۱
به بهانه احتمال تغییر ساختار قدرت در عربستان (3)/

آشنایی با مدعیان تاج و تخت در شبه جزیره حجاز

  • ۵بازدید
  • ۱ رای
  • ۰ دیدگاه

مرگ دوتن از شاهزادگان عربستان در سال گذشته، وضعیت نامشخص بیماری پادشاه این کشور، و کهولت سن شاهزادگان فعلی عواملی هستند که موضوع جانشینی در آن را با چالش جدی مواجه کرده اند.

خبرگزاری مهر -گروه بین الملل: در سلسله یادداشت های قبلی ضمن بیان چرایی اهمیت عربستان در معادلات منطقه ای و جهانی، به گوشه هایی از ویژگی های این جامعه پرتناقض اشاره شد. علاوه بر این  با اشاره به منشور عبدالعزیز، مکانیسم انتقال قدرت در عربستان نیز مورد مطالعه قرار گرفت و مشخص شد به دلیل کهولت سن شاهزادگان فعلی، ناگزیر قدرت باید به نسل دوم منتقل شود که با توجه به شمار بالای خاندان سلطنتی این موضوع می تواند به تشدید بحران و اختلاف این افراد بر سر انتخاب جانشین بینجامد. در این یادداشت به معرفی برخی از چهره های قدرتمند و مدعیان جانشینی آل سعود می پردازیم.  

مدعیان تاج و تخت  

روند جانشینی در عربستان به دلیل عدم قانونی مدون و شفاف، همواره از دغدغه های مهم خاندان آل سعود به شمار رفته و می رود. با این حال از دو سال پیش و پس از درگذشت دو ولیعهد طی کمتر از هشت ماه، موضوع جانشینی بیش از پیش مورد توجه خاندان سلطنتی قرار گرفته و استدلال های مختلفی از سوی این گروه ها برای بر حق بودن جانشینی هر یک از آنها مطرح شده است. در حقیقت کثرت و گستردگی خاندان آل سعود و و رقابت شدید جناح های مختلف قدرت، حکومت ملک عبدالله را بیش از هر زمانی در معرض تهدید و آسیب قرار داده است. چرا که از یکسو با توجه به کهولت سن پسران عبدالعزیز، نوگرایی در هرم قدرت و انتقال آن به نسل دوم اجتناب ناپذیر است و از سوی دیگر مکانیسمی برای چگونگی این انتخاب پیش بینی نشده است.  از این رو یکی از سناریوهای پررنگ در آینده عربستان اختلاف و درگیری فرزندان و نوادگان عبدالعزیز بر سر دستیابی به میراث ملک عبدالله است که پرنفوذترین و قدرتمندترین آنها خاندان سلطنتی هستند که هرچند به نام آل سعود خوانده می شوند اما همین عنوان مختصر دارای انشعابات مختلفی است که در میان آنها چهار خانواده از همه مهمتر بوده و به عنوان اصلی ترین مدعیان تاج و تخت به شمار می روند. این چهار خانواده عبارتند از :

1. خانواده آل فیصل:

این افراد که مهم ترین خانواده آل سعود محسوب می شوند، نوادگان عبدالعزیز پدربزرگ فیصل بن ترکی هستند و تعدادشان بالغ بر چهار هزار نفر است. مهمترین چهره این خانواده ملک فهد است که در سال 1982 قدرت را در دست گرفت. چنانچه پیشتر ذکر شد خانواده بانفوذ سدیری ها یکی از شاخه های مهم این خاندان هستند. 

2. خانواده آل ثنایان: 

این خانواده یکی از متحدین اصلی آل سدیری هستند و دقیقاً به همین علت از جایگاه مهمی در ساختار سیاسی عربستان برخوردارند. با این حال بر خلاف آل فیصل که قدرت سیاسی و نظامی را در دست دارند این خانواده جزو شاخه های غیرنظامی آل سعود محسوب می شود. 

3. خانواده آل جیلاوی:

این خانواده که از نسل برادر فیصل بن ترکی پدربزرگ عبدالعزیز هستند، با دو خانواده قبل دارای اختلافات اساسی هستند. ریشه این اختلافات به سال 1960 باز می گردد که افرادی از این خاندان با اعتراض به روند سیاست و حکومت در عربستان، برای سرنگونی حکومت آل فیصل با دیگر شاهزادگان و علما متحد شدند. این افراد معتقد بودند پس از ترور فیصل نوبت آنهاست که به پادشاهی برسند.  

4. خانواده آل کبیر: 

این خانواده بر خلاف سه خانواده قبل که از نوادگان عبدالعزیز بودند، از نسل اولین عموزاده عبدالعزیز به نام سعود آل کبیر هستند و به همین دلیل هیچگاه این خانواده شانسی برای دستیابی به پادشاهی نداشته اند. 
     

با توجه به موارد ذکر شده در ادامه مهمترین و موثرترین نوادگان عبدالعزیز مورد بررسی قرار می گیرند. 

