کُردها از وسوسه استقلال تا دغدغه دفاع

سیاسی

کردستان عراق در سالی که گذشت.

سال 2014 برای جامعه جهانی بطور عام و خاورمیانه بطور خاص سالی مملو از اتفاقات و بحران های مختلف، متعدد و بعضاً پیش بینی نشده ای بود و در این میان حکومت اقلیم کردستان عراق (KRG) یکی از حساس ترین برهه های تاریخی خود در سالهای اخیر را  سپری کرد ظهور داعش و تقسیم عملی عراق به سه منطقه و ادامه سرسختی های مالکی در برابر خواسته های کُردها، باعث شد تا آنان همزمان با تسخیر 95 درصد مناطق مورد مناقشه از جمله کرکوک، شنگال وخانقین از رسیدن موسم حق تعیین سرنوشت خود سخن به میان آورند اما تغییر نوک پیکان تهاجم داعش به سوی کردستان و سقوط سریع چند شهر باعث شد تا «وسوسه های استقلال» دست کم برای مدتی کناری رفته و «دغدغه های جدی بقا و دفاع» برای آنان مطرح شود. در نوشتار پیش رو بطور مختصر و گذرا مهمترین تحولات مرتبط با این منطقه در سال 2014 مورد بررسی قرار می گیرد:

3. عرصه دیپلماتیک
3.1. کسب حمایت دیپلماتیک بین المللی: تراژدی برای کُردهای عراق همواره یک وضعیت دوگانه داشته است از یکسو چونان ضربه ای عمیق و کاری، پیکر نحیف، رنجور و ستمدیده شان را زخمی تازه زده است و اما از سوی دیگر همین عمیق بودن این فجایع گاه منجر به جلب توجه جامعه بین المللی نسبت به وضعیتشان شده است. در همین چارچوب پیش از این در کردستان عراق، حمله شیمیایی نیروهای بعثی به حلبچه(1) و کشته شدن دست کم 5 هزار شهروند غیرنظامی در این شهر هرچند یکی از سیاه ترین و شرمناک ترین لحظه های بشر در طول قرن بیستم را بوجود آورد اما در عین حال مهمترین رخدادی بود که مساله کُرد را بین المللی کرد. در سال 2014 نیز تراژدی دیگری علیه کُردها و اینبار در شنگال (سنجار) رخ داد.
انتشار تصاویر و اخبار مختلف از فجایع روی داده توسط داعشی ها علیه شهروندان کُرد ایزدی از جمله قتل عام های دسته جمعی، خرید و فروش زنان و دخترانشان در بازارهای برده، هزاران آواره مانده در کوهها و ... یکی از عوامل موثری بود که سرانجام جامعه بین المللی را مجاب کرد که به اقدامی سریع در حمایت از کردها و نیز دیگر مردم عراقی دست زنند. این امر پس از سقط شهر مسیحی نشین «قره قوش» سرعت بیشتری یافت و در نتیجه اربیل به یک مرکز پرترافیک رفت و آمدهای دیپلماتیک مقامات مختلف و بلندپایه از کشورهای مختلف تبدیل شد. حضور نخست وزیر ایتالیا، وزرای خارجه آمریکا، آلمان، انگلستان، ایران(2) و ... در همین راستا ارزیابی می شود.
3.2. ادامه گشایش کنسولگریها: تحول مهم دیپلماتیک دیگر در اربیل ادامه روند گشایش کنسولگری های کشورهای مختلف در این منطقه بود این امر از سالهای نخست تشکیل اقلیم کردستان آغاز شده است و طی چند سال اخیر شدت بیشتری یافته است. آخرین دولت مهمی که در اربیل و درست در آخرین روز سال 2014 کنسولگری اش را افتتاح نمود جمهوری خلق چین بود.
3.3. ابهام در متحد منطقه ای: مجموعه روابط و اقدامات ترکیه در شمال عراق باعث گردیده بود که از سال 2011 این همسایه قدرتمند محور روابط آنکارا -بغداد را به آنکارا -اربیل تغییر دهد و عملاً وارد یک اتحاد استراتژیک با کردستان عراق در برابر دولت مرکزی این کشور شود. حتی ترکها بطور ضمنی از صحبتهای بارزانی در خصوص حق تعیین سرنوشت حمایت کردند اما در زمانی که اربیل در خطر تهاجم و حتی سقوط قرار داشت آنان فرستاده ویژه و فوری مسعود بارزانی را به بهانه اسیر بودن دیپلماتهایشان در دست داعش، بی پاسخ و بی کمک به اربیل باز پس فرستادند و برخلاف ترکیه این ایران بود که به استناد نامه تشکرآمیز بارزانی به رئیس جمور ایران، سریعترین و مهمترین کمکها جهت دفاع از اربیل را در اختیار پیشمرگان قرار داد. این اقدام ترکیه در کنار رفتار پیشینش علیه سوریه و برخی کشورهای دیگر امروزه باعث ایجاد سئوالات و ابهامات جدی در ذهن رهبران کُرد عراقی شده است. رهبرانی که به نیکی می دانند برای دستیابی به اهدافشان همراهی و اتحاد استراتژیک با یکی از کشورهای همسایه برایشان حیاتی است!
3.4. نقش نمادین در حمایت از کوبانی: اما یکی دیگر از مهمترین اقدامات نمادین حکومت اقلیم کردستان به ارسال کمک های نظامی و نیرو به کوبانی جهت تقویت مدافعین شهر در برابر داعش بود. هرچند انتقادات متعددی در خصوص سیاست های کلی اربیل در قبال تحولات شمال سوریه در سالهای اخیر وارد شده است و رقابت میان دو حزب دموکرات و پ.ک.ک برای گسترش نفوذ در این منطقه، هماهنگی های کردها برای اتخاذ سیاستی فراگیر را تحت الشعاع خود قرار داده بود اما نهایتاً با ادامه مقاومت حماسی مدافعین کوبانی (نیروهای رزمنده حزب اتحاد دموکراتیک با رهبری صالح مسلم)، دفاع از آن تبدیل به نمادی خاص برای کردها شد که احزاب مختلف را وادار کرد بطور موقت شعله اختلافات را کم کرده و در صف واحدی قرار گیرند. در نتیجه بارزانی موفق شد با رایزنی گسترده مقامات ترکیه را راضی به دادن کریدوری محدود به پیشمرگان کُرد کند تا 150 نفر از آنان با تسلیحاتی نیمه سنگین به یاری هم تبارانشان در کوبانی روند. البته لازم به ذکر است بنا به ادعای مقامات اربیل، آنان تلاش و فشار زیادی به آمریکا و متحدینشان جهت کمک تسلیحاتی و انجام حملات هوایی علیه مواضع داعش در کوبان به عمل آورده اند.

