توهین به پیامبر بازگشت به جاهلیت مضاعف است

سیاسی

در چهل و یکمین جلسه شرح و تفسیر نهج البلاغه، به مناسبت فقره ای از نامه شصت و نهم ، اشاره ای به حادثه تأسف بار اهانت نشریه فرانسوی به ساحت مقدس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شد. این بخش از درس گفتار ، برای آشنایی بیشتر با دلایل لزوم واکنش به این اقدام ضد انسانی ، جداگانه در پی می آید.

بسم الله الرحمن الرحیم. بحث راجع به نامه 69 نهج البلاغه بود.به این جمله رسیدیم که «وَعَظِّمِ اسْمَ اللهِ أَنْ تَذْکُرَهُ إِلاَّ عَلَی حَقّ»؛نام خدا را بزرگ بشمار و مبادا نام بزرگ خدا را جز بر حق یاد کنی.

این جمله دو بخش دارد که هر دو بخش اهمیت زیادی از نظر تربیتی و اخلاقی دارد.در قسمت اول می فرماید نام خدا را بزرگ بشمار.اولا دقت کنید که نفرموده «وَعَظِّمِ اللهِ» (خدا را بزرگ بشمار)؛ فرموده نام خدا را بزرگ بشمار و این خودش حاوی درس بسیار مهمی است.

 اسم یا همان نام که در فارسی می گوییم، به معنی نشانه و علامت است. وقتی می خواهیم مخاطب خود را به یک معنایی متوجه کنیم؛ چاره ای نداریم که با یک لفظ یا کلمه مقصود خود را منتقل کنیم تا مخاطب متوجه منظور ما بشود. وقتی می خواهیم به مخاطب بگوییم «آتش»، نمی توانیم آتش روشن کنیم. اسم آتش را می گوییم تا از این اسم، معنی منتقل شود. لذا به لفظ، «دال» یا «اسم» و به آن معنی «مدلول» یا «مسمی» و «معنی» می گویند. اسم برای این است که مخاطب به معنای واقعی مورد نظر ما منتقل شود. برخی می گویند که اسم از «وسم» و به معنای نشانه گرفته شده است.

ما در علم اصول بحثی مفصل و دقیق و شیرین درباره وضع الفاظ داریم که بیانگر چگونگی تخصیص اسم به یک معنی است و بعد رابطه اسم با معنی و مسمای خودش بحث می شود. ما نمی خواهیم الان به این مطلب بپردازیم. چیزی که الان مورد نظر من است، این است که آخر همه آن مباحث می فرمایند که اسم نقش آینه را برای مسمی دارد. خودش موضوعیتی ندارد. ابزار و وسیله ای است که معنای خودش را در خودش نشان می دهد. مثل ما که با نگاه کردن در آینه قصد دیدار خودمان را داریم نه آینه را. لذا این تعبیر را علمای اهل فن دارند که «اسم، فانی در مسمی است»، یا «اسم، مندک در مسمی است»؛ وگرنه به خودی خود معنایی ندارد. لذا اسامی از معانی خودشان کسب شرافت می کنند. یعنی اگر معنای شریف و بزرگی داشته باشند، آن اسم هم شرافت و عظمت پیدا می کند. در نقطه مقابل، اگر معنی، معنای حقیر و زشت باشد، آن لفظ هم در ذهن ما حقیر و زشت می شود. لذا می بینید که ما بعضی اسم ها را روی بچه هامان نمی گذاریم؛ چون یک کسی با این اسم بوده و آنقدر زشت عمل کرده که گویی این اسم هم بد شده است. اسامی به تناسب مسمای خودشان کسب شرافت یا حقارت و عزت یا ذلت می کنند. این نکته خیلی مهمی است که امیرالمومنین به ما یادآوری می کنند. یعنی اگر چیزی برای کسی ارزشمند است، اسم آن هم باید برای فرد ارزشمند باشد. اگر ما برای موجودی احترام و قداست و بزرگی قائلیم، باید در نام بردن او هم خود را نشان دهد. برعکس؛ نمی شود انسان از موجودی متنفر باشد و اسمش را با قداست نام ببرد. برای همین است که به ما دستور داه اند نام بزرگان خود را با احترام ببرید؛ نام پدر و مادر و معلم و یا هر کسی که به گردن ما حقی دارد. این حکم فطرت و عقل است.

 به قول سعدی:
بزرگش نخوانند اهل خرد
که نام بزرگان به زشتی برد


... یکی از بزرگترین بزرگان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم است. ببینید چقدر در قرآن تاکید شده که پیامبر را با عظمت نام ببرید. نه اینکه توهین نکنید؛ نام پیامبر را ساده و عادی نبرید. در سوره حجرات می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُکُمْ وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ»

ای کسانی که ایمان آورده اید (و عظمت و بزرگی پیامبر را پذیرفته اید) در سخن گفتن با پیامبر مواظب باشید صدای شما از صدای پیامبر بالاتر نرود (نشانه ادب است). به گونه ای که دو تا آدم عادی با هم صحبت می کنید و هم را خطاب می کنید، پیامبر را صدا نزنید. اگر این گونه صدا بزنید، هرچه عمل خیر کسب کرده اید از بین می رود؛ در حالیکه شما شعورش را ندارید و متوجه نمی شوید.