1. متعب بن عبدالله، رئیس گارد ملی:

متعب فرزند ارشد و 63 ساله ملک عبدالله پادشاه کنونی است که ریاست وزارت گارد ملی را بر عهده دارد. گارد ملی یکی از نهادهای امنیتی عربستان است که وظیفه آن پشتیبانی از وزارت کشور  در بحران های داخلی و مبارزه با تروریسم است. این گارد نقش مهمی در سرکوب حرکت های اعتراضی مردم دارد و از همین گارد برای سرکوب مردم بحرین استفاده شد. وی یک نظامی تمام عیار بوده و در میان نظامیان از محبوبیت بالایی برخوردار است. یکی از نگرانی های خانواده سلطنتی این است که ملک عبدالله با اقدامی غافلگیر کننده متعب را به عنوان جانشین معرفی کند که اقدامی خلاف سنت است.

2. محمد بن فهد: 

امیر محمد 65 ساله پسر فهد پادشاه سابق عربستان است که تا دو سال پیش حکومت مناطق نفت خیز  الشرقیه را در دست داشت و روابط بسیار نزدیکی نیز با ملک عبدالله داشت. این روابط به حدی بود که از وی به عنوان یکی از مدعیان اصلی قدرت یاد می شد. با این حال در سال 1391 در بحبوحه اعتراض های مردمی در این مناطق، به دستور پادشاه وی از سمت خود برکنار شد و سعود بن نایف به حکمرانی این مناطق منصوب شد. وی علاوه بر فعالیت های متعدد تجاری، رئیس دانشگاهی به نام خودش (pmu) نیز است. به اعتقاد کارشناسان، عدم انتخاب شاهزاده محمد بن فهد در مناصب مهم می تواند به معنای تصمیم عبدالله برای دور کردن وی از قدرت باشد.

3. خالد بن سلطان: 

امیر خالد فرزند 66 ساله عبدالعزیز است که به عنوان یکی از فرماندهان ارشد عربستان، معاونت وزارت دفاع را بر عهده دارد. وی دارای سوابق تحصیلی عالی از دانشگاه های نظامی مختلف آمریکاست و در جنگ خلیج فارس به همراه صالح محیا، نقش و حضور پررنگی داشت. او در جریان اعتراض های مردمی علیه عبدالله صالح در یمن نیز حضور فعالی در جهت سرکوب قیام مردمی یمن ایفا کرد. وی با اشاره به روابط تاریخی امپراتوری عثمانی بر کشورهای عربی، پیشنهاد گسترش روابط اقتصادی و سیاسی اعراب با ترکیه را مطرح کرده است. 

4. محمد‌بن نايف:

محمد بن نایف 56 ساله یکی از پسران شاهزاده نایف بن عبدالعزیز ولیعهد پیشین عربستان است. وی فارغ التحصیل علوم سیاسی در مقطع کارشناسی از یکی از دانشگاه های آمریکاست و دوره های امنیتی و نظامی بسیاری را با همکاری اف بی آی در داخل و خارج عربستان طی کرده است. محمد بن نایف طی سال های 1999 تا 2008 برای دو دوره به عنوان معاون وزیر کشور در امور امنیتی ایفای نقش می کرد تا اینکه سرانجام در سال 2008 توسط ملک عبدالله به عنوان وزیر کشور منصوب شد. این شاهزاده سعودی تاکنون چهار بار مورد سوءقصد قرار گرفته که در همه موارد جان سالم به در برده است. وی بر خلاف دیگر اعضای خانواده سلطنتی، ارتباط خوبی با رسانه ها دارد و در خصوص تروریسم همچون پدرش به مشت آهنین اعتقاد دارد. وی همچنین در مورد برنامه های هسته ای ایران با ابراز نگرانی خواهان توقف این فعالیت ها شده است.

5. بندر بن سلطان:

بندر بن سلطان متولد 1949 میلادی پسر سلطان بن عبدالعزیز ولیعهد و وزیر دفاع سابق است. بندر از 1983 تا 2005 به مدت بیست و پنج سال به عنوان سفیر عربستان در آمریکا ایفای نقش می کرد و از سال 2005 تا 2012 در مقام ریاست شورای امنیت ملی و پس از آن تا آوریل 2014 به عنوان رئیس سازمان اطلاعات عربستان ایفای نقش می کرد. بندر فردی کاملاً غرب گراست و روابط گسترده ای با مقام های سیاسی آمریکا و کشورهای غربی دارد. وی دیدگاهی سکولار و غرب گرا داشته و خواهان تغییر بافت سنتی جامعه عربستان است. از نظر سیاسی نیز وی یکی از سرسخت ترین مخالفان دولت بشار اسد، ایران و حزب الله به شمار می رود. با این حال پس از انتشار شایعاتی مبنی بر تلاش وی برای کودتا، از مقام خود عزل و از صحنه سیاسی کنار گذاشته شد. 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.