۲

نقش پاکستان در باز تولید ناامنی منطقه ای

  • ۲۵بازدید
  • ۲ رای
  • ۰ دیدگاه
ایران و پاکستان,اسامه بن لادن,طالبان,افغانستان,پاکستان

یافتن پاسخ این سوال "که مقصراصلی وعلت ایجاد این همه ناامنی و خشونت سیستماتیک داخلی و منطقه ای در حاکمیت پاکستان کیست وچرا ؟"چندان هوش و ذکاوت سطح بالائی نمی خواهد. در خارج، حداقل بسیاری از دیپلمات های مقیم منطقه و نیز مقامات افغانی می گویند پاکستان به دلیل ترس از دست دادن موقعیت خود مایل به ایجاد ثبات درمنطقه نیست.

پاکستان را از هر زاویه ای که نگاه كنيم باز هم کشوري عجیب و غير عادي به نظر مي رسد. كشوري از سال ،1947همواره غرق در خون ريزي،خشونت،نا امني ،جنگ هاي قبيله اي،مداخلات خارجي، جنگ هاي فرقه اي، نبرد و مداخله در امور داخلي همسايگان ،باز توليد سيستماتيك نظامي و امنيتي خشونت ،كودتا و..
نمی دانم محمد علی جناح اگرمیدانست بنیان چه کشوری را پایه گذاری می کند ،باز هم در برپائي آن اصرار مي ورزيد؟سالها پیش در لاهورچنين پرسشي را با رئيس " اقبال اکادمی" مطرح کردم.تعجب همراه با ناراحتی از این سوال به قول او شرورانه قابل پیش بینی بود .اما به 1 نکته اشاره کرد و گفت"همزمان با پايان جنگ جهاني دوم وخروج بریتانیا از شبه قاره هند ،تاثير محوري نقش مسلمانان در استقلال هند و همراهی آنها با گاندی، نمی توانست بهائی جز استقلال و تشکیل کشوری مستقل در پی داشته باشد."
خب، تا آنجا كه به مسئوليت هاي اخلاقي تاريخي مربوط مي شود پاكستان تاسيس شد.اما طي تقريبا 67 سال گذشته ،بي ثباتي و باز توليد خشونت داخلي و انعكاس آن به خارج از مرز ها همواره شاخص ترين نماد اين كشور درجهان بوده است. یک دیپلمات سابق افغان كه اكنون در لندن زندگي مي كند نقل قولي از ظاهر شاه پادشاه سابق افغانستان بيان كرده  که معلوم نیست چقدرسندیت دارد،. او ميگويد شاه بابا یک بار که از مداخلات روزافزون پاکستانی ها و ایجاد ناامنی در کشور خصوصا ايالات جنوبي به ستوه آمده بود گفت"از نیرنگ، فقط خدا پاکستانی ها را میشناسد !کیفر آنها هم با خدا".
در تازه ترين خشونت هاي بي سابقه ، بيش از 141 عضو يك مدرسه كه 132 تن آنها دانش آموزان كم سن بوده اند به دست طالبان پاكستاني در پيشاور قتل عام شدند.واكنش دولت و ارتش پاكستان چيزي جز آنچه انتظار ميرفت نبود."محكوميت و قول برخورد موثر با طالبان!".حيرت آوراما قابل پيش بيني، مقامات اسلام آباد باز هم تلاش كردند مسئوليت چنين اقدامات دهشتناك و نا امني  را به گردن همسايگان بياندازند. كما اينكه در اتفاق اخير،آقاي نخست وزير، بلافاصله ژنرال راحل شریف، رییس ستاد ارتش و ژنرال اختر رئيس سازمان مخوف و نه چندان خوشنام اطلاعات ارتش پاكستان(آي - اس - آي) را راهي كابل كرد تا آنگونه كه سخنگوي ارتش در اسلام آباد گفت به مقامات كابل ضرورت مبارزه مشترك با طالبان را به آنان ياد آوري كند!!. يك ديپلمات هندي مقيم اسلام آباد به شرط عدم افشاي نامش ميگويد" اعزام مقامات عاليرتبه ارتش پاكستان به كابل نوعي فرار به جلو وكاري مسخره بود. بعداز حادثه حمله تروريستي به هتل تاج محل بومبائي در سال 2008كه به كشته شدن 170 نفر منجر شد ،مقامات اسلام آباد درصدد اقدام مشابه واعزام هياتي به دلهي نو برآمدند. اما دست آنها را خوانديم و امكان مانور تبليغاتي را از پاكستاني ها گرفتيم".