۰
یادداشت میهمان/ عباسعلی کدخدایی

۳ گانه پیروزی امام خمینی(ره)/ «جنود رحمانی» رهبر انقلاب

  • ۳بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

مشاور عالی دبیر شورای نگهبان در یادداشتی با تبیین سیره امام(ره) به سه مولفه از اصول ایشان و مقام معظم رهبری در پیروزی و مدیریت انقلاب پرداخت و نوشت: انقلاب اسلامی هرگز بی نام خمينی(ره) شناخته نمی‌شود.

به گزارش خبرنگار مهر عباسعلی کدخدایی مشاور عالی دبیر شورای محترم نگهبان به مناسبت فرارسیدن سی و ششمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی طی یادداشتی که در اختیار خبرگزاری مهر قرار داد به تبیین سیره امام خمینی(ره) و شاخص مقام معظم رهبری در مدیریت انقلاب پرداخت.

متن کامل این یادداشت به شرح زیر است: 

«انقلاب اسلامی ایران همچون نوری تابان بر تاریكی های ظلم و ستم طاغوت تابید و روشنی بخش محیط پیرامونی مردمی مهربان، صبور، آرمان گرا و واقع نگر شد، كه بی عدالتی را برنتابیدند و با ویران كردن كاخ اشرافیت، تفرعن، اباحه‌گری و وادادگی، بنیانهایی بس بلند و سترگ را پی ریختند به امید آنكه دیگر بادهای سنگین نامردمی ها قادر نباشند این سروقامتان همیشه تاریخ را قد خم كنند.

اراده پولادین این مردم صبور و ظلم ستیز شجره ای طیبه را به ارمغان آورد تا همیشه تاریخ آن را به نظاره بنشیند و سر در گرو راهبری دانا و پارسا بسپرد تا دیگر بار ره گم نشود. مردمی كه او را باور كردند و او هم. مردمی كه خود را با او شناختند و او نیز مردم را. و مردمی كه با او همراه شدند تا قله های تكامل و سعادت را بپیمایند و به مقصد اعلی برسند.

او آمد تا مسیر را نشان دهد و نه خود را، او آمد تا سبك زندگی را آموزش دهد مبادا نشانی اشتباه دیگران موجبات گمراهی را فراهم كند.

او آمد، اما قبل از هر چیز از خود جدا شد، او آمد اما بیش از همه از تعلقات گسست، او از حق خویشتن گذشت تا احقاق حق من و تو را بنماید. او از آزادی گذشت تا آزادی را به ارمغان آورد. او از بندگی‌ها رها شد تا بنده خوب خدا شود. او اما خودباور بود و این خود باوری را به پیكر خسته مردم تحت ستم هدیه می‌كرد. او اما مردم باور بود و مردم نیز او را در آغوش كشیدند. و بالاخره او خدا باور بود و خدا نیز او را برگزید تا ما را به سر منزل مقصود رهنمون شود. سه‌گانه باور به خود، باور به مردم و باور به خدا رمز پیروزی او بود كه اعجاز قرن نام گرفت و آن‌گونه شد كه انقلاب اسلامی هرگز بی نام خمینی(ره) شناخته نمی شود.

راهبر نهضت اسلامی ایران در مردم و خدا مستحیل شد و جز به امر خدا و برای مردم راهی دیگر را نشان نمی داد. او دستورگرائی بود كه حكم خداوند را مطیع بود و غیر آن را بر نمی تابید و تلاش داشت تا اوامر الهی در كالبد بی جان انسانهای خسته ولی مشتاق دمیده شود تا حیات طیبه یابند و خود به سوی معبود پرواز كنند. او پرواز به سوی آزادی و به سوی معشوق را آموخت تا بدون اتكا به دیگران حركت درس همیشه زندگی باشد. او پی ریزی بنای عظیم نظامی را به انجام رسانید كه به سوی روشنائی اوج می گیرد و دیگر دغدغه برگشت به دوران سیاه طاغوت روح بی آلایش آنان را آزار ندهد.

او امام مردمی شد كه عقلانیت اسلامی را در وجود او متبلور می دیدند. او راهبر ملتی شد كه معرفت واقعی خداوند را در چهره اش شاهد بودند. او سیمرغ دلیرانی شد كه طول راه و خار مغیلان مسیر پرخطر، غمی بر چهره شان نمی نشاند. او سیاستمداری بود كه بیش از هر چیز بر قانون تكیه ورزید و اندك سلیقه های متفاوت را مانع طی راه نمی دانست. او شمعی بود پرفروغ كه شعاع نورش حتی از مرزهای جغرافیایی هم عبور كرد و راه را به گمراهان نشان می داد.

او قانون مداری بود مصلحت گرا، اما مصالح عالی نظام و مردم را مدنظر داشت و نه مصلحت شخصی. او دستورگرائی بود تیزبین كه آن را برای طی مسیر لازم می دانست و نه به عنوان هدف غائی. او مسلمانی بود همچون دیگران كه سهمی بیش از دیگران برای خود قائل نبود.

