۱

چالش‌های سیاسی و اقتصادی آمریکا و روسیه

  • ۴بازدید
  • ۱ رای
  • ۰ دیدگاه

خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) - یادداشت روز

محمود رضا امینی - مدیرعامل خبرگزاری موج

اگرچه رقابت دو ابرقدرت شوروی و ایالات‌متحده با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 به پایان رسید، اما؛ این تنها یک تصور خوش‌بینانه از سوی رهبران آمریکا، نگاه ساده ‌انگارانه رسانه‌های غربی و افکار عمومی جهان به این پدیده بود.

روسیه، سرزمین تزارها و اندیشه‌های پطر، نمی‌توانست در قابل یک کشور بدون امیال توسعه طلبانه و امید برای دستیابی به آب‌های گرم، همچون سایر کشورهای آسیا به حیات ادامه دهد. انتخاب پوتین به عنوان رئیس جمهور این کشور در سال 2000 با توجه به پیشینه وی در کا گ ب، از سوی مردم، نشان از تمایل ملت روس به آغاز شکوفایی و بازگشت روزهای ابرقدرتی بود.

پوتین بعد از دو دوره ریاست جمهوری، در دوره سوم در مسند نخست وزیر نشست. اما کارشناسان سیاسی، رهبران کشورها و مردم روسیه می‌دانستند مدودف تنها مجری سیاست های نخست وزیر خود، پوتین و پوششی برای حل مشکل عدم اجازه انتخاب برای سه دوره در قالب رئیس جمهور بود. تا آنکه وی مجدداً توانست بعد از چهار نخست وزیری، رهبر روسیه شود.

در دهه دوم قرن بیست و یک، پوتین درصدد بود تا خواسته‌های خود را در میان لشکرکشی آمریکا و دخالت این کشور در قلب ثروتمند خاورمیانه، عراق عملی سازد. بهانه این تصمیم را واکنش اعتراضی مردم اوکراین به تصمیم ویکتور یانوکوویچ، رئیس جمهور وقت این کشور، در عدم پیوند تجاری با اتحادیه اروپا به دست کرملین داد. یانوکوویچ خلع شد و در اندک زمانی شبه جزیره کریمه به فدراسیون روسیه پیوست.

این اقدام، آغاز شعله ورشدن و در واقع عیان شدن اختلافات مسکو و واشنگتن و البته متحدان اروپایی آمریکا بود. تنش میان غرب و شرق به یکباره اوج گرفت. با این تفاوت که این بار کلمه "شرق" صرفاً شامل کشور روسیه می شود و متحد همراهی در این بازی با مسکو معادلات را پیش نمی‌برد.

اختلاف دو طرف در شکل مانورهای نظامی، تقویت توان دفاعی در مرزهای نزدیک به روسیه و دریای سیاه، افزایش بودجه دفاعی کشورهای کوچک اروپای شرقی، پرواز جنگنده‌های روسیه در قلمرو هوایی دولت‌های اروپا، عقد توافق نظامی و سیاسی مسکو با آبخازیا به عنوان کشور مستقل شده از گرجستان در سال 2008، افزایش بیست درصدی بودجه نظامی سال 2015 روسیه، تصمیم اوکراین برای پیوستن به ناتو و تقویت پیوندهای این سازمان نظامی با برخی کشورهای آسیای مرکزی همچون گرجستان و قزاقستان در یک سال اخیر خود را نشان داد.

با این وجود، تحریم‌های اقتصادی و مالی روسیه از سوی غرب مهمترین واکنش آمریکا و اروپا به الحاق کریمه به فدراسیون روسیه بود. در نتیجه این تصمیم، بانک‌ها و موسسات مالی روسیه با محدودیت عمل در قاره سبز روبه‌رو شدند. ضمن مسدود شدن دارایی برخی از نزدیکان پوتین در بانک‌های اروپا، آنها اجازه سفر به اروپا را از دست دادند. همچنین برخی کالاهای دو کاربردی نظامی از جمله دو ناو میسترال فرانسه به روسیه ممنوع شد.

در مقابل این تحرکات، مسکو با تصویب ممنوعیت واردات 12 ماهه سبزیجات و محصولات گوشتی از کشورهای اروپا، درصدد ضربه زدن به اقتصاد آنها بر آمد. این مسأله اگر چه کرملین را مجبور به یافتن کشورهای جایگزین در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین کرد اما فشار زیادی بر کشاورزی و دامداری اروپا وارد کرد. زیرا 30 درصد محصولات گوشتی و سبزیجات روسیه از کشورهای اروپایی تأمین می شد. از این رو در این کنش و واکنش ها، قاره اروپا بیش از ایالات متحده، استرالیا و کانادا متضرر شد.

آمریکایی‌ها توانستند یک ضرر 40 میلیارد دلاری، طبق گفته مقامات روسیه، از طریق تحریم ها به مسکو وارد کنند. همچنین با کاهش قیمت نفت، عرصه را بر قدرت مانور این کشور تنگ کنند. علاوه بر این دسترسی رقیب را به تکنولوژی پیشرفته نظامی محدود و حضور نظامی خود در اروپا را تسریع کند.

روس‌ها اگرچه توانستند بزرگترین قرارداد گازی خود را با چین به امضا به رسانند تا بر منابع درآمدی خود تنوع بخشند، اما؛ بیش از پیش خود را در میان ملت های شرق اروپا که دارای ذهنیت تاریخی تسلط مسکو بر کشورهایشان هستند، منفور نشان دهد. در ان بازی، آمریکا به عنوان ناجی اروپای شرقی شناخته شد که با ارسال سرباز و تقویت استحکامات نظامی، در مقابل دست اندازی‌های روسیه واکنش حتمی نشان خواهد داد و روسیه بر باورهای ذهنی به عنوان یک سلطه‌گر مهر تأیید زد.

با این همه، پوتین به رهبران آمریکا فهماند، عرصه سیاسی خاورمیانه، از جمله تحولات سوریه، حوزه ترکتازی یک‌جانبه واشنگتن نیست. مسکو اگرچه درصدد بازگشت به دوران امپراتوری تزارها است، اما؛ با تملک کریمه، قصد داشت تعادلی در مقابل استیلای ایالات متحده بر کشورهای عرب خلیج فارس و عراق ایجاد کند.

در این میان، بازنده، کماکان ملت‌هایی هستند که رهبرانشان بدون بهره گیری از عوامل و امکانات داخلی، تنها راه پایداری را وابستگی به قدرت‌های خارجی می‌دانند.

انتهای پیام

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.