۱
یک کارشناس در گفتگو با مهر:

پیامدهای کاهش قیمت نفت/آمریکا به مذاکره با اوپک مجبور خواهد شد

  • ۱۴بازدید
  • ۱ رای
  • ۰ دیدگاه

مشاور بین المللی نفت و انرژی ابراز عقیده کرد کاهش قیمت نفت اعضای اوپک را مجبور خواهد کرد که شکاف به وجود آمده در بودجه خود را با استفاده از ذخایر داخلی یا دریافت وام از بانک های بین المللی پر کنند.

منوچهر تکین، مشاور بین المللی نفت و انرژی در گفتگو با خبرگزاری مهر با تشریح دلایل سقوط قیمت نفت، این وضعیت را چالشی جدی برای همه اعضای اوپک، حتی کشورهای ثروتمند این سازمان دانست.

تکین معتقد است که ایالات متحده در وضعیت فعلی هم برنده هست و هم بازنده. وی در این خصوص می گوید: "آمریکا وارد کننده خالص نفت است، در نتیجه کسری این کشور در حال بهبود است. با این حال، صنعت نفت آمریکا به دلیل کاهش سرمایه گذاری های شرکت ها، اخراج کارکنان و ورشکستگی برخی سازمان ها تحت فشار قرار گرفته به طوری که رکود اقتصادی در حال تبدیل شدن به یک مشکل جدی در ایالات نفت خیز آمریکا است."

وی کاهش قیمت را به عنوان عاملی برای فعال تر شدن ایالات متحده در بحث دیپلماتیک و مذاکره با اوپک و دیگر تولید کنندگان نفت قلمداد کرد.

تکین درباره ارزیابی خود از دلایل سقوط شدید قیمت نفت گفت : علت عمده سقوط قیمت نفت بیشتر بودن عرضه نسبت به تقاضا است. افزایش عرضه به دلیل استفاده از فناوری های جدید در اکتشاف و عملیات توسعه میادین نفت در سراسر جهان است[span dir='LTR']. افزایش قابل توجه نفت از شیل و سنگ های نفتی در ایالات متحده یک نمونه این افزایش ها به شمار می رود. تولید نفت آمریکا از سال 1970 تاکنون کاهش یافته بود، اما در سال های اخیر به حدود چهار میلیون بشکه در روز افزایش یافته است.

دلیل مهم دیگر برای افزایش عرضه نفت، قیمت بالای خود نفت است. باید به یاد داشته باشید که قیمت نفت به مدت چندین دهه از 20 دلار به 30 دلار در هر بشکه در نوسان بود تا اینکه قیمت آن به حدود 150 دلار در هر بشکه در ماه ژوئیه سال 2008 رسید. دلیل این افزایش قیمت نیاز به تجزیه و تحلیل جداگانه ای دارد.  با این حال، افزایش پنج برابری قیمت نفت، درآمدهای کلان را در اختیار صنعت نفت جهان قرار داد و بدین طریق امکان گسترش عملیات حفاری و میادین نفت در سراسر جهان را برای آنها فراهم آورد به طوری که ذخایر و عرضه نفتی رشد یافت و وضعیت کنونی بازار را رقم زد. از جمله عملیات مربوط به اکتشاف نفت و رشد عرضه می توان به مناطق هزینه بر اشاره کرد که از لحاظ اقتصادی در نظام قیمتی 20-30 دلار امکان پذیر نبودند. جریان نقدی بالا همچنین باعث شد که این صنعت توسعه یافته و از فناوری های نوین در عملیات خود استفاده کند[span dir='LTR']. نفت شیل آمریکا یکی از موارد مربوط به این حیطه است.

با این حال، جرقه سقوط اخیر در قیمت نفت، تصمیم اوپک برای عدم کاهش تولید خود برای تعادل بازار جهانی بود. همانطور که توسط برخی از وزرای اوپک توضیح داده شد، این سازمان نمی خواهد سهم بازار را با حفظ قیمت بالای نفت از دست دهد و در نظر دارد با کاهش قیمت رقبای خود را کنار بزند. بر اساس استراتژی اوپک، کاهش قیمت نفت باعث خواهد شد که تولید کنندگان پر هزینه از بازار کنار روند و سازمان در طولانی مدت از این روند بهره مند شود. برخی از ناظران، سیاست اوپک را به عنوان [span dir='LTR']"جنگ قیمت" توصیف کرده اند.

