۲

ابوالحسنی:استانی شدن انتخابات به نمایندگان عزت و شخصیت می دهد و از هزینه های انتخابات می کاهد

  • ۸بازدید
  • ۲ رای
  • ۱ دیدگاه
انتخابات مجلس

دکتر ابوالحسنی معتقد است که مجلس زمانی می تواند پاسخگو مردم و قدرتمند عمل کند که انتخابات به صورت استانی صورت گیرد .

سوگل نورمحمد:عمده دلایل موافقان طرح استانی شدن انتخابات ناظر بر رفع برخی مشکلات و معایب نظام فعلی انتخابات است. به گفته طراحان و موافقان در نظام فعلی بخش زیادی از وقت نمایندگان بخصوص نمایندگان شهرستانها مصروف مسائل و مباحث منطقه‌ای و محلی است و نتیجه آن غفلت یا کم توجهی نسبت به وظایف اصلی یعنی قانونگذاری و نظارت است.

ارتقای سطح کیفی مجلس و بالا بردن ظرفیت‌های نخبگی و کارشناسی هم از دیگر استدلال‌های موافقان است. ،دکتر ابوالحسنی استاد دانشگاه تهران یکی از موافقان اصلی طرح استانی شدن انتخابات در گفت و گو در کافه خبر مزیت های این طرح را برشمرد .

به چه دلایلی شما با استانی شدن انتخابات موافق هستید؟از نظر شما چه مقدار مجلس در نظام کشور نقش دارد؟

بنده معتقد هستم که نمایندگان مجلس در ایران باید در سطح بالای شخصیتی ، آگاهی ،علمی وتجربی وبینش ملی باشند واین امر در مرحله اول اگر انتخابات در کشورمان حزبی می شد امکان پذیر بود؛ ولی ظاهرا متاسفانه به دلیل محدودیت های قانون اساسی امکان ندارد؛ اما می توان همین قانون را اصلاح کرد وبه این هدف رسید .اگر انتخابات به صورت حزبی انجام شود و یا حداقل  به صورت جریانی و گفتمانی صورت گیردبه این علت که احزاب درصدد حل مشکلات ملی هستند تابتوانند همواره مقبولیت خود را در جامعه حفظ نمایند واز مردم رای بگیرند وقدرت را بدست آورند یا نگهدارند بنابراین افراد دارای آگاهی ومهارت و منابع عقلانی وعلمی را بر می گزینند . هدف ما این است که مجلسی را که دارای جایگاه ونقش اسمی مهمی در قانون اساسی است ، دارای یک جایگاه و نقش رسمی مهم نیز بنماییم. مجلس ما در قانون اساسی از جایگاه رفیعی برخوردار است، مجلس در قانون اساسی به نوبه خود نقش به سزایی دارد که به آن نقش اسمی گفته می شود..زمانی جایگاه اسمی مجلس شورای اسلامی، تبدیل به جایگاه رسمی می شود که از توان و ویژگی های بالقوه نیز برخوردار گردد. یک نهاد زمانی می تواند نقش محول خود را تبدیل به نقش محقق نماید و از عهده این کار بر آید که دارای صلاحیتهای لازم باشد که یکی از آن صلاحیتها برخورداری ازکارگزاران (نمایندگان) توانمند است .

 مجلس ما درقانون اساسی دارای نقش محول بسیار بالایی است. قانون گذاری ، سیاست گذاری و برنامه ریزی از کار ویژه های اسمی است که مجلس باید آن را انجام دهد. این کارویژه ها باید در همه حوزه ها ارایه گردد؛ از اقتصاد و فرهنگ گرفته تا مسائل اجتماعی و حوزه خانواده و تفریحات. مجلس شورای اسلامی است که باید برای هر نهادی در کشور قانون و سیاست گذاری کند. این اولین وظیفه مجلس شورای اسلامی است.نقش دوم مجلس، نظارت و کنترل است که نقش مهم و حساسی محسوب می شود. مجلس می تواند بر همه دستگاه های نظام نظارت داشته باشد؛ چرا که تحقیق و تفحص،استیضاح وسوال از سایرنهادها و افراد از وظایف مجلس است. همه این امور مکانیزم هایی است که مجلس میتواند با عنوان نقش نظارتی داشته باشد. نقش سومی که مجلس بر عهده دارد انتخاب مسئولان سیاسی است؛ البته جزمقام رهبری و رئیس جمهور که توسط خبرگان و مردم انتخاب می شوند. مجلس باید تمام وزرای دولت را انتخاب کند. بخشی از اعضای شورای نگهبان ( 6 نفر) را مجلس بر می گزیند. بنابراین هم در انتخاب مسئولین و هم در قانون گذاری و هم نظارت، مجلس نقش پررنگ و حساسی دارد. مجلسی که دارای چنین جایگاه رفیعی است، نیازمند قدرتی است که بتواند این وظایف را به خوبی انجام دهد؛اما اگر این قدرت وجود نداشته باشد تمام نقش های محول ناتمام و بی نتیجه می ماند.در حقیقت به دنبال این هستیم که مجلسی داشته باشیم که نقش های محول خود را محقق کند. برای این کار نیازمند مجلسی قدرتمند هستیم.مجلس در جمهوری اسلامی ایران دراین مدت نشان داد که طی فرآیند سی و چند ساله، همواره ضعیف شده است؛ مجلس اول و دوم نسبت به سایر مجلس ها خیلی قویتر  عمل کردند که متاسفانه روز به روز عملکرد مجلس و نمایندگان ضعیف شد.

