۱

پاسخ جالب مقام معظم رهبری به چریک فدایی خلق/ سه خاطره خواندنی از رهبر انقلاب

  • ۸بازدید
  • ۱ رای
  • ۰ دیدگاه
آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب

خبرگزاری اهل بیت(ع) «ابنا» نوشت:

«حجت الاسلام والمسلمین عباد الله خیریان» مدیر مدرسه علمیه مؤمنیه قم سه خاطره جالب زیر را از مقام معظم رهبری بیان کرد:


ایامی که حضرت آقا نماینده امام(ره) در جنگ بودند، به تبریز تشریف آورند و در دانشگاه تبریز حاضر شدند و بین نماز مغربین سخنرانی کوتاهی کردند. گفتنی است که دانشگاه آن زمان، به محیطی برای حضور احزاب و جریانها، حتی گروههای انحرافی تبدیل شده بود.

پس از سخنان رهبری، ناگهان یکی از دانشجویان که از چریک های فدایی خلق بود، با صدایی بلند گفت "آقای وزیر دفاع! اکنون، جنگ بین ایران و عراق است. بفرمائید که اگر در این جنگ شما پیروز شدید، چه اقدامی انجام می دهید؟".

حضرت آقا در پاسخ فرمودند "این عناوین(وزیر دفاع) برای ما دهن پرکن نیست. قبل از انقلاب که به تجمع دانشجویی میرفتیم، به ما حاج آقا میگفتند و اکنون نیز برای ما همین تعبیر شیرینتر از عنوان یاد شده است. سپس سوره نصر را تلاوت و در پایان فرمودند: جنگ ما به خاطر بندگی خداست. ما میخواهیم در روی زمین، انسانها بنده خدا باشند. در صورت ایجاد بندگی، جنگ ما تمام میشود و این عاقبت کار است".

رهبر واقعی کیست؟
نیک به یاد دارم که در همین سفر مقام معظم رهبری به تبریز، معظم له در "مسجد انگجی ها" تعابیر جالبی از رهبر شایسته بیان نمودند که برای نخستین بار بود که این تعابیر را از ایشان شنیدم که: "رهبری، چیزی نیست که فردی به فردی تفویض کند. رهبر، شخصی است که از زودتر همه دشمن شناس باشد و نسبت به او موضع گیرد. دیرتر از همه بخوابد، از همه زودتر بلند شود. نقشه های دشمن را خوب بخواند و موضعگیری کند".

تواضع نسبت به استاد
در یکی از ملاقات هایی که حدود چهل نفر از بازاری ها و خیرین مدرسه ساز با رهبر معظم انقلاب داشتند، حضور داشتم. در این نشست، «آیت الله بنی فضل» از قم، «آیت الله مروج» از اردبیل و «مرحوم آیت الله فشارکی» استاد معروف کتاب مطول نیز حضور داشتند.

وقتی نوبت به گفتگوی حضرت آقا با مرحوم فشارکی رسید، فرمودند: ایشان، پنجاه سال پیش استاد بنده در مطول بودند. آن هنگام من مکاسب میخواندم که شنیدم ایشان قصد تشرف به مشهد مقدس و ماندن در تابستان آن سال در جوار حرم رضوی را دارند. من هم فرصت را مغتنم شمرده و از ایشان وقت گرفتم و نصف مطول را در تابستان آن سال و نصف پایانی این کتاب را در تابستان سال بعد نزد ایشان فرا گرفتم. معظمله آن چنان از استاد خود تمجید و تعریف نمودند که همه حاضرین از این احترام و تواضع ایشان متأثر شدند.

 


23231

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.