او خودباوری بود كه خوداتكائی را به جوانان آموخت و تهدید و تطمیع او را كارگر نمی افتاد.

تاكید بر تدوین منشور ملی (قانون اساسی)، تاكید بر اجرای آن، پرهیز از قانون گریزی از او رهبری بی مانند ساخت كه احكام الهی را تابع بود و از سكولاریسم مخفی مبتلابه قشر روشنفكر و دیگران انتقاد می كرد.

او هدف را خدا می دانست و راه را اجرای احكام اسلامی. او مردم را عشق می ورزید و مردم نیز او را و همین راه درست بود كه با قلبی مطمئن به دیار ابدی شتافت. او مطمئن از استحكام بنای سیاسی- اجتماعی خود ره به سوی معبود برد و اگر چه بحرانهای زیادی را پشت سرگذاشت اما با قلبی آرام طی مسیر كرد و این نه مبالغه و تعارف كه واقعیت وجودی او بود.

او مطمئن و آرام به حیات نوین پای گذاشت كه می دانست بعد از حضرتش نیز مسیر با راهبری دیگر همان خواهد بود.

خلف صالح او رهبر بزرگوار انقلاب نیز در ادامه راه امام(ره) از اسلامی دفاع می کند که نه متحجر است و نه لیبرال. او از اسلام معنویت، عقلانیت و عدالت دفاع می کند. معنویت را اساس کار و عقلانیت را ابزار کار می داند. او هم چون خمینی کبیر حفظ حکومت را از اوجب واجبات می داند و از همین رو اجازه نمی دهد که این شجره طیبه در معادلات جهانی حل شود و هویت مردم فداکار و مستقل آن از بین برود. رهبری امروز باور دارد که ملت بیدار شده است و در صراط مسقیمی قرار دارد که انقلاب برای آنان به ارمغان آورده است. او شاخص اصلی کشور را امام(ره) می داند که رفتار و گفتار او سیره ای است مستند و مستحکم برای آنان که بدنبال پیروزی نهایی هستند. راه امام(ره) ایمان به خدا، ایمان به خود و ایمان به مردم بود .

تعریف او از انقلاب همانی است که در صدر اسلام واقع شد. چرا که انقلاب اسلامی هدفمند و سنجیده بود که متکی بر حضور توده های مردم است، مردمی فداکار و مومن که بر مبنای شریعت و برای استقرار آن تلاش می کردند. او مردم را جنود رحمانی می داند که «هو الّذی ایّدک بنصره و بالمؤمنین» و مهم آنکه این حرکت مخلصانه مردم توسط عبد صالحی هدایت می شد که خود مومن به مردم و حرکت آنان بود و حضورش ضامن عدم انحراف و طی صراط مستقیم انقلاب.

او صراحتا حیات طیبه ای را نوید می دهد که اسلام مد نظر دارد و تنها تلاش در این جهت را راه صواب انقلاب می داند. او که خود سه گانه باور به خود، به مردم و به خدای خود را داراست باور دیگری نیز دارد و او باور به عبد صالحی است که در او محو شده است و روح پر فتوح آن سفر کرده، او را همچنان موید است. او به این عبد صالح خدا کاملا ایمان دارد و  حرکت در راه او را ضامن سلامت و عدم انحراف شجره طیبه انقلاب می خواند. او با درس گرفتن از سیره امام(ره) تلاش دارد تا این امانت را به دست آیندگانی بسپارد که حرکت در صراط مستقیم انقلاب را مشق کرده و انحراف از اصول آن نداشته باشند.

نقشه راه او پای بندی به تدبیر و عقلانیت، خردگرایی و حکمت در تصمیم گیریها، جایگزینی حق عمومی به جای حق فردی، عمل به هنگام «العالم به زمانه لا تهجم علیه اللوابس»، توانایی و پر تلاش بودن، احساس مسولیت در دفاع از انقلاب و نظام، نهراسیدن از طعنه بدخواهان «لا یخاف فی الله لومه لائم»، سعه صدر و استقلال، اتحاد و همدلی و برائت از مخالفان و دشمنان نظام را سر مشق کسانی می داند که برای عزت و سربلندی این مرز و بوم  حرکت می کنند و ادامه راه امام (ره) را در مقابله و ایستادگی در برابر دشمن می بیند.

او اکنون قافله سالار کاروانی است که سی و شش منزل از منازل انقلاب را پشت سر نهاده و از سرزنشهای خار مغیلان غمی به خود راه نداه است بلکه هر بار در مواجه با سنگ اندازیهای دشمنان محکم و استوار چشم به مشعل فروزان انقلاب داشته تا از صراط مستقیم خود به بیراهه نرود. او امروز سکاندار کشتی آرمانهایی است که در دریای واقعیت ها به پیش می رود و به دیگران نیز روح و زندگی می بخشد و چون نگینی پر فروغ بر تارک منطقه و جهان می درخشد».

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.