چرا اگر انسان اسم پیامبر را با عظمت نبرد و صدایش را بالا ببرد، اعمالش هبط می شود و چیزی در کارنامه اش نمی ماند؟ چون این بی ادبی نشان می دهد که ایمان در دل ما راسخ نبوده. اگر واقعا ایمان به پیامبر داشته باشیم و او را بشناسیم که اینطور با او صحبت نمی کنیم.

بلافاصله در نقطه مقابل می فرماید:«إِنَّ الَّذِینَ یَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ أُوْلَئِکَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِیمٌ »؛ آنهایی که موقع صحبت با پیامبر ادب نشان می دهند و صدایشان را پایین می آورند، این نشانه تقوای قلبی آنهاست. اگر انسان قلبا با تقوا باشد، لسانا هم اسم او را درست می گوید.


آنها که بی ادبانه از پیامبر نام می بردند همه اعمالشان هیچ می شود؛ و اینها که با احترام از پیامبر نام می برند، اگر خطایی کرده باشند بخشیده می شود و به کارهای نیکشان پاداش بزرگ تعلق می گیرد. این نشانه ادب است.

بعد می فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ یُنَادُونَکَ مِنْ وَرَاءِ الْحُجُرَاتِ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْقِلُونَ»؛ اینهایی که می آیند تو را همین طوری با خطاب «محمد! محمد!» صدا می زنند، عقل ندارند.


بی دلیل نیست که شرع مقدس به ما اینطور دستور داده است. باید بزرگی آنها در الفاظ ما هم آشکار شود.
بی احترامی و اهانت که حرام است. کسی که قصد اهانت ندارد هم اجازه ندارد با بی احترامی این اسامی را به زبان آورد.
هیچ فکر کرده اید که چرا خداوند متعال مس اسم پیامبر بدون وضو را حرام کرده است؟ چون این اسم، نشانه کس دیگری است. اگر من و شما هم نام پیامبر باشیم، اشکالی ندارد که بی وضو دست بزنیم؛ ولی نام او را بدون وضو نمی شود دست کشید. چرا؟ چون این اسم آدم عادی نیست. حتی خیلی از فقها مانند مرحوم آیت الله خویی هستند که اسامی همه انبیا و اسم مبارکه صدیقه طاهره را هم مشمول همین قاعده می دانند. چرا؟ چون این اسم به خاطر عظمت مسمای خودش عظمت پیدا کرده است. چرا می گویند هر وقت اسم پیامبر را شنیدید، صلوات بفرستید؟


با عظمت یاد کردن یک اسم نشان دهنده این است که آن مسمی در دل و جان ما بزرگ است. عکس این مطلب هم درست است. اگر در گفتگوهای خودمان اسم این بزرگان را با عظمت یاد کنیم، خود این عظمت الفاظ باعث تقویت عظمت قلبی ما هم می شود. بین لفظ و معنی رابطه دوسویه وجود دارد. هرچه اسامی را با بزرگی یاد کنیم، ایمان ما بیشتر می شود و هرچه ایمانمان به عظمتشان بیشتر شود، اسامی را هم با عظمت و بزرگی یاد می کنیم.


آنها که نام پیامبر خدا را بدون عظمت یاد می کنند عقل ندارند. دوران جاهلیت بود که این گونه اسم می برده اند. ظاهرا دنیا به همان جاهلیتی که بود برگشته است؛ حتی بدتر. آنها بدون قصد اهانت بی ادبی می کردند. اینها ادعای عقل و تمدن و پیشرفت دارند و با قصد و غرض، بی ادبی می کنند. اینها از آنها که هزار و چند صد سال قبل زندگی می کرده اند هم وحشی تر و جاهل تر هستند. این نشان دهنده این است که در دل و جان اینها هیچ روزنه ای از احترام به معنویت نیست و آن چیزی انسان را غصه دار می کند همین است وگرنه خاک پاشیدن به خورشید که اثری در خورشید ندارد. همه این دستوراتی که به ما داده اند برای همین است که شما یاد بگیرید و ما یاد بگیریم که آدم بزرگ را باید با بزرگی یاد کرد. « لَا تَجْعَلُوا دُعَاءَ الرَّسُولِ بَیْنَکُمْ کَدُعَاءِ بَعْضِکُمْ بَعْضًا» مبادا با پیامبر مانند خودتان صحبت کنید و مانند خودتان او را صدا بزنید. حق ندارید.....


یادآور می شود که درسهای تفسیرنهج البلاغه روزهای چهارشنبه هرهفته بعدازنماز مغرب و عشاء در محل شهادت شهیدبهشتی و 72 تن(سرچشمه) برگزار می شود.

کد N698372

وبگردی