در حال حاظر جایگاه مجلس شورای اسلامی و نمایندگان را در جامعه و در بین مردم چگونه ارزیابی می کنید؟

 مجلس فعلی ،نقش و جایگاهی  ندارد؛ جز این که حلقه ای ارتباطی بین محدودی از افراد خاص با دولت بوده که برای تامین مطالبات جزئی آنها اقدام می کند. این مشکل هم ناشی از قانون انتخابات ماست که حوزه های انتخابیه بسیار کوچک و محدود هستند . بنابراین بنده معتقدم که  مجلس دارای قانونی برای انتخابات شود که بتواند ویژگی هایی را که عرض خواهم کرد، به دست بیاورد. در این صورت قدرت به مجلس برمی گردد. استانی شدن انتخابات، یکی از ساز و کارهای مفید برای ارتقای کارآمدی و جایگاه و منزلت واقعی مجلس در نظام جمهوری اسلامی ایران است.مجلس نیازمند این است که از چند ویژگی برخوردار شود. اگر این موارد را نمایندگان مجلس داشته باشند، می توانند قانون گذاری و سیاستگذاری به معنی واقعی را عرضه نمایند.در ابتدا نمایندگان نیاز به تخصص دارند ؛ حوزه قانون گذاری مجلس حوزه امور اجتماعی جامعه است،اگر نگاهی به کمیسیون های مجلس بیندازید ، حتی به کمیسیون کشاورزی مجلس، در حوزه مدیریت است  نه در مورد تخصص کشاورزی. در کمیسیون صنعت هم راجع به مدیریت صنعتی بحث می شود. در مورد اقتصاد نیز احتیاج به مدیریت اقتصادی دارد. همچنین کمیسیون امنیت و سیاست خارجی  نیاز به تخصص روابط بین الملل،علوم سیاسی و یا جامعه شناسی سیاسی دارند،کمیسیون برنامه و بودجه نیز احتیاج به تخصص اقتصاد  ،جغرافیای برنامه ریزی ومدیریت دارد؛ یعنی در حقیقت، کار ویژه مجلس اداره جامعه است. به نظر بنده اولین فکری که باید اجرایی  شود این است که نمایندگان مجلس باید از تخصص های حوزه علوم اجتماعی و انسانی برخوردار شوند. هیچ حوزه ی علمی هم نمی تواند در حوزه دیگر دخالت کند؛ یک طبیب نمی تواند در حوزه مهندسی و یا مدیریتی و علوم اجتماعی دخالت داشته باشد و نباید به خود این اجازه را بدهد. چون هستی قانون دارد این هستی شامل قانون طبیعی، امور معنوی و الهی، فردی و اجتماعی است. بنابراین این مسئله نیاز به تخصص دارد. به نظر بنده نمایندگانی که فاقد تخصص در حوزه علوم اجتماعی هستند، توانایی سیاست گذاری و تصمیم سازی درست را ندارند.

