۶
کارشناس ترک در گفتگو با مهر مطرح کرد؛

تداوم سیاست اشتباه اردوغان در سوریه/ چرایی هراس دولت از جنبش گولن

  • ۴۴بازدید
  • ۶ رای
  • ۰ دیدگاه

"فهیم تاشتکین" کارشناس مسائل خاورمیانه معتقد است که سیاست خارجی ترکیه در قبال سوریه اشتباه بوده و دولت اردوغان کماکان این سیاست اشتباه را دنبال می کند.

به گزارش خبرنگار مهر، در روزهای اخیر ترکیه یک بار دیگر شاهد عملیات نیروی پلیس و دستگیری بیش از 30 نفر از فعالین سیاسی و روزنامه نگاران بود که اغلب از جریان رسانه ای منصوب به فتح الله گولن رهبر جنبش "خدمت" بودند. دستگیری های 14 دسامبر امسال به گمان بسیاری از تحلیلگران انتقام اردوغان از فتح الله گولن به خاطر مسائل مربوط به 17 دسامبر 2013 بوده است. از سوی دیگر وزیر امور خارجه ترکیه چاووش اوغلو چهارشنبه هفته پیش در دیداری یک روزه از تهران، علاوه بر دیدار با مقامات بلند پایه کشور خبر از سفر رئیس جمهور ترکیه در اوایل سال آینده میلادی به تهران داد.

در این باره گفتگویی را با "فهیم تاشتکین" (Fehim Taştekin) سرمقاله نویس روزنامه رادیکال و کارشناس مسائل خاورمیانه انجام شده که در ادامه می آید:

خبرگزاری مهر: همانطور که می دانید 14 دسامبر حدود 32 نفر در ارتباط با جنبش "خدمت" و از افراد نزدیک به فتح الله گولن بازداشت شدند. بسیاری از کارشناسان این بازداشت ها را انتقام گیری حزب عدالت و توسعه و شخص رئیس جمهور از این حرکت می دانند، نظر شما در این باره چیست؟ آیا این حوادث با انتخابات عمومی سال آینده ارتباط دارند؟

همانطور که می دانید سال پیش درست همین موقع عملیات قضائی  17 دسامبر در رابطه با فساد مالی دولت کلید خورد. اکنون در طی مدت یک سال که از آن تاریخ می گذرد دولت حزب عدالت و توسعه سعی کرده است تا تمامی مکانیزم ها و نیروهایی را که توانایی ضربه زدن به حکومت را دارند از سر راه بردارد.دخالتهای حکومت در سیستم قضائی به نوعی تلاش حزب عدالت و توسعه برای ایجاد حاشیه امنیتی برای خود است. این مسائل بر خلاف چیزی که انتظار می رفت به صورت مشخصی بر انتخابات ریاست جمهوری تاثیر نداشت و حکومت توانست که آن انتخابات را به نوعی برگزار کند. اما با شروع مبارزه ای بر علیه جنبش گولن که از آن با نام ساختار موازی نام برده می شود در واقع سعی داشته است تا با بهانه قرار دادن این جنبش نسبت به محدود کردن آزادیها و تقویت ساختار و جایگاه خود تمام مکانیزم های کنترلی را نسبت به حکومت و شخص اردوغان از بین ببرد.

یعنی حکومت با تلاش برای ارائه چهره ای شیطانی از جنبش گولن و مبالغه در مورد قدرت آن و بهانه قرار دادن آن اهداف دیگری را که به دنبال آن بوده انجام دهد. یعنی اگر جنبش گولن آنطور که گفته می شود قوی باشد در انتخابات ریاست جمهوری تابستان پیش خودش را باید نشان می داد در حالی که این تاثیر بسیار محدود بود. در این جا چیزی که بسیار مهم است این است که حکومت با تمرکز و تبلیغات بسیار بر روی جنبش گولن در واقع به دنبال چیست؟ و در این میان وقتی که به اقدامات حکومت در طی یک سال گذشته نگاه می کنیم اینکه خواست و هدف اصلی حکومت چه بوده است کاملا مشخص می شود.

در این میان اتنخابات (HSYK) شورای عالی دادستان ها و قضات و تغییراتی که در آن انجام شد- تغییرات در قوانین مربوط به سازمان اطلاعات ملی و تغییراتی که در رابطه با قانون امنیت داخلی انجام گرفت- برای ایجاد چتر حمایتی برای حکومت و تلاشهای اردوغان برای ایجاد نظامی مبتنی بر یک فرد واحد بوده است.

سوالی که مطرح می شود این است که آیا مشکل و گناهی متوجه جنبش گولن است؟ اگر مشکلاتی هم وجود دارد، این مشکلات با روی کار آمدن این دولت شروع شد. یعنی اگر امروز افراد منسوب به جنبش گولن در سیستم پلیس و قضائی قدرت و نفوذ زیادی را به دست آورده اند مسبب اصلی این مشکل خود دولت حزب عدالت و توسعه است. اما در مورد میزان تهدید و خطر نفوذ این افراد تا حدود زیادی مبالغه شده است و دلیل اصلی که در طی یک سال گذشته حکومت به مبارزه با جنبش گولن برخواسته است افشاگری های این جنبش در رابطه با فساد مالی وزرا و خانواده آنها بوده است. یعنی به نظر می رسد که اگر این افشاگری ها نبود اکنون افراد نفوذی و منسوب به جنبش گولن در داخل تشکیلات پلیس و قضائی به خدمتگذاری خود نسبت به حزب عدالت و توسعه ادامه می دادند.

