۱

دو جریان اصیل اصولگرایی و اصلاح طلبی غیرقابل انکار هستند

  • ۲بازدید
  • ۱ رای
  • ۰ دیدگاه
شورای هماهنگی جبهه اصلاحات,جبهه متحد اصولگرایان,اصلاح طلبان,اصولگرایان

ایرنا نوشت:

جریان های اصولگرا و اصلاح طلب 2 جریان اصلی سیاسی در ایران هستند که نمی توان جایگاه هیچ یک از آنها را نادیده گرفت. نشاط فضای سیاسی و ارتقای امنیت ملی در گرو فعالیت پویا و در چارچوب قانون هر دوی این جریان ها است.

نبود تحرک و نشاط در هر جامعه یی به افسردگی و بحران های اجتماعی ختم می شود. این اصل روشن در عالم سیاست نیز صدق می کند و کم تحرکی در آن عوارضی همچون رکود در مشارکت سیاسی و تک صدایی شدن را در پی دارد. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان و فعالان این عرصه وجود احزاب و گروه های سیاسی جزو ضرورت های یک جامعه ی سیاسی با نشاط، پویا و هدفدار است. بدون شک این پویایی زمانی حاصل می شود که همه ی افراد در کشور بتوانند در چارچوب مقررات، آزادانه و البته بدون هیچ هزینه ی اضافه و غیرقابل پیش بینی در حوزه ی سیاسی فعالیت کنند .

درک این موضوع که تکثر آرا و چند صدایی بودن به عنوان یکی از ویژگی های عرصه ی سیاست می تواند در ثبات سیاسی و حتی امنیت ملی کشور اثر گذار باشد، هوشمندی چندانی طلب نمی کند. بدیهی است که همه ی افراد جامعه از نظر سیاسی هم فکر و هم سلیقه نیستند و در نتیجه به اقتضای فکر و سلیقه در جناح ها و احزاب سیاسی مختلف فعالیت می کنند؛ بنابراین نقش تحزب به عنوان یکی از شاخص های توسعه یافتگی حایز اهمیت است. اشاره به آزادی رقابت های سیاسی در قانون اساسی کشورمان خود نشان از این دارد که پذیرش نگاه های مختلف سیاسی از ابتدای انقلاب در ساحت سیاسی کشور پیش بینی شده و مورد اهمیت بوده است.

احزاب سیاسی در هر کشوری پویایی نظام سیاسی را نشان می دهند؛ حزب در واقع به عنوان نماد و یکی از ابزارهای اصلی مشارکت سیاسی محسوب می شود. به عبارتی دیگر حزب خروجی یا تجمیعی از دیدگاه های تک تک افراد جامعه است چرا که امکان منعکس کردن دیدگاه های افراد به صورت انفرادی امکان پذیر نیست. از این رو با هدف جلوگیری از تشتت افکار و ایجاد جمع بندی از خواست ها و محقق کردن مشارکت و رقابت سیاسی، نیاز به احزاب احساس می شود.

نظام جمهوری اسلامی به عنوان نظام مردم سالاری دینی به مشارکت و رقابت سیاسی توجه زیادی دارد. از این رو نگاه ویژه یی به حقوق و آزادی های مردم و همچنین پذیرش فعالیت احزاب و گروه های سیاسی به عنوان یکی از مصادیق حقوق بنیادین و مسلم مردم دارد.

براین اساس باید گفت احزاب و گروه های سیاسی به خاطر سازماندهی و انسجام درونی، آموزش و تمرین دموکراسی و نمایندگی بخشی از افکار عمومی می توانند نقش مهمی در تعدیل، کنترل و نظارت بر قدرت بازی کنند و فضای جامعه را همواره فعال و بانشاط در مسیر توسعه ی سیاسی قرار دهند.

در همه ی این سال ها 2 جریان سیاسی اصلاح طلب و اصولگرا به عنوان دو واقعیت غیرقابل انکار در کنار یکدیگر فعالیت کرده اند و اگرچه در دورانی با تغییر دولت ها یکی از این دو جریان بیشتر به حاشیه می رفته اما روند سیاسی نشان داد که راهی جز پذیرش این دو جریان وجود ندارد و هر تلاشی در مسیر مخالف محکوم به شکست خواهد بود.

روشن است که هر دو جریان سیاسی در اصول اساسی همچون تعهد به نظام جمهوری اسلامی، ولایت فقیه و قانون اساسی اتفاق نظر دارند اما اختلاف نظرهای موجود در لایه های سطحی تر کشورداری موجب شده که بعضا تلاش هایی از سوی قدرت حاکم در مسیر محدود کردن جریان رقیب ایجاد شود. این در حالی است که می دانیم این نوع بیراهه روی ها نتیجه یی جز زیرزمینی و بدون شناسنامه شدن فعالیت های سیاسی ندارد؛ بنابراین برای جلوگیری از آسیب های اینچنینی باید مسیر روشن تر و بهتری را برگزید. مشی اعتدالی که در دولت یازدهم نیز سرلوحه ی امور قرار گرفته است می تواند یکی از همین روش های روشن باشد و با ایجاد بستر مناسب فعالیت سیاسی برای هر دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا این فرصت را مهیا کند که در راه توسعه یافتگی سیاسی گام برداریم.