ثانیا مجلس نیازمند نمایندگان با تجربه است؛این تجربه باید در سطح ملی باشد وتجربه  در سطح منطقه ای و کوچک برای مجلس کافی نیست. تصمیم مجلس در حد ملی است. بنابراین وقتی راجع به نظام اقتصادی، مدیریتی و سیاسی سخن می گوییم همه این ها در سطح ملی قرار دارند.نمایندگان باید تجاربی داشته باشند که مسایل  در سطح ملی را درک نمایند. همچنین مجلس زمانی که می خواهد در حوزه های علوم اجتماعی و اقتصادی سیاست گذاری کند، نیاز به جهان بینی مشخصی دارد؛ به این مفهوم که در همه حوزه ها اعم از اقتصاد، جامعه و مدیریت، جهان بینی مشخصی داشته باشد. مجلس فاقد ایدئولوژی بی هویت است، و این ایدئولوژی بنابر مقتضیات جامعه و زمان و نیازهای مردم، باید تبدیل به گفتمان بشود. وقتی مجلس می خواهد سیاست گذاری اقتصادی انجام دهد،ابتدا این امر باید در قالب گفتمان قرار گیرد. پس ما هم به جهان بینی و هم ایدئولوژی و هم به گفتمان نیاز داریم. مجلسی می تواند تصمیم گیری درست و منسجم و سیستماتیک انجام دهد که از این  ویژگی ها ( تخصص،تجربه وگفتمان ) برخوردار باشد.

چگونه مجلس و نمایندگان می توانند قدرت داشته باشند آیا استانی شدن انتخابات در این امر تاثیر گذار خواهد بود؟

اولا باید کارشناسانی وجود داشته باشند تا کاندیدای برتر را از میان سایرین تشخیص دهند، بدانند این کاندیدا چه نگرش و گفتمانی خواهد داشت وآیا از تجربه وتخصص لازم برخوردار است .تا در نتیجه مجلسی قدرتمند شکل بگیرد، بنابراین اگر انتخابات را در سطحی ببریم که کاندیداها دارای بهترین ایدئولوژی ها و گفتمان ها وبیشترین تجربه و مهارت بالاتری را باشند قدمی برای قدرتمند شدن مجلس برداشتیم. لازمه آن هم این است جریان فکری و فراگیردر سطح ملی، انتخابات را مدیریت کند وبه عنوان واسطه ای بین مردم وانتخابات عمل کند (مانند حزب ) تا کاندیداهای برتر را به مردم معرفی نماید . ثانیا مجلس جایگاه نظارت و کنترل دارد ،یعنی دائم باید  دولت و وزرا را کنترل نماید. این کنترل هم نیاز به قدرت دارد. کسی که قدرت نداشته باشد نمی تواند کنترل نماید. اگر همین مجلس همت و قدرت داشت و در طول این هشت سال در مقابل فساد می ایستاد، فسادهای میلیاردی در کشور رخ نمی داد. استانی شدن انتخابات در قدرت مجلس نیز  تاثیربه سزایی دارد. زیرا قدرت مجلس چندین لازمه دارد؛ اول شخصیت نمایندگان است. نماینده ضعیف نمی تواند امور را اداره کند.نماینده باید برتر و قدرتمند باشد. همچنین مجلس بدون جریان ها و احزاب های سیاسی بیرون وپشتیبان، قدرتی نخواهد داشت ،زیرا قدرت این نهاد نیاز به افکار و حمایت مردم دارد. مجلس بدون حامی بیرونی، مثل مرغ پرکنده است که نمی تواند پرواز کند . مجلسی قدرتمند است که از  یک همبستگی گروهی در محیط اجتماعی برخوردار  باشد ، این ها زمانی شکل می گیرد که نمایندگان این نهاد، به صورت جریانی انتخاب شوند. در واقع آن جریان و حزب حامی، بین مردم و نمایندگان حائل می شود که این امر، حمایت مردمی را برای آن نماینده به دنبال دارد. بنده معتقدم که نظارت و کنترل مستلزم تخصص و  قدرت است. لذا نیازمند این هستیم که نمایندگان به صورت جریانی و حزبی انتخاب شوند تا از حمایت اجتماعی در سطح وسیع برخور دار شوند

  