این کارشناس در پاسخ به اینکه "برخی چنین استدلال می کنند که آمریکا و عربستان سعودی توافق کرده اند که با کاهش قیمت نفت به اقتصاد ایران و روسیه آسیب وارد کنند،" ابراز عقیده کرد:
من دانشمند علوم سیاسی نیستم بنابراین قادر به اظهار نظر در مورد جنبه های ژئوپولیتیکی و اینکه آیا سیاست اوپک واقعا از سوی ایالات متحده و عربستان سعودی برای آسیب رساندن به ایران و روسیه طراحی شده است یا خیر، نیستم. مورد مذکور می تواند نتیجه سقوط قیمت نفت باشد، اما حتی اگر چنین بود، دلیل اصلی سیاست اوپک نمی توانست باشد[span dir='LTR'].
هدف از سیاست اوپک کنار زدن تولید کنندگان پر هزینه، از جمله تولید کنندگان نفت شیل ایالات متحده، از بازار جهانی است[span dir='LTR'].

بررسی موضع عربستان در اوپک

در این جا لازم است توضیحاتی در خصوص موضع عربستان سعودی و اینکه چرا این کشور بازیگر کلیدی در روند تصمیم گیری اوپک است، ارائه دهم.عربستان سعودی  بخش قابل توجهی از کل سهم تولید اوپک را که 30 میلیون بشکه نفت در روز است به خود اختصاص داده است[span dir='LTR']. این کشور حدود 8-9 میلیون بشکه نفت در روز تولید می کند و  مهمتر اینکه عربستان سعودی دارای بزرگترین ظرفیت تولید نفت (حدوداً 12 میلیون بشکه در روز) است که از آن 3 میلیون بشکه در روز به عنوان ذخیره نگه داشته می شود و در صورت لزوم وارد بخش تولید می گردد. تنها کویت و امارات متحده عربی ظرفیت ذخیره ای اندکی دارند. بعد از آن تقریبا هیچ کدام از کشورهای دیگر عضو اوپک هیچ ظرفیت ذخیره ای را ندارند. این کشورها با حداکثر توان خود تولید می کنند، به طوری که این میزان نیز گاهی به دلایل مختلف از جمله مشکلات فنی، تحمیل تحریم یا عدم امنیت می تواند زیر سهمیه فرضی تولید باشد. از آنجا که عربستان سعودی بزرگترین تولید کننده اوپک است و انعطاف پذیری لازم برای کاهش و یا افزایش تولید خود را دارد، این کشور موضع قدرتمندی برای چانه زنی در اوپک دارد، عاملی که آن را به بازیگر کلیدی اوپک در روند تصمیم گیری تبدیل کرده است[span dir='LTR'].

با این حال، با توجه به بحران های نفتی مشابه در گذشته، کاملا محتمل است که سقوط قیمت نفت در نهایت لزوم مذاکرات از سوی سران دولت و رهبران سیاسی کشورهای عضو اوپک را رقم زند. در آن صورت، گفتگوی تهران-ریاض در خصوص نفت در واقع می تواند به گفتگو در مورد مسائل سیاسی و بهبود روابط بین دو کشور منجر شود.

وی در خصوص ارزیابی خود از اینکه آیا قیمت فعلی نفت به اکثر و یا حتی تمام اعضای اوپک آسیب خواهد زد و  واکنش اعضای اوپک در کوتاه مدت و بلند مدت خاطر نشان کرد: اوپک زمانی که برخی از رقبای خود را از بازار کنار زد، می تواند منافع این رویکرد را تجربه کند. بدین طریق کاهش سرمایه گذاری های صنعت نفت منجر به عرضه پایین تر نفت شده، و قیمت ها را بالا می برد و در نتیجه اوپک با رقابت کمتر مواجه می شود. با این حال، تا آن زمان همه کشورهای عضو اوپک از نظر مالی رنج برده و در رفع الزامات بودجه ای خود با مشکل مواجه خواهند شد[span dir='LTR']. بودجه سالانه کشورهای عضو اوپک بر اساس قیمت بالای نفت تخصیص داده شده بود و بنابراین همه با کمبود درآمد مواجه شده و مجبور به تجدیدنظر در طرح هزینه های خود و تلاش برای مدیریت با نیمی از درآمدهای برنامه ریزی شده نفتی خواهند شد.