بدیهی است که آنچه جایگاه این فعالیت ها را رقم می زند قانون، انتخابات و رای اکثریت مردم است. خوشبختانه قوانین در جمهوری اسلامی ایران همه ی احزاب ثبت شده را به رسمیت می شناسد و وزارت اطلاعات نیز چتری از امنیت بر سر همه ی احزاب و شهروندان گسترانده تا دعواهای داخلی خود را در زیر آن چتر انجام دهند و سرانجام در انتخابات آزاد و با رای مردم روشن شود که کدام فکر و سلیقه توانسته است رای اکثریت مردم را کسب کرده و بر مسند قدرت تکیه زند.

جریان اصولگرا و اصلاح طلب به عنوان 2 بال اصلی نظام جمهوری اسلامی شناخته می شوند و می توانند با ایجاد فضای چند صدایی رقابت در عین وحدت را به نمایش بگذارند. تاثیر و تاثر این جریان ها برهم منجر به پویایی فضای سیاسی کشور می شود.

از این نکته نباید غافل شد که این 2 جریان اصلی سیاسی کشور به مثابه یک واقعیت به حساب می آیند و در صورت قوی و موثر بودن آن ها، مشارکت حداکثری شکل می گیرد. جریان اصولگرا و اصلاح طلب با شناختن جایگاه همدیگر می توانند به شفاف تر شدن رقابت ها کمک کرده و تقویت و انسجام نظام سیاسی را به همراه بیاورند.

از کارکردهایی که این 2 بال سیاسی می توانند داشته باشند؛ احترام به سلیقه های مختلف و تکثر در فضای سیاسی است که از اصلی ترین ضروریت های رسیدن به توسعه ی سیاسی محسوب می شوند. چرا که متکثر بودن فضای سیاسی خود جلوی اقدام های گریز از مرکز را می گیرد و جامعه پذیری سیاسی را گسترش می دهد. همچنین رقابت سیاسی خود به ثبات سیاسی منجر می شود و فضای سیاسی را پویاتر می کند.

یکی از مهمترین کارکردهای فعالیت آزادانه ی 2 قطب اصلی سیاسی در ایران، نگاه نظارتی و توجه به عملکردهای جریان مقابل است که خود باعث پاسخگویی به مطالبه ها و رفتارها می شود؛ به بیان دیگر باعث ترمیم و تقویت نقاط ضعف در جریان سیاسی مقابل می شود. از این رو برای ارتقای فضای سیاسی و ایجاد تکثر در این فضا، نیاز به نقد احساس می شود چرا که بسته شدن فضای نقد به طور حتم حس مشارکت را کاهش داده و از پویایی نظام سیاسی می کاهد. همچنین با رخت بربستن نقد، تخریب جای آن را می گیرد.

برای برقراری یک فضای سیاسی پویا و با نشاط لازم است که هر دو جریان در کنار هم فعالیت کرده و به رقابت بپردازند تا یکی به قدرت حاکم بدل شده و دیگری به عنوان اپوزیسیون دولت و نه حکومت عمل کرده و در عین حال به ارزیابی و بازسازی خود و نقد رقیبِ در قدرت بپردازد.

به عبارت دیگر توسعه ی سیاسی زمانی محقق می شود که در یک ساختار قانونی جایگاه احزاب، مردم و هزینه ی فعالیت های سیاسی مشخص شود. به نظر می رسد که با روی کار آمدن دولت جدید و حاکم شدن فضای اعتدالی در کشور تا حدی به این سمت حرکت کرده ایم و برگزاری همایش های مختلف سیاسی در آستانه ی انتخابات مجلس نیز از همین موضوع حکایت می کند. با این حال اشکالاتی همچون تلاش عده یی برای نادیده گرفتن این تکثر سیاسی و دمیدن بر طبل اختلاف ها وجود دارد.

ادامه ی این مشکلات از عرصه ی سیاست کشور یک فضای غیرقابل پیش بینی و خطرناک می سازد که به طور حتم از دست دادن مشارکت سیاسی مردم از نخستین پیامدهای آن است . حال آنکه سرنوشت مردم و کشور به حضور هر چه گسترده تر مردم در میدان سیاست که میدان مشروعیت نظام است بستگی دارد.

در پایان باید یادآورشد فضای رقابت میان 2 جریان اصولگرا و اصلاح طلب پویایی و ثبات سیاسی را فراهم می کند و در این میان این جریان ها می توانند به مثابه 2 بال، تعادل و توزیع قدرت را در نظام سیاسی حفظ کنند. در نتیجه تقویت جریان اصلاح طلب و اصولگرا باعث ایجاد نوعی حس نظارت بر همدیگر شده و این احساس را ایجاد می کند که دیگری ناظر بر رفتارهای اوست و همین مساله می تواند سلامت سیاسی و کارامدی در کشور را بالا ببرد.

 


45231

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.