انتخابات چه زمانی می تواند جریانی و حزبی عمل کنند؟

زمانی که انتخابات در حد وسیع (در شهرهای کلان مانند تهران، تبریز، شیراز و این ها) انجام شود،  به صورت جریانی و حزبی صورت می گیرد . هر مجلسی که اختلاس های بزرگ مالی در دوره آن اتفاق افتاده، باید پاسخگو باشد. جریان اصولگرا نقش پر رنگی در فرایند انتخابات مجلس هفتم وهشتم ونهم داشته است ، در دوره حاکمیت اصولگرایان، این اتفاق ها پیش آمده است ، اما امروز شاهدیم که این جریان از پاسخگویی سر باز میزند. اما زمانی که در انتخابات جریانات واحزاب به صورت شفاف کاندیدا معرفی نمایند و مجلس جریانی شکل بگیرد این جریان برای اینکه در دوره بعد بتواند رای بیاورد، مجبور به پاسخگویی است. پس اگر انتخابات جریانی شود، پاسخگویی به مردم هم می تواند شکل بگیرد . مشارکت اساسا مبنای مشروعیت نظام ماست،مشارکت سه قسم دارد: مشارکت محدود منطقه ای، مشارکت تبعی و مشارکت سیاسی فعال. مشارکت محدود منطقه ای باعث انتخاب افرادی می شود که تنها توان مطالبات ریز مردم را دارند. در واقع این مشارکت نمی تواند مسائل ملی را حل نماید و نماینده ای در این سطح، توان درک مسائل ملی را ندارد؛ چون برای مطالبات منطقه ای و کوچک انتخاب شده است. ما نماینده ای می خواهیم که بتواند مسائل ملی را درک کند.باید نخبگانی معرفی  شوند که مسائل ملی را بدانند؛ بنابراین مشارکت ما اگر مشارکت وسیعی باشد هویت منطقه ای بسیار خوبی شکل خواهد داد؛ همین امر، سطح نمایندگان را بالا می برد. انتخابات کوچک باعث تشکیل گروه های حامی - پیرو می شود، این گروه ها  باعث می شوند نظام  نتواند از عهده مطالبات کلی  بر آید و  توان حل آنها را داشته باشد .اگر انتخابات استانی برگزار شود، ما به نمایندگان دارای نگرش درسطح ملی و مهارت وتوانایی حل مسایل ملی با گفتمان مشخص و پاسخگو دست خواهیم یافت. زمانی هم که گفتمان ها سروسامان بگیرند در حقیقت مردم یک گفتمان خاصی را انتخاب می کنند و می گویند ایدئولوژی من این جریان است هر یک از این گفتمان ها که رای بیاورند به مجلس می آیند و  گفتمان های خود را تبدیل به قانون می کنند و به نوبت قانون های جدید شروع به حل مشکلات مردم  می کنند .در صورتی که توانایی حل مشکل را نداشته باشند ویا از عهده حل مسایل جدید بر نیایند مردم درانتخابات بعدی به گفتمان رقیب رای خواهند داد.بنابراین مسئول وضعیت های خوب وبد کشور مشخص می شود