4. عرصه اقتصادی
4.1. بودجه: کل سال 2014 برای کردها از نظر اقتصادی تحت تاثیر اختلافات اربیل و بغداد بود اختلافاتی که زمینه ساز قطع ارسال بودجه مصوب شده پارلمان به این منطقه از سوی نخست وزیر شده بود. عملاً مالکی موفق شده بود با اینکار خود هم دولت اقلیم را تحت فشار جدی اقتصادی قرار دهد و هم دیگر موارد اختلافی مورد نظر کردها را کمرنگ تر از قبل کند. با کنار رفتن مالکی، همچنان یکی از مهمترین مسائل میان کردها و دولت مرکزی بودجه اختصاصی اقلیم بوده است. امری که حاکی از آسیب پذیری جدی کردها و تبدیل شدن آن به اهرم قدرتی برای بغداد است. در پاییز 2014 پس از چد سفر طرفین (نچیروان بارزانی و حیدر العبادی) به اربیل و بغداد اعلام گردید در این زمینه به توافقاتی رسیده اند. اهمیت عرصه اقتصادی برای کُردها به گونه ای بود که اینبار در دولت جدید آنان پس از 11 سال حاضر به چشم پوشی از پست مهم و نمادین وزارت خارجه شدند و معتبرترین وزیرشان یعنی «هوشیار زیباری» را مامور در دست گرفتن سکان وزارتخانه دارایی کردند.
4.2. فروش نفت: اما یکی دیگر از چالش ها و دغدغه های مهم حکومت اقلیم کردستان در سال 2014، مساله فروش نفت استخراجی و ارسال شده از طریق خط لوله نفتی جدید با ترکیه بود. آنها با همراهی دولت ترکیه و علیرغم مخالفت های واشنگتن، بغداد و تهران خط لوله مذکور را کشیدند و در ابتدای سال مورد بهره برداری قرار دادند. و حتی کشتی های نفت کش، نفت کردستان را به سواحل آمریکا نیز کشاند؛ اما طرح اقامه دعوا از سوی دولت عراق عملاً باعث اخلال در فرآیند فروش نفت اقلیم کردستان شده است. هرچند طبق توافقات جدید اربیل و بغداد، کردها می توانند در چارپوب دولت عراق نفت خود را فروخته و طبق فرمولی توافقی سهم دولت را از آن بپردازند. اما باید گفت توافق مذکور بسیار شکننده بوده و فروش نفت همچنان می تواند یکی از عوامل اختلاف زای طرفین در سالجاری باشد.
4.3. سقوط قیمت نفت: اما سقوط قیمت نفت در آخرین ماههای سال 2014 یکی دیگر از فاکتورهای اقتصادی و البته روانی موثر بر تحولات و روندهای موجود در اقلیم کردستان عراق است. امری که هرچند شاید تاثیری مستقیم بر درآمدهای اقتصادی این منطقه در سال مذکور نداشت اما بار روانی خاصی بر اهداف، ایده ها و رفتارهای اقلیم کردستان و برنامه های ایده ال گرایانه سیاسی و اقتصادی آنان در سال 2015 و سال های پیش رو خواهد داشت.
پی نوشت:
1. لازم به ذکر است عملیات شیمیایی حلبچه تنها بخش کوچکی از مجموعه عملیاتهایی موسوم به «انفال» بود که از سال 1987 آغاز و تا سال 1989 ادامه یافت و در آن رژیم بعثی با هدف نسل کشی کُردها دست کم 182 هزار کُرد عمدتاً غیرنظامی را به شیوه های مختلفی از جمله زنده به گور کردن به کام مرگ فرستاد.
2. لازم به ذکر است سفر دکتر جواد ظریف ،وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران، به اربیل حائز اهمیت بسیاری بود چرا که وی عملاً بلندپایه ترین مقام رسمی و دیپلماتیک ایرانی است که از اربیل بازدید کرده است و همین امر در کنار حمایتهای تسلیحاتی ایران منجر به تقویت بیش از پیش روابط اربیل -تهران گردید.

اردشیر پشنگ
پژوهشگر مهمان در مرکز تحقیقات استراتژیک خاورمیانه

کد N690342

وبگردی