استاد دانشگاه لندن در گفتگو با مهر:

پایگاه نظامی انگلیس در بحرین ارزش استراتژیک محدودی دارد

سیاسی

پروفسور"آرشین ادیب مقدم" با تاکید بر لزوم معماری امنیتی جدید برای خلیج فارس ایده تشکیل نیروی نظامی مشترک شورای همکاری خلیج فارس را با هدف سرکوب دموکراسی خواند.

در پی اعلام خبر ایجاد یک پایگاه نظامی جدید توسط نیروی دریایی انگلستان در بحرین و همچنین تلاش کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس برای ایجاد یک نیروی نظامی مشترک و اهداف واقعی این دو اقدام در منطقه، در گفتگویی با پروفسور "آرشین ادیب مقدم" استاد روابط بین الملل و رئیس گروه مطالعات فلسطین دانشگاه لندن انجام شده که در ادامه مشروح آن را خواهید خواند.

خبرگزاری مهر- گروه بین الملل: هدف انگلستان از ایجاد پایگاه نظامی دائم در بحرین چیست؟

ادیب مقدم : پایگاه نظامی انگلیس در بندر سلمان ارزش استراتژیک محدودی دارد. این کار را باید اقدامی سمبلیک دانست که بیانگر دو چیز است: اول اینکه حمایت مالی پادشاهی بحرین از این بندر همراه با یک بسته اقتصادی خواهد بود که موجب توسعه تامین مالی نیروی دریایی انگلیس خواهد شد. لذا این اقدام یک محاسبه اقتصادی است. ثانیا، این اقدام بیانگر این است که انگلستان می خواهد به ایفای نقش در منطقه ای که از اهمیت استراتژیک برخوردار است ادامه دهد. لذا اقدام صورت گرفته فقط ارزش اقتصادی دارد. اگر هدف از این کار را مقابله با داعش بدانیم باید گفت که انجام چنین کاری از یک پایگاه نظامی در بحرین غیر ممکن است. آمریکا که دهه ها است چندین پایگاه نظامی در منطقه دارد، نتوانسته است جلوی حمله تروریستی یازده سپتامبر را بگیرد و گروه هایی مثل القاعده و داعش هم ظاهر شده اند. سیاست های منطقه، خود را در ساختارهای خرد نشان می دهند مثلا در فضاهای مجازی اینترنتی، سیاست های قبیله ای، جوامع مدنی و مرکز شهری که نمی توان با نیروی دریایی نفوذ کرد.

علاوه بر این امنیت سخت جایگرینی برای قدرت مدنی نیست که آمریکا و انگلیس به علت اشتباهاتشان در عراق و افغانستان فاقد آن هستند. اکنون دیگر زمان بین سال های 1941 تا 1971 نیست که آمریکا و انگلیس قادر بودند مستقیما در سیاست های منطقه تاثیر گذار باشند. قدرت مدنی اصطلاحی است که من برای تبیین حقایق جدید منطقه بعد از قیام های عربی در کتاب "قیام های عربی و انقلاب ایران: قدرت و مقاومت امروز" بکار برده ام. قدرت مدنی شکلی از قدرت است که در جامعه نفوذ می کند و عوامل متعددی آن را دارا هستند که در ذیل یا فراتر از دولت ها قرار دارند. صفحه های رادارهای نیروی دریایی قادر به یافتن این نوع از قدرت سیاسی در غرب و شمال آفریقا نیستند.

شاهد تلاش کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس برای ایجاد یک نیروی نظامی مشترک هستیم، آیا این اقدام واقعا با هدف مقابله با داعش صورت می گیرد؟

ایده تشکیل فرماندهی مشترک نیروهای نظامی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس مدتی است که مطرح شده و ایده آن در سال 2011 توسط عربستان سعودی مطرح شده است تا وسیله ای برای کنترل قیام های عربی و جلوگیری از گسترش قیام های دموکراسی خواهانه در جهان عرب باشد. من حضور نظامی انگلیس در منطقه  و هم این اتحادیه نظامی را تهاجمی علیه دموکراسی و کشورهای مستقل در منطقه می دانم. اما مهمترین نکته تحلیلی اینجاست که این استراتژی ها توسط بازیگرانی ضعیف شکل گرفته اند که حقایق موجود در کشورهای خود و افق های جدید منطقه را دستکم گرفته اند. همکار ارجمند من اینجا در لندن پروفسور" مداوی الرشید" در خصوص پیشنهاد تشکیل این اتحادیه نظامی به حق گفت که این طرح زمانی مطرح می شود که رهبران عربستان در حال مشاهده شکست سریع استراتژی های خود در سوریه و عراق هستند. دوباره تأکید می کنم که امنیت سخت و سیاست های کلان پاسخ مناسبی برای چالش ها نیستند و پاسخگویی دموکراتیک، استراتژی مصالحه جویانه فراگیر منطقه ای و توانمندسازی های اجتماعی می توانند پاسخگوی این چالش ها باشند. مشکل اصلی این است که ما فاقد گاندی، ماندلا و مارتین لوتر کینگ هستیم.

آیا تمامی این تحولات می تواند به بهبود اوضاع امنیتی در خلیج فارس منتهی شود؟

بارها گفته ام که لازمه امنیت در خلیج فارس نیازمند یک معماری امنیتی فراگیر است که تمامی سهامداران آن را راضی کند. من استراتژی های لازم برای دستیابی به این هدف را در رسانه ها و تحقیقاتم ارائه کرده ام. از آنجا که کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس تمایل ندارند که ایران و عراق را به عنوان شریک امنیتی خود بپذیرند، ایران و عراق باید به هم نزدیکتر شوند که می تواند در قالب یک همکاری اقتصادی و سیاسی غیر قومیت گرایانه انجام شود. چنین اتحادیه ای که معنوی است و دارای منافع مادی است باید گامی باشد برای تعامل با دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس و نباید علیه آنها باشد. من درباره یک هویت قلمرویی جدید یا نوعی از دولت - ملت جدید صحبت نمی کنم. من درباره همکاری تدریجی فرهنگی و اقتصادی صحبت می کنم که در درون دور جدیدی از صلح و وحدت امکان پذیر است. این چنین کاری فلسفه ای جدید در منطقه ایجاد خواهد کرد که از سیاست های تهاجمی و هژمونی تروریسم و شیعه یا سنی به دور خواهد بود. در سایه چنین الگویی داعش در حرف و در واقع به حاشیه رانده خواهد شد.

--------------------

گفتگو از پیمان یزدانی

وبگردی