بنابراین اگر انتخابات استانی صورت گیرد و در سطح وسیع برگزار شود بیشتر مشکلات به وجود آمده در نظام جمهوری اسلامی حل خواهد شد. اینکه شما می بینید در تشییع جنازه یک جوان این همه جمعیت حضور پیدا می کنند ،نشان دهنده بحران هویت و بحران گفتمان در این جمعیت است ،بنده معتقدم که جوان های ما دچار بحران شخصیت شده و به دنبال خود یابی هستند ،این جمعیت نشان میدهد که این میزان از جوانان ما حامی گفتمان های مسلط نیستند و بعید می دانم که دارای گفتمان مشخصی باشند، بنابراین به علت فقدان شکل گیری گفتمان ها و عدم اقناع گفتمان های رسمی،  مانند گفتمان های نماز جمعه، صداو سیما یعنی گفتمان های نهاد های اصلی کشور، به نظر من یک نوع بحران گفتمانی در جامعه وجود دارد . به دلیل آنکه اصولگرایان اجازه اندیشیدن را نمی دهند و تنها اندیشه خودشان را مطلق کرده اند ، تمامی مساجد ،نماز جمعه ها ،مدارس  و صدا و سیما زیر نظر آ نها می باشد . بنابراین یک بحران گفتمانی پیش می آید ،گفتمان ها باید در نهاد های جامعه پذیری شکل بگیرد، خانواده که توان گفتمان سازی را ندارد، متاسفانه در حال حاظر  همه این ها  در دست یک جریان و یک گفتمان است ،ما کاری به بدی و خوبی این جریان نداریم ،اما به دلیل آنکه این نوع گفتمان انحصار گرا و سنتی است و به اسم مذهب هم است ،اجازه رویش گفتمان های دیگر را سلب کرده است و خود نیزهیچ توانی برای جذب نسل جدید ندارد وفضایی را هم برای تعامل گفتمان های دیگر باقی نمی گذارد، جوانها را به لحاظ گفتمانی دچار مشکل نموده است .لذا در حال حاضر جوانان ما دچاریک پارادوکس ویا حد اقل ضعف گفتمانی شده اند ، البته  با این وجود هویت ملی خودشان را نگه داشته اند ، چراکه عدم مقبولیت گفتمان اصولگرایی در جامعه  دلیل نمی شود که مردم و جوانان با مسائل ملی و کشورشان مشکل داشته باشند. اگر میخواهد به خود ش حیات ببخشد باید تکامل پیدا کند . تکامل هم زمانی امکان پذیر است هست که رقیبی وجود داشته و با آن تعامل داشته باشد ،همچنین بتواند واقعیت های اجتماعی را درک کند ،در این زمان قطعا خودش هم خواهد توانست به بخش عظیمی از مسایل پاسخ دهد و امکان دارد این گفتمان روزی بطور طبیعی تبدیل به یک گفتمان مسلط هم بشود. نه با رد صلاحیت کردن های شورای نگهبان و الزامات دیگر.... همچنین در این شرایط گفتمان های غیر اصولگرا هم تشکیل خواهد شد و آنها هم به نواقص خود پی خواهند برد، ما نمیدانیم گفتمان اصلاح طلبی امروز چه نواقصی دارد ،چون در یک محیط آزاد نمی تواند رقابت کند ودر عرصه عمل خود را آزادانه عرضه نکرده است وهمیشه  مجبور به محافظه کاری در جامعه بود  و زمانی هم به قدرت می رسد باتزاحم گفتمان محافظه کار مسلط بر نهادهای انتصابی روبرو است وامکان پیاده نمودن سیاستهای گفتمانی خودرا ندارد. لذا نمی توانیم بگو ییم که گفتمان اصلاح طلبی چقدر توانایی حل مشکلات را دارد ، برای اینکه تاکنون ارایه خود وارزیابی خود را از دید مردم بدست نیاورده تا بتواند خود را ترمیم کند. به نظر بنده  گفتمان اصولگرایی هم معلول و ناقص وضعیف است. اگر انتخابات مجلس ما بصورت آزاد حزبی یا جریان وگفتمان سیاسی می بود واحزاب وجریانات کاندیدا معرفی می کردند ومجلس تشکیل می شد وآن مجلس به حل مشکلات جامعه می پرداخت هم توانایی گفتمانها در حل مسایل مشخص می گردید و هم گفتمانها به نارسایی خود پی می بردند ونسبت به برطرف نمودن آن اقدام می کردند.

یکی از انتقاد هایی که سایر نمایندگان به طرح استانی شدن انتخابات دارند باعث کاهش مشارکت مردمی در انتخابات می شود  از نظر شما این ادعا درست است یا خیر؟

بنده معتقد هستم که اگر انتخابات آزاد و استانی برگزار شود ومردم از سه ماه قبل بدانند کاندیداها چه کسانی هستند و چه جریانی از از کاندید اها حمایت می کنند، مشارکت افزایش پیدا خواهد کرد. اگر ما انتخابات را در کشور رقابتی بکنیم و بین دو گفتمان انتخابات را برگزار کنیم به نظر می رسد که مشارکت کاهش پیدا نمیکند، بلکه  شاهد افزایش مشارکت  در انتخابات هستیم ،این نکته راهم باید مد نظر داشت مشارکتی که هیچ نتیجه مثبتی در آن نباشد چه خاصیتی دارد؟ ما خواهان مشارکت تاثیر گذار مردم در جامعه هستیم. بنابراین مشارکت مردم در صورتی که اجازه انتخابات آزاد و سالم را بدهند می توان افزایش داد .باید ایام تایید  صلاحیت ها به 3تا 6ماه قبل برگردد تا جریان ها و کاندیدها چند ماه بتوانند تبلیغات کنند ،همچنین کاندیداهای استان بتوانند به شهرهای  خود سر بزنند با مردم دیدار داشته باشند به جای اینکه 200 تا روستا برود و 400 خونه سر بزنند و 100 تا مجلس ختم شرکت کند باید به شهرستان ها برود ،سخنرانی کند و با گروه های سیاسی ارتباط برقرار کند ،به نظر من با این کارها مشارکت پایین نخواهد آمد.