تاکید می کنم که کشورهای عضو اوپک در حال حاضر بیشتر به نفت وابسته هستند تا قبل از افزایش قیمت نفت حدود 10 سال پیش. این دولت ها هزینه های خود را در راستای افزایش (5 برابری) قیمت نفت گسترش دادند و حتی برخی، در پی رخدادهای اخیر در جهان عرب و ترس از افزایش مخالفت های داخلی، تعهدات رفاه داخلی خود را به طور فزاینده ای گسترش دادند. کاهش پنجاه درصدی درآمدهای نفتی به معنای چالشی جدی برای کل اعضای اوپک، حتی برای به اصطلاح کشورهای ثروتمند در درون این سازمان است. چرا که کشورهای غنی مجبور خواهند شد در پی این کاهش، شکاف به وجود آمده در بودجه خود را با استفاده از ذخایر داخلی یا دریافت وام از بانک های بین المللی که نمی تواند برای طولانی مدت دوام داشته باشد، پر کنند.

این کارشناس درباره اینکه کدام کشور با بیشترین میزان بهره مندی از قیمت پایین نفت روبرو خواهد شد؟ و چه طرفی از احتمال ایجاد اختلاف بین ایران و عربستان سعودی بیشترین بهره را خواهد برد؟ اظهار داشت : کشورهای واردات کننده خالص نفت بیشترین بهره را از سقوط قیمت نفت خواهند برد. آنها عبارتند از کشورهای در حال توسعه در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین، و همچنین ژاپن و بسیاری از کشورهای اروپایی. آشکارترین مزایای کاهش نفت برای آنها بهبود تراز تجاری بوده و باعث بهره مندی اقتصاد این کشورها از انرژی ارزان می شود.

با این حال، در کوتاه مدت، عوارض جانبی سقوط قیمت نفت را نیز شاهد خواهیم بود. به عنوان مثال، کاهش [span dir='LTR']50 درصدی درآمد کشورهای صادر کننده نفت آنها را مجبور به قطع واردات خواهد کرد و در نتیجه سقوط قابل توجهی در تجارت بین المللی و در بازیافت دلارهای نفتی به وجود خواهد آمد. کشورهای اوپک متحمل افولی بزرگ در صادرات خود خواهند شد که باعث بدتر شدن تراز تجاری آنها خواهد شد. با لغو پروژه ها و اخراج کارکنان و پرسنل خارجی از سوی صادر کنندگان، برخی از کشورهای در حال توسعه نیز بودجه بازگشتی عظیمی را از دست خواهند داد. بانک جهانی نیز زیر بار وام های غیر اجرایی که کشورهای تولید کننده در سراسر جهان (هنگامی که قیمت نفت بیش از 100 دلار در هر بشکه بود) برای صنعت نفت خود توسعه داده اند، به شدت تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. در بازارهای جهانی سهام نیز قیمت های سهمی بسیاری از بانک ها، شرکت های نفتی، شرکت های خدماتی، زنجیره های تامین آنها و بقیه سازمان های بخش نفت کاهش یافته است.

آخرین نکته مهم که باید مورد توجه خوانندگان قرار گیرد موضع ایالات متحده است. این کشور در بازی قیمت نفت هم برنده هست و هم بازنده. آمریکا وارد کننده خالص نفت است، در نتیجه کسری این کشور رو به بهبود است. با این حال، صنعت نفت ایالات متحده به دلیل کاهش سرمایه گذاری های شرکت ها، اخراج کارکنان و ورشکستگی برخی سازمان ها تحت فشار قرار گرفته به طوری که رکود اقتصادی در حال تبدیل شدن به یک مشکل جدی در ایالات نفت خیز آمریکا است. این عوامل دست به دست هم داده و رهبری آمریکا را مجبور به فعال تر شدن دیپلماتیک این کشور و مذاکره با اوپک و دیگر تولید کنندگان خواهد کرد. برای مثال در گذشته نیز نمونه ای مبنی بر این رویداد وجود دارد. در سال 1986، معاون رئیس جمهور به عربستان سعودی سفر و با شاه این کشور دیدار کرد و در سال 1998-99 نیز بیل ریچاردسون وزیر انرژی آشکارا اوپک را لابی کرده و جلساتی را با بسیاری از وزیران نفت تشکیل داد[span dir='LTR'].

 منوچهر تکین مشاور بین المللی نفت و انرژی است. وی از زمان تأسیس مرکز مطالعات انرژی جهان در لندن در سال 1990 تا زمانی که در ماه مه 2014 تعطیل شد، در این مرکز مشغول به کار بوده است. وی پیش تر به مدت 9 سال در دبیرخانه اوپک در وین کار می کرد. وی علاوه بر این درعملیات صنعت معدن و نفت با کنسرسیوم بین المللی نفت ایران، آموکو، شرکت نفت اولترامار، شرکت ملی نفت ایران، شل و همچنین با سازمان بررسی های زمین شناختی شرکت مهدنسی ایران و انگلیس همکاری کرده است.

مصاحبه: لاچین رضائیان

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.