5 پیش بینی برای خاورمیانه 2015 / نقش ایران در منطقه افزایش می یابد

سیاسی

یکی از تحلیلگران سازمان سیا اقدام به پیش بینی تحولات مهمی که در سال جدید میلادی بویژه در خاورمیانه و آسیای غربی رخ می دهد کرده که در میان آنها به افزایش نقش و نفوذ ایران در منطقه اشاره شده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، "گراهام فولر" که تحقیقات زیادی در مورد اوضاع خاورمیانه انجام داده و چندی قبل نیز کتابی را با عنوان "جهان بدون اسلام" منتشر کرده در مطلبی که در وبلاگ خود منتشر نموده اتفاقات مهم سال 2015 میلادی را بدین صورت پیش بینی کرده است: 

به رغم موانعی که وجود دارد من درباره مذاکرات امریکا با ایران خوشبین هستم. هر دو کشور نیاز مبرمی به موفقیت در این مذاکرات دارند. از سوی دیگر عادی سازی روابط میان این دو کشور برای نظم منطقه ضروری است. علاوه بر اینها ایران و ترکیه تنها کشورهایی در خاورمیانه هستند که دولت های آنها واقعی بوده و از مقبولیت مردمی بهره می برند. این دو کشور به گونه ای اداره می شوند که در کشورهای عربی اینگونه نیست. کشورهای عرب حوزه خلیج فارس مجبور هستند که این موضوع (عادی سازی روابط میان ایران و امریکا) را بپذیرند. این دو کشور با وجود تنش های زیاد هیچگاه بطور مستقیم در جنگ نبوده اند. ایران تنها کشوری در خارومیانه میانه است که بعد از انقلاب بدنبال منطقه ای بدون نفوذ قدرت های غربی بوده؛ امری که هیچ یک از کشورهای عربی آن را دنبال نمی کند * کاهش قدرت و نفوذ داعش 

پیشتر نیز گفته بودم معتقد نیستم که داعش به عنوان یک کشور می تواند وجود داشته باشد. این گروه از لحاظ ایدئولوژی، پیوستگی، موسسات اجتماعی و سیاسی و روند انتخاب رهبر دارای مشکلات اساسی است و نمی تواند با کشورهای منطقه روابط کشور به کشور برقرار کند. علاوه بر آن هر چند داعش با گروه های سنی زیادی ارتباط دارد اما به این نکته توجه ندارد که نارضایتی زیادی در میان گروه های سنی عراق و سوریه وجود دارد. و از همین رو داعش سقوط می کند و این سقوط البته به خاطر حملات کشورهای حاضر در ائتلاف ضد داعش نخواهد بود. 

این تحلیلگر ارشد سیا سه دلیل برای نابودی داعش ذکر می کند و می گوید: اول اینکه داعش رژیمی است که قابلیت دوام ندارد و فاقد یک ایدئولوژی است که بتواند مردم را جذب کند، دوم داعش توانایی برقراری رابطه با هیچ یک از کشورهای منطقه را ندارد و سوم داعش با رفتار خود موجب منزوی شدن اغلبیت اهل سنت در جهان شده است. فولر درعین حال برجسته شدن نقش غرب در جنگ علیه داعش را دارای پیامدی منفی برای این جنگ دانسته است.

* نقش ایران به عنوان یک بازیگر در منطقه افزایش می یابد

به رغم موانعی که وجود دارد من درباره مذاکرات امریکا با ایران خوشبین هستم. هر دو کشور نیاز مبرمی به موفقیت در این مذاکرات دارند. از سوی دیگر عادی سازی رواب میان این دو کشور برای نظم منطقه ضروری است. علاوه بر اینها ایران و ترکیه تنها کشورهایی در خاورمیانه هستند که دولت های آنها واقعی بوده و از مقبولیت مردمی بهره می برند. این دو کشور به گونه ای اداره می شوند که در کشورهای عربی اینگونه نیست. کشورهای عرب حوزه خلیج فارس مجبور هستند که این موضوع (عادی سازی روابط میان ایران و امریکا) را بپذیرند. این دو کشور با وجود تنش های زیاد هیچگاه بطور مستقیم در جنگ نبوده اند. ایران تنها کشوری در خارومیانه میانه است که بعد از انقلاب بدنبال منطقه ای بدون نفوذ قدرت های غربی بوده؛ امری که هیچ یک از کشورهای عربی آن را دنبال نمی کند. 

* کاهش نقش اردوغان در ترکیه 

جایگاه مردمی « رجب طیب اردوغان» رییس جمهوری ترکیه کاهش می یابد و به آینده او که در اتهامات فساد غرق خواهد شد، ضربه می زند. در این مطلب همچنین به تلاش های اردوغان برای تغییرقانون اساسی ترکیه به نفع خود اشاره شده و تحقق این امر به زیان ترکیه عنوان شده است. به اعتقاد فلر تغییر قانون اساسی ترکیه به نفع اردوغان به ثبات ترکیه و روند دموکراتیکی که در این کشور وجود دارد ضربه می زند.

* روسیه نقشی اصلی در توافقات دیپلماتیک خاورمیانه ایفا می کند

روسیه توانایی ایفای نقش کلیدی در حل موضوع هسته ای ایران و بحران سوریه را دارد. و بهتر است که نقش این کشور به عنوان یک تاثیر گذار مهم شناخته شود و نه اینکه روس ها را به عنوان عاملی برای وقوع تنش های «نئو-کلد وار» (جنگ سرد جدید) به شمار آورد. 

* طالبان دستاوردهای بیشتری در کسب قدرت در درون دولت افغانستان بدست می آورد (ورود طالبان به حکومت)

 طالبان در دولت افغانستان قدرت می گیرد و این نشانگر شکست آمریکا در برقراری ثبات در این کشور بعداز 13 سال جنگ است. بعد از 13 سال جنگ آمریکا در تامین امنیت افغانستان و یا کم رنگ کردن نقش طالبان در این کشور شکست خورده است. طالبان چیزی فراتر از یک جنبش است. این گروه برای اکثریت جمعیت پشتون افغانستان منبع اصلی قدرت است. پشتون ها بخش اصلی قدرت خود را وقتی طالبان در سال 2001 سقوط کرد از دست دادند. وضعیت فعلی افغانستان به گونه ای است که ورود طالبان به حکومت اجتناب ناپذیر است و به نظر می رسد که حضور این گروه در حکومت برای ثبات افغانستان مفید باشد.