از نظر شما استانی شدن انتخابات باعث عدم انتخاب نخبگان سیاسی که اسم و رسم ندارند نمی شود و همچنین افزایش هزینه تبلیغات انتخابات را به دنبال ندارد؟

نخبه سیاسی کسی هست که خودش را نشان داده و مشخص شده باشد، که یک نخبه سیاسی محسوب شود. کسی که گمنام هست نخبه محسوب نمی شود. در واقع نخبه در عرصه سیاست شناخته می شود.  ثانیا این روند باعث می شودکه افرادی که صلاحیت نخبگی دارند در درون فرآیند حزبی رشد کنند و 4 سال بعد معرفی شوند. این جریانات باعث پرورش نیروهای سیاسی افراد در درون جامعه و احزاب سیاسی می شود. ما افرادی داریم که سیاسی و دانشگاهی اند در دانشگاه تدریس می کردند رسانه ای هستند این ها باید معرفی و انتخاب شوند .امیدواریم نمایندگان منافع ملی را بر باقیات و صالحات خود ترجیح بدهند ،در کل باید شخصیت هایی انتخاب شوند که در حد ملی مسئولیت داشته اند و سمت وزیر ،معاون وزیر یا مدیر کل مرکزی را داشته باشند و در مرحله بعد شخصیت های ناشناخته در درون نظام و جریانات رشد می کنند و این جریان برای 4 سال بعد از آنها استفاده می کنند.

در مورد افزایش هزینه های تبلیغاتی هم باید بگویم خیر افرایش نمی یابد، برعکس بسیار کاهش پیدا خواهد کرد ،در حال حاضر برای هر حوزه انتخابیه 20 تا کاندیدا داریم 290 تا 20 تا کاندیدا حساب کنید چقدر میشود، این تعداد کاندیدا فکر میکنید چقدرهزینه دارد؟ هزینه ها صرفا روزنامه ها و مطبوعات نیست، بلکه اعم از مجالس ختم و عروسی و ...... این ها همه هزینه اند. در ثانی انتخابات منطقه ای پوستر می زنند اما انتخابات در سطح استانی که  برگزار شود دیگر تراکت و پوستر نیست. یا باید در شبکه های اجتماعی تبلیغات کنند یا بروند در سطح جراید که در این صورت با کاهش هزینه های تبلیغاتی روبه رو هستیم.  این هزینه ها تجمیع می شود یعنی یک جریان برای خود چندین کاندیدا را شامل می شود. خود این جریان ها هزینه ها راعهده دار هستند، باید هزینه ها درست تعریف شوند ،به نظر من افت شخصیتی که در طول تبلیغات نمایند گان با شرکت در مجالس ترحیم و عروسی بوجود می آید هرینه ی زیادی است. نمایندگان در طول مدت زمان تبلیغات خودشان مدام تحقیر شخصیت می شوند. عزت فروشی می کنند. من چون کاندیدا بودم می دانم. همه به من می گفتند تو چرا این کار هارا انجام نمی دهی. من هم عرض می کردم من نیازی ندارم ،من معلم هستم و لذا من همیشه یک آ را ثابتی داشتم و یک قشر خاص به من رای می دادند .

آیا با این طرح رابطه بین حاکمیت و مردم کمتر نخواهد شد؟

به نظر من در حال حاضر هم نمایندگان به دنبال کار مردم نیستند و رابطه ای بین حاکمیت ومردم برقرار نیست. نماینده هم که بخواهد در این سطح مطالبات مردم را پرداخت کند و در امور ملی هیچ کاری نکند هیچ بردی نخواهد داشت. این درصورتی که وظیفه نماینده در مجلس چیز دیگری است. نماینده بیانگر مطالبات جامعه به سیستم سیاسی است ماباید به مردم یاد بدهیم که به صورت صنفی گروه های منافع تشکیل دهند. به جای اینکه یک کشاورز را ببینیم چه مشکلی دارد باید اتحادیه کشاورزان را تشکیل دهیم تا مشکلاتشان را بفهمیم. این اتحادیه ها در واقع بیانگر مطالبات اعضای خود هستند و نماینده پاسخگو مطالبات صنفی جامعه می باشند نه فردی. زمانی هم که مطالبات فردی شود و ارتباطات فردی شود باعث افزایش فساد در کشور می شود مطالبات جزیی مانند استخدام فرزندان و فک و فامیل انجام می شود پس بیان منافع مردم ضروری است.

29215

 

 

نظر شما چیست؟

تاکنون ۱ دیدگاه برای این مطلب ثبت شده است.شما هم نظری دارید؟


مگر تا الان در عزت و شخصیت نداشتن

۱ سال پیش   |   ASGARY57   |     |  
۰