پاره اي كارشناسان سياسي منطقه اي كه معتقدند پاكستان تبحر خاصي در مقصر جلوه دادن همسايگان خود در بروز ناامني ها ي مشترك دارد، ديدگاه اين ديپلمات هندي را تاييد مي كنند.كما اينكه طي 3 سال گذشته و با افزايش ناامني هاي مرزي پاكستان با ايران كه منجر به كشته شدن يا به گروگان گرفته شدن ماموران مرزي ايران شده، اسلام آباد اعلام كرد اين ايران است كه بايد از مرز هاي خود مراقبت كند.مقامات ايران همواره گفته اند گزارش هاي مستندي از حضور گروه هاي تروريستي در كويته به اسلام آباد داده اند اما هيچگاه مورد توجه قرار نگرفته است.يافتن پاسخ اين سوال "كه مقصراصلي وعلت ايجاد اين همه ناامني و خشونت سيستماتيك داخلي و منطقه اي در حاكميت پاكستان كيست وچرا ؟"چندان هوش و ذكاوت سطح بالائي نمي خواهد. در خارج، حداقل بسياري از ديپلمات هاي مقيم منطقه و نيز مقامات افغاني مي گويند پاكستان به دليل ترس از دست دادن موقعيت خود مايل به ايجاد ثبات درمنطقه خصوصا در افغانستان نيست.
آيا دولت مركزي اسلام آباد مسئول واقعي ست ؟ شايد،اما نه تا آن اندازه كه ارتش مقصر و مسئول مستقيم شناخته ميشود.  این که شاکله و ساختار تشکیلات طالبان چه در پاکستان و چه در افغانستان،برگفته از تعریف و مدیریت پاکستان و ارتش این کشور است واقعیتی انکار ناپذیراست.مهمترین قربانی آن هم افغانستان است. به هرحال پديده دولت درپاكستان عمدتا زاده توافقات اركان ارتش با سازمان هاي اطلاعاتي خصوصا  (آي - اس - آي)است و ضعيف ترين حلقه در حاكميت محسوب مي شود. در كنار اين نگراني موضوع تسلط حيرت آور كشور هاي عربي خليج فارس خصوصا عربستان و امارات بر ارتش و سازمان امنيتي آن خود مزيد بر علت شده است. بي اطميناني به ارتش تا به آنجا پيش رفته كه حتي پنتاگون به دليل نفوذ حيرت آور گروه هاي تندرو و حاميان طالبان در سازمان ارتش، تقريبا هيچ عملياتي را با اطلاع آنها انجام نميدهد. مانند حمله سال 2011 به مقر بن لادن در ابوت آباد. با چنين ساختار بالقوه مخاطره زا و تنش طلبي چگونه مي توان مقابله كرد؟به درستي نميدانم!4 ويژگي منفي "قدرت زياد،عدم تسلط دولت بر آن،پيچيدگي مخوف ساختار نظامي و امنيتي و از همه مهمتر تسلط اعراب منطقه بر ارتش ،هرگونه برخورد،مقابله و يا حتي از سر ناچاري توافق با آن را بسيار مشكل كرده است.بله،درست متوجه شده ايد،پاسخي براي اين سوال نگران كننده فعلا وجود ندارد. matinmos@gmail.com

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.