۱

ژئوپلیتیک ایران و مساله هسته‌ای؛ نقد یک دیدگاه

  • ۵بازدید
  • ۱ رای
  • ۰ دیدگاه
مذاکرات هسته ایران با 5 بعلاوه 1

آیا از جنبه استراتژیک انجام معامله هسته‌ای از منطق لازم برخوردار است؟

دکتر نوذر شفيعي

امروزه جمهوري اسلامي ايران رويارويي هاي استراتژيك خود با نظام غرب را در دو صحنه ديپلماتيك و ژئوپلیتیک منطقه اي دنبال مي كند؛ به عبارت ديگر، غرب در دو صحنه مزبور يعني تلاش براي خنثي كردن ظرفيت هاي ژئوپليتيكي ايران و همزمان طرح بهانه هسته اي دامنه فشارهايش بر ايران را افزايش داده و در صدد است تا قدرت ايران را مهار و تضعيف نمايد.

اين در حاليست كه در جريان مذاكرات هسته اي اخير با غرب، شاهد طرح برخي ديدگاه ها در مورد چگونگي ارتباط برقرار كردن ميان پرونده هاي منطقه اي با موضوع مذاكرات هسته اي هستيم. در اين راستا، شايد يكي از عمده ترين ديدگاه هايي كه در برخي محافل كارشناسي مطرح مي باشد، استفاده از مزيت هاي ژئوپليتيكي كشور در مذاكرات هسته اي است؛ بدين معني كه ايران در برخي از موضوعات منطقه اي از خود انعطاف لازم را نشان دهد تا در مقابل، غرب در مساله هسته اي كوتاه بيايد. مبناي اين نگاه آن است كه ايران از برگ هاي برنده منطقه اي خود به نفع مطلوبيت هاي غرب دست بردارد.

اکنون سوال این است كه آيا از جنبه استراتژيك انجام چنين معامله اي از منطق لازم برخوردار است؟ فرضيه اي كه در اين رابطه مورد نظر مي باشد آن است كه به دليل عدم توازن ميان موضوع قدرت منطقه اي كشور با مساله هسته اي، انجام چنين معامله اي اساسا فاقد منطق استراتژيك مي باشد.

اما در پاسخ به پرسش مزبور ابتدا بايد توجه داشت كه قدرت منطقه اي ايران از برخي ويژگي ها و ابعاد زير برخوردار مي باشد:
1-در نظريات اكثر تئوري پردازان روابط بين الملل از جمله ژئوپليتيسين معروف سائول بي كوهن كه تبيين ساختار قدرت هاي جهان پس از دوران جنگ سرد را در كانون توجهات خود قرار داده اند، ايران به عنوان يك قدرت منطقه اي معرفي شده است. مبناي چنين تعريفي از قدرت ايران نيز عمدتا به واسطه برخورداري از ظرفيت ها و مزيت هاي ژئوپليتيكي است كه موجب افزايش دامنه هاي تاثيرگذاري آن بر روندهاي منطقه اي و بين المللي شده است.

در این راستا، عمده ترین عوامل و مزیت های ژئوپلیتیکی که در افزایش قدرت منطقه ای ایران موثر می باشند عبارتند از: موقعیت جغرافیایی ویژه ، فرهنگ و تمدن پیشرو ، اندیشه سیاسی و مذهبی هوشمند ، منابع انرژی نفت و گاز ، هویت ملی وحدت بخش ، پیشرفت های علمی و فناورانه ، فرهنگ دفاعی ثبات بخش و ... .
2-براي تبيين ويژگي ها و ماهيت قدرت منطقه اي ايران، موفقيت اين كشور در شكل دادن به يك ائتلاف منطقه اي با محوريت «جبهه مقاومت» كه اساسا از مشخصه هاي ساختاري و محتوايي متفاوتي نسبت به اتحادها و ائتلاف هاي موجود منطقه اي جهان برخوردار مي باشد، بيش از هر مولفه اي قابل توجه و تعمق مي باشد.

ائتلاف منطقه ای مقاومت از ویژگی های زیر برخوردار است:

*غالب اهداف استراتژیک اعضاء را پوشش می دهد.
*امکان بازتولید مولفه های قدرت ساز را دارد.
*امکان تعامل میان اعضای آن در همه سطوح دیپلماسی(سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی و ...) وجود دارد. به عبارت دیگر همه جانبه است.
*با عوامل وحدت بخش ملت های مسلمان همگرایی دارد.
*موجب خارج شدن ایران از انزوای ژئوپلیتیکی شده است.

3-رويكردهاي حاكم بر ائتلاف مقاومت به رهبري ايران از جمله دفاع از استقلال و هويت ملت ها، نفي نظام استكبار، دفاع از همگرايي جهان اسلام و ... موجب گرديده تا شديدترين فشارهاي سياسي، امنيتي و اقتصادي از سوي غرب به رهبري آمريكا به همه اركان اين ائتلاف وارد آيد. در اين راستا، ركن الهام بخش و هدايت گر اين ائتلاف يعني جمهوري اسلامي ايران از ابتداي تاسيس تاكنون بيش از ديگران تحت فشار بوده و غرب راهبردهاي مهار، تضعيف و براندازي نظام سياسي آن را در دستور كار خود دارد.

4-شرايط كنوني منطقه را شايد بتوان جدي ترين وضعيت و صحنه هماوردي ائتلاف مقاومت با غرب دانست؛ به همين دليل جمهوري اسلامي ايران با همه سرمايه هاي استراتژيك منطقه اي خود در سطوح ديپلماتيك و ميداني مشغول مقابله با يكي از بزرگ ترين تهديدات امنيت ملي يعني پديده افراط گرايي و تروريسم تكفيري مي باشد كه نقش غرب در ايجاد و مديريت آن غير قابل انكار مي باشد.

با توجه به اهميت موارد فوق، اكنون راحت تر مي توان گزاره هايي را مورد تاكيد قرار داد كه اثبات كننده عدم توازن لازم ميان مسايل منطقه اي با موضوع مذاكرات هسته اي مي باشند و به همين دليل، طرح مسايل منطقه اي در ميز مذاكرات هسته اي با غرب غیر ضروری به نظر می رسد:

*نگراني غرب از قدرت منطقه اي ايران يكي از عوامل اصلي بهانه آغاز بحران هسته اي بوده است.
*قدرت منطقه اي ايران در مقاومت هسته اي طي سال هاي گذشته بسيار موثر بوده است.
*غرب براي تحميل شرايط خود در پرونده هسته اي، دامنه فشارهاي منطقه اي را افزايش داده است.
*شريك پذير كردن ايران در مسايل منطقه اي مطلوبيت راهبردي غرب محسوب مي شود.
*ايران براي به عقب راندن مواضع غرب در مذاكرات هسته اي (و نه معامله كردن) نيازمند در اختيار داشتن برگ هاي برنده در پرونده هاي منطقه اي مي باشد.

موارد فوق بدین معنی است که قدرت ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران جزء سرمایه های استراتژیک آن محسوب می شود و حتما باید از آن ها برای پیشبرد اهداف استراتژیک استفاده شود و نه ابزرای برای معامله با غرب در مذاکرات هسته ای باشد.

عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي

5252

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.