• ۴بازدید

ایران با ارتش عربی چه خواهد کرد؟

ایران و بحرین

در نشست اخیر شورای همکاری خلیج فارس در دوحه اعضای حاضر به تشکیل یک ارتش واحد عربی برای مقابله با تهدیدات احتمالی تمایل نشان دادند تا بدینوسیله بتوانند بخشی از نگرانی های خود را از بین ببرند.

آنچه در شرایط فعلی ذهن بسیاری از صاحب نطران را به خود مشغول کرده، دلایل و پیامدهای این تصمیم بر جغرافیایی پر تلاظمی چون خاورمیانه می باشد چرا که این تمایل نشان از اتفاقاتی دارد که در حال حاضر وقوع یافته و یا در آینده زمینه های شکل گیری آن فراهم خواهد شد.

برای شناخت دلایل چنین نگاهی می توان به چند نکته اشاره کرد:
- 1- بسیاری دغدغه اصلی کشورهای حوزه خلیج فارس را ظهور گروههای جدید افراطی می دانند که مجموع اقدامات و برنامه هایشان می تواند فرایند تهدید زایی در منطقه را روزافزون نماید.
- 2- عده ای بر این باورند که تغییر سیاستهای امریکا در منطقه بویژه خروج تدریجی نیروهای نظامی آن کشور و خلا ناشی ازآن در کنار ناتوانی کشورهای عربی در تامین امنیت خود می تواند از نتایج چنین تصمیمی باشد.
- 3- مذاکرات هسته ای ایران از دیگر دلایل این کشورها برای طرح موضوع ارتش عربی است چرا که آنان براین باورند که در صورت نتیجه بخشی مذاکرات نقشه منطقه تغییر می یابد وآنها باید از هم اکنون در فکر آینده باشند
- 4- اختلافات عدیده میان کشورهای کوچک و بزرگ حوزه خلیج فارس خود سبب شده تا برخی کشورها برای رفع این مشکلات بفکر چاره باشند که بنطر می رسد تشکیل یک نیروی دفاعی بخشی از راه حل این کشورهاست.
- 5- تغییرات سیاسی بوجود آمده و یا در حال شکل گیری نیز از دیگر عوامل این تصمیم می تواند باشد چراکه حکام این کشورها با توجه به سن و سال بالای خود نگرانی هایی برای تاج و تخت خود دارند که بدینوسیله می تواند راهی برای ارامش بخشی خود و دیگران بیابند.
- 6- ذهنیت سازی و ایجاد اختلافات مصنوعی و جعلی در سایه سیاستهای شیطنت آمیز برخی اربابان قدرت در جهان که در این منطقه از جهان مسبوق به سابقه بوده هم می تواند دلیل دیگری برمنطق این کشورها برای تشکیل ارتش عربی باشد.
- 7- برخی هم تنازعات ایدئولوژیک ودر نتیجه تصور جنگ و ستیز بین نگاههای متعدد دینی را که می تواند در ساماندهی دولتها و ملتها در منطقه نقش افرینی مهم داشته باشد، را از اسباب مهم نگاه کشوهای عربی به آینده می دانند و ارتش عربی را پشتوانه محکمی برای این امر بنیادین بر می شمارند.

جالب اینجاست که در کمترین زمان ممکن از اعلان کشورهای حوزه خلیج فارس برای تشکیل ارتش عربی، انگلیس با برپایی یک پایگاه نطامی در راستای این اقدام قدم بر می دارد تا هم نشان دهد امادگی لازم برای زمینه سازی این تفکر تا کجاست و از سوی دیگر به واشنگتن اطلاع دهد در صورت تغییر مناسبات قدرت در این جغرافیا ، لندن حاضر است تا با حضور خود خاطرات تاریخی گذشته را بار دیگر احیا نماید.

با عنایت به چنین نگاهی ورود جمهوری اسلامی ایران به این مسئله می تواند در اصل تشکیل و توابع آن بسیار موثر باشد چرا که به باور برخی تحلیلگران بخش مهمی از این تصمیم به موضوعات روابط کشورهای حوزه خلیج فارس با تهران ارتباط دارد و در صورت حضور هوشمندانه ایران به این مسئله تعیین کننده ، این موضوع می تواند دستخوش تحولات بنیادین گردد.

رفتار تهران در این زمینه می تواند همانند بسیاری موارد همچون گذشته به تصمیمات این حوزه بی اعتنایی باشد و بدلیل ساختار ناهمگون و اختلافات ریشه دار تاریخی به اتفاق نظرهای کشورهای حاشیه خلیج فارس اهمیتی چندان ندهد و به همان اندازه از تخاصمات و غرض ورزیهای این منطقه متاثر گردد همچنانکه در موضوع امنیت خلیج فارس،مدیریت انرژی و نفت و پرونده هسته ای شاهد تحرکات این کشورها بوده است.
رویکرد دیگر تهران که از فضای جدید تعامل و ارتباطات سازنده می توان انتطار داشت و بر فرایند ساختن دشمن فرضی توسط عناصر منطقه ای و فرا منطقه ای نیز فائق آمد تشکیل مجموعه ای از صاحبنظران کارکشته و مجرب و آشنا به مباحث حوزه خلیج فارس می باشد که بتوانند ضمن حفط منافع کشور با زبان توافقی به راه حلی برای امنیت سازی بومی رسیده و با خنثی نمودن ترفندهای تبلیغاتی و رسانه ای از صرف هزینه های کشورهای منطقه برای همدیگر و کاهش توان آنها در اقدامات فرسایشی بکاهند کاری که اکنون مجموع حاضر در شورای امنیت ملی بخوبی می توانند آن را مدیریت نمایند

وبگردی