیر باراک اوباما برای تغییر برنامه های خود به منظور دیدار از عربستان سعودی بلافاصله پس از مرگ پادشاه این کشور در واقع نشان داد که چه قدر واشنگتن به منابع سنتی اعراب تکیه دارد. سعودی ها آماده پیوستن به غرب در مبارزه علیه گروه داعش هستند همانند ایران در دوران حکومت شاه که آماده برای ایستادگی در برابر کمونیسم بود.
البته گمان می رود زمانی ، آمریکا از حمایت خود از خاندان سلطنتی آل سعود پشیمان شود ، همان طور که در خصوص شاه ایران صورت گرفت.
اما منفعت هایی که سعودی ها به شکل نفت و امنیت ارائه می دهند ، بیش تر از نفوذ وهابی های متعصبی است که پادشاهان سعودی تحت عنوان آنها حکومت می کنند و نیز سرکوب بی رحمانه ای است که موجب می شود اسلام دشمن دموکراسی ، حقوق بشر و آزادی بیان نشان داده شود. به طور روشن تر این گونه می توان گفت که عربستان سعودی بیش تر سرچشمه افراط گرایی تا مقابله با آن است.
بله جنگ طولانی در پیش خواهد بود اما نه بین  ما و آنها  بلکه این جنگ در داخل جهان اسلام است.

26149

کد N721349

وبگردی