به نظر می رسد که دیدگاه وزیرامور خارجه ترکیه چاووش اوغلو نسبت به مسئله سوریه از دیدگاه نخست وزیر داوود اوغلو و رئیس جمهور اردوغان کمی متفاوت است. یعنی چاووش اوغلو نسبت به حل و فصل بحران سوریه بیشتر بر گفتگوی سیاسی و دیپلماتیک تاکید دارد آیا این قضیه درست است؟

بله طبیعتا نوع نگاه وزیرامورخارجه، نخست وزیر و رئیس جمهور کمی با همدیگر متفاوت است. اما مسئله اصلی این است که حرف آخر را چه کسی می زند و این فرد طبیعتا اردوغان است که تصمیم نهایی را می گیرد و داووداوغلو و یا چاووش اوغلو تصمیم گیرنده نهایی نیستند. طبیعتا همیشه وزرا امور خارجه چون نماینده دیپلماتیک کشور هستند سعی می کنند تا چهره ای دیپلماتیک تر و صلح جویانه تر ارائه نمایند. البته دستگاه سیاست خارجی ترکیه این ویژگی خود را در زمان وزارت داوداغلو از دست داده بود.

اما در مورد موضوع سوریه باید گفت که این مسئله به شدت دولت را تحت فشار قرارداده و بسیاری از مناسبات ترکیه را تحت تاثیر قرار داده است. یعنی پروژه سوریه که با کمک آمریکا، اتحادیه اروپا و قطر طرح ریزی شده بود با شکست روبرو شد. در حالی که دیگر شرکای ترکیه از این طرح و پیروزی آن ناامید شدند و فعالیت های تروریستی در سوریه شروع شد و این مسائل حتی بر اقتصاد ترکیه هم تاثیرگذار بوده است. اگر این مسائل خود را به شکل کامل نشان دهند دیگر ترکیه نخواهد توانست که سیاست فعلی خود در قبال سوریه را ادامه دهد. البته اینکه الان در این مرحله قرار داریم؟ نخیر فعلا اگر چه موضوع سوریه باعث به وجود آمدن شکاف میان ترکیه و آمریکا، اروپا، روسیه و ایران شده است اما حزب عدالت و توسعه هنوز از سیاست اشتباه خود در سوریه دست نکشیده است.

البته ترکیه دیگر نسبت به قبل در قبال تحولات سوریه عکس العمل های شدید نشان نمی دهد و مثلا نسبت به طرح های ارائه شده توسط روسیه و سازمان ملل مثبت تر نگاه می کند اما این به معنی یک تغییر اساسی در موضع گیری نسبت به سوریه نیست. به صورت خلاصه باید گفت که ترکیه در ادامه دادن به سیاست قبلی خود در قبال سوریه بسیار تحت فشار قرار دارد و مهمترین دلیل آن هم ظهور داعش بوده است و اینکه ترکیه به خاطر سیاست مبتنی بر لجبازی خود در سوریه نتوانسته است که در مبارزه با این گروه تروریستی به صورت فعالانه و آنطور که جامعه جهانی انتظار دارد شرکت کند. اما اینکه این تغییرات را به حساب یک تغییر سیاسی عمیق و جهت گیری متفاوت در مورد قضیه سوریه قلمداد کنیم بسیار مشکل است.

روابط میان ایران و ترکیه را چگونه ارزیابی می کنید؟ در سفر چهارشنبه چاووش اوغلو اعلام شد که رئیس جمهور ترکیه ماه آینده میلادی سفری را به ایران خواهد داشت. بر این اساس آینده روابط میان ایران و ترکیه را چگونه می بینید؟

علی رغم رقابت منطقی دو کشور و رقابتی که در سوریه و عراق میان دو کشور وجود دارد ایران وترکیه دارای یک روابط تاریخی عمیق هستند. این رابطه عمیق با وجود این همه رقابت و جدال همچنان ادامه دارد. تغییرات سیاسی در دو کشور هم خیلی در این رابطه دوسویه تاثیرگذار نبوده اند. یعنی اینکه ایران و ترکیه در کجای بازی بایستند را به خوبی می دانند و با وجود اینکه در بسیاری مسائل متفاوت دیدگاه های متفاوتی دارند اما روابط اقتصادی همیشه مستقل از بحران ها بوده و این مسئله در آینده هم تغییر زیادی نخواهد کرد.

در اینجا موضوع عراق هم هست و اینکه تشکیل موفقیت آمیز دولت جدید در عراق تنشی را که بر اثر عراق میان دو کشور وجود داشت را از بین برد. الان مهمترین موضوع مناقشه میان دو کشور مسئله سوریه است و البته هم ایران و هم ترکیه این ضرورت که باید در موضوع سوریه نسبت به گذشته بیشتر گفتگو داشته باشند را فهمیده اند.

هر دو کشور ایران و ترکیه برای همدیگر آنقدر مهم هستند که هیچگاه اجازه نخواهند داد تا روابط شان فدای هر موضوع سوم دیگری شود. تهران و انکارا به خاطر مسائل منطقه ای نمی توانند که علیه همدیگر جبهه بگیرند. ایران و ترکیه جزو معدود کشورهای منطقه هستند که دارای مرزهای مشخصی با همدیگر هستند که این مرزها در طی چند قرن اخیر تقریبا ثابت بوده است. از سوی دیگر تهران و آنکارا دارای تهدیدات مشترکی نیز هستند. دو کشور باید بر روی نقاط مشترک میان خود تاکید بیشتری نمایند.

روابط ایران و ترکیه تاریخی و عمیق و حتی ماورای حکومت و دولتهای حاکم بر دو کشور است. روابط این دو بازیگر منطقه نباید تحت تاثیر مسائل منطقه قرار گیرد.

..............

گفتگو از امید